دکتر مهدی صفری، سفیر اسبق ج. ا. ایران در روسیه، در گفتگو با ایراس:

واقعیت های روابط ایران و روسیه

تاریخ انتشار : شنبه ۲۲ اسفند ۱۳۹۴ ساعت ۰۸:۰۰
Share/Save/Bookmark
 
دکتر مهدی صفری: «روس ها همواره آماده همکاری امنیتی و اسراتژیک با ایران بوده اند. آن ها منتظر پاسخ مناسب از جانب ایران و نیز اجرایی کردن این پاسخ ها بوده اند» ... «در قضیه سازمان همکاری شانگهای و این که روس ها نسبت به عضویت ایران نگاهی منفی داشته اند؛ من چنین باوری ندارم. نظر روس ها هیچ گاه نسبت به عضویت ایران منفی نبوده است» ...
 
ایراس: مراودات تاریخی، موقعیت جغرافیایی، جایگاه در نظام بین الملل و تطور در عرصه همکاری های گوناگون کشورهای ایران و روسیه، روابط این دو کشور را همواره مورد توجه قرار داده است. اخیرا و در محیط پویای خاورمیانه نیز، روابط ایران و روسیه در حوزه های امنیتی و اقتصادی، یکی از دغدغه های اصلی جامعه علمی و اجرایی کشور در حوزه های سیاستگزاری و سیاست خارجی است. در این چارچوب و با هدف روشن ساختن برخی از زوایای این تحولات و بهره گیری از تجریه عملی فرهیختگان علمی و اجرایی در رابطه با روس ها، به سراغ جناب آقای دکتر مهدی صفری، سفیر اسبق ج. ا. ایران در روسیه رفته ایم تا در قالب گفت و گویی اختصاصی، ضمن ارزیابی تحولات اخیر به واکاوی چالش ها و فرصت های روابط ایران و روسیه در حال حاضر و در آینده نزدیک بپردازیم. آن چه می خوانید، نتیجه این گفتگو است.

ایراس: جنابعالی چندین سال به عنوان سفیر جمهوری اسلامی ایران در روسیه فعالیت نموده اید، نخبگان روس اصولا ایران و سیاست های منطقه ای این کشور را چگونه ادارک می کنند؟

دکتر صفری: نخبگان روس، به طور ویژه شرق شناسان و ایران شناسان روسیه که تعدادشان کم هم نیست، ایران را کشوری مهم و استراتژیک برای روسیه می دانند؛ به خصوص از دیدگاه امنیتی و سپس اقتصادی و سیاسی. در دوره پس از فروپاشی اتحاد شوروی، ما در سه منطقه در حال تعامل با روسیه و به نوعی با این کشور، همسایه هستیم. در منطقه قفقاز، در منطقه خزر و در منطقه آسیای مرکزی. در پی انقلاب اسلامی نیز روس ها به این یقین رسیدند که با ایران به عنوان کشوری با سیاست خارجی مستقل، با ثبات و پایدار مواجه هستند و چنین کشوری برای روس ها بسیار مهم تر و جالب توجه تر از کشورهایی است مانند ترکیه که یا عضو ناتو هستند، یا سیاست های غرب گرایانه را دنبال می کنند و یا از بُعد امنیتی، مخالفین روسیه و تجزیه طلبان از فدراسیون روسیه را تزریق و حمایت می کنند که فراهم کننده اسباب ناامنی در داخل سرزمین های فدراسیون روسیه است. بنابراین ایران از چشم انداز نخبگان روس، کشوری بسیار بااهمیت است. این اهمیت، به نظر من، بر خلاف ابعادی که در مباحث کشورهایی مانند چین شامل مباحث انرژی نیز می شود، در بحث روس ها، بیشتر معطوف به ابعاد امنیتی است و نقش سایر عوامل همچون انرژی، کمتر است.
 
