نگاه روسی به تعامل روسیه و اسرائیل در خاورمیانه

تاریخ انتشار : شنبه ۵ تير ۱۳۹۵ ساعت ۰۹:۳۰
Share/Save/Bookmark
 
نیکلای سورکوف: در حال حاضر پیش بینی درباره محتوای دقیق شراکت روسیه –اسرائیل دشوار است، اما مسلم است که این امر دارای ظرفیت زیادی است و از هر دو طرف انگیزه جدی برای آن وجود دارد. در هرصورت، آنگونه که تجربه اتحاد جماهیر شوروی نیز نشان می دهد، اگر مسکو بخواهد سیاست فعالی در خاورمیانه داشته باشد، چنین چیزی بدون تعامل با اسرائیل شدنی نیست. در این میان، پرسش چیز دیگری است. این که آیا ...
 
ایراس: اسرائیل از جمله کشورهایی است که تعامل نسبتاً خوبی با روسیه دارد؛ بطوری که به عقیده برخی از تحلیلگران ایرانی و خارجی همین موضوع، به عنوان یکی از موانع کلیدی برای ارتقاء روابط ایران و روسیه به سطح همکاری و شراکت استراتژیک و یا اتحاد راهبردی محسوب می شود. درواقع، فارغ از انگیزه ها و عواملی که اسرائیل و روسیه را برای تعامل بیشتر به هم نزدیک می نماید، سطح مناسبات فعلی بخصوص در سطوح عالی دیپلماتیک بیانگر وجود سطحی از روابط قابل تأمل است؛ به بیانی واضح تر، دیدارهای مکرر نتانیاهو و ولادیمیر پوتین، مدتی است که در برخی محافل سیاسی جهان بهانه‌ای برای شکل گیری فرضیه جایگزینی روسیه به جای ایالات متحده امریکا به عنوان شریک راهبردی اسرائیل در رابطه با مسائل منطقه‌ای شده است.

با تکیه بر همین موضوع، نیکلای سورکوف، کارشناس علوم سیاسی و استادیار گروه شرق شناسی دانشکده دولتی روابط بین‌الملل مسکو (وابسته به وزارت امور خارجه روسیه) که از کارشناسان و تحلیلگران شورای روابط بین‌الملل روسیه نیز هست، در مقاله‌ای تحت عنوان «روسیه و اسرائیل آموخته‌اند در خاورمیانه مزاحم یکدیگر نشوند» (1) که در تاریخ 14 ژوئن بر روی سایت شورای روسیه در امور بین‌الملل (Российский совет по международным делам) قرار گرفت، با پررنگ کردن متغییرهای ایران، سوریه و صلح اعراب و اسرائیل در روابط فیمابین روسیه و اسرائیل، به چگونگی تعامل این دو کشور در منطقه خاورمیانه پرداخته است. وی از قول نتانیاهو ادعای اخیر را درباره تغییر رویکرد اسرائیل از امریکا به روسیه غیر عملی می‌داند. به عقیده سورکوف، روسیه اساساً بنا به دلایل نظامی و مالی امکانی برای تبدیل شدن به شریک راهبردی اسرائیل ندارد. با این حال، به عقیده نویسنده ظرفیت زیادی برای شراکت دو کشور موجود است، ضمن آنکه دو طرف بدین منظور از انگیزه جدی برخوردارند.

گفتنی است سفر اخیر بنیامین نتانیاهو به روسیه در تاریخ7 ژوئن 2016 و به مناسبت 25امین سال برقراری روابط دیپلماتیک اسرائیل و فدراسیون روسیه صورت گرفته است.

نیکلای سورکوف: سفر اخیر نتانیاهو نخست وزیر اسرائیل به روسیه با موجی از شایعات پیرامون بروز روابط حسنه میان دو کشور همراه شد. وانگهی احتمالاً بر سر تغییر رویکرد اسرائیل از امریکا به روسیه سحن به میان آمده است. به طوریکه حتی رئیس دولت اسرائیل پیش از خروج از پایتخت روسیه ناگزیر به صدور بیانیه ویژه ای شد تا از سوءاستفاده های مرتبط با تغییر اولویت سیاست خارجی اسرائیل جلوگیری نماید.

نتانیاهو همچنین طی یک کنفرانس مطبوعاتی اعلام داشت: «جایگزینی روسیه به جای امریکا امری نامطلوب و غیرعملی است.» بیانات وی کاملاً صادقانه بود. درحقیقت، روابط روسیه و اسرائیل به سطح بی‌سابقه‌ای رسیده است. این موضوع با همکاری‌های نظامی، سیاسی و اقتصادی دو کشور در ارتباط است. تا جاییکه یادآور مفهوم رایج  «شراکت راهبردی» است. بسیاری از ناظران به ویژه بر این واقعیت که نتانیاهو تاکنون سه بار در سال با پوتین ملاقات کرده، در حالی که با اوباما تنها یکبار موفق شده است، تأکید دارند.  با این حال درحقیقت این امر، صرفاً به معنای رهیافت های متفاوت در برقراری روابط با قدرت های گوناگون است. در رابطه با روسیه ابزار موثر و کارآمد، تماس شخصی رهبران و به ویژه تمایل متقابل مشهود است؛ در حالی که چنین چیزی در روابط نخست وزیر اسرائیل با اوباما شکل نگرفته است، با این حال، در ایالات متحده بدون وجود چنین سطحی از روابط نیز نیروهایی به خصوص در کنگره وجود دارند که قادر به حمایت از منافع اسرائیل باشند.

