اوراسیا، زیبای آشوب‌زده

نگاهی به تحولات دهه اخیر اوراسیا

دکتر بهرام امیراحمدیان
تاریخ انتشار : سه شنبه ۵ مرداد ۱۳۹۵ ساعت ۱۱:۲۵
Share/Save/Bookmark
 
هنوز زمان زیادی از درگیری در جبهه قره باغ بین آذربایجان و ارمنستان نگذشته‌بود که حادثه گروگانگیری ایروان رخ داد. به‌دور از هیاهوهای برپا شده، ریشه همه این نا آرامی‌ها به دوره شوروی بازمی‌گردد. آنچه اکنون در منطقه می‌بینیم، مشکلات حکومت‌هایی است که نابسامانی‌های آنها پس از فروپاشی شوروی از زیر خاکستر بیرون آمده و شعله ور شده است.
 
ایراس: هنوز زمان زیادی از درگیری در جبهه قره باغ بین آذربایجان و ارمنستان نگذشته‌بود که حادثه گروگانگیری ایروان رخ داد. به‌دور از هیاهوهای برپا شده، ریشه همه این نا آرامی‌ها به دوره شوروی بازمی‌گردد. آنچه اکنون در منطقه می‌بینیم، مشکلات حکومت‌هایی است که نابسامانی‌های آنها پس از فروپاشی شوروی از زیر خاکستر بیرون آمده و شعله ور شده است.

پیش از هرنقطه ای در اوراسیا، شایعه برگزاری رفراندوم در منطقه جدایی طلب اوستیای جنوبی (از واحدهای خودمختار در ترکیب حاکمیت جمهوری گرجستان) منطقه را بی‌ثبات کرد. این رفراندوم هر چند برگزار نشد ولی نگرانی‌هایی را پدید آورد، زیرا انتظار می‌رفت روسیه با به‌کارگیری مدل شبه جزیره کریمه آن را به استقلال رسانده و سپس به خاک خود ضمیمه کند. البته اوستیای جنوبی اکنون نیز به عنوان یک کشور مستقل از سوی روسیه به رسمیت شناخته شده و کرملین با آن روابط دیپلماتیک دو سویه دارد. از ماه اوت 2008 که این واقعه رخ داد تاکنون 8 سال گذشته و اوستیای جنوبی در کنار جمهوری خودمختار آبخازیا (آن هم یک جمهوری خودمختار دوره شوروی در ترکیب جمهوری گرجستان) که از سوی جدایی طلبان دوفاکتو کشوری مستقل اعلام و از سوی نهادهای قانونگذاری روسیه (دوما و شورای فدراسیون) به رسمیت شناخته می‌شود، منطقه را متصلب کرده‌اند. اکنون که گرجستان خود را در برابر روسیه همسایه شمالی خود ناتوان می‌بیند، خواستار پیوستن به ناتو شده است. به همین سبب روسیه که در جنوب در منطقه قفقاز شمالی با گرجستان هم مرز است، احساس نا امنی می‌کند و پیوستن گرجستان به ناتو را خط قرمز خود اعلام کرده‌است. این وضعیت گرجستان است که در شمال با جمهوری‌های عمدتاً مسلمان قفقاز شمالی هم مرز است به عنوان منطقه تهدید تمامیت ارضی روسیه مورد ارزیابی روسها قرار می‌گیرد. بویژه دره پانکیسی در گرجستان که دالانی برای عبور چچن‌های آن سوی مرز به این سو است. این موضع چنان حساسیت روس‌ها را بر انگیخته که در سوریه رهبر چچن‌های هوادار داعش به نام الشیشانی را از پای در آورده‌اند.

