روسیه و ترکیه، بنا به موقعیت جغرافیایی و راهبردی محکوم به «رقابت» و «همکاری» هستند

تاریخ انتشار : دوشنبه ۱۹ مهر ۱۳۹۵ ساعت ۱۷:۱۵
Share/Save/Bookmark
 
آنا ولادیمیرونا گلازوا: در سال‌های اخیر به سختی می‌توان به یاد آورد که حضور سران کشوری در روسیه تا این اندازه مورد توجه رسانه ها ‌قرار گرفته و مباحث داغی را برانگیخته باشد. محافل کارشناسی و البته افکار عمومی هم به موافقان و مخالفان عادی‌سازی روابط با ترکیه تقسیم شده‌اند. ارزیابی‌ها کارشناسان از دورنمای احیا و ازسرگیری همکاری سیاسی و اقتصادی دو کشور مثبت بوده و از امکان دستیابی به مناسبات دوستانه در سطحی جدید سخن گفته‌اند. اما افکار عمومی با رویکردی تاریخی، تأکید دارد روسیه و ترکیه با تجربه جنگ‌های 500 ساله همواره رقیب یکدیدگر خواهند بود، لذا محکوم به رویارویی هستند ...
 
ایراس - پس از سرنگونی بمب‌افکن روسیه در نوامبر 2015 توسط ترکیه و عدم عذرخواهی رسمی مقامات این کشور، روابط سیاسی و اقتصادی روسیه و ترکیه به سردی گرایید؛ تا اینکه پس از عذرخواهی رجب طیب اردوغان نخست وزیر ترکیه در اواخر ژوئن سال جاری روند عادی سازی روابط دو کشور آغاز شد و پس از آن دیدارهای رسمی مقامات دو کشور صورت پذیرفت. بنابراین، در سطح روسای جمهور،  رجب طیب ادوغان در آگوست سال جاری در سن پترزبورگ حضور یافت و در ماه اکتبر نیز سفری برای  ولادیمیر پوتین به ترکیه برنامه‌ریزی شده است. نویسنده در این متن به بهانه سفر آتی رئیس جمهور روسیه به ترکیه، به چگونگی روابط دو کشور پرداخته و به خصوص در این رابطه، متغیر اوضاع و روندهای موجود در سوریه را لحاظ کرده است. از نظر وی، اگرچه دو کشور بعضا با چالش‌ها و تهدیدهای مشترکی مواجه هستند، با این حال، طرح‌های بلندمدت مسکو و آنکارا در منطقه، کمافی‌السابق از هم جدا شده‌اند. لذا، دو کشور بنا به موقعیت جغرافیایی و راهبردی محکوم به همکاری و همینطور رقابت هستند.
 
مناسبات روسیه و ترکیه پس از بحران هشت ماهه، تحرک بی‌سابقه ای را از سرگرفته است.  سران دو کشور در سطوح مختلف نشست‌ها و دیدار‌های منظمی را ترتیب می‌دهند. در ماه اکتبر نیز سفر ولادیمیر پوتین رئیس جمهور روسیه به ترکیه برنامه‌ریزی شده است. این روند در پی عذرخواهی اردوغان در رابطه با سرنگونی جنگنده روسی امکانپذیر شده است که به دنبال آن رئیس جمهور ترکیه نیز در 9 آگوست سال جاری وارد سن پتربورگ شد.
 
در سال‌های اخیر به سختی می‌توان به یاد آورد که حضور سران کشوری در روسیه تا این اندازه مورد توجه رسانه ها ‌قرار گرفته و مباحث داغی را برانگیخته باشد. محافل کارشناسی و البته افکار عمومی هم به موافقان و مخالفان عادی‌سازی روابط با ترکیه تقسیم شده‌اند. ارزیابی‌ها کارشناسان از دورنمای احیا و ازسرگیری همکاری سیاسی و اقتصادی دو کشور مثبت بوده و از امکان دستیابی به مناسبات دوستانه در سطحی جدید سخن گفته‌اند. اما افکار عمومی با رویکردی تاریخی، تأکید دارد روسیه و ترکیه با تجربه جنگ‌های 500 ساله همواره رقیب یکدیدگر خواهند بود،  لذا محکوم به رویارویی هستند.   
 
نظرات رسانه‌های روسی به دستاوردها و نتایج دیدار قبلی دو رئیس جمهور و عمدتا به قراردادهای اقتصادی و انرژی مربوط می‌شد. لذا موضوعاتی از قبیل ازسرگیری روابط گردشگری، لغو ممنوعیت ورود کالاهای ترکیه به روسیه، احیای مذاکرات مربوط به همکاری خط لوله «جریان ترکیه» و نیروگاه هسته‌ای «آکویو» در این رسانه‌ها به میان آمده است. گفتنی است دو پروژه اخیر، به‌خصوص بررسی صرفه اقتصادی آنها، مدت انجام پروژه و چشم‌انداز بازگشت ده‌ها میلیارد دلاری که روسیه باید برای اجرای این پروژه‌ها سرمایه‌گذاری کند، تحلیل و ارزیابی جداگانه‌ای را می‌طلبد.     
      
