از آکا مورچیلادزه تا اوتار جیرکویلیشویلی

با نویسندگان معاصر گرجی و آثارشان آشنا شوید

تاریخ انتشار : دوشنبه ۹ فروردين ۱۴۰۰ ساعت ۰۰:۲۱
Share/Save/Bookmark
 
با نویسندگان معاصر گرجی و آثارشان آشنا شوید
 
آشنایی ایرانیان با ادبیات معاصر گرجستان (شعر و داستان) و آثار تولید شده بسیار اندک است. این در صورتی است که پیوندهای مهمی میان فرهنگ ایران و گرجستان وجود دارد.
 
گرجستان یکی از کشورهای مهم منطقه قفقاز است که فرهنگی غنی دارد. این کشور پیوندهای تاریخی و فرهنگی مهمی با ایران دارد و برخی از اقوام گرجی از دیرباز در ایران سکونت داشته و تاریخ مهمی در ایران دارند. ادبیات گرجی نیز میان اهالی ادب در سراسر جهان شهرت دارد و آثار مهمی در این کشور تولید شده است. بسیاری از چهره‌های شاخص فرهنگی در عصر معاصر از جمله سرگی پاراجانف (کارگردان شهیر تاریخ سینما) ریشه در گرجستان دارند. با این اوصاف اما ادبیات این کشور میان نسل جدید ایرانیان چندان شهرت ندارد و این به دلیل عدم ترجمه متون آنها به فارسی است.

ایام عید فرصت مطالعاتی مهمی را در اختیار مخاطبان می‌گذارد. در گزارش زیر که بر اساس اطلاعات دریافتی از رایزنی فرهنگی ایران در گرجستان تنظیم شده، با مهم‌ترین نویسندگان معاصر گرجی و آثارشان آشنا می‌شوید. مخاطبانی که دستی بر آتش صنعت نشر کشور دارند، می‌توانند با این گزارش برنامه‌ریزی‌هایی برای انتشار تعدادی از این آثار به زبان فارسی، داشته باشند.

آکا مورچیلادزه
Aka Morchiladze (متولد ۱۹۶۶ در تفلیس) مسلماً برجسته‌ترین و شناخته شده‌ترین داستان نویس گرجستان معاصر است. وی در دانشگاه دولتی تفلیس در رشته تاریخ گرجستان تحصیل کرد و بعداً در همین دانشگاه مشغول تدریس شد.
او سال‌هاست به عنوان روزنامه‌نگار در یک روزنامه ورزشی کار می‌کند. از سال ۱۹۹۸، انتشارات سولاکاوری بیست رمان و سه مجموعه داستان کوتاه آکا مورچیلادزه را روانه بازار کتاب کرده است. در سال ۲۰۰۵-۲۰۰۶ او نویسنده و مجری یکی از جالب‌ترین برنامه‌های تلویزیونی در زمینه ادبیات بود. چندین فیلم و نمایش تئاتر بر اساس آثار وی ساخته شده است. مورچیلادزه برنده جوایز مختلف ادبی در گرجستان شده است.
معرفی اثر نویسنده: رمان خدمتکار در تفلیس
رمان «خدمتکار در تفلیس» آکا مورچیلادزه، هم در داستان سرایی و هم در ماجراهایی که روایت می‌کند، اثری پربار است. نویسنده داستان دوستی بین دو مرد جوان در شهر تفلیس را روایت می‌کند. این رمان شامل سیزده کتاب است که در آنها داستان‌های تفلیس، لهستان، سانتا اسپرانزا و لنینگراد بسیار روان در یک پیوستار ترکیب شده‌اند. در این اثر داستان‌های عاشقانه‌ای را خواهید خواند که به طرق کاملاً متفاوت و بسیار جالبی بیان شده‌اند: داستان‌ها با وارسکن پیتیاخش و ملکه شوشنک آغاز می‌شوند و با ماجراهای موگلا از خیابان پلخانوف و گل رز شیراز، از لویکو بارنولی و پنج دختر شوروی پایان می‌پذیرند.
مورچیلادزه این داستان را به سبک معمول خودش تعریف و رمان را به «زیرشاخه‌ها» تقسیم می‌کند. رمان به نحوی منعکس کننده اوضاع دشوار اقتصادی در گرجستان و اوضاع سخت نسل جوان است که شانس خود را در خارج از کشور امتحان می‌کنند، اما با این کار آنچه را بدست می‌آورند از دست می‌دهند. سال ۲۰۰۸ این رمان جایزه ادبی SABA بهترین رمان سال را دریافت کرد.
کتاب ۴۷۷ صفحه دارد و تاریخ انتشار آن ۲۰۰۷ در موسسه انتشارات سولاکاوری است. حقوق معنوی ترجمه و نشر رمان‌های مورچیلادزه در چندین کشور از جمله آلمان، ایتالیا، صربستان، مکزیک، بلغارستان، مقدونیه، مصر، آلبانی، ایالات متحده آمریکا، سوئد، سوئیس و آذربایجان فروخته شده است.

