مرثیه ای برای «ماگالی تودوآ»، ایران شناس گرجی

دکتر علی علی بابایی درمنی
تاریخ انتشار : يکشنبه ۲ خرداد ۱۳۹۵ ساعت ۲۱:۳۲
Share/Save/Bookmark
 
 
ایراس: شوربختانه خبردار شدم استاد برجسته ی ایرانشناسی گرجستان، «ماگالی تودوآ» در روز ۲۷ اردیبهشت ۱۳۹۵ به دیار باقی شتافت. شش سال پیش در چنین روزهایی این افتخار نصیب من شد تا در  بنیاد  شرق شناسی گرجستان چند دقیقه ای با ایشان گفتگو کنم . در همان مدت زمان اندک عمق آشنایی ایشان با تاریخ و فرهنگ ایران مرا شگفت زده کرد و خاطره ای فراموش نشدنی در ذهن من بر جای نهاد.

در مورد حمیت و تعصب ایشان نسبت به زبان فارسی از زبان استادان ایران شناسی گرجی شنیدم که ایشان هنگامی که می دیدند در شبکه های فارسی خارج از کشور، برخی از مجری ها از سر فضل فروشی یا نادانی، برخی واژه های انگلیسی را به مانند مهمان های ناخوانده وارد زبان فارسی می کنند، در مقام یک پاسدار استوار این زبان کهن در طی تماس تلفنی با این شبکه ها ، به آنها چنین می گفت : «شرمتان باد که زبان فردوسی را اینچنین می آلایید!»
در حقیقت زنده یاد تودوآ به مثابه عضوی از خانواده ی بزرگ دوستداران ایران، زبان فارسی را زبان بیگانه نمی دانست و به مثابه یکی از میراثداران راستین زبان کهن فارسی ، از این زبان در جایگاه میراث مشترک ساکنان ایران فرهنگی دفاع می کرد.

این در حالی است که در میهن عزیز ما برخی از گزارشگران برنامه های ورزشی در واردکردن واژه های بیگانه و نامانوس انگلیسی به زبان فارسی بر یکدیگر پیشی می گیرند ؛ واژه ها و اصطلاحاتی مانند «کلین شیت»، «داربی»، «هت ریک»، «پلی میکر»، «ترنسفر» «تایم» و «کوچینگ» ، «رجیستر»…، تنها چند نمونه از شیرینکاری های این مجریان و گزارشگران برنامه های ورزشی صدا و سیمای ایران است؛ مجریانی که گمان می کنند با استفاده از این واژه های «پیش پا افتاده»  ی انگلیسی می توانند بی دانشی شان را پنهان کنند. به هر رو امیدواریم که منش زنده یاد تودوآ ، درسی برای این هم میهنان ما باشد تا بیش از این تیشه به ریشه ی زبان فارسی نزنند و هشداری هم برای صدا و سیما باشد تا به عنوان رسانه ی ملی، خویشکاری خود در پاسداشت زبان فارسی را فراموش نکند.

با ذکر این مقدمه می پردازیم به شرح مختصر خدمات زنده یاد ، ماگالی تودوآ به فرهنگ و ادب پارسی. خوانندگان پارسی زبان نخستین بار در دی ماه سال ۱۳۴۹ خورشیدی با نام ماگالی تودوآ آشنا شدند. ( در زبان گرجی ماگالی به معنای «بلندمرتبه» است). در این سال تودوآ به همراه آلکساندر گوآخاریا، یک نسخه از «ویس و رامین» فخرالدین اسعد گرگانی را که به همراه یکدیگر تصحیح کردند. این کتاب توسط «انتشارات بنیاد فرهنگ ایران» به زیور طبع آراسته شد.

صفحه ی عنوان کتاب « ویس و ورامین »، به تصحیح پروفسور ماگالی تودوا
 
پس از آن، پژوهش های تودوآ در باره ی ایران ادامه یافت و او در سال ۱۹۹۵م کتاب «تبیلیسکایا کالیکتسیا پیرسیدسکیخ فرمانوف» [۱] یا «فرمان های نگاهداری شده ی شاهان ایران در  کتابخانه های تفلیس» را  به زبان روسی در تفلیس منتشر کرد.