ایراس: روس ها هم حاضر به همکاری امنیتی با ایران هستند و هم حاضر به گسترش آن نیستند، به عنوان مثال از یک سو روس ها همواره سعی کرده اند محدودکننده فشار غرب علیه ایران باشند و یا به رغم حساسیت غرب، اقدام به تاسیس نیروگاه بوشهر نموده اند، اما از سوی دیگر، هیچ گاه نگاه مثبتی به ورود ایران به سازمان همکاری شانگهای نداشته اند؛ در ارائه اس-300 به رغم وجود قرارداد بسیار تعلل کرده اند و یا مثال های دیگر. دلیل این دوگانگی در رویکرد امنیتی روسیه به ایران چیست؟

دکتر صفری: روس ها همواره آماده همکاری امنیتی و اسراتژیک با ایران بوده اند. آن ها منتظر پاسخ مناسب از جانب ایران و نیز اجرایی کردن این پاسخ ها بوده اند. لازم است توجه شود که وقتی گفته می شود همکاری استراتژیک یا امنیتی، این گفته ها می بایست به مرحله عمل و اجرا برسد. این در حالی است که آن ها، آن پاسخ محکم را در عمل از ما ندیدند.

قرارداد نیروگاه بوشهر در زمان مأموریت من با روس ها منعقد شد. در آن زمان، سال های نخستین پس از فروپاشی، در اثر مطالبه ما این قرارداد بسته شد اما زمان اجرایی شدن آن طولانی شد. مقصر این طولانی شدن، همه اش روس ها نبودند؛ تقصیر ما هم بود. یکی از علل، تعویض مدیریت ها بود و این از آن جا ناشی می شد که اصرار ایران، ادامه اجرای ساختمان نیمه ساخته شده آلمانی و تکمیل آن توسط روس ها بود. از جانب دیگر، اصرار ایران بر تهیه لیست موجودی انبارها (Inventory) هم بود. بر این اساس که سیاهه موجودی تمام انبارها تهیه شده، اجناس قابل استفاده، محل استفاده واقع شده و ما بقی اقلام، سفارش جدید داده شود. همین تهیه لیست موجودی انبارها، مدت ها طول کشید. این در حالی بود که پیشنهاد روس ها مبتنی بر احداث نیروگاهی جدید، از صفر تا صد روسی بود. حال، همان طور که گفتم، اصرار ما برعکس بود و من اعتقاد دارم اگر این پیشنهاد روس ها را می پذیرفتیم بهتر بود و مسئله طولانی شدن هم پیش نمی آمد. این یکی از عملکردهای مثبت روس ها بود.

در قضیه سازمان همکاری شانگهای و این که روس ها نسبت به عضویت ایران نگاهی منفی داشته اند؛ من چنین باوری ندارم. روس ها هیچ گاه نسبت به عضویت ایران منفی نبوده اند. زمان شکل گیری اولیه سازمان همکاری شانگهای (هنوز سازمان نشده بود/ مجمع «شانگهای-5») مصادف با زمان مأموریت من به عنوان سفیر در روسیه بود. در آن زمان به ایران پیشنهاد شدکه در این مجمع عضو شود، اما این عضویت میسر نشد. پس از تبدیل مجمع مذکور به سازمان و شکل گیری سازمان همکاری شانگهای، تلاش هایی صورت گرفت و در نهایت، ایران عضو ناظر سازمان شد. در ادامه، عده ای مدعی شدند که روسیه مخالف عضویت ایران در شانگهای است؛ نه؛ بیشتر مخالف عضویت ایران در این سازمان، ازبکستان بود. ازبکستان نمی خواست که ایران عضو سازمان همکاری شانگهای شود. در کشور ما نیز سیاست ها بر اثر تغییر دولت ها عوض می شد و سیاست خارجی ایران نسبت به روسیه با نوساناتی همراه بود. در نتیجه مجموعه این عوامل، در سازمان شانگهای قانون منع عضویت کشورهای تحت تحریم به تصویب رسید و چون ما تحت تحریم بودیم، ورودمان به این سازمان با مانع روبرو شد. به نظر من، این شرایط نیز در نتیجه برداشتی که روس ها از عدم همراهی کافی ایران با آن ها در مسئله هسته ای داشتند، آن طور که عنوان می شد، حاصل شده بود.