ارلوم اخولدیانی
ارلوم اخولدیانی Erlom Akhvlediani (۲۰۱۲-۱۹۳۳) نویسنده و فیلمنامه‌نویس مشهور گرجی است. وی سال ۱۹۵۷ از دانشکده تاریخ دانشگاه دولتی تفلیس فارغ التحصیل شد و دوره‌های آموزش عالی را در موسسه دولتی فیلمبرداری اتحادیه در مسکو گذراند. طی سال‌های ۱۹۶۲-۱۹۹۹ وی سناریوهای ۱۹ فیلم شناخته شده را نوشت و در چهار فیلم نیز بازی کرد.
وی از سال ۱۹۶۵ تا ۱۹۹۲ عضو کمیته سناریوی استودیوی فیلم ژئورژان بود. اخولدیانی به عنوان نویسنده فیلمنامه‌های سینمایی سهم عمده‌ای در زندگی فکری گرجستان داشت. اما همراه با کارنامه موفقیت آمیز خود در زمینه نویسندگی، سه رمان و داستان کوتاه متعددی را که به عنوان کلاسیک گرجیان شناخته می‌شوند، در کارنامه خود ثبت کرد. ارلوم اخولدیانی چندین جایزه ادبی دریافت کرد که جایزه ادبی SABA ۲۰۱۱ برای بهترین رمان در میان آنهاست.
معرفی اثر نویسنده: رمان پشه در شهر
رمان «پشه در شهر» Mosquito in the City به سال ۲۰۱۰ در ۲۳۶ صفحه از سوی موسسه انتشاراتی Siesta منتشر شد. این کتاب به زبان‌های انگلیسی، آلمانی، روسی، ارمنی، چکی، مجاری و عربی ترجمه شده و در چندین کشور از جمله: در فرانسه، ترکیه، ایالات متحده آمریکا، آلمان و هلند منتشر شده است.
قهرمان اصلی این رمان نویسنده است. او درست مثل یک کودک، کنار پنجره می‌نشیند (یا دراز کشیده روی مبل راحتی، مانند شخصی که افسانه‌ها را می‌گوید) و با تعجب جهان را تماشا می‌کند. هر از گاهی او متوجه چیزهای مهمی می‌شود: کودکی یک انسان، شعر در جهان، ارگانیسم کوچک در جهان کلان، کل جهان در یک ذره، ابدیت در یک لحظه و این لذت از کشف، بوسیله کتاب، تا انتها ادامه دارد.
ارلوم اخولدیانی می‌خواهد از نظر اندازه کوچک شویم، کوچکی خود را احساس کنیم، تا بتوانیم بزرگ شویم. از آنجا که نیش ناچیز یک پشه می‌تواند جهان را تغییر دهد و آن را تبدیل به یک چرخش بنیادی کند، آن را زیر و رو و بیدار کند، آن را به حرکت درآورد و شگفت انگیز کند، این پشه، بسیار جاذب و ریز و در عین حال بسیار مهم، پایداری یا تناقض جهانی، تجسم واقعیت‌های فوق العاده منطقی و غیرقابل درک آن هنوز هم باید توسط نویسنده کشته شود. چرا؟ از آنجا که آلوده به ویروس عشق، برخاسته از مردگان، دگرگون شده و قدرت یافته یک چشم انداز جدید است، او مجبور است به نوشتن کتاب جهان ادامه دهد.
این کتاب در ۲۳۶ صفحه در ۲۰۱۰ از سوی انتشارات Siesta منتشر شده است.

لاورنتی اردازیانی
لاورنتی اردازیانی Lavrenti Ardaziani (۱۸۷۰-۱۸۱۵) در تفلیس متولد شد. سال ۱۸۳۷ از دانشکده الهیات دانشگاه تفلیس فارغ التحصیل شد و از سال ۱۸۴۶ تحت مدیریت نایب السلطنه روسیه وارد خدمات کشوری شد. او از پیشگامان داستان نویسی گرجی و یکی از بنیانگذاران رئالیسم انتقادی گرجستان است. فعالیت‌های او در حوزه روزنامه‌نگاری نیز چشمگیر است.
                              

