تأثیرگذاری مثلث برگزیت- ترامپ - اتحادیه اروپا بر رابطه آتی ناتو و روسیه

تاریخ انتشار : سه شنبه ۲۸ دی ۱۳۹۵ ساعت ۱۰:۴۰
Share/Save/Bookmark
 
شهرزاد مفتوح: بقای ناتو که ابتدا توسط ایالات متحده و اروپا تشکیل شد بستگی به تقویت رابطه فراآتلانتیکی بین آنها دارد و بدین منظور حضور دشمنی مانند روسیه لازم است، اما ظاهراً تحولات اخیر ضربات جدی به پیکره این سازمان وارد کرده است. در حالی که اتحادیه اروپا و ناتو - با 22 عضو مشترک - باید برای مواجهه با تهدیدات امنیتی با یکدیگر همکاری کنند، به نظر می رسد آنها در حال حاضر علیه یکدیگر کار می کنند! سخنان ترامپ، به عنوان رئیس جمهور آتی ایالات متحده، پیام تأثیرگذاری را به دوستان و دشمنان به طور یکسان مبنی بر این موضوع منتقل می کند که این کشور دیگر حاضر به حمایت کامل از ناتو نیست ...
 
ایراس: در ژانویه 2016 پوتین، رئیس جمهور روسیه، راهبرد امنیتی جدیدی را تصویب نمود که گسترش ناتو را تهدیدی برای این کشور تلقی می کرد. اکنون پس از گذشت یک سال، به نظر می رسد تحولات مهمی مانند برگزیت، پیروزی ترامپ به عنوان رئیس جمهور منتخب آمریکا و تصمیم اتحادیه اروپا مبنی بر ایجاد مقر نظامی دائمی اتحادیه اروپا در خارج از ناتو، آینده روابط ناتو و روسیه را تحت تأثیر قرار دهند.

زمانی که اتحاد نظامی بین دولتی، سازمان پیمان آتلانتیک شمالی (ناتو)، در سال 1949 توسط ایالات متحده، کانادا و چند کشور اروپای غربی ایجاد گردید، هدف اصلی آن تأمین امنیت جمعی در برابر حمله هر کشور خارجی، به ویژه اتحاد جماهیر شوروی، بود. شوروی نیز در اقدامی متقابل، پیمان ورشو را به عنوان نیرویی موازنه بخش در برابر ناتو تشکیل داد، اما این سازمان تنها حدود 36 سال دوام آورد و در سال 1991 - زمان خاتمه جنگ سرد و فروپاشی شوروی - منحل گردید، اما ناتو مدت ها پس از آن به حیات خود ادامه داد و امروزه هدف اصلی آن کماکان حراست از آزادی و امنیت 28 عضو آن است و روسیه همچنان دشمن اصلی آن قلمداد می شود.

پس از جنگ سرد، ناتو و روسیه همکاری های خود را در چارچوب «شورای همکاری آتلانتیک شمالی» و «مشارکت برای برنامه صلح» آغاز کردند و توافقنامه های متعدد مهمی را در زمینه همکاری (دهه 1990) امضا کردند. در سال 2002، «شورای روسیه- ناتو» برای رسیدگی به مسائل امنیتی و طرح های مشترک راه اندازی شد و از آن پس آنها در مورد مسائلی نظیر مبارزه با تروریسم، همکاری در زمینه امور افغانستان، همکاری صنعتی، عدم اشاعه تسلیحات و مسائل دیگر با یکدیگر به همکاری پرداختند. اما پس از واقعه الحاق کریمه به روسیه - برخی گمانه زنی ها حاکی از این است که علت این اقدام روسیه، بیم آن از حضور پایگاه های ناتو در شهر سواستوپول است -، ناتو تصمیم به تعلیق همکاری های عملی خود با روسیه گرفت، ولی در نهایت پس از گذشت دو سال که روابط بین آنها به حالت تعلیق در آمده بود، جلسه شورای روسیه- ناتو در اواخر آوریل 2016 در بروکسل برگزار گردید. گرچه به نظر می رسد روسیه و ناتو درصدد یافتن زمینه های مشترکی پیرامون آینده امنیت اروپا هستند، در اینجا باید به برخی تحولات روی داده در سال 2016 اشاره نمود که بر این رابطه - به نفع روسیه - تأثیر می گذارند.