مذاکرات اس-300 نیز در زمان مأموریت من نهایی شد. در زمان سفر آقای ناطق نوری به روسیه. در این مسیر نیز مشکلاتی بود. اسرائیل و آمریکا بسیار اصرار می کردند که این سامانه به ایران داده نشود. این شرایط در مقطع خاصی به وقوع پیوست. مقطعی که در ابتدای روی کار آمدن آقای پوتین و حرکت روسیه به سوی تعامل با غرب بود. همان طور که می دانید، پوتین در ابتدا به سمت تعامل با غرب حرکت کرد. اما در ادامه، خروجی مثبتی از غرب ندید و حتی احساس کرد که جنگ سرد هیچ گاه متوقف نشده است. علی رغم نگاه اولیه و مثبت پوتین، ناتو دامنه فعالیت های خود را گسترش داد و به نزدیکی مرزهای روسیه رسید و حتی وارد اوکراین شد. روس ها فهمیدند که آمریکایی ها با آن ها شفاف نیستند. آمریکایی ها در فضای تعامل اولیه و مثبت با روس ها، از آن ها می خواستند که با تحویل ندادن اس-300 به ایران، مانع برهم خوردن موازنه قدرت در خاورمیانه شوند. پاسخ مثبت روسیه به غرب نیز در زمان آقای مدودف میسر شد. اما همان طور که گفتم، زمان زیادی سپری نشد که روس ها متوجه شدند جنگ سرد با غرب هیچ گاه متوقف نشده است. در نتیجه، در جهت اجرایی کردن سیاست مستقل خود و دست آخر، حتی عملیاتی کردن قرارداد اس-300 برآمدند.

من اعتقاد دارم که جنگ سرد غرب با روسیه هیچ گاه متوقف نشده است. همزمان با فروپاشی بلوک شرق و این که عنوان می شد ماه عسل روابط روسیه و غرب فرارسیده است. غربی ها و در رأس آن ها آمریکا، در جهت فروپاشی مجدد روسیه تلاش های خود را ادامه می داد و در این قضیه شکی نیست. در حوزه های پیرامونی روسیه ناتو را توسعه می دادند و در داخل فدراسیون روسیه، قضیه چچن را به وجود می آوردند. از تجزیه طلب ها حمایت می کردند و حتی احزابی را تحت عنوان دموکرات ولی در واقع غرب گرا را به وجود می آوردند. به عبارت دیگر، هم با تلاش های رسانه ای و هم سیاسی، هم امنیتی و هم نظامی در تلاش بودند تا روسیه را تجزیه کنند. بنابراین، جنگ سرد هیچ گاه متوقف نشد. ولی وقتی پوتین روی کار آمد و با سیاست های غرب مخالفت کرد، داستان این تلاش ها نیز علنی شد. در ادامه این تقابل بود که حتی قضیه اخیر اوکراین و کریمه نیز اتفاق افتاد.
 
ایراس: جنابعالی نقش غرب را در روابط روسیه و ایران چگونه ارزیابی می کنید؟ تنش زدایی با غرب (آنچنان که در دولت های آقای خاتمی و روحانی مشاهده می شود) به بهبود روابط ایران و روسیه و کسب امتیازات بیشتر ایران از روسیه کمک می کند و یا تنش زایی با غرب (آنچنان که در دولت احمدی نژاد مشاهده گردید)؟

دکتر صفری: روس ها طرفدار روابطی استراتژیک، مطمئن و پایدار با ایران هستند. علت عمده چرخش های اخیر در سیاست خارجی روسیه، همان طور که در پاسخ های قبلی نیز اشاره کردم، درک این نکته است که ویژگی های مواضع آمریکا نسبت به روسیه عینا مشابه مواضع این کشور با اتحاد جماهیر شوروی است و هیچ تغییری نکرده است. آثار بارز آن نیز قضیه اوکراین، ماجرای گرجستان، داستان چچن و حوادث و ناامنی های فدراسیون روسیه و اخیرا تحریم ها بر علیه روسیه است. در این شرایط، روس ها دیدند که جمهوری اسلامی ایران، با ثبات نسبی و پایداری محسوس بر روی مواضع خود در تعامل با روسیه ایستاده است و این شد که روسیه با آشکاری و اطمینان در مسیر همکاری با ایران قدم گذاشت و نمونه مشخص آن نیز همکاری با ایران در عرصه سوریه است. در سوریه، ما و روس ها منافع مشترکی داریم. روسیه در این منطقه استراتژیک پایگاه نظامی داشت و با آغاز جنگ آشکار سرد با آمریکا نیز، روس ها به این استنباط رسیدند که هر چه در مقابل غرب و آمریکا کوتاه می آیند، در مقابل آن ها دارند وارد حیطه روس ها می شوند. بنابراین، پوتین مصمم شد که با آن ها با قاطعیت برخورد کند.