گزارشات و مقالات انتقادی اردازیانی در آن زمان پدیده‌ای قابل توجه در روزنامه نگاری گرجستان بود. اردازیانی با ترجمه نثر شکسپیر آغاز به کار کرد و به سرعت خود یکی از عوامل اصلی مجله اصلی ادبیات گرجی Tsiskari شد. از همان آغاز اردازیانی توانایی درک عمیق وقایع زندگی (شعر او پول در تیسکاری، ۱۸۵۹) را دوباره تقویت کرد و در رمان معروف خود سلیمان ایساکیچ مژقانواشویلی (تسیسکاری، ۱۸۶۱) تصویری قانع کننده از زندگی اجتماعی قدیمی و اجتناب ناپذیری دوره بورژوازی در گرجستان ارائه کرد.
معرفی اثر نویسنده: رمان SOLOMON ISAKICH MEJGHANUASHVILI
قهرمان اصلی داستان سلیمان، یک تاجر نماینده بورژوازی است. در این رمان اجتماعی، خطوط واقع گرایانه طرح فوق‌العاده پویا توسعه می‌یابد. این اثر دوره‌ای را توصیف می‌کند که تفلیس مرکز تجارت ترانس- قفقاز بود و روس‌ها، گرجی‌ها، ارمنی‌ها، تاتارها، آلمانی‌ها، فرانسوی‌ها، لزگین‌ها و ملیت‌های دیگر تجارت می‌کردند و با بازار روسیه نیز آشنایی داشتند. حضور بازرگانان بورژوازی گرجستان یک واقعیت بود که به مرور کل زندگی اقتصادی و سیاسی مردم گرجستان را تحت تاثیر قرار داد. سلیمان از درجه‌های پایین‌تر بود و در زمانی متولد شد که استقلال اقتصادی و سیاسی گرجستان به تاریخ واگذار شده بود و گرجستان زیرمجموعه فتح روسیه قرار داشت. ارتباط با روسیه استقرار طبقه بازرگان بورژوازی در گرجستان را تسریع کرد. پس از مرگ شوهرش، مادر سلیمان، گایان بیچاره ماند و یک اشراف زاده جوان، لوارساب رایندیزه و مادرش، بیوه زن را به‌همراه خانواده در روستای خود پناه داد. در شانزده سالگی سلیمان روستا را ترک کرد و راهی بازار تفلیس شد و در آنجا به خرید و فروش شهرت یافت و همچنین کالاهایی را برای تجارت ارائه می‌کرد. به زودی سلیمان متقاعد شد که حرفه بازرگان نیاز به انحراف و طفره رفتن دارد. با گذشت زمان بدهکاران وی نه تنها دهقانان بلکه شاهزادگان بودند. حتی لوارساب رایندیزه، که خانواده‌اش را تربیت کرده بود، بدهکار سلیمان بود.
هنگامی که سلیمان عملاً یک میلیونر شد، هدف خود را برای یک زندگی فرهنگی آغاز کرد. او می‌خواست همسر و فرزندانش یک زندگی فرهنگی و غنی داشته باشند، اما معلوم شد که به عنوان نماینده یک بورژوای تازه تاسیس آمادگی لازم برای این کار را ندارد. در اثر الکساندر رین-دودزه، پسر لوارساب رایندیزه، به عنوان نماینده اشراف، با سلیمان مژگانواشویلی، نماینده بورژوازی بازرگان تازه ظاهر شده، در کنار هم قرار گرفته است. اما تصویر هنری رایندیزه، در مقایسه با مژقانواشویلی، بی روح است. ریندیزه از ازدواج با دختر سلیمان امتناع ورزیده است و در عوض با زنی از رده شخصی خود ازدواج کرده و به کشور بازمی‌گردد، جایی که می‌خواهد «برای بهبود کشاورزی» تلاش کند. این کتاب در ۱۶۴ صفحه در ۲۰۱۰ از سوی انتشارات Palitral منتشر شده است.

زایرا آرسنیشویلی
زایرا آرسنیشویلی Zaira Arsenishvili (۱۹۳۳-۲۰۱۵) در تلاوی متولد شد. در سال ۱۹۵۴ وی از دانشکده فیزیولوژی دانشگاه دولتی تفلیس و در سال ۱۹۵۶ از کلاس ویولن کالج آموزش موسیقی دوم تفلیس فارغ التحصیل شد. وی از سال ۱۹۵۷ تا ۱۹۷۱ به عنوان معلم موسیقی کار کرد و در ارکستر تئاتر اپرا و باله تفلیس ایفای نقش کرد. از سال ۱۹۷۲ وی نویسنده درام فیلم در مجموعه نویسندگان استودیوی فیلم گرجی بود و از سال ۱۹۷۵ در دومین مجموعه خلاقیت به عنوان مجری فعالیت می‌کرد. او نویسنده فیلمنامه فیلم‌های وقتی بادام شکوفا شد (۱۹۷۲)، نزاع در شهری از خوراکی‌ها (۱۹۷۵)، چندین مصاحبه در مورد سوالات شخصی (۱۹۷۸)، امروز یک شب بی خواب بود (۱۹۸۳)، ضرب وشتم (۱۹۸۶))، والس در مورد پچورا (۱۹۹۲) و همچنین فیلمنامه نسخه فیلم رمان ایلیا چاوچاوادزه، آیا او انسان است؟! (۱۹۷۹) یک مجموعه فیلم خوشبختی (۲۰۰۹) بر اساس داستان او ساخته شده‌اند.

