۲
 

خط لوله تاپی (TAPI)؛ انتظارات و واقعیتها

تاریخ انتشار : يکشنبه ۲۶ دی ۱۳۹۵ ساعت ۱۶:۲۲
Share/Save/Bookmark
 
بهروز قزل: در میان تمام مسیرهای بالقوه و بالفعل صادرات انرژی ترکمنستان، خط لوله تاپی جایگاه ویژه ای دارد. مسیری که بردی محمداف، رئیس جمهور ترکمنستان آن را هم برای کشور تولیدکننده، هم برای کشورهای ترانزیتی و هم برای کشورهای مصرف کننده دارای اولویت اقتصادی دانسته و حتی از آن به عنوان «عامل توسعه پایدار» و «حامی تحکیم صلح» یاد کرده است ... به نظر می رسد که سایر دولت های ذینفع نیز علی رغم هزینه های مربوط به احداث و تأمین امنیت این خط لوله، منافع درازمدت خود را در تحقق این مسیر می دانند. با وجود این، نباید از نظر دور داشت که یکی از وجوه تکراری «ماجرای خطوط لوله انتقال انرژی در منطقه اوراسیا»، برآورده نشدن انتظارات اولیه به رغم اجرایی شدن مسیرهای برنامه ریزی شده است ...
 
ایراس: خط لوله انتقال گاز تاپی (TAPI)، مسیری 1814 کیلومتری است که قرار است از میدان گازی گالکینیش در ترکمنستان آغاز و با عبور از افغانستان و پاکستان به منطقه فاضلیکا در هند برسد. این خط لوله، در کنار مزیت های اقتصادی، از آن جا مهم بوده و مورد توجه است که تحقق آن در منطقه ای به شدت «موردعلاقه فعالان امنیتی» برنامه ریزی شده است. مسیر 774 کیلومتری افغانستان شامل استان‌های هرات، فراه، هلمند، نیمروز و قندهار بوده و مسیر 826 کیلومتری پاکستان نیز از استان‌های بلوچستان (شامل شهر کویته که دفتر ستادی شورای عالی طالبان در آن واقع شده است) و پنجاب پاکستان عبور خواهد کرد تا در نهایت به ایالت پنجاب هندوستان برسد. اما آیا به واقع می توان شاهد تحقق این خط لوله بود؟ و اینکه آیا تاپی خواهد توانست انتظارات کشورهای ذینفع در این پروژه را برآورده سازد؟
 
در میان تمام مسیرهای بالقوه و بالفعل صادرات انرژی ترکمنستان، خط لوله تاپی جایگاه ویژه ای دارد. مسیری که بردی محمداف، رئیس جمهور ترکمنستان آن را هم برای کشور تولیدکننده، هم برای کشورهای ترانزیتی و هم برای کشورهای مصرف کننده دارای اولویت اقتصادی دانسته و حتی از آن به عنوان «عامل توسعه پایدار» و «حامی تحکیم صلح» یاد کرده است که 12000 شغل ایجاد خواهد کرد. به عقیده برخی کارشناسان نیز، تاپی، «آخرین برگ برنده ژئوپلیتیکی ترکمنستان» است. اما گذشته از تمایلات ترکمنستان، نخستین مسئله ای که در برآوردهای چشم انداز تاپی جلب توجه می کند، افغانستان و وضعیت امنیتی این کشور است.
 
ترکمنستان، در چارچوب نگاه عملگرایانه و متأثر از اقتضائات اقتصادی و امنیتی، از دوران نیازوف در دهه 1990 تجربه همکاری با طالبان افغانستان را در کارنامه خود دارد. در دوره جدید نیز، فعالیت های ترکمنستان با کمترین تقابل از سوی این گروه مواجه شده است. این وضعیت در نگاه نخست، امیدواری هایی را برای ترکمنستان به همراه دارد. طالبان افغانستان نیز به اجرای پروژه تاپی «چراغ سبز» نشان داده و حتی امیدواری هایی مبنی بر همکاری این گروه در حفظ امنیت خط لوله تاپی ظاهر شده است. در عین حال، دولت افغانستان نیز متعهد شده است تا واحد ویژه نظامی 7000 نفری را برای تأمین امنیت در مناطقی که تاپی از خاک این کشور عبور خواهد کرد، تأسیس کند. دولت افغانستان امیدوار است سالانه تا 400 میلیون دلار به واسطه پرداخت های ترانزیتی تاپی کسب درآمد نماید.
 