به نظرمن، اشتباه بزرگ غرب در برخورد با روسیه، اعمال تحریم و نفوذ در حیاط خلوت روسیه، یعنی در کشورهای مستقل مشترک المنافع (CIS) و به طور ویژه اوکراین بود. این رفتار غرب، رویکرد روس ها را تهاجمی تر کرد. البته این به نفع تمام دنیا و نظام بین الملل بود، چرا که زمینه موازنه قوای جدیدی را در نظام بین الملل فراهم خواهد کرد. تا قبل از رویکرد اخیر روس ها، آمریکا یکه تاز بود. اما روسیه در مسیر توازن بخشی به این وضعیت گام برداشته است.

پیرامون پیامدهای رابطه ما با غرب، آن چه که به نظر من برای روس ها اهمیت دارد، نه رابطه ما با غرب بلکه رابطه ما با خود روسیه است. تأثیر درست شدن یا نشدن رابطه ما با غرب، به اندازه درستی رابطه ما با خود روسیه نیست. چیزی که برای روس ها مهم است، یک اعتمادسازی (Confidence Building) است. آن ها می خواهند که سیاست های ما نچرخد و رابطه ما با آن ها درست باشد. روس ها به دنبال رابطه ای مطمئن، باثبات و توأم با اعتمادسازی هستند و هرگاه این اعتمادسازی دوجانبه میسر شود، سایر مسائل قابل رفع بود.
 
ایراس: به نظر شما چرا علی رغم همه تاکیدات، اعلامیه ها و رفت و آمدهای مسئولان اقتصادی دو طرف، روابط اقتصادی ایران و روسیه گسترش نمی یابد. مشکل در بوروکراسی طرفین است و یا در نبود زیرساخت های لازم و یا ...؟

دکتر صفری: در ابتدا باید بگوییم که روس ها کار تجاری بلد نیستند. کار در بازار آزاد را بلد نیستند. به عبارت دیگر، «اکونومیک مارکت»ی (Economic Market) نیستند. شناختشان نسبت به بازار ما کم است. با زبان ما هم آشنا نیستند و ما نیز شناخت کمی نسبت به روس ها داریم. البته روس ها نمی توانند در همه چیز با غرب رقابت کنند. اما در نیروگاه سازی، در صنایع فولاد، در هواپیماسازی و در نیروگاه های اتمی می توانند با غرب رقابت کنند و ما می توانیم با آن ها کار کنیم. در ضمن، ما، به خاطر سابقه تجارتی که سالیان سال با غرب داشته ایم؛ فرهنگمان، زبانمان (ارتباط یا Communication) و ارتباطی که چندین دهه و حتی صد سال با غرب، با فرانسه، انگلیس، آلمان و آمریکا داشته ایم، گرایش تجاری امان بیشتر به آن سو است. البته غرب هم بازار آزاد را بهتر می شناسد. حتی شما نگاه کنید که چرا چینی ها در تجارت موفقند، چون آن ها زبان تجاری را بلدند و توانسته اند در حوزه های مختلف رقابت کنند. به نظر من، روس ها در همه زمینه ها نمی توانند رقابت کنند، اما در نیروگاه سازی، نیروگاه اتمی، هواپیماسازی و اخیرا در فن آوری اطلاعات (IT) و تکنولوژی ارتباطات و اطلاعات (ICT) و حتی حمل و نقل، به عنوان مثال در راه آهن و مترو، قدرت رقابت دارند.
 
توجه شما را به نکته ای جلب می کنم، نگاه کنید، زیربنای معدن و فولاد ما یا به عبارت دیگر متالوژی ما توسط روس ها پیاده شده است. کارخانه هایی هم که ایجاد کرده اند مانند ماشین سازی اراک یا ذوب آهن اصفهان، ساختار خوبی را به وجود آورده است. روس ها در فولاد و متالوژی هم قوی هستند. در صنایع نفت نیز نسبتا می توانند با غرب رقابت کنند.
 
