منافع امنیتی متعارض در سوریه و عادی سازی روابط روسیه و ترکیه

تاریخ انتشار : دوشنبه ۳۱ خرداد ۱۳۹۵ ساعت ۱۰:۰۷
Share/Save/Bookmark
 
ولی گل محمدی: عادی سازی روابط روسیه و ترکیه بطور اساسی مشروط به همسانی منافع امنیتی دو کشور در منطقه خاورمیانه، دریای سیاه، و قفقاز است. جنگ داخلی در سوریه نقطه عطفی بر این مسئله بود که روسیه و ترکیه دیگر نگرانی ها و منافع مشترکی در حفظ وضع موجود منطقه ندارند؛ رهبران ترکیه با پیوند زدن منافع و امنیت ملی خود به حضور و نقش پررنگ شان در تحولات، بدنبال تغییر در وضع موجودی بودند که با روسیه در محیط مشترک خود بوجود آورده بودند، در مقابل روسیه با پیوند زدن اولویت های امنیتی خود به نظم موجود، از رژیم سیاسی مستقر در سوریه حمایت بعمل آورد. ازاین رو، آینده تحولات میدانی و سیاسی در سوریه متغیری اساسی و تعیین کننده در روند عادی سازی روابط دو کشور خواهد بود ...
 
ایراس: اظهارات رئیس­ جمهور رجب طیب اردوغان در رابطه با هزینه­ های سیاسی و اقتصادی تنش در روابط دوجانبه روسیه و ترکیه و متعاقب آن ارسال نامه­ ای به منظور تبریک روز ملی روسیه به رئیس­ جمهور پوتین، سخنرانی نخست وزیر بنالی یلدریم در اولین جلسه کنگره حزب عدالت و توسعه در رابطه با برنامه­ های سیاست خارجی دولت جدید و لزوم عادی سازی روابط با روسیه و همچنین ارسال نامه تبریک روز ملی به همتای خود مدودف، و تلاش های دیپلماتیک مولود چاووش­ اوغلو در راستای تشکیل یک کمیته مشترک برای عادی سازی روابط باروسیه، تمایل و عزم طرف ترک برای عادی سازی روابط با روسیه را به معرض نمایش می گذارد. در مقابل، مقامات روسیه بدون هیچ گونه پاسخ مثبتی به تمایلات طرفین ترک، عادی سازی روابط را به عذرخواهی رسمی و عمومی ترکیه و همچنین پرداخت غرامت و مجازات عوامل سقوط جنگنده روس (24 نوامبر 2015) منوط کرده ­اند.

با عنایت به چالش ­های عدیده سیاست داخلی و خارجی ترکیه؛ از رکود شاخص­ های اقتصادی و بی ثباتی­ های امنیتی در داخل گرفته تا بحران پناهجویان، تشدید فعالیت­ های تروریستی پ.ک.ک در جنوبی شرقی این کشور و همچنین تهدیداتی که در مرزهای شمالی سوریه و پیشروی کردها (PYD-YPG) به غرب رودخانه فرات متوجه امنیت ملی ترکیه است، به نظر می رسد که تصمیم­ گیران سیاست خارجی این کشور عزم جدی در عادی سازی روابط خود نه تنها با روسیه بلکه با تمامی همسایگان خود دارند. اما جنگ داخلی سوریه، تحول در محیط استراتژیک خاورمیانه و تعارض منافع امنیتی ترکیه با روسیه، چشم انداز عادی سازی در روابط دو کشور را حداقل در کوتاه مدت قابل حصول نمی نماید.

احمد داود اوغلو به عنوان معمار سیاست خارجی نوین ترکیه، فردی ایده آلیست و دارای یک چشم انداز کلان منطقه ­ای و بین­ المللی در سیاست خارجی ترکیه بود که راهبردهای وی متاسی از باورهای ایدئولوژیک اسلام گرایانه حزبی وی بود. در مقابل، بنالی یلدریم فردی به شدت عمل­گرا است که اولویت­ های اقتصادی بیش از ایدئولوژیک در محور سیاست داخلی و خارجی وی تعیین کننده خواهد بود. یلدریم در رابطه با سیاست خارجی ترکیه اظهار داشته است که؛ "پیرامون ترکیه اخیراً تصویری از مناقشه­ها و تناقضات است،  ما از این امر مطلع­ ایم، پس چه باید کرد؟ بسیار ساده است، ما شمار دوستان خود را افزایش خواهیم داد و شمار دشمنان خود را کاهش".

با در نظر گرفتن دستورکارهای سیاست داخلی و خارجی کابینه جدید، به نظر می رسد که احیای روابط با کشورهایی همچون روسیه، اسرائیل، مصر و عراق در میان اولویت های اصلی دولت جدید ترکیه خواهد بود، اگرچه عادی سازی روابط با روسیه نیازمند زمان و پیش شرط­ هایی است اما توازی یا تعارض در منافع امنیتی اوراسیایی بین دو کشور و به ویژه در میدان سوریه بیش از همه تعیین کننده خواهد بود. البته باید در نظر داشت که پیش شرط اول پوتین برای عادی سازی روابط یعنی عذرخواهی رسمی اردوغان، با توجه به فضای داخلی ترکیه و تلاش کارگزاران AKP برای تغییر نظام سیاسی این کشور از پارلمانی به ریاستی و نیاز آن ها به آرای مثبت ملی­ گرایان و همچنین کیش شخصیتی اردوغان، نامحتمل به نظر می رسد و حداقل تا پایان مسئله تغییر قانون اساسی ترکیه نه اردوغان و نه بنالی یلدریم حاضر به پذیرش هزینه­ های این ریسک سیاسی نخواهند بود. شاید برخی بر این باور باشد که عمل­گرایی و تاکید بنالی یلدریم بر مولفه­ های اقتصادی می تواند فضای عادی سازی روابط روسیه و ترکیه را فراهم سازد اما یلدریم بیش از اینکه خود را در مقام و جایگاه رئیس دولت ببیند، نفوذ و قدرت خود را به عنوان کارگزاری برای دوران انتقالی و تضمین ریاست جمهوری اردوغان در قالب نظام ریاستی تعریف کرده است. ازاین رو، راهبردها، دستورکارها و رفتارهای مستقل در سیاست خارجی از وی متصور نیست و عملکرد و اظهارت وی باید در راستای مطالبات و برداشت های اردوغان قرائت و ترجمه شود.