علاقمندی های پاکستان و هند به پروژه خط لوله تاپی تا حدود زیادی طبیعی است. پاکستان، به دنبال افزایش مستمر تقاضای داخلی، رشد سالانه 6 درصدی عرضه گاز به بازار داخلی خود را برنامه ریزی کرده و در هند نیز با افزایش سالانه 6.8 درصدی تقاضای گاز در داخل مواجه است. پیش بینی می شود در سال 2021 تقاضای بازار داخلی گاز در هند بر 180 میلیارد مترمکعب در سال بالغ شود. از جانب دیگر، نهاد مؤثری همچون بانک توسعه آسیایی از سال 2003 به عنوان دیبرخانه پروژه تاپی فعالیت داشته و از سال 2013 در جایگاه مشاور اجرایی آن قرار گرفته است. این نهاد، حمایت گسترده ای چه در مقام هماهنگ کننده و چه در مقام تأمین کننده مالی از تاپی به­عمل آورده است. اما با وجود این اشتراک منافع، کماکان ترکمنستان جدی ترین حامی این پروژه و پویاترین بخش این سازوکار است.
 
ترکمنستان، انگیزه های مهم و گوناگونی برای پیگیری مجدانه تاپی دارد. جهت گیری کلی سیاست انرژی و سیاست خارجی ترکمنستان، حتی از نخستین سال های پس از استقلال، مبتنی بر متنوع سازی مسیرهای صادراتی منابع انرژی خود و شکستن انحصار مسیر شمالی از خاک روسیه بوده است. ویژگی که مشخص ترین پیامد آن در روند تعامل بین «ترکمن گاز» و «گازپروم» روسیه قابل مشاهده است. عرضه سالانه گاز به روسیه که در سال 2008 به 42.3 میلیارد مترمکعب رسیده بود، به تدریج کاهش یافت و در سال 2015 به 4 میلیارد مترمکعب رسید. گفته می­شود که 2016 نیز سال پایان صادرات گاز به روسیه بوده است. تردیدی نیست که این انعطاف و قدرت ریسک پذیری ترکمنستان در سایه تحقق مسیر شرقی به سمت چین در سال های اخیر میسر شده است. از سال 2009 تا 2013 مراودات گازی ترکمنستان و چین رشدی 800 درصدی را تجربه کرده و برآوردهای صادرات گاز به چین در سال 2016 عددی نزدیک به 30 میلیارد مترمکعب را نشان می دهد.
 
در خصوص مسیر جنوبی از خاک ایران، باید اذعان شود که با توجه به موقعیت ممتاز ژئوپلیتیکی ایران و به رغم مزیت ها و صرفه های اقتصادی، ظرفیت های بالقوه این مسیر هیچ گاه آن طور که باید بالفعل نشده است. خرید گازی سالانه ایران از ترکمنستان، در بهترین وضعیت از 7-8 میلیارد مترمکعب تجاوز نکرد و اخیرا نیز تداوم جریان صادرات گاز این کشور به ایران با تردیدهای جدی مواجه شده است. پیشنهاداتی مانند «گاز در برابر کالا» از سوی ایران و یا رفتار غافلگیرانه ترکمنستان در قطع جریان گاز صادراتی و تشدید فشارهای اجتماعی داخلی ایران، از جمله عواملی است که چشم انداز روابط گازی دو کشور را مکدر کرده است.
 