1. خروج انگلستان از اتحادیه اروپا (برگزیت) ضربه قابل توجهی به ناتو وارد می آورد. به رغم اظهارنظرهای مقامات انگلستان و ناتو مبنی بر این که با وجود خروج انگلستان از اتحادیه اروپا، این کشور در ناتو باقی می ماند، این واقعیت را نمی توان نادیده گرفت: برگزیت تأثیر منفی بر ناتو، اگر نه در کوتاه مدت، در بلندمدت خواهد گذاشت. دلایل متعددی را در این زمینه می توان ذکر کرد:

نخست، کاهش تولید ناخالص داخلی انگلستان در بلندمدت، تحت تأثیر برگزیت، مشکل ساز خواهد شد. انگلستان - کشور دوم تأمین کننده منابع ناتو پس از ایالات متحده - برای حفظ سطح سرمایه گذاری خود در توانمندی های دفاعی با مشکل مواجه می شود - به احتمال زیاد بودجه دفاعی مجدداً کاهش می یابد.

دوم، سمت انگلستان به عنوان معاون فرمانده عالی نیروهای متحد اروپا - سمتی برای کشوری عضو اتحادیه اروپا - با توجه به خروج انگلستان از این اتحادیه زیر سؤال رفته است و این امر احتمالاً منجر به کاهش نفوذ انگلستان در ناتو می گردد.

سوم، برگزاری رفراندوم احتمالی دوم در زمینه استقلال اسکاتلند بر انگلستان و ناتو، هر دو، تأثیر بسیاری می گذارد. در حال حاضر زیردریایی های مجهز به موشک های هسته ای ترایدنت در پایگاه نیروی دریایی بندر فاسلین مستقر هستند و در صورت استقلال اسکاتلند، انگلستان زیرساخت دفاعی مهمی را از دست می دهد - طبق برآوردها، ساخت تأسیسات بندری جدید دست کم یک دهه زمان و میلیون ها پوند هزینه خواهد داشت. از این رو، اکنون مسأله توانمندی های دفاعی انگلستان مطرح است که از اهمیت بالایی نیز برای ناتو برخوردار است، چرا که انگلستان، در کنار ایالات متحده، دو ضامن هسته ای ناتو محسوب می شوند.

چهارم، انگلستان همواره به عنوان پل ارتباطی بین ناتو و کشورهای اتحادیه اروپا عمل کرده است. با خروج انگلستان از این اتحادیه، این نقش دیگر کارایی ندارد و در صورت بروز هر گونه مشکلی در مذاکرات انگلستان و اتحادیه اروپا در زمینه برگزیت که احتمال آن زیاد است، چرا که کشورهای اتحادیه اروپا چندان مایل نیستند انگلستان به راحتی از این اتحادیه خارج گردد و این تصمیم بیشتر جنبه هشدار به کشورهایی دارد که احتمال دارد تصمیم به خروج از اتحادیه اروپا را داشته باشند، ناتو، به عنوان کودک این طلاق دشوار و ناخوشایند، لطمه بسیاری از این مسأله می بیند. با توجه به این که کشورهای اتحادیه اروپا در حال حاضر و تا چند سال آتی دغدغه های بی شماری برای رسیدگی به مشکلات داخلی خود دارند که برگزیت نیز بر آنها افزوده است - شایان ذکر است که اخیراً سر ایوان راجرز سفیر انگلستان در اتحادیه اروپا با اعلام این امر که گروه مذاکره هنوز مشخص نشده اند چه برسد به استراتژی مذاکره و قبلاً نیز هشدار داده بود که مذاکرات برگزیت ممکن است بیش از ده سال طول بکشد از سمت خود استعفا داد، آنها عملاً زمان و یا تمایلی برای هر گونه همکاری جدی با ناتو نخواهند داشت. انگلستان نیز درگیر مشکلات اقتصادی، سیاسی و دیگر مسائل خود می شود و دیگر نمی تواند به عنوان هماهنگ کننده بین ناتو و کشورهای اتحادیه اروپا عمل کند.