با توجه به عدم ثبات سیاسی ترکیه اردوغان در خصوص بازگشت روس‌ها به تفرجگاه‌های ترکیه، وعده داده است که تضمین‌های امنیتی بیشتری به توریست‌های روسی ارائه دهد. با این حال، اصلا قابل درگ نیست وقتی سران ترکیه قادر به تأمین امنیت شهروندان خود که پی در پی هدف حملات تروریستی واقع می‌شوند نیستند چگونه تحقق چنین وعده‌ای امکانپذیر خواهد بود. 
 
بدون شک توافق‌های اقتصادی به دست ‌آمده زمینه ازسرگیری همکاری‌های دو کشور را فراهم خواهد کرد با این حال برای روسیه در بحث شراکت با ترکیه نزدیکی مواضع دو کشور در راستای تأمین امنیت منطقه به خصوص برای حل و فصل اوضاع سوریه از اهمیت قابل ملاحظه‌ای برخوردار است. رویدادهای اخیر ثابت کرده است که دو طرف پیرامون این موضوعات بحث و گفتگو کرده‌اند، هرچند نتایج مذاکرات فعلا چندان مشخص نیست.
 
آنکارا درنهایت موافقت کرد که رئیس جمهور بشار اسد تا حل و فصل اوضاع سوریه بر مسند قدرت بماند و حتی برای کارکردن با آن اعلام آمادگی کرده است. البته روشن نیست که این همکاری در چه راستایی خواهد بود.  در حال حاضر اسد و اردوغان صرفا در موضوع ممانعت از ایجاد دولت مستقل کرد در قلمرو سوریه اتفاق نظر دارند. لذا فعلا طرح‌های بلندمدت ترکیه در ارتباط با تغییر رژیم سوریه و روی کارآمدن دولتی وفادار به ترکیه در این کشور منتفی شده است.
 
همچنین ترکیه ایده ایجاد اتحاد سه‌جانبه بین روسیه، ترکیه و ایران را به منظور تأمین امنیت منطقه مطرح کرده است. البته این ایده جدیدی نیست. نمونه مشابه این ایده توسط عبدالله گل رئیس جمهور پیشین ترکیه برای حل و فصل اوضاع سوریه البته با گنجاندن امریکا در اتحاد، مطرح شده بود که این پیشنهاد از سوی اردوغان که در آن زمان در پست نخست‌وزیری قرار داشت مورد حمایت قرار نگرفت. 
 
می‌توان تصور کرد که به احتمال زیاد رهبران روسیه و ترکیه در خصوص بستن مرزهای ترکیه در مناطقی که عرضه تسلیحات به معارضان سوری انجام می‌شود بحث و گفتگو کرده‌اند. البته این مباحث به طور رسمی انتشار نمی‌یابند، چراکه ترکیه هیچگاه به پشتیبانی از گروه های تندروی اسلامگرا که در سوریه می‌جنگند اذعان  نکرده است. با این حال باید اعتراف کرد که تاکنون شواهدی هم دال بر اینکه ترکیه از تقویت تسلیحاتی و لجستیکی معارضان سوری دست کشیده باشد دریافت نشده است. علاوه بر این، این اواخر در رسانه‌های غرب و روسیه بیشتر اخباری منتشر شده است که بر مبنای آنها امریکا تسلیحات پیشرفته‌ای را از جمله سامانه‌های موشکی آشبار و موشک‌های هدایت‌شونده ضدتانک در اختیار گروه‌های تروریستی سوریه قرار می‌دهد. در این بین شایان ذکر است که تسلیح معارضان سوری از طریق مرزهای ترکیه انجام می‌گیرد. 
 
بدون صحبت درباره بیانیه‌ها، می‌توان از اقدامات مشخص آنکارا به دنبال عادی‌سازی روابط دو کشور و در وهله اول از تجاوز ارتش ترکیه به قلمرو سوریه در شب 24 آگوست سخن گفت. طبق همه شواهد ترکیه پیشتر، رهبر روسیه را از مقاصد خود آگاه کرده بود و این اهداف دقیقا پس از روند برقراری روابط حسنه با روسیه محقق شده است و بدینوسیله روسیه از انکارا برای پیشبرد هدف اصلی خود یعنی ایجاد منطقه حائل با غرب از فرات در سرزمین سوریه به طول 100 کیلومتر استفاده کرده است.  
 
احتمالا در این منطقه اردوگاهی برای آوارگان سوری احداث خواهد شد که موجبات کاهش فشار اقتصادی و اجتماعی در اراضی مرزی ترکیه را امکانپذیر خواهد کرد. با این حال در اینجا هم در صورت ضرورت می‌توانند برای عملیات نظامی در سوریه به تدارک و آموزش نیروهای مبارز اقدام نمایند؛ نیروهایی که پس از این، برای مبارزه با رژیم حاکم به جای جای کشور سوریه گسیل خواهند شد. 
 