سیاست «همه چیز منهای ایران» که در طی سال های گذشته از سوی ایالات متحده پیگیری شد، بسیاری از تحولات مربوط به خطوط انتقال انرژی در منطقه اوراسیای مرکزی را تحت تأثیر قرار داد. دولت های منطقه، تحت فشار ساختاری غرب، مسیر اقتصادی و توجیه پذیر ایران را از اولویت طرح های خود خارج کردند. تأثیر این سیاست در حال حاضر و در شرایط نسبتا تعدیل شده اخیر نیز، به واسطه نهادینه شدن سیاست حذف ایران از سازوکارهای منطقه ای کم و بیش قابل رؤیت است. البته لازم به ذکر است که برخی سیاست های اعلانی ایران پیرامون تحولات خلیج فارس و مواضع اخذشده درباره تنگه هرمز در جنوب، گاه، اراده دولت ها برای همکاری در شمال را نیز تحت تأثیر قرار داده است.
 
مسیر غربی به سمت جمهوری آذربایجان و ترکیه نیز مورد توجه ترکمنستان است که با عبور از دریای خزر (ترانس خزر) و بدون وابستگی به ایران، می تواند زمینه فروش گاز ترکمنستان در بازارهای غربی را فراهم کند. این خط لوله، هم از سوی کشورهای واقع در مسیر و هم از سوی بازارهایی هدف مورد حمایت واقع شده و در پازل روابط گازی اتحادیه اروپا و روسیه نیز قابل چینش است. هر چند عملیاتی شدن این مسیر نیز با دشواری های خاص خود را مواجه می باشد. اما همان طور که اشاره شد، در میان مسیرهای محتمل پیش روی ترکمنستان، تصمیم گیران این کشور مسیر جنوبی از خاک افغانستان و پاکستان را بیش از سایر گزینه ها ترجیح داده و پافشاری مشخصی برای تحقق آن به خرج داده اند.
 
مسیر شمالی از خاک روسیه غیرفعال شده و مسیر جنوبی از ایران با تردیدهایی همراه بوده و هست. مسیر غربی ترانس خزر نیز در شعاع دورتری از دسترسی واقع شده و تنها مسیر قابل اتکا برای ترکمنستان در حال حاضر، مسیر شرقی به سمت چین است. اما این برای ترکمنستان کافی نیست، به ویژه اینکه در مغایرت با سیاست اصولی متنوع سازی و «گریز از دام انحصار» قرار دارد. از دید رهبران ترکمنستان، در بحث آسیب پذیری از تفرد مسیرهای صادراتی منابع انرژی، تفاوت اندکی میان روسیه و چین یا هر دولت دیگری وجود خواهد داشت و تداوم این شرایط، می تواند به کابوس آتی ترکمنستان مبدل شود. یادآوری این نکته که در کمترین برآوردها نیز بیش از 80 درصد درآمد دولت ترکمنستان از فروش منابع هیدروکربنی به دست می آید، اهمیت و حسیاست این موضوع برای ترکمنستان بیش از پیش قابل درک خواهد بود. در این فضا، رهبری ترکمنستان برای پیگیری مصرانه تاپی ترغیب شده است تا حتی الامکان، ضمن حفظ و افزایش میزان صادرات خود از وابستگی به یک بازار خاص کاسته و از اتکا به تنها یک خط لوله صادراتی اجتناب کند.
 
آنچه مسلم است، در کنار اشتراک نسبی منافع چهار کشور دخیل در تاپی، اشتیاق ترکمنستان برای تحقق این خط لوله «بیش از یک خط لوله انتقال گاز» بوده و گویا ترکمنستان تصمیم گرفته است به هر نحو ممکن برای عملیاتی شدن این مسیر صادراتی بکوشد. مضاف بر تلاش هایی که برای توجیه این خط لوله در قالب استعاره های لیبرالیستی اعم از تحکیم صلح و همکاری سینرژیک صورت گرفته است، افغانستان و ترکمنستان در فضایی عملگرا و با بهره گیری از تمام ظرفیت ها برای رفع موانع امنیتی و تقلیل مخاطرات متصور در بخش افغانستانی تاپی کوشش کرده اند. به رغم مبهم بودن برخی رفتارهای اخیر پاکستان در خصوص سرمایه گذاری در تاپی و تردیدها در اقبال این کشور برای تحقق این خط لوله که متأثر از طرح های جایگزین چینی دانسته می شد، رفت و آمدهای اخیر مسئولان مرتبط پاکستانی به ترکمنستان و فعالیت آن ها نشان می دهد که کماکان تاپی برای پاکستان دارای اهمیت است. به نظر می رسد که هند نیز همچنان در مواضع حمایت گری خود از تاپی استوار است. گمانه زنی هایی نیز پیرامون اهداف دوردست تر تاپی برای ارائه بخشی از گاز مورد نیاز بازارهای غربی از طریق بنادر آسیای جنوبی صورت گرفته است که هر چند در حال حاضر چندان قابل اعتنا نیست، اما می تواند به عنوان محملی برای جلب حمایت بیش از پیش بازیگران ذینفوذ غربی به شمار آید.
 