2. گرچه کماکان مشخص نیست شعارهای انتخاباتی رئیس جمهور منتخب ترامپ در زمان حضور وی به عنوان رئیس جمهور و تصدی امور تا چه حد به واقعیت مبدل گردند، سخنان وی در زمینه عدم تمایل امریکا برای حمایت نظامی و اقتصادی از ناتو، موضوع تسهیم بار مسئولیت و این که کشورهای اتحادیه اروپا باید در قبال تعهدات مالی خود در این بلوک همکاری بیشتری از خود نشان دهند پرسش هایی را در مورد نقش آتی آمریکا به عنوان نیروی محرک اصلی در ناتو و این که آیا این کشور کماکان امنیت اروپا را تأمین می کند مطرح می کنند.

3. موضوع دیگر مطرح شده ناشی از وقوع برگزیت، تمایل اتحادیه اروپا برای ایجاد مقر نظامی دائمی اتحادیه اروپا، مستقل از ناتو، است. در حالی که کشورهای اروپایی همواره متکی به تعهد ایالات متحده در قبال واکنش دهی برای جلوگیری از هر گونه حمله به عضوی از ناتو در اتحادیه اروپا بوده اند، تصمیم آنها مبنی بر ایجاد «اتحادیه دفاعی مشترک» در غیاب انگلستان که مخالف تشکیل ارتش متحد اروپا بود و اصرار داشت که اولویت ناتو در امور دفاعی اروپا باید حفظ گردد، بر همکاری های آتی اتحادیه اروپا و ناتو سایه تردید جدی افکنده است.

در مجموع، ملاحظه می شود بقای ناتو که ابتدا توسط ایالات متحده و اروپا تشکیل شد بستگی به تقویت رابطه فراآتلانتیکی بین آنها دارد و بدین منظور حضور دشمنی مانند روسیه لازم است، اما ظاهراً تحولات اخیر ضربات جدی به پیکره این سازمان وارد کرده است. در حالی که اتحادیه اروپا و ناتو - با 22 عضو مشترک - باید برای مواجهه با تهدیدات امنیتی با یکدیگر همکاری کنند، به نظر می رسد آنها در حال حاضر علیه یکدیگر کار می کنند! سخنان ترامپ، به عنوان رئیس جمهور آتی ایالات متحده، پیام تأثیرگذاری را به دوستان و دشمنان به طور یکسان مبنی بر این موضوع منتقل می کند که این کشور دیگر حاضر به حمایت کامل از ناتو نیست. برگزیت، با تمام پیامدهای آن برای خود انگلستان و اتحادیه اروپا، بر میزان مشارکت این کشور در ناتو تأثیر بسیاری خواهد گذاشت و حتی در صورت تداوم حضور آن در ناتو و تلاش برای ایفای نقش در آن، عواملی نظیر کاهش بودجه دفاعی، ارتش با توانمندی کمتر و کاهش نیروی انسانی جای مانور چندانی برای آن باقی نمی گذارند. تمام این مسائل این پرسش را در ذهن تداعی می کنند که آیا ناتو در جشن تولد 70 سالگی خود در سال 2019 می تواند بدون دغدغه حضور قاطعی داشته باشد.
 
----------
نویسنده: شهرزاد مفتوح - کارشناس مسائل اروپا

 
کد مطلب: 2804