قره‌باغ، سرزمین کشاکش
قره باغ  گره کور قفقاز است و حالت نه جنگ و نه صلح دارد. از همین رو هم هست که هراز چند گاهی بین دو طرف درگیر در دوسوی خط آتش بس گروه مینسک که از ماه مه ‌سال 1994 برقرار است، درگیری‌هایی رخ می‌دهد و آتش جنگ را شعله ور می‌سازد. زمانی که پس از استقلال هر یک از ایالتهای هند، بریتانیا ناگزیر به واگذاری حکومت به دولت هند شد، تنها کشمیر بود که بلاتکلیف ماند. وقتی از فرماندار انگلیسی جامو و کشمیر درباره عدم واگذاری و تعیین تکلیف این ایالت پرتنش سؤال شد، پاسخ داد؛ بهترین وضعیت کشمیر همین بلاتکلیفی است. اکنون به نظر می‌رسد که بهترین وضعیت قره باغ وضعیت کنونی است. واگذاری آن به ارمنستان موجب نارضایتی آذربایجانی خواهد شد که از همه نظر بر ارمنستان تفوق دارد و بازگرداندن دوباره حاکمیت آن به جمهوری آذربایجان، ارامنه را خواهد شوراند و منطقه را به بمب ساعت شمار تبدیل خواهد کرد. در آن صورت دولت ارمنستان باید پاسخگوی نه تنها شهروندان ارمنستان و ارامنه جمهوری خودخوانده قره باغ، بلکه ارامنه سراسر جهان باشد. به همین سبب قره‌باغ اکنون در بهترین شرایط قرار دارد و ارامنه قره باغ در سایه همین بلاتکلیفی دولتمداری را تجربه می‌کنند و از مدل خودمختاری استخوان لای زخم اقلیم کردستان در عراق بهره می‌گیرند، هر چند ناگزیر به حفظ خط آتش بس هم هستند.
ماجرایی که این هفته پایتخت ارمنستان را به کانون خبر تبدیل کرد، گروگانگیری مسلحانه در پاسگاه پلیس در پایتخت بود. پلیسی که باید حافظ جان مردم باشد، نتوانست خودش را حفظ کند. این موضوع از سوی افکار عمومی ارمنستان مورد سؤال قرار گرفته و انتقاد از دوالت سرکیسیان را سبب شده است. گروگانگیران که از مخالفان سیاسی دولت ارمنستان بودند و خود را «شجاعان ساسون» می‌خوانند، مطالبات سیاسی دارند. آنها از روز یکشنبه 17 جولای(27 تیر) یک پاسگاه پلیس در حومه ایروان (پایتخت ارمنستان) را به اشغال خود درآورده و چند افسر بلندپایه ارمنی را به گروگان گرفتند. پس از شروع گروگانگیری تعداد زیادی از هواداران گروگانگیران پیرامون پاسگاه پلیس گرد آمده و برای گروگانگیران مواد غذایی آوردند. گروگانگیران آزادی «ژیرایر سفیلیان» را خواستارند که از مخالفان دولت ارمنستان است که ماه گذشته پس از دعوت مردم به شورش مسلحانه دستگیر شد.(1) ساسون منطقه‌ای باستانی در ارمنستان است که سرزمین داوید ساسونی است که از مبارزان ارمنی با اشغالگران خارجی است. شجاعان ساسون مخالف تحولات در صلح قره باغ هستند و با دولت مرکزی ارمنستان همراستا نیستند و خود مایل به تصمیم‌گیری درباره سرنوشت قره باغ هستند.

جمهوری‌های بالتیک پس از جدایی از شوروی و استقلال به سبب ترس از تهدیدات روسیه، بشدت و با سرعت به نهادهای اروپایی و ساختارهای امنیتی و نظامی آن پیوستند. امروز تقابل ناتو و روسیه بیش از تقابل ناتو و ورشو وحشت آفرینی می‌کند. تمایل اوکراین به پیوستن به ساختارهای یوروآتلانتیکی و سپس اشغال شبه جزیره کریمه و برگزاری رفراندوم استقلال و در نهایت انضمام آن به روسیه، رویه جدیدی در محیط بین‌الملل به‌وجود آورده که ممکن است در آینده از سوی قدرت‌های بزرگ دارای حق وتو در شورای امنیت سازمان ملل به‌کار گرفته شود. زیرا در نهایت برای رفع اشغال نیاز به مصوبه شورای امنیت دارد که هیچگاه امکان رفع اشغال با وجود حق وتو امکانپذیر نخواهد بود. از این‌رو کشورهای چندی خواهان تغییر ساختار حقوقی و قانونی سازمان ملل از جنبه‌های ساختاری و کارکردی هستند که تاکنون راه به جایی نبرده زیرا هر نوع تغییرات مستلزم اجماع و موافقت همه اعضای شورای امنیت است.