افول در روابط روسیه و ترکیه بعد از تحولات انقلابی خاورمیانه (2011) و بویژه بعد از سقوط سوخوی 24 بیش از آنکه نشان دهنده تغییر در منافع اقتصادی باشد، بازتابی از تغییر در منافع استراتژیک است. تنش اخیر در روابط دو کشور ریشه در تغییرات موازنه قدرت منطقه­ای و همچنین نوع تهدیدات امنیتی موجود برای روسیه و ترکیه دارد؛ به عبارت دیگر، پدیده انقلاب های عربی در خاورمیانه و مناقشه های بوجود آمده در دریای سیاه و دریای خزر، بطور اساسی موجب ایجاد تغییر در فضایی شده است که پیش از این روسیه و ترکیه منافع موازی و مشترک با یکدیگر داشته اند. چگونگی ایجاد، تحکیم، تداوم و تنش در روابط روسیه و ترکیه، نشان می دهد که رشد موازی "تجارت" و متعاقب آن  "همکاری" گسترده بین دو کشور در دهه گذشته ضرورتاً به این معنا نیست که متغیر اول مسبب متغیر متاخر بوده است. در این راستا، متغیرهای تبیین کننده جایگزینی چون محیط استراتژیکی که در ابتدای همکاری بین دو کشور حاکم بوده است، نیز باید مورد توجه قرار گیرد.

براین اساس، عادی سازی روابط دو کشور بطور اساسی مشروط به همسانی منافع امنیتی روسیه و ترکیه در منطقه خاورمیانه، دریای سیاه، و قفقاز است. جنگ داخلی در سوریه نقطه عطفی بر این مسئله بود که روسیه و ترکیه دیگر نگرانی ها و منافع مشترکی در حفظ وضع موجود منطقه ندارند؛ رهبران ترکیه با پیوند زدن منافع و امنیت ملی خود به حضور و نقش پررنگ شان در تحولات، بدنبال تغییر در وضع موجودی بودند که با روسیه در محیط مشترک خود بوجود آورده بودند، در مقابل روسیه با پیوند زدن اولویت های امنیتی خود به نظم موجود، از رژیم سیاسی مستقر در سوریه حمایت بعمل آورد. ازاین رو، آینده تحولات میدانی و سیاسی در سوریه متغیری اساسی و تعیین کننده در روند عادی سازی روابط دو کشور خواهد بود؛ نخست وزیر جدید ترکیه، جنگ سوریه را بی معنا (Anlamsız Savaş) توصیف کرده است و آنکارا طی ماه های گذشته در تلاش است که بگونه ای خود را با این واقعیت که بشار اسد در موقعیت فعلی خود باقی خواهد ماند، تطبیق دهد.

اما برداشت غالب در نظام تصمیم گیری این کشور بدین گونه است که در صورت عدم خلع بشار اسد از قدرت، ترکیه هیچ نقش و تاثیری در آینده تحولات سوریه نخواهد داشت و از این رو، هرچند به صورت حداقلی، به حمایت نظامی و لجستیکی از نیروهای معارض سوری ادامه میدهد. مساله پیشروی کردهای سوری(PYD-YPG) در مرزهای شمالی این کشور با حمایت هوایی آمریکا و روسیه و عملیات های تروریستی گروه های منتسب به پ.ک.ک در داخل ترکیه، مساله تروریزم و بی ثباتی امنیتی در نقاط مختلف ترکیه، رفتار سیاست خارجی این کشور را تحت الشاع قرار داده است و مسئله ورود YPG به غرب رودخانه فرات و عبور از محور حلب-اعزاز در روزهای گذشته که با پشتیبانی هوایی جنگنده­ های آمریکایی و روس توانسته­ اند "المنبج" و "الرقه" را به تصرف خود درآورند، سناریوی وحشتناکی برای قطع خطوط ارتباطی ترکیه با گروه های معارض سوری محسوب می شود. با این اوصاف، تعارض منافع امنیتی دو کشور در میدان سوریه احتمال عادی سازی روابط بین دو کشور را تضعیف می کند؛ مگر اینکه یا تغییری اساسی در وضعیت میدانی و مذاکرات سیاسی سوریه اتفاق بیفتد و یا اینکه طرفین و بویژه ترکیه مطالبات سیاسی و امنیتی خود را در سوریه متعادل سازند که این امر با توجه به پیوند ثبات داخلی و امنیت ملی ترکیه با تحولات میدانی سوریه و همچنین نگاه استراتژیک روسیه به آن بعید به نظر می رسد.


----------
نویسنده: ولی گل ­محمدی - پژوهشگر مرکز تحقیقات استراتژیک مجمع تشخیص مصلحت نظام
 

کد مطلب: 1476