هدف اصلی عملیات نظامی ترکیه علاوه بر مبارزه با نیروهای داعش (که اعلام شده است)، ممانعت از تحکیم موقعیت کردهای سوری در سرزمین‌های واقع در بخش غربی رود فرات است که به عنوان خط قرمز کردها عنوان شده است. پس از این که یگان‌های کرد منطقه مسکونی مانبیجان را که به لحاظ استراتژیک حائز اهمیت است به تصرف درآوردند و برای حمله به طرابلس آماده شدند آنها از این مسیر عبور کردند. (پس از تصف منطقه مسکونی و راهبردی مانبیجان توسط یگان‌های کرد و آقدام آنها برای حمله به طرابلس، در واقع نیروهای کرد از این مسیر عبور کردند.). لذا ارتش ترکیه که از قبل با امریکایی‌ها درباره عملیات خود به توافق رسیده، پس از کنترل طرابلس می‌تواند حمله به مانبیجان و الباب را آغاز کند. همچنین سران ترکیه اعلام کردند که حاضرند مشترکا با امریکا برای حمله به آککو اقدام کنند و این اراضی را از دست داعش آزاد نمایند؛ قبلا شرایطی مطرح شده بود که در این عملیات نیروهای کرد حضور نخواهند داشت.   
 
در اصل آزادی راککو توسط قوای نظامی امریکا و ترکیه تضادی با منافع روسیه ندارد. مشکل چیز دیگری است. با ورود ارتش ترکیه به قلمرو سوریه، ترکیه درعمل اولین گام مهم را برای تجزیه کشور برداشته است. بعید است نظامیان ترکیه داوطلبانه موافقت نمایند اراضی اشغالی را که برای منافع ترکیه از اهمیت حیاتی برخوردار است ترک نمایند.  
 
شایان ذکر است که تجاوز ارتش ترکیه به خاک سوریه درعمل با سفر جو بایدن معاون اول رئیس جمهور امریکا به ترکیه مصادف شده بود. البته این سفر، تا حدی از شدت رویارویی در روابط مابین کشورهایی که در حال حاضر متحمل بدترین دوره تاریخ جدید شده‌اند، کاسته است. آنکارا از کاخ سفید خواسته است که از حمایت کردهای سوری دست بردارد و به امریکا اولتیماتوم داد که بین کردها و روابط دوستانه با ترکیه یکی را انتخاب کند. همچنین آنکارا در اظهارات شدیدالحنی خواستار استرداد فتح الله گولن شده است. وی که به سازماندهی کودتای نظامی نافرجام جولای در ترکیه متهم شده است در امریکا سکونت دارد. در غیر اینصورت ترکیه امریکا را به قطع روابط متحدانه و حتی خروج از ناتو تهدید خواهد کرد. علاوه بر این، رهبران ترکیه صراحتا به دست داشتن امریکا در این کودتا اشاره می‌کنند.
 
به دلیل سردی مناسبات با امریکا کارشناسان ترکیه سران این کشور را به تشدید روابط با روسیه فرامی‌خوانند و تصور می‌کنند افزایش روحیات ضدامریکایی در هر دو کشور می‌تواند موجبات توسعه روابط دوجانبه را فراهم آورد. بدون شک، آمریکاستیزی زمینه‌ساز نزدیکی دو طرف و حتی هم‌پیمانی و اتحاد تاکتیکی آنها خواهد شد، اما بعید است پایه قابل اطمینانی برای توسعه همکاری‌های استراتژیک باشد. 
 
بنابراین آیا می‌توان ادعا کرد که مناسبات روسیه و ترکیه درعمل مجددا راه‌اندازی شده است؟ اگر تلاش و اهتمام دو طرف برای ازسرگیری همکاری‌های اقتصادی و سیاسی و همچنین بروز و پیدایی درک متقابل دو کشور از مواجهه مشترک با برخی چالش‌ها و تهدیدها مد نظر قرار گیرد پاسخ به این پرسش مثبت خواهد بود. با این حال، مثل سابق طرح‌های بلندمدت مسکو و آنکارا در منطقه، اساسا از هم، جدا شده‌اند. بنابراین، ظاهرا روسیه و ترکیه بنا به موقعیت جغرافیایی و راهبردی محکوم به رقابت و همکاری هستند. موضوع این است هر کدام از این‌ها درکدام مقطع زمانی مهمتر است.
 

----------
نویسنده: آنا ولادیمیرونا گلازوا – معاون مرکز تحقیقات استراتژیک روسیه و پژوهشگر حوزه آسیا و خاورمیانه
 

----------
ترجمه: رقیه کرامتی نیا - کارشناس ارشد مطالعات روسیه از دانشکده مطالعات جهان دانشگاه تهران


----------
منبع اصلی:
http://riss.ru/smi/34500/
 
 
 
 
کد مطلب: 2063