این مباحث مربوط به طرف روسی بود. باید توجه کنیم که از جانب ما نیز رغبت برای تجارت چندان نبوده است. رغبت ما نیز کم بوده است چون ما با بازار روسیه آشنا نیستیم و کار تجاری با روس ها شکا نگرفته است. با این حال اگر ما تجارت با روسیه را در چند حوزه خاص متمرکز کرده و کار با روس ها را در رشته های مشخص و محدودی هدایت کنیم، مناسب خواهد بود. در حوزه هایی مانند: نیروگاه سازی، مترو، راه آهن، هواپیماسازی، هوافضا، نیروگاه اتمی، معدن و فولاد. نیروگاه شهید منتظری و نیروگاه دیگری در بوشهر از جمله کارهای جالب توجه روس ها هستند. می توان شاهد بود که نیروگاه های مشابه غربی در ساعات پیک (اوج) آف (غیرفعال) می کنند اما این دو نیروگاه همچنان کار می کنند. اغلب اکتشافات معادن ایران نیز توسط روس ها انجام شده است. ببینید که پایه های (Base) صنعت متالوژی کشور ما بر روی ذوب آهن اصفهان استوار بوده است. صنایع فولادسازی و ماشین آلات سنگین توسط روس ها ایجاد شده است. روس ها در راه آهن خوب هستند. متروی روسیه از سایر کشورها جلوتر است. هوافضای روسیه بسیار خوب و قوی است. تکنولوژی روس ها در نیروگاه اتمی بسیار خوب و پیچیده است. همان طور که بیان شد، در نفت و گاز نیز نسبتا خوب هستند، به خصوص در صنایع گاز. این موارد محدود اگر محل تمرکز واقع شود، می تواند زمینه مناسب توسعه روابط اقتصادی را فراهم کند. در مقابل، در حوزه هایی مانند لوازم خانگی یا اتومبیل سازی نمی توان روی توان رقابتی روس ها حاسب کرد.
 
ایراس: به طور کلی، نگرش نخبگان سیاسی ایرانی به روسیه چگونه است؟ آیا در این نگرش ها اختلاف نظر دیده می شود؟ آیا این اختلاف نظر ها (در صورت وجود) بر سیاست روسیه بر ایران تأثیرگذار بوده است؟

دکتر صفری: بنا به نظر شخصی من، تعداد نخبگان سیاسی ایرانی که شناخت کافی نسبت به روسیه داشته باشند بسیار کم است. اما در کل، نگرش نخبگان سیاسی نسبت به روسیه مثبت به نظر نمی رسد.
 
ایراس: ایران در فرجام همکاری با روسیه در سوریه باید نگران باشد و یا خوشحال؟ به نظر شما در درازمدت گسترش حضور نظامی روسیه در سوریه در جهت منافع ملی ایران هست و یا نیست؟

دکتر صفری: کاری که هم اکنون روسیه و ایران در سوریه می کنند، بر پایه منافع مشترک شکل گرفته است. روس ها در آن جا پایگاه دارند و سوریه برایشان استراتژیک است. روس ها می دانند که اگر اکنون در سوریه به درستی نجنگند باید فردا در چچن با آن ها مواجه شوند. از جانب دیگر، سوریه شریک استراتژیک ایران بوده است. پدیده های سیاسی اینچنینی برای هر کشوری مجموعه از منافع و آسیب ها را به همراه دارد. به نظر من، در این شرایط همکاری استراتژیک روسیه و ایران در سوریه، به نفع هر دو کشور و همچنین در راستای مبارزه با تروریسم بوده است. روس ها و همه، می دانند که تروریسم در سوریه با محوریت داعش، پدیده ای غربی است و برخی کشورهای عرب نیز با تزریق پول های هنگفت به شدت از این گروه ها حمایت می کنند. امروز همه دنیا می داند که ایران تنها کشوری است که در حال نبردی واقعی با تروریسم و گروه های افراطی است.این یک واقعیت غیرقابل کتمان است. روسیه هم اگر امروز بر علیه این پدیده وارد جنگ نشود، فردا باید در داخل خاک فدراسیون روسیه با این گروه ها مقابله کند. همکاری ایران و روسیه در این زمینه مشترک، به نظر من، کاری بسیار خوب و مناسب را رقم زده است که تأمین کننده منافع هر دو کشور است؛ حتی در درازمدت.
 
ایراس: شما نقش متغیر اسرائیل در سیاست روسیه نسبت به ایران را چگونه ارزیابی می کنید؟ آیا امکان دارد که لابی صهیونیست ها بر همکاری روسیه با ایران در سوریه آسیب وارد کند؟

دکتر صفری: در اسرائیل در حدود 700 هزار روس زندگی می کنند. این تعداد حتی در انتخابات مجلس این رژیم نیز بسیا تأثیرگذار هستند. از سوی دیگر، نقش و تأثیر لابی صهیونیستی در روسیه نیز غیرقابل انکار است. در دوره یلتسین، الیگارشی که در روسیه به وجود آمد، همه یهودی و بیشترشان صهیونیست بودند. گایدار، آبراموویچ، گوزنسکی، برزووسکی و بیشتر الیگارشی حاکم، یهودی بودند. حتی گوزنسکی، رئیس پارلمان یهودیان جهان بود. بنابراین، تأثیرگذار بودند. اما اخیرا و در دوره آقای پوتین، چون روس ها دیدند که سیاست های آمریکا و غرب در جهت تجزیه، تضعیف و فروپاشی روسیه گام برمی دارند و حتی در حیاط خلوت روسیه وارد شده اند، سیاست های آگاهانه تر و مستقل تری را در پیش گرفته اند. بدین ترتیب، اخیرا از میزان تأثیرگذاری یهودیان و صهیونیست ها کاسته شده است.
 