زایرا آرسنیشویلی نویسنده چهار کتاب است و چندین جایزه و جوایز ادبی را برای آنها برنده شده است: جایزه دولتی گرجستان ۱۹۹۸، جایزه شورای وزیران گرجستان ۱۹۸۴. هنر زایرا آرسنیشویلی این بود که از واقعیتی وحشتناک فراتر رفته و به بینشی بالاتر از روح و قلب انسان برسد. انبوهی از تصاویر و داستان‌ها در دوره‌های مختلف زمانی از حالت عادی به ورطه روانشناختی داستایوفسکی می‌روند و سپس به نقطه آغاز خود بازمی‌گردند. در این فاصله روان انسان کاملاً و عمیق کاوش شده و رنج انسان به شکلی نفسگیر شرح داده شده است.
زمینه رمان ورود بلشویک‌ها به گرجستان و سرکوبی که به دنبال آن وارد شده بود. در سال ۱۹۲۱، پس از تبعید دولت گرجستان به فرانسه، ارتش سرخ به این کشور حمله کرد که استقلال خود را از دست داد، در حالی که مردم با بدترین وضعیت در سال ۱۹۲۴، اوایل دهه ۱۹۳۰ و ۱۹۳۷ مورد آزار و اذیت قرار گرفتند. با قدرت جدید شوروی می‌توان به عنوان یک موضوع جداگانه رفتار کرد. اما در این رمان آنها فقط پس زمینه‌ای هستند که زمینه را آماده می‌کنند، جایی که احساسات و یک داستان دلخراش، با بینش عمیق تحلیل می‌شوند.
معرفی اثر نویسنده: رمان «تواریخ کاختیان» (KAKHETIAN CHRONICLES)
این رمان عمدتاً حول داستان اوا ساخته شده است. او در شرایط دراماتیک با عشقش گیو آشنا شد. آنها ازدواج کردند اما متأسفانه گیو به طرز مرموزی کشته می‌شود. قتل توسط اسپیریدون، جوانی که عاشقانه عاشق اوا بود، انجام شد. پس از آن، اوا چندین بار سعی کرد خودکشی کند، اما هر بار نجات پیدا می‌کند. با این وجود، اسپیریدون، که بیشتر مصمم به ازدواج با او بود، پدرش را مجبور کرد که موافقت خود را برای ازدواج آنها اعلام کند. اما این پیروزی مطلوب در نهایت به فاجعه منجر شد زیرا اوا اجازه نمی‌داد به او نزدیک شود و از همسر بودن خود امتناع ورزید.
اسپیریدون که تا عمق روح خود آزار دیده و تحقیر شده بود رابطه سرگرم کننده‌ای با زنان دیگر آغاز کرد. او یک پسری به نام گیگلا داشت. وقتی مادرش در هنگام زایمان درگذشت، اطلاعات زیادی در مورد تولد خود بدست آورد. پیوند اوا و جیگلا قطع شد. این وضعیت از نوع «یک نفرت از عشق» بیشتر روان او را رنجورتر کرد، وقتی که مارو، زنی بی احساس و بدون گذشت همسر گیگلا شد. آنها با هم غریبه شدند. هرچه زمان می‌گذشت، اوا بیشتر کینه و تلخی زندگی را تجربه می‌کرد. او تا آنجا پیش رفت که قتلی را مرتکب شد. سرانجام قبل از خودکشی او از راز حقیقت مرگ گیو مطلع شد.
این کتاب در ۵۳۴ صفحه در سال ۲۰۱۱ از سوی انتشارات Inovatsia منتشر شده است.

زازا بورچولادزه
زازا بورچولادزه Zaza Burchuladze در سال ۱۹۷۳ در تفلیس متولد شد، نویسنده، نمایشنامه نویس و مترجم معاصر است. وی از آکادمی دولتی هنرهای زیبا گرجستان فارغ التحصیل شد و از ۲۴ سالگی شروع به نوشتن کرد. در طی ۱۰ سال گذشته تعداد زیادی رمان را به چاپ رساند. وی با دریافت جایزه ادبیات Tsinandali و همچنین جایزه ادبی توسط دانشگاه دولتی ایلیا به وی اهدا شد.
معرفی اثر نویسنده: رمان صبحانه توریست «TOURIST’S BREAKFAST»
یک نویسنده به همراه همسر و فرزندش به آلمان گریخته است. گذرنامه او تنها دارایی، قصه گو و تنها وسیله شناسایی اوست. نویسنده می‌نویسد: «در دنیای امروز» همه به جایی می‌روند. برخی به این دلیل که می‌توانند، برخی دیگر به دلیل مجبور بودن. صبحانه توریست در مورد هر دو گروه است: پناهندگان و گردشگران. ترکیبی از نثر زندگینامه‌ای و رئالیسم مستند، بورچولادزه خواننده را از طریق نسخه خود از برلین، یک فضای کلاستروفوبیک که خاطرات زندگی گذشته راوی در گرجستان و تاریخ شوروی و پس از شوروی سرزمین مادری خود را، مرور می‌کند.»
این کتاب در ۱۵۸ صفحه به سال ۲۰۱۵ از سوی انتشارات Sulakauri منتشر شده است.