التهاب در اوراسیا
افزون بر درگیری‌های ارضی و مرزی بین جمهوری‌های اوراسیا، اکنون فضای سیاسی ملتهبی برمنطقه حکمفرمایی می‌کند. همه رهبران این جمهوری‌ها بازماندگان کادرهای حزب کمونیست حکومت توتالیتر اتحاد شوروی هستند. شوربختانه همه آنها هم (بجز قرقیزستان در آسیای مرکزی، ارمنستان و گرجستان در قفقاز و اوکراین در اروپای شرقی)، از همان زمان فروپاشی که قدرت را در دست گرفتند، بر سر کار باقی مانده‌اند و هر کدام به نحوی به رؤسای جمهور مادام العمر تبدیل شده‌اند. دو استثنا نیز وجود دارد که در اثر مرگ رؤسای جمهور قبلی است یکی در ترکمنستان بعد از مرگ ناگهانی صفر مراد نیازف و دیگری مرگ حیدر علی یف 83 ساله که فرزندش جای پدر را گرفته است. همه اینان به دنبال ریاست دایم هستند. در آسیای مرکزی امامعلی رحمان به عنوان پیشوای ملت؛ در قزاقستان نورسلطان نظربایف، در ازبکستان اسلام کریمف، در ترکمنستان قربانقلی بردی محمد اف، در آذربایجان الهام علی یف همه در مقام مادام العمری ریاست جمهوری قرار دارند که با تغییر قانون اساسی یا تصویب مجالس قانونگذاری آنها، به این مقام رسیده‌اند. ترکمنستان که نظامی بسته را عرضه می‌کند با اعلام بیطرفی از سال 1995 دیواری به‌دور خود کشیده است و در هیچ ترتیبات سیاسی و نظامی منطقه‌ای وارد نشده و نمی‌شود.
نمی توان انتظار تغییراتی اساسی در ساختار سیاسی و حکومتی این جمهوری‌ها در آینده‌ای نزدیک داشت. در روسیه نیز پوتین رهبری کاریزماست که منحصر بفرد است و از سال 2000 تاکنون روسیه بزرگ موفق به خلق چهره‌ای کاریزماتیک‌تر از او برای جانشینی ریاست جمهوری پهناورترین کشور جهان نشده است. بحران جانشینی در چنین فضایی به یقین این منطقه و کشورهای آن را به چالش خواهد کشید. اکنون با قدرت‌گیری فضای مجازی و شبکه‌های اجتماعی در حال گسترش، از فیس بوک تا توییتر و تلگرام و برخی دیگر، دولت‌ها سیطره خود را در قلمرو حاکمیتی در داخل مرزهای خود با خطر روبه‌رو می‌بینند. اکنون فضا و مکان بر هم منطبق شده‌اند. با به پرواز در آمدن هواپیمای بدون سرنشین شرکت فیس بوک برای تحت پوشش اینترنتی قرار دادن مناطق کور و دورافتاده کشورهای آفریقایی که با باطری‌های خورشیدی در ارتفاع بیش از 40 هزار پایی پرواز می‌کنند، امکان اعمال حاکمیت فضای سیاسی برای دولتهای تمامیت خواه کمتر شده است. در این فضاست که هر از گاه باید منتظر رویدادهای ناگهانی بود.

روسیه بشدت نگران تحولات آسیای مرکزی و قفقاز است. اگر چه روسیه با جمهوری‌های آسیای مرکزی تنها با قزاقستان هم مرز است، ولی این مرز در دشتهای وسیعی است که 6800 کیلومتر طول دارد و حفاظت از آن هم از سوی قزاقستان و هم روسیه با دشواری روبه‌روست. به همین سبب روسیه در فاصله‌ای بسیار دور‌تر از این مرز در جنوب به تاجیکستان آمده است تا با موافقت تاجیکستان مرزهای این کشور ضعیف و فقیر را با افغانستان از سوی مرزبانان روسی کنترل کند. هر نوع مخالفت ملی گرایان تاجیک با حضور نظامیان روس در پایگاه‌های نظامی عینی و دوشنبه، از سوی دولت رحمان سرکوب می‌شود و روسیه برای گروگانگیری سیاسی دولت تاجیکستان را با اخراج شهروندان تاجیکستان که در روسیه برای کار اقامت دارند، تهدید می‌کند. گفته می‌شود یک چهارم تولید ناخالص داخلی تاجیکستان را وجوه نقدی تشکیل می‌دهد که از سوی خیل صدها هزار کارگر تاجیک مقیم روسیه فرستاده می‌شود.

