روسیه و اروپای شرقی
آسیای مرکزی
قفقاز جنوبی
همسایگان اوراسیا



نسخه قابل چاپ

نسخه وب

داخلی » خبر » حوزه های جغرافیایی

«سیب سرخ» و طرحی که ترکیه دنبال می کند

رویای اوراسیایی اردوغان

۱۴ بهمن ۱۳۹۹ ساعت ۱۲:۰۳

شهره پولاب در یادداشتی برای دیپلماسی ایرانی می نویسد: اصطلاح سیب سرخ “Kizil Elma" که در میتولوژی ترکی به معنای هدف نهایی بوده نمادی از یک جنبش پان ترکیسم است که هدف آن اتحاد ترک ها در هر گوشه کره زمین برای دستیابی به برتری جهانی است. این مفهوم در قلب توسعه طلبی ترکیه نهفته شده چنانچه فخرالدین آلتون "Fahrettin Altun”، رئیس سازمان ارتباطات نهاد ریاست‌جمهوری ترکیه، اعلام داشته که «سیب سرخ» برای ما به معنی ترکیه‌ای قوی، بزرگ و نماد پیشرفت مبارک ملت ماست که از ملازگرد سال ۱۰۷۱ تا ۱۵ ژوئیه (کودتای شکست‌خورده ۲۰۱۶) حماسه‌ سازی کرده است. «سیب سرخ»به مانند درخت عظیمی است که از جبل الطارق تا حجاز، از بالکان تا آسیا سایه دارد. نکته آن که سلجوقیان که اسلاف عثمانی بودند در سال ۱۰۷۱ میلادی نیروهای عمدتاً یونانی امپراتوری بیزانس را شکست دادند و دروازه‌های آناتولی را به روی ترک‌ها گشودند. در ترکیه از این پیروزی به عنوان آغاز ترکی شدن تدریجی آناتولی یاد می شود.




رجب طیب اردوغان، رئیس جمهوری ترکیه در روز 26 آگوست 2020 در مراسم بزرگداشت سالگرد پیروزی سلسله سلجوقی ترکیه بر ارتش امپراطوری بیزانس در نبرد ملازگرد اعلام کرده بود که ترکیه "هر آنچه را که در دریاهای مدیترانه، اژه و سیاه مستحق آن باشد، برداشت خواهد کرد. اردوغان در این سخنرانی در پاسخ به تمرین نظامی مشترک یونان به همراه نیروی نظامی فرانسه، ایتالیا و قبرس در نزدیکی جزیره کرت یونان در جنوب قبرس هشدار داده بود که " آنچه را که مال ماست بر سرش مذاکره و مصالحه نمی کنیم و از همتایان خود می خواهیم که مراقب مسیرهایی باشند که راه را به سوی نابودی آنها هموار می کند".



سخنان تهاجمی اردوغان در این مراسم همراه با شور و شوق ملی گرایی حاصل از تاریخ امپراطوری عثمانی، نشان از افزایش علاقه مندی اردوغان به تحکیم پایگاه پشتیبانی خود در قالب سیاست خارجی توسعه طلبانه وی داشت. اردوغان همزمان با این سخنان جنگ طلبانه در توییت هایی از اصطلاح "سیب سرخ" نیز استفاده کرده بود که نماد خاستگاه افسانه‌ای ترک‌ها در آسیای مرکزی بوده و به عنوان مهمترین نماد ملی گرایی و توسعه طلبی ترکیه تلقی می شود. 



اصطلاح سیب سرخ “Kizil Elma" که در میتولوژی ترکی به معنای هدف نهایی بوده نمادی از یک جنبش پان ترکیسم است که هدف آن اتحاد ترک ها در هر گوشه کره زمین برای دستیابی به برتری جهانی است. این مفهوم در قلب توسعه طلبی ترکیه نهفته شده چنانچه فخرالدین آلتون "Fahrettin Altun”، رئیس سازمان ارتباطات نهاد ریاست‌جمهوری ترکیه، اعلام داشته که "سیب سرخ" برای ما به معنی ترکیه‌ای قوی، بزرگ و نماد پیشرفت مبارک ملت ماست که از ملازگرد سال 1071 تا ۱۵ ژوئیه (کودتای شکست‌خورده ۲۰۱۶) حماسه‌ سازی کرده است. "سیب سرخ" به مانند درخت عظیمی است که از جبل الطارق تا حجاز، از بالکان تا آسیا سایه دارد. نکته آن که سلجوقیان که اسلاف عثمانی بودند در سال 1071 میلادی نیروهای عمدتاً یونانی امپراتوری بیزانس را شکست دادند و دروازه‌های آناتولی را به روی ترک‌ها گشودند. در ترکیه از این پیروزی به عنوان آغاز ترکی شدن تدریجی آناتولی یاد می شود.