دیوید چیخلادزه
دیوید چیخلادزه David Chikhladze متولد ۱۹۶۲ در تفلیس، شاعر و هنرمند تئاتر است. شعرها و آثار منتقدانه وی از سال ۱۹۸۱ در نشریات دوره‌ای منتشر شده و می‌شود. وی همچنین ترجمه آثار بی شماری از شاعران و نظریه پردازان آمریکایی را انجام داده است. از اواسط دهه ۱۹۸۰ او در نمایشگاه‌های مختلف و پروژه‌های نمایشی در گرجستان و خارج از کشور شرکت کرده است. آثار او از سال ۱۹۸۹ در مجلات خارجی منتشر شده است. در سال ۱۹۸۹ وی اولین گالری مستقل تفلیس را با نام گالری هنری جایگزین (Alternative Art Gallery) تاسیس کرد، که در آن سال یک نظرسنجی گسترده در مورد آن منتشر شد. (Kim Levin، Connoisseur، ۱۹۸۹)
از سال ۱۹۹۴ او کارگردانی Margo Korableva Tbilisi را اجرا کرد. از سال ۲۰۰۲ تا ۲۰۰۴ با تئاتر نیویورک Repetti Chocolate Facterry همکاری کرد. در سال ۲۰۰۲ در جشنواره اتاق نشیمن آمریکایی در نیویورک شرکت کرد. تولیدات وی به عنوان فیلمبردار عبارتند از: ممیزی، Drowning Man و Fundamental و آنها واکنش خوبی از مطبوعات تئاتر نیویورک برانگیختند. در سال ۲۰۰۶، در دانشگاه سیتی نیویورک، او به انگلیسی و به روسی روشی را برای فرهنگ لغت الکترونیکی نوشتن شعرهای فرایندی به صحنه برد: سپس از این روش برای ایجاد دو شعر جدید: مقبره و ارگاسم استفاده کرد.
معرفی اثر نویسنده: رمان زنانه / زنانهFEMININE/FEMININE
رمان زنانه / زنانه، نوعی ادامه الاغ طلایی نویسنده رومی است. این داستان برای ما مردی را روایت می‌کند که برای پیدا کردن یک الهه به راه می‌افتد و زمان زیادی را در آن جست‌وجو می‌گذراند. از این گذشته الهه مدت‌ها منتظر بوده است و به همین دلیل است که الاغ طلایی زندگی می‌کند. از طرف دیگر رمان تا حدی مستند است: نمونه اولیه به دنبال خود و هویت واقعی خود می‌رود. پس از ماجراهای کالیدوسکوپی، جست‌وجو به پایان می‌رسد و کتاب با یک شعر رسمی به الهه اختصاص داده شده، پایان می‌یابد. به وضوح می‌توان دریافت که نویسنده آن را در دوره‌های مختلف نوشته است.
این کتاب در ۱۴۸ صفحه در سال ۲۰۰۷ از سوی انتشارات Siestaمنتشر شده است.

اوتار چیلادزه
اوتار چیلادزه Otar Chiladze (۱۹۳۳-۲۰۰۹) نویسنده گرجی است که در احیای نثر گرجی در دوران پسااستالین نقش برجسته‌ای داشت. رمان‌های وی به طور مشخص اسطوره‌های سومری و هلنی را با مخلوقات یک آموزگار مدرن گرجی گره می‌زند. اوتار چیلادزه در سیگناغی، شهری کوچک در کاختی، شرقی‌ترین استان گرجستان به دنیا آمد. وی در سال ۱۹۵۶ از دانشگاه دولتی تفلیس در رشته روزنامه نگاری فارغ التحصیل شد. آثار او در درجه اول شعر، اولین بار در دهه ۱۹۵۰ ظاهر شد. در همان زمان چیلادزه به روزنامه نگاری ادبی مشغول شد و در مجله‌های پیشگام روشنایی در تفلیس کار می‌کرد.
او محبوبیت خود را با مجموعه رمان‌های طولانی خود، مانند مردی که از جاده می‌رفت، همه کسانی که مرا پیدا می‌کنند، آلووم و دیگران، به دست آورد. اوتار چیلادزه که در زمان حیات خود به یک نویسنده کلاسیک گرجی تبدیل شد، بالاترین جوایز دولتی گرجستان را دریافت کرد و در سال ۱۹۹۸ به همراه پنج نویسنده دیگر نامزد جایزه نوبل شد. اوتار چیلادزه جایزه ادبی SABA ۲۰۰۳ را در رده بهترین رمان برای سبد، جایزه دولتی ایلیا چاوچاوادزه ۱۹۹۷ برای کارهای هنری، جایزه دولتی گرجستان ۱۹۹۳ برای کمک به ادبیات ژورژین و جایزه دولتی شواتا روتاولی ۱۹۸۳ برای تئاتر آهن دریافت کرد.
معرفی اثر نویسنده: رمان یک مرد داشت از جاده پایین می آمد A MAN WAS GOING DOWN THE ROAD
این رمان با افسانه یونانی جیسون و پشم گوسفند طلایی و عواقب پادشاهی مبهم کلخیس پس از آمدن جیسون یونانی و ربودن مدئه آغاز می‌شود. اما همچنین تمثیلی از خیانت و ویرانی است که پس از الحاق گرجستان به شوروی و روسیه بوجود آمد و همچنین تفسیر چیلادزه از زندگی به عنوان نسخه‌ای از داستان باستان آناتولی گیل گیمش و مطالعه زندگی داخلی و سیاسی گرجی‌ها، که در آن زنان و کودکان هزینه مأموریت‌ها، وسوسه‌ها و تردیدهای قهرمان را می‌پردازند. این کتاب در ۵۹۰ صفحه در سال ۲۰۱۰ از سوی انتشارات Areteمنتشر شده است.