به هرترتیب امریکا شریک راهبردی و متحد اصلی اسرائیل است. روسیه برای این سطح از روابط (شراکت راهبردی و متحد اصلی)، هم بنا بر ملاحظات نظامی و هم مالی قادر نخواهد بود جایگزین امریکا شود. اما این به معنای بی‌فایده بودن بحث و گفتگوهای روسیه و اسرائیل نیست. برعکس، تداعی‌گر آن است که موضوعاتی که معرف علایق متقابل [دو کشور] هستند، پیوسته در حال گسترش است. به ویژه، در رابطه با افزایش مداخله روسیه در امور منطقه. وقایع سال های اخیر نشان داد که امریکا همیشه قادر و یا مایل به حل و فصل مشکلات منطقه نبوده و همین امر اسرائیل را ناگزیر کرده است تا بطور مستقل اقدام نماید و در جستجوی متحدانی برای خود باشد.

در رابطه با دیدار اخیر نتانیاهو، همانگونه که انتظارش بود دو کلمه زیاد تکرار شد: ایران و سوریه. رهبری اسرائیل نگرانی فوق‌العاده‌ای نسبت به افزایش حضور نظامی ایران (و حامیان ایران) در سوریه، بخصوص در نزدیکی مرزهای اسرائیل و نسبت به تشدید نفوذ ایران در منطقه نشان می دهد. نتانیاهو در ملاقات با اعضای جامعه یهودیان مسکو به صراحت ابراز داشت که اجازه نخواهد داد سوریه به پایگاهی برای حمله به اسرائیل تبدیل شود. اسرائیل قاطعیت خود را در آوریل 2016 با واردآوردن ضربات هوایی به اهدافی در سوریه به منظور جلوگیری از واگذاری و انتقال برخی تسلیحات به حزب الله لبنان نشان داده است.

بعید است مسکو بتواند مستقیماً بر رهبری سوریه در موضوع همکاری با تهران تأثیرگذار باشد، چراکه اهمیت نظامیان ایرانی و یگان‌های جنبش حزب الله لبنان برای بقای رژيم بشار اسد کمتر از پشتیبانی از جانب نیروی هوایی روسیه نیست. بااین حال، نمایندگان روسیه قادر شدند به رهبر سوریه اشاره نمایند که به صلاح است سر به سر همسایه خود [اسرائیل] نگذارند و یگان های ایرانی را دورتر از مرزها نگه دارند.

لازم به ذکراست که در مسکو تماس های مستقیمی با اسرائیل برقرار شده است، عملی که می تواند نشان از نقش واسطه یا میانجی‌گری روسیه باشد. برای مثال، برای بحث و گفتگو با تهران بر سر «خطوط قرمز» موجود در سوریه که نتانیاهو طی سخنرانی خود در مسکو از آنها یاد کرده است و یا منصرف کردن ایرانی‌ها از دراختیار قراردادن و تحویل تسلیحات مدرن به حزب الله.

علاوه بر این، اسرائیل نسبت به گسترش همکاری نظامی – فنی روسیه و ایران پس از لغو تحریم های بین‌المللی علیه ایران نگران است. طبق برخی ارزیابی ها، ایران ممکن است علاقمند به خریداری بیشتر سامانه های دفاع موشکی تولید روسیه (ضمناً از تمایل خریداری سامانه اس -400 نیز صحبت شده است) و همینطور فناوی های هوایی و زیردریایی باشد. آنچه در عمل نشان داده شده است (آنگونه که واقعیت نشان داده است)، اسرائیل چندان از عهده متقاعدکردن رهبری روسیه برای امتناع از انعقاد برخی قراردادها با ایران برنیامده است. 

به روایتی، اسرائیلی ها برای مثال در دسامبر 2015 درصورت نداشتن موافقت ضمنی روسیه که در آن زمان درعمل، فضای هوایی سوریه را تحت کنترل داشت قادر به انجام عملیات ترور سمیر قنطار از مبارزین عالی رتبه حزب الله در دمشق نبودند.

اسرائیل می تواند از طرف خود ارائه اطلاعات تجسس و شناسایی را به روسیه پیشنهاد نماید که کمک خوبی برای نظامیان روسی فعال در سوریه خواهد بود. امکانات سازمان اطلاعاتی اسرائیل چه از نظر مأمورین شبکه اطلاعاتی و چه به لحاظ فنی، مدتهاست که در نوع خود به افسانه‌ای در منطقه تبدیل شده است؛ لذا در این موضوع اسرائیل،  شریک بسیار ذیقیمتی خواهد بود. 