جغرافیایی که در مفهوم سیب سرخ نهفته شده به پهنه وسیعی از جنوب اروپا تا آسیای مرکزی اشاره دارد که ترکیه تحت نظر اردوغان سیاست خارجی فعالانه ای را در آن دنبال می کند. بنظر می رسد ترکیه با تعامل مستقیم در روند سیاسی لیبی، حفظ حقوق حاکمیت ترکیه و ترکهای قبرس شمالی در مدیترانه شرقی، جایگاه مستقل خود را در منطقه مدیترانه حفظ نموده و در یک دستور کار جدید برای به ثمر رسیدن سیاست های فعال خود در سراسر منطقه ای -بر اساس مفهوم سیب سرخ- از اندلس در جنوب اسپانیا تا بخارا در ازبکستان به دستکاری ژئوپلیتیکی در اوراسیا می پردازد. 



سیاست خارجی معاصر مبتنی بر پان اسلامیسم برگرفته از هویت اسلامی همراه با بهره گیری از تجدید الگوی تمدنی بازمانده از امپراتوری عثمانی به عنوان نئوعثمانیسم بوده که در آمیختن با آموزه های امنیت ملی مانند "وطن آبی" -به ترکی ماوی وطن- راه را برای تقویت بنیان های قدرت اقتصادی، نظامی و سیاسی جهت ادامه نقش فعالانه ترکیه در عرصه وسیعتری باز خواهد کرد. ترکیه با رزمایش دریایی "میهن آبی" در 27 فوریه تا 8 مارس 2019 ادعای گسترده ای از دریای مدیترانه شرقی، اژه و دریای سیاه را به نمایش گذاشته بود. 



ترکیه با پر کردن خلا ژئوپلیتیک در مدیترانه شرقی تعهد قاطعانه خود در دفاع از مرزهای دریایی و حاکمیت ملی خود را نشان داده و سپس با دخالت در جنگ قره باغ به منظور تأمین امنیت قفقاز جنوبی و گشودن دروازه ای از آناتولی به سوی آسیای مرکزی رویای پان ترکیستی و تورانیستی خود را دست یافتنی نموده است. این نمایش های قدرت سخت و تهاجمی اردوغان در خاورمیانه، با ورود به آسیای میانه آرام تر شده و قدرت نرم از طریق تجارت و سرمایه گذاری به بازوهای نفوذ آنکارا تبدیل می شوند.



آسیای مرکزی به علت دارا بودن منابع انرژی برای امنیت انرژی جهانی خصوصا امنیت و ثبات منطقه یورو-آتلانتیک حیاتی بوده و از نظر استراتژیک دارای اهمیت بسیار است. این منطقه علاوه بر این که قطب اصلی خطوط لوله گاز و نفت بوده، به لحاظ دارا بودن دالان های تجاری دارای اهمیت ژئواکونومیک است. از این رو یک آسیای میانه با ثبات و مستقل قادر است تا سیاست های اقتصادی بین المللی را به سوی خود جذب کند. 



ترکیه اولین کشوری است که کشورهای آسیای میانه را به رسمیت شناخته و تلاش داشته تا روابط تاریخی، زبانی و فرهنگی مشترک با منطقه را دستاویز طیف وسیعی از تعاملات تجاری کند. کشورهای ترکیه و آسیای میانه بخشی از یک جامعه گسترده از اقوام ترک و مجموعه ای از گروه های قومی و زبانی هستند که از مدیترانه تا سیبری گسترش یافته اند. احیای ایده همبستگی پان ترکی راه را برای ایجاد اتحادی ترکی در سراسر آسیای میانه و قفقاز هموار کرده است و شورای ترک یا "شورای همکاری کشورهای ترک زبان" که در اکتبر ۲۰۰۹ میان ترکیه، جمهوری آذربایجان، قزاقستان و قرقیزستان با هدف تقویت تعاملات این کشورها در حوزه های مختلف تاسیس شد، بدان قوام می بخشد. ترکیه تلاش دارد تا  از طریق "شورای همکاری کشورهای ترک زبان" با محیط پیرامونی خود رابطه ای گسترده و قوی برقرار کند. نفوذ آنکارا در آسیای مرکزی و قفقاز موجب می شود تمامی اعضای شورا از حوزه بزرگ فرهنگی و تاریخی جهان ترک سود ببرند. 