گورام دوچاناشویلی
گورام دوچاناشویلی Guram Dochanashvili در سال ۱۹۳۹ در تفلیس متولد شد. او نثر نویس و مورخی حرفه‌ای است که از دهه ۱۹۷۰ آثار ادبی‌اش محبوب بوده است. وی در کاوش‌های باستان شناسی شرکت فعال داشت و در ارکستر دانشگاه نواخت. از سال ۱۹۶۲ تا ۱۹۷۵، گورام دوچاناشویلی در بخش باستان شناسی در موسسه باستان شناسی و مردم نگاری جاواخیشویلی کار کرد.
وی رئیس بخش نثر مجله Mnatobi بود و ریاست بخش نثر آکادمی علوم را بر عهده داشت. از سال ۱۹۸۵ وی ویراستار اصلی استودیوی فیلم گرجی بود. امروز گرام دوچاناشویلی یکی از محبوب‌ترین نویسندگان در گرجستان است و داستان‌های کوتاه و داستان‌های جدید او به کلاسیک گرجی مدرن تبدیل شده است.
معرفی اثر نویسنده: رمان WATER (PO) LOO OR RESTORATIVE WORK
یک داستان خارق العاده و اثری تمثیلی جادویی در مورد تحول معنوی فوق العاده بسامه است. داستان توسط نویسنده روایت می‌شود، این اقدام در قرن نوزدهم اتفاق می‌افتد. بسامه پسری یتیم است که زندگی خود را به عنوان یک چوپان تأمین می‌کند. روزی کالسکه‌ای جلوی او ایستاده و پیرمردی بیرون می‌آید و بسامه را به شهر می‌برد و پیشنهاد می‌دهد فلوت بنوازد. در شهر او با رامونا آشنا شده و در نگاه اول عاشقش می‌شود. نوازندگی فلوت توسط استاد بزرگوار کریستوبالدو دو روخاس به بسامه آموزش داده می‌شود. کارتوزو در مدرسه معلم تاریخ علاقه زیادی به ناپلئون بناپارت دارد و از دانش آموزانش نیز می‌خواهد احساس الهام کنند و ادامه ماجرا.
این کتاب در ۱۳۹ صفحه در سال ۲۰۰۲ از سوی انتشارات Saniمنتشر شده است.

کنستانتین گامساخوردیا
کنستانتین گامساخوردیا Konstantine Gamsakhurdia (۱۹۷۳-۱۸۹۳) نویسنده معاصر گرجی در خانواده‌ای اصیل در آباشا، متولد شد. او بیشتر سال‌های جنگ جهانی اول را در آلمان، فرانسه و سوئیس گذراند و در سال ۱۹۱۸ دکترای خود را از دانشگاه برلین دریافت کرد.
هنگامی که در آلمان بود، به طور منظم برای مطبوعات آلمان در مورد گرجستان و قفقاز مقاله نوشت و در سازماندهی کمیته آزادی گرجستان نقش داشت. پس از اعلام استقلال در سال ۱۹۱۸، او وابسته سفارت گرجستان در برلین شد و مسئول بازگرداندن زندانیان جنگ جهانی اول گرجیان و ادامه تحصیل دانشجویان گرجیان در دانشگاه‌های آلمان را برعهده گرفت. او علیرغم دشمنی که با حکومت شوروی داشت، یکی از معدود نویسندگان برجسته گرجی بود که از سرکوب‌های دوران استالین، از جمله تبعید و چندین دستگیری، جان سالم به در برد. آثار وی به دلیل نمایش شخصیت آنها از بینش روان شناختی عالی مورد توجه قرار گرفته‌اند. ویژگی مهم دیگر نوشته‌های گامساخوردیا، ظرافت جدیدی است که او در داستان نویسی گرجستان تزریق کرد و با تقلید از یک زبان باستانی برای ایجاد حس کلاسیک گرایی بهره برد.
معرفی اثر نویسنده: رمان دزدیدن ماه STEALING THE MOON
سرقت ماه دوره سه گانه زندگی در گرجستان شوروی در دهه ۱۹۳۰ را نشان می‌دهد. این رمان قربانی سانسور شد. محتوای رمان دوره سرکوبگرانه آن زمان، تخریب فرآیند قدیمی و ایجاد روند دردناک جدید را نشان می‌دهد. در سال ۱۹۳۳ تا ۱۹۳۵، وقتی رمان در حال نگارش بود، هیچکس نمی‌دانست که انقلاب چه شکلی داشت، به همین دلیل است که «دزدی ماه» سرگذشت یک دوران غم انگیز گرجیان است. این رمان دارای دو شخصیت اصلی است، تاراش اخواری، یک روشنفکر آبخازی، فرزند یک ژنرال آمریکایی و تحصیلکرده در اروپا که مشخص می‌شود برادر نسبی اوست و یک کشاورز و یک پلیس، یک استالینیست مشتاق.
این کتاب در ۶۷۲ صفحه در سال ۲۰۱۱ از سوی انتشارات Sakartvelos Matsne منتشر شده است.