 در قزاقستان درگیری بین مردم و نهاد‌های دولتی بر سر واگذاری زمین به خارجیان بر وخامت اوضاع افزوده است. قزاقستان با خطر جدایی طلبی شهروندان روس مواجه است که پس از قزاقها و اندکی کمتر از آنها پر شمارند و نسبت مشارکت آنان در ساختار سیاسی و اقتصادی و فرهنگی در مقایسه با قزاق‌ها خیلی بیشتر است.

دریاچه آرال، که زمانی مروارید آسیای مرکزی بود و محل اشتغال ماهیگیری و کشاورزی جمهوری‌های پیرامون، با مدیریت غلط اتحاد شوروی در ایجاد مزارع گسترده پنبه در کالخوزها و ساوخوزهای آسیای مرکزی مانع تخلیه آب رودهای آمو دریا و سیر دریا به اندازه کافی به این حوضچه بزرگ شد. اکنون کمتر از 10 درصد از مساحت دریاچه باقی مانده و بحران آرال در کنار بحران منطقه سمی پالاتینسک در قزاقستان که آزمایش‌های اتمی شوروی در آن انجام می‌شد، موجب شیوع بیماری‌های ناشناخته‌ای شده است که مردم منطقه را رنج می‌دهد. بازگرداندن حیات دوباره به دریاچه جز با انحراف آب رودهای پرآب سیبری به این منطقه توسط روسیه به عنوان جانشین اتحاد شوروی امکانپذیر نیست، مسئولیتی که روس‌ها هیچگاه نخواهند پذیرفت. همان گونه که انفجار نیروگاه چرنوبیل در اوکراین در سال 1986 در دوره شوروی فاجعه‌آمیز بود و روس‌ها در کمک به رفع خسارتها اقدامی نکردند، درباره آرال نیز کاری صورت نخواهند داد.

اکنون منطقه با تهدیدات تروریسم و مواد مخدر روبه‌روست. این دو دشمن مشترک همه کشورهای منطقه و در سطحی گسترده همه جهان و بشریت است. رویدادهای خشونت‌آمیز فعالیت‌های تروریستی در اروپا، منسوب به نیروی جهنمی داعش، هشداری جدی برای خشکاندن ریشه تروریسم و بویژه دشمن همه بشریت و جهان اسلام یعنی داعش در سوریه و عراق و لیبی است. بدون همکاری کشورهای منطقه و توجه ویژه دولت‌های منطقه آسیای مرکزی و قفقاز و در رأس آنها فدراسیون روسیه به عنوان قدرت منطقه‌ای اوراسیا، امکانپذیر نیست. تقسیم وظایف در یک چارچوب معین همکاری‌های منطقه‌ای زیر نظر سازمانهای بین‌المللی و حس مسئولیت‌پذیری کشورهای منطقه نمی‌تواند امکانپذیر باشد. بنا به اظهارات رسمی مقامات جمهوری اسلامی ایران، ایران آمادگی دارد تجربیات ارزشمند خود را در راه مبارزه با تروریسم و مواد مخدر در اختیار کشورهای منطقه قرار دهد و آماده همکاری در چارچوبهای معینی در همکاری‌های منطقه‌ای زیر نظر سازمان ملل با کشور‌های منطقه است.

 
 1-  داویت ساسونتسکی یا ساسونی، یکی از پهلوانان میهنی ارمنستان است که در زمان یورش اعراب ایستادگی زیادی از خود نشان داد. از این حماسه به نام‌های مختلفی یاد کرده‌اند؛ از آنجا که مکان اصلی داستان استان ساسون در ارمنستان غربی بوده، حماسه به نام ساسنا دزرِر، یا ساسنا تْسرِر نیز مشهور شده است.

نویسنده: دکتر بهرام امیراحمدیان، عضو شورای علمی موسسه مطالعات ایران و اوراسیا(ایراس)

منبع: روزنامه ایران


انتهای نوشتار/

 
کد مطلب: 1657