از نظر اقتصادی، ترکیه نزدیکترین مسیر تجاری از آسیای مرکزی به سوی کشورهای اروپایی است و در مسیر عکس، آسیای مرکزی و قفقاز کوتاهترین مسیر تجاری بین ترکیه و کشورهای جنوب شرقی آسیا، چین و ژاپن هستند. قرارگیری قفقاز در این مسیر به معنای آن است که راه نفوذ ترکیه به کل منطقه آسیای میانه از قفقاز می گذرد و قفقاز را به مهمترین دروازه ترکیه برای توسعه روابط اقتصادی و تجاری با جمهوری های آسیای مرکزی تبدیل می کند. وجود ذخایر انرژی آسیای مرکزی و حوزه خزر و انتقال آن از طریق قفقاز به بازارهای جهانی چشم انداز استراتژیک ترکیه را برای ساخت خط لوله باکو-تفلیس-جیحان آشکار ساخته و بدین گونه مداخلات آنکارا در جنگ 44 روزه قره باغ که در اکتبر 2020 شروع شده بود، توجیه خواهد شد.



از نظر سیاسی، پروژه "سیب سرخ" اردوغان نسخه جدیدی از رقابت ژئوپلیتیک با چین و روسیه در آسیای مرکزی را در قالب "سیاست تعادل قدرت" مهیا می سازد. ترکیه با پذیرش نقش هژمونیک روسیه در آسیای مرکزی و با آگاهی از اشتیاق کرملین در ادغام جمهوری های جدا شده از بدنه شوروی در اتحادیه اقتصادی اوراسیا (EEU)، همکاری با مسکو را  انتخاب کرده است. توانایی مسکو و آنکارا برای غلبه بر بحران نوامبر 2015 و سرنگونی جنگنده Su-24 روسی آغازگر نزدیکی دو دولت بوده و روند همکاری میان آنها را تقویت کرده است. بدین ترتیب پیگیری برنامه همکاری دفاعی ترکیه با قزاقستان و ازبکستان در چالش مستقیم با روسیه نخواهد بود. امضای توافق نامه همکاری نظامی ترکیه و قزاقستان شامل صنایع دفاعی، مانورهای مشترک، سیستم های اطلاعاتی و دفاع سایبری، خزش آنکارا در حیطه پیرامونی روسیه است. 



چین رقیب دیگر ترکیه در منطقه با ابتکار کمربند اقتصادی جاده ابریشم (SREB)، توانسته آسیای مرکزی، روسیه، اروپای شرقی، مرکزی و غربی را در یک مسیر قرار دهد و از سال 2013 با توسعه ابتکار عمل جهانی یک کمربند -یک جاده (BRI) کوتاهترین راه را برای رسیدن به اروپا با گذشتن از آسیای مرکزی انتخاب کند. ترکیه از این میزان رشد اقتصادی چین در اوراسیا استقبال کرده و با پروژه کریدور میانی  “middle corridor”گذر از طریق گرجستان، آذربایجان و دریای خزر، بر تکمیل کمربند اقتصادی جاده ابریشم چین نظر داشته است. از امتیازهای بازیگری ترکیه در درگیری‌های قره‌ باغ این بود که برای دسترسی به شرق خزر از طریق خاک ارمنستان، موقعیت خود را ارتقا داده و بازیگر موردنظر چین در این دالان باشد. عملیاتی شدن راه آهن باکو-تفلیس-قارس (BTK) در سال 2017 با اتصال قزاقستان، ترکمنستان به فرا قفقاز نیز در سهولت بخشی پروژه کریدور میانی نقش موثری داشته است. 



هدف آنکارا ایجاد روابط با کشورهای آسیای مرکزی بر اساس کدهای فرهنگی مبتنی بر پیوندهای تاریخی بوده تا بتواند در یک محور ژئوپلیتیکی جدید در قلب اوراسیا نفوذ کند. خانواده ترک در پنج جمهوری آذربایجان، قزاقستان، قرقیزستان، ترکمنستان و ازبکستان و همچنین اقلیت های ترک در مناطق دورتر در شرق روسیه و غرب چین زمینه ساز این نفوذ خواهند بود. 



در مجموع اردوغان برای افزایش قامت ژئوپلیتیک ترکیه از یک سو از طریق قدرت سخت و با سرمایه گذاری بر قابلیت های نظامی، کنترل قلمروهای خارجی در مرزهای زمینی سوریه، قفقاز و مرزهای دریایی قبرس و یونان را در پیش گرفته و از سوی دیگر از طریق قدرت نرم در قالب یک قدرت تجدید نظر طلب و با استفاده از همگرایی مذهبی، گفتمان قومی ترکی و تجارت به تغییر وضعیت ژئوپلیتیک موجود در اوراسیا می اندیشد. ادعای اردوغان مبنی بر این که "ترکیه در عرض نیم قرن به عنوان یکی از قدرت های بزرگ جهان ظهور کرده و دستاوردهای بزرگی کسب خواهد کرد"، نشان از این رویای اوراسیایی دارد.