دیگر موضوع مهم، صلح اعراب و اسرائیل است که به دنبال «انتفاضه چاقو» و تلاش‌های فرانسه برای احیای روند صلح در رأس اخبار قرارگرفته است. این موضوع، هم‌زمان یادآور گروه چهار (روسیه، امریکا، اتحادیه اروپا و سازمان ملل متحد) درباره امور خاورمیانه است که گزارشی را درباره وضعیت روند صلح که دو سال به تعویق اقتاده، همراه با توصیه‌ها و راهکارهایی برای ازسرگیری آن آماده کرده است.

اسرائیل به طور سنتی نسبت به تلاش بازیگران نظامی برای تأثیرگذاری در وضع موجودی که با مرزها درارتباط است، به شدت حساس است. نتانیاهو، از جانب خود در این باره اظهار داشت که این ساماندهی و حل و فصل باید متکی بر ابتکارعمل بازنگری شده ی صلح اعراب و اسرائیل باشد، چرا که اسرائیل اکیداً مخالف بازگشت به مرزهای سال 1967 است: ضمن آنکه آنها را بسیار آسیب پذیر می داند. اسرائیل قاطعانه قصد دارد بلندی های جولان را به خود اختصاص دهد؛ نتانیاهو در می 2016 صراحتاً این موضوع را اعلام داشته است.

روسیه به لحاظ نظری می تواند به عنوان عضو دائم شورای امنیت سازمان ملل متحد و یکی از شرکت کنندگان گروه چهار خاورمیانه ایفای نقش نماید. این کشور هم می تواند مبتکر مذاکره بر سر برخی موضوعات باشد و هم آن را مسدود نماید. در نهایت، هرچه از تعداد اعضای منقد اسرائیل در شورای امنیت سازمان ملل کاسته شود، برای اسرائیل بهتر است. شایان توجه است که افکار عمومی عرب بارها از واکنش خونسردانه و ملایم کرملین نسبت به اقدامات ارتش اسرائیل در غزه ابراز شگفتی کرده است.

لازم به ذکر است که مسکو بعید است بر مواضع خود در رابطه با گروه چهار خاورمیانه تجدید نظر اساسی نماید. روسیه بارها اعلام کرده است که مخالف تجدیدنظر در ابتکار عمل صلح اعراب و اسرائیل است و آن را یکی از عناصر کلیدی روند صلح به حساب می آورد؛ همچنین بعید است بلندی های جولان را به عنوان بخشی از اسرائیل به رسمیت بشناسد، اما در شرایط فعلی بی طرفی خیرخواهانه و یا انفعال روسیه (بخصوص در سطح شورای امنیت سازمان ملل متحد) [برای اسرائیل] کافی خواهد بود.

اسرائیل نیز به نوبه‌ی خود می‌تواند به روسیه در برخی مباحث دیپلماتیک یاری نماید. برای مثال، در ایفای نقش میانجی مابین روسیه و ترکیه. در سال 2010 اسرائیل نیز در ارتباط با ترکیه ماجرای بسیار ناخوشایندی را تجربه کرده بود (البته باید متذکر شد، در عملیات تعقیب و گریز و رهگیری ناوگان بشردوستانه بین المللی که درصدد شکستن محاصره غزه بود ترک ها کشته شدند، نه اسرائیلی ها)، با این حال اخیراً خصومت فیمابین رفع شده است. جالب است که ولادیمیر پوتین در سخنرانی خود این واقعیت را در جمع بندی گفتگو با بنیامین نتانیاهو مورد توجه قرار داده است.

گذشته از این، در حال حاضر پیش بینی درباره محتوای دقیق شراکت روسیه –اسرائیل دشوار است، اما مسلم است که این امر دارای ظرفیت زیادی است و از هر دو طرف انگیزه جدی برای آن وجود دارد. در هرصورت، آنگونه که تجربه اتحاد جماهیر شوروی نشان می دهد (بر طبق تجربه اتحاد جماهیر شوروی)، اگر مسکو بخواهد سیاست فعالی در خاورمیانه داشته باشد، چنین چیزی بدون تعامل با اسرائیل شدنی نیست. پرسش چیز دیگری است، این که آیا این تعامل علائم مثبتی خواهد داشت یا منفی.    
   

---------- 
مترجم: رقیه کرامتی نیا - کارشناس ارشد مطالعات روسیه، دانشکده مطالعات جهان دانشگاه تهران.
 

----------
یادداشت:
(1). Сурков, Николай."Россия и Израиль учатся не мешать друг другу на Ближнем Востоке", http://russiancouncil.ru/inner/?id_4=7788#top-content, 14 июня 2016

 
کد مطلب: 1490