بدین ترتیب، احتمال نهایی شدن پروژه تاپی و عملیاتی شدن مسیر جنوبی صادرات گاز ترکمنستان از خاک افغانستان، پاکستان و هند قابل توجه است. به نظر می رسد که علی رغم هزینه های مربوط به احداث و تأمین امنیت این خط لوله، دولت های ذینفع، منافع درازمدت خود را در تحقق این مسیر می دانند. اما این را نیز نباید از نظر دور داشت که یکی از وجوه تکراری «ماجرای خطوط لوله انتقال انرژی در منطقه اوراسیا»، برآورده نشدن انتظارات اولیه به رغم اجرایی شدن مسیرهای برنامه ریزی شده است. به عبارت دیگر، در عین اشتراک منافع اولیه، دولت های شریک اختلافات عمده ای نیز در سایر حوزه ها با یکدیگر دارند که در صورت تصاعد اختلافات، «ابزار گازی» یکی از نخستین اهرم های مورد استفاده آنان برای تحمیل فشار بر طرف مقابل خواهد بود. علاوه بر آن، اوراسیا همچنان عرصه رقابت خطوط انتقال انرژی است و احتمال ظهور رقیب قوی تر با مزیت های اقتصادی و امنیتی بیشتر هیچ گاه دور از انتظار نیست.
 
اختلافات دیرپای هند و پاکستان که دست یابی به بازار این کشورها، فراهم کننده اقتصادی ترین وجه خط لوله تاپی است، در صورت اوج گیری می تواند یکی از زمینه های ناکارآمدی تاپی را حتی پس از آغاز فعالیت آن فراهم کند. اختلافات احتمالی آتی طالبان با دولت مرکزی افغانستان نیز، یکی دیگر از زمینه های غیرقابل کتمانی است که می تواند جریان انتقال گاز از خط لوله تاپی را به سمت نامعلومی سوق دهد. به نظر نمی رسد که دولت های ذینفع در تاپی نیز بدون توجه به این زمینه ها وارد مشارکت در این پروژه شده باشند و احتمالا، هر یک از این دولت ها، به ویژه مصرف کنندگان مهمی چون هند و پاکستان، «تمام تخم مرغ های خود را در سبد تاپی قرار نخواهند داد». این همان ویژگی سنتی منطقه اوراسیا است که اجازه می دهد، باوجود عملیاتی شدن خط لوله ای همچون تاپی، مسیرهای رقیب یا جایگزین نیز از دایره توجهات خارج نشود و فرصت برای سایر عرضه کنندگان همچنان فراهم باشد.
 

----------
نویسنده: بهروز قزل، دانشجوی دکترای مطالعات آسیای مرکزی و قفقاز، دانشگاه تهران
 
 
کد مطلب: 2794
 


 
حجت
Iran, Islamic Republic of
۱۳۹۵-۱۱-۰۳ ۰۰:۰۰:۵۹
مقاله بسیار کامل و قابل استفاده ای بود تشکر (148)
 
پژوهشگر سیاست خارجی
Iran, Islamic Republic of
۱۳۹۵-۱۱-۰۳ ۰۹:۴۵:۴۰
بالاخره یکی پیدا شد با یه دید واقع گرایانه قضیه این خط لوله رو بررسی کنه. هم واقعیت ها رو گفته، هم سیاه نمایی نکرده، هم خیلی علمی و دقیق قضیه رو بررسی کرده. تشکر از ایراس (150)