ایراس: جنابعالی چه توصیه ای برای دولت یازدهم در تنظیم روابطش با روسیه دارید؟

دکتر صفری: دولت یازدهم حرکت های خوبی را در تعامل با روسیه آغاز کرده است. به نظر من، به ویژه در زمینه امنیتی، می توانیم همکاری های خوبی را با روسیه در حوزه های قفقاز، خزر و آسیای مرکزی داشته باشیم. فرصت های خوبی فراهم شده است. برای ورود ما به سازمان همکاری شانگهای و برای ورود ما به بریکس. در زمینه اقتصادی و در منطقه، ما می توانیم همکاری های خوبی را با روس ها ترتیب دهیم. در افغانستان، پاکستان، عراق، در سوریه و به طور کلی در آسیای غربی، ما می توانیم همکاری های خوبی را با روس ها داشته باشیم. همان طور که گفتم در عرصه اقتصادی، در زمینه های نفت و گاز، در زمینه نیروگاه سازی، هواپیماسازی، راه آهن، فولاد، معدن و هوافضا می توانیم ظرفیت های مناسبی را فعال کنیم. به خصوص در حال حاضر که روس ها از سوی اروپا و آمریکا تحریم شده اند و با ترکیه نیز اختلاف پیدا کرده اند. ترک ها در روسیه ساختمان سازی زیادی داشتند، حال، ما توان این را داریم که در ساختمان سازی روسیه و صادرات مصالح ساختمانی به این کشور فعالیت کنیم. ما به راحتی می توانیم برای صادرات سیمان، کاشی و سایر مصالح ساختمانی مسیر را فراهم کنیم. سبزیجات و میوه جات هم زمینه صادراتی خوبی را فراهم می کنند. روس ها سالانه نزدیک به 400 میلیون یورو سبزیجات و میوه جات، تنها از لهستان وارد می کردند. ما می توانیم در زمینه صادرات این اقلام، ساختارهای مناسب را ایجاد کنیم. در زمینه غلات، به جای این که غلات موردنیاز خود را از آلمان، برزیل،آمریکا، استرالیا و سایر کشورها وارد کنیم، می توانیم این اقلام را از همسایه خودمان روسیه تهیه کنیم. می توانیم از قزاقستان وارد کنیم. هم حمل و نقل آن نزدیک تر و فراهم تر است، از طریق دریای خزر؛ و هم از کیفیت نسبتا خوبی برخوردار است و هم مطمئن تر خواهد بود. و حال اگر طرفین، اعتباری را نیز برای استفاده تجار ایجاد کنند، این بسیار ممکن و میسر خواهد بود.
 
نکته دیگر در روابط تجاری با روسیه، ممکن بودن استفاده از ریال و روبل، به عنوان ارزهای مورد استفاده در مبادلات تجاری طرفین است. به عبارت دیگر، امکان حدف دلار و یورو از مبادلات دو کشور. در حال حاضر در روسیه این آمادگی وجود دارد. آن طور که شنیده ام، از جانب طرف ایرانی نیز مقدمات مناسبی فراهم شده است. به عنوان یک توصیه شخصی، اگر ما بتوانیم چنین کاری را با چین نیز انجام دهیم، حتی با کشورهای عراق و افغانستان و سایر همسایگان نیز چنین ترتیباتی را صورت بدهیم، پدیده ای بسیار خوب خواهد بود که ما را از دلار و یورو مستقل خواهد خواهد کرد. از آن جا که بیشترین تجارت ما، صادرات و واردات ما با کشورهای همسایه است، این شرایط، بسیار راهگشا خواهد بود.
 
ایراس: از اینکه زمان خود را در اختیار موسسه مطالعات ایران و اوراسیا (ایراس) قرار داده و در این گفت و گو شرکت کردید، بسیار سپاسگزاریم.


پایان گفت و گو/

 
کد مطلب: 979