نایرا گلاشویلی
نایرا گلاشویلیNaira Gelashvili متولد ۱۹۴۷، نویسنده، آلمانیست، منتقد ادبی و فعال جامعه مدنی گرجی است. وی فعالیت‌های ادبی خود را با ترجمه فلسفه و شعر آلمانی آغاز کرد و به دلیل نثر غیر مطابق در بین خوانندگان محبوبیت پیدا کرد، که در نهایت با واکنش منفی مقامات شوروی روبه‌رو شد.
علیرغم این شرایط، نایرا گلاشویلی تعدادی رمان و داستان کوتاه نوشت و چندین جایزه ادبی از جمله جایزه ادبی SABA ۲۰۱۳ دررده بهترین رمان «برای من آن یکی هستم» و ۲۰۱۰ برای «دو حلقه اول» و… برنده شده است؛ جایزه آثار هنری ایلیا چاوچاوادزه (۲۰۰۸) جایزه ادبی GALA ۲۰۰۷ در گروه بهترین پروژه ادبی برای راینر ماریا ریلکه (در ۵ جلد با شرح کار می‌کند.) جایزه وزارت فرهنگ اتریش ۱۹۹۹ که برای ترجمه آثار R. M.Rilke. نایرا گلاشویلی شامل رمان‌ها، داستان‌ها، مقاله‌ها، شعر و نثر کودکان و همچنین آهنگ‌های کودکانه و داستان‌های موسیقی است.
در سال ۱۹۹۴، نویسنده مرکز غیردولتی ارتباطات فرهنگی «خانه قفقاز» را تأسیس کرد و هنوز هم رئیس آن است. این مرکز نقش مهمی در همکاری صلح آمیز فرهنگ‌ها و مذاهب مختلف در میان مردم قفقاز دارد.
معرفی اثر نویسنده رمان و همه دیگران AND ALL THE OTHERS
در سال‌های ۱۹۹۲-۱۹۹۴، نایرا گلاشویلی «دو حلقه اول» و موارد دیگر را نوشت، اما نسخه نهایی را اصلاح کرد و در سال ۲۰۰۸ چند قسمت اضافه کرد. این رمان تلاشی موفق برای تفسیر هنری و ارزیابی عمیق از مهمترین وقایع تاریخ اخیر گرجستان است. این نویسنده از وسایل مختلف هنری برای نشان دادن تقریباً هر جنبه از زندگی روزمره مدرن گرجی استفاده می‌کند و سعی دارد به سوالات مختلفی پاسخ دهد. کنش رمان در یک سازمان خاص، اتفاق می‌افتد. نویسنده در خانه قفقاز در کوتاه مدت، به دستاوردهای زیادی دست می‌یابد و به لطف آن، نویسندگان جدید زیادی ظاهر می‌شوند. از بین تمام جمهوری‌های اتحاد جماهیر شوروی سوسیالیستی، تنها گرجستان چنین موسسه‌ای را برای ترجمه ادبیات گرجی به سایر زبان‌ها دارد.
این کتاب در ۷۷۸ صفحه در سال ۲۰۰۹ از سوی انتشارات Aloni منتشر شده است.

شوتا یاتاشویلی
شوتا یاتاشویلی Shota Iatashvili متولد ۱۹۶۶ در تفلیس، شاعر، داستان نویس، مترجم و منتقد هنری مشهور است. نخستین کتاب او که با آن به عنوان شاعر میان مردم شناخته شد «بال‌های مرگ» است که به سال ۱۹۹۳ در دسترس علاقه‌مندان قرار گرفت. از آن زمان تاکنون وی تعداد قابل توجهی از مجموعه شعر، چهار اثر منثور و یک کتاب نقد ادبی را منتشر کرده است. یاتاشویلی جایزه ادبی SABA را نیز به عنوان برترین منتقد دریافت کرده است. همزمان با آثار ادبی یاتاشویلی روی ترجمه‌های مختلف نیز کار کرد و سبک‌های اراده رادیکال اثر سوزان سونتاگ و ترانه سرایی شاعران آمریکایی را به گرجی به خوانندگان گرجی شناساند.
شوتا یاتاشویلی به عنوان سردبیر در مرکز منتقدان ادبی جمهوری (در روزنامه‌های ادبی Rubikoni و Mesame Gza) به کار پرداخت. وی مدیر روزنامه Alter-native بود بود و بعدها سردبیر انتشارات خانه قفقاز شد. در حال حاضر ، او سردبیر مجله Akhali Saunje است و برنامه کتابخانه را در رادیو آزادی هدایت می‌کند.
معرفی اثر نویسنده: رمان جاذبه GRAVITATION
جاذبه مجموعه‌ای از داستان‌های شوتا یاتاشویلی است. این شامل بهترین داستان‌های مجموعه نور پس زمینه (۱۹۹۸)، گل گل‌ها و مهندس (۲۰۰۰)، پدران عکس (۲۰۰۵) و متون پس از آن است. این کتاب با داستانی گسترده در مورد شهر بیمار که در سال ۱۹۹۲ نوشته شده آغاز می‌شود: این داستان وقایع جنگ داخلی تفلیس در سال‌های ۱۹۹۱-۱۹۹۲ را که به سرنگونی رئیس جمهور زویاد گامساخوردیا - اولین رئیس حمهور گرجستان ختم شد - کتمان می‌کند. نویسنده این متن را در دوره عدم پاسخگویی کابوس نوشت: در واقع هیچ فاصله‌ای وجود نداشت که اجازه تحلیل و ارزیابی وقایع را بدهد.
این کتاب در ۳۲۰ صفحه در سال ۲۰۱۲ از سوی انتشارات PalitraL منتشر شده است.