در دهه ی ۷۰ خورشیدی دو  اثر مهم از  تودوآ  در باره ی «شاهنامه فردوسی» ، در دانشگاه گیلان و به کوشش دکتر محمد کاظم یوسف پور منتشر شد: در سال ۱۳۷۷ خورشیدی ۱۵ مقاله ی تودوآ در زمینه ی شناخت «شاهنامه فردوسی» در مجموعه ای به نام «از پانزده دریچه، نگاهی به فردوسی و شاهنامه او» در انتشارات دانشگاه گیلان به چاپ رسید و در سال ۱۳۷۹ خورشیدی اثر وزین دیگر تودوآ، «خردنامه پارسایان (روایتی دیگر از شاهنامه فردوسی)» در همان انتشارات و به کوشش دکتر محمدکاظم یوسف پور منتشر شد.

وی جلد کتاب « از  پانزده  دریچه »، نوشته ی ماگالی تودوا
 
نکته ای را که باید یادآوری کرد این است که به دلیل توزیع نامناسب کتاب های انتشارات دانشگاه گیلان در تهران و دیگر شهرهای ایران – مانند دیگر ناشران شهرستانی ایران – ، این پژوهش های گرانسنگ کمتر در دسترس علاقه مندان حوزه ی شاهنامه پژوهی در ایران بوده است. همچنین از دیگر آثار تودوا می توانیم به ۱۲۰ مقاله و کتاب به زبان‌های گرجی، فارسی و روسی همچون «عیسی نامه»، شاهکارهای شعر فارسی، ترجمه اشعار عرفانی مولانا، ترجمه اشعار عرفانی امام خمینی(ره)، تصحیح ترجمه کهن «کلیله و دمنه» اشاره کنیم.

روی جلد کتاب « عیسانامه » ( حضرت مسیح و مریم عذرا در شعر فارسی)، نوشته ی پروفسور تودوا
 
برای آشنایی بیشتر با آثار این نابغه ی از دست رفته و به امید پر رهرو بودن راه او ، بخشی از «سر سخن» او در کتاب «از پانزده دریچه» را در اینجا می آوریم:

«شاهنامه فردوسی، اگرچه تا کنون در مراکز مختلف ایران شناسی در کشورهای گوناگون دنیا، منبع الهام در نگارش و نشر مقاله ها و کتاب هایی بی شمار شده، اما همچنان می توان گفت که کسی در این دانشنامه ی ایرانی که پر است از آگاهی های پر ارج گوناگون ، چنانچه باید و شاید، غور و پژوهش نکرده است. با این حال ، شاهنامه تنها «کتاب دانش» نیست. یگانه خداوندگار سخن پارسی، اثر سترگ خود را به اراده ی پروردگار یکتا به گونه ای پرداخته است که برای خواننده ی هنردوست، بهره ای وصف ناشدنی از لذت هنری به همراه داشته باشد، «تا خداوندان دانش اندر این نگاه کنند و فرهنگ شاهان و مهتران و فرزانگان و کار و ساز پادشاهی و نهاد و رفتار ایشان و آیین های نیکو و داد و داوری و راندن کار و سپاه آراستن و رزم کردن و شهرگشادن و کین خواستن و شبیخون کردن و آزرم داشتن بدین نامه اندر یابند.» [۲]

شاهنامه برای ایرانیان از همان ارج و قرب برخوردار است که مثلا «مهابهاراتا» برای هندوان، یا «پلنگینه پوش» برای گرجیان. این کتاب روشنترین دریچه ای است که به سوی ایران گشوده شده و شفاف ترین آیینه ای است که آرمان های ایرانیان را در خود بازتابانیده است. شاعر بزرگ معاصر ایران، ملک الشعرای بهار، در قصیده ای که به مناسبت جشن هزاره فردوسی سروده است،شاهنامه را «قرآن عجم» می خواند:

شاهنامه هست بی اغراق قرآن عجم                                             رتبه ی دانای طوسی، رتبه ی پیغمبری

بارها گفته اند که «شاهنامه تمام ایران است» این جمله هم بیانگر ارج والای منظومه است و هم از دو گوهر گرانقدر ملی، که یکسره در آتن می درخشد، پرده برمی دارد: تاریخ ایران از آغاز آفریدن جهان تا قرن هفتم میلادی؛ و روح مردم ایران. نخستین کسی که قدر این کتاب را به درستی می شناخت، خود فردوسی بود:

« چو  این نامورنامه  آید  به  بن                                            ز  من  روی  کشور  شود  پرسخن
هر آنکس که دارد هُش و رای و دین                                           پس  از  مرگ  بر  من  کند  آفرین»    
 

----------
نویسنده: دکتر علی علی بابایی درمنی


----------
یادداشت ها:
۱. Тбилисская коллекция персидских фирманов
۲. قزوینی، محمد، بیست مقاله، جلد دوم، صفحه ۳۶


----------
منبع: ایران چهر http://iranchehr.com/?p=7459

 
کد مطلب: 1275