اوتار جیرکویلیشویلی
اوتار جیرکویلیشویلی Otar Jirkvalishvili متولد ۱۹۸۱ در شهر اونی است. او تا دهه ۱۹۹۰ با پدر و مادر و خواهرش در تسخینوالی زندگی می‌کرد و سپس به دلیل جنگ مجبور شد به تفلیس مهاجرت کند. او وکیل و متخصص در زمینه جرایم کیفری و همچنین استاد شطرنج در سطح بین‌المللی است.
وی در سال ۱۹۹۸ جایزه سوم المپیاد جهانی بازیکنان جوان را بدست آورد. در سال ۲۰۰۰ قهرمان شطرنج تفلیس شد. وی نوشتن را از سال ۲۰۰۶ آغاز کرد. از سال ۲۰۰۹ داستان‌ها، شعرها و مقاله‌های انتقادی او در نشریات مختلف ادبی منتشر شده است. جیرکویلیشویلی سه کتاب منتشر کرده است: لازاروس (۲۰۱۷)، مجموعه شعر تختخواب (۲۰۱۵) و مجموعه داستان یک آب نبات (۲۰۱۴). در سال ۲۰۱۰ اولین داستان او یعنی «عقرب» برنده جایزه خردسال مسابقه موزه نیکولوز براتاش-ویلی شد.
معرفی اثر نویسنده: رمان جذامی LAZARUS

اولین داستان مجموعه لازاروس درباره زندگی دنیوی و اخروی است که به گفته انجیل، عیسی مسیح را از مرگ زنده کرد. این نویسنده زندگی اخروی و مرگ دوم پس از زنده شدن را توصیف می‌کند. موضوع اصلی متن این است که لازاروس در مورد اینکه آیا او واقعاً مرده است شک دارد. داستان سورئالیستی یک آب نبات طنزی تلخ در مورد تعصب است و در عین حال، متنی ساخته شده است که با بازتاب‌هایی که در آن سبک‌های فلسفی، مذهبی، پزشکی یا ژورنالیستی زبان بازتاب می‌یابد، در نتیجه با سخنان کنایه آمیز و با فقدان هر خط طرح کاملاً مشخص و غیره. شخصیت اصلی هیچ احساسی نسبت به واقعیت را از دست نداده است، زیرا او از همه جا به طور معجزه آسایی ظاهر شده است (والدینش نمی‌توانستند بچه داشته باشند و برای یکی دعا می‌کردند.) بعداً، ایلیا دوم پدرسالار گرجی او را غسل تعمید داد و هنگامی که پنج ساله بود، از یک مادربزرگ بیرون مغازه خواست که یک شیرینی برای او بخرد: مادربزرگ به او گفت: پسر، اگر برایت یک شیرینی بخرم چند مورد را فراموش می‌کنی ساعاتی بعد از خوردن آن، اما اگر من برای شما یکی نخرم، تا آخر عمر به خاطر می‌آورید. پس از آن زندگی این شخصیت کاملاً با این واقعه شکل گرفته است: در هرج و مرج است و او نمی‌تواند درک کند جایی که حد بین واقعی و غیر واقعی نهفته است. پنج داستان دیگر در مجموعه وجود دارد و آنها کاملاً سبک دیگری را تکمیل یا ادامه می‌دهند. شخصیت‌ها بعضی اوقات قراردادهایی از یکدیگر هستند، کنایات مهم‌تر، خاطره گویی‌ها و تفاسیر درونی، که جریان و معناشناسی روایت را تعیین می‌کند. دامنه احساسات شدید غیرمنتظره و همیشه قابل تغییر است که ما را به سفری به ذهن آگاه و ناخودآگاه نویسنده می‌کشاند: چیزی پراکنده و التقاطی. آنچه مربوط به این مجموعه استعاره یک فرشته مضاعف است.

این کتاب در ۱۸۴ صفحه در سال ۲۰۱۷ از سوی انتشارات PalitraL منتشر شده است. / مهر
کد مطلب: 4457