ایراس در گفت و گو با «آرمان ناواساردیان» بررسی کرد:

ایران و ارمنستان و تحولات نوین منطقه ای

تاریخ انتشار : يکشنبه ۲۲ آذر ۱۳۹۴ ساعت ۱۰:۵۲
Share/Save/Bookmark
 
در جریان سفر اخیر آرمان ناواساردیان، معاون اسبق وزیر امور خارجه ارمنستان و رئیس کرسی سیاست جهانی و رابط بین الملل دانشگاه اسلاوی ارمنستان به ایران و به دنبال حضور وی در موسسه مطالعات ایران و اوراسیا (ایراس)، فرصت را مغتنم شمرده و در قالب یک گفت و گو، به بررسی آینده روابط ایرن و ارمنستان در دوران پس از برجام و فرصت ها و چالش های عمده پیش روی این روابط پرداخته ایم. همچنین، زمینه های احتمالی ظهور افراط گرایی در منطقه قفقاز جنوبی و پیامدهای آن، از دیگر محورهای مورد توجه این گفت و گو بوده است.
 
ایراس: ایرانِ پس از برجام، به عنوان یکی از فرصت های پیش روی سیاست خارجی جمهوری اسلامی ایران و تسهیل کننده گسترش روابط منطقه ای و بین المللی این کشور محسوب می شود. در این میان، کشورهای بسیاری هستند که برای فراهم کردن بسترهای تعاملات گسترده و یا بازگشت به سطح قبلی روابط، به طور ویژه در عرصه اقتصادی و همکاری های سیاسی، در حال اقدام برای بازتعریف موقعیت خود در دوران پس از برجام و در روابط با ایران هستند. از جانب دیگر، در منطقه قفقاز جنوبی و در 25 سال اخیر، ارمنستان به عنوان یکی از همسایگان شمالی ایران، همواره مورد توجه بوده است و زمینه های همکاری گسترده ای میان دوکشور، قابل تصور است. شما به عنوان شخصیتی که هم از سوابق اجرایی در دستگاه سیاست خارجی ارمنستان و هم از جایگاه دانشگاهی در مراکز علمی و پژوهشی این کشور برخوردارید، موقعیت ارمنستان در تعاملات منطقه ای و بین المللی ایران در دوران پس از برجام را چگونه ارزیابی می کنید؟
 
ناواساردیان: در ابتدا باید بگویم که شاید هیچ کشوری مانند ارمنستان، تحولات ایران را دنبال نمی کند؛ به چند دلیل. از یک جهت، ایران در حال بازسازی موقعیت خود و تبدیل شدن به قدری بزرگ در صحنه بین الملل و نیز وارد شدن به عرصه تعاملات به اصطلاح «بازی های بزرگ بین المللی» است که نشانه های آن قابل مشاهده می باشد. تحلیل شخصی من بدین قرار است که ایران می تواند در ظرف مدتی بین 5 تا 10 سال، حتی به سطح یک قدرت جهانی ارتقاء یابد. پایه های این تحلیل بر شرایطی استوار است که به نظر می رسد، ایران، تمام پیش نیازها و پیش شرط های تحقق چنین موقعیتی را دارد. در مقابل، ارمنستان، دارای تاریخ روابطی سه هزار ساله با ایران است. کسانی که به تاریخ مسلط هستند و از زوایای آن آگاهند، به خوبی می دانند که ایران چه نقشی در تاریخ ارمنستان داشته و دارد.

ما دارای چهار همسایه هستیم. با دو همسایه در جنگیم، با گرجستان در وضعیت نه جنگ و نه صلح هستیم، و اما با ایران، به هیچ وجه و هیچ مشکلی نداریم. تأکید می کنم که «به هیچ وجه». ما فکر می کنیم که به عنوان یک کشور کوچک در همسایگی ایران، می توانیم حلقه واسطه ای باشیم در روابط میان ایران، روسیه و سایر کشورهای هم سود (CIS). وقتی که ارمنستان در سال 2013 وارد اتحادیه اوراسیایی شد، اعتقاد برخی بر این بود که ارمنستان به طور کامل تحت سلطه روسیه قرار گرفته است و از آن تاریخ به بعد شاهد همکاری های ایالات متحده و اتحادیه اروپا با ارمنستان نخواهیم بود. در این میان، وزیر امور خارجه ایران، جناب آقای ظریف و رئیس جمهور روحانی، جزو نخستین کسانی بودند که بر جنبه های مثبت این تصمیم ارمنستان تأکید کرده و ارمنستان را به عنوان دروازه جدید ایران به سوی روسیه و اتحادیه اوراسیایی دانستند. مسئله خیلی مهم دیگری هم وجود دارد و آن این که، با توجه تمام اتفاقاتی که در ارتباط با داعش در منطقه در حال روی دادن است و این سناریو که پدیده داعش عمق و گسترش بیشتری پیدا کند و اگر احیانا باعث شدت یافتن تقابل مذهبی در میان گروه های اسلامی شود که دامنه تأثیرگذاری آن ]به قفقاز جنوبی نیز رسیده و[ به سهولت قابل مهار نباشد، تنها دوکشور می تواند به ارمنستان کمک کرده و در شرایط مقابله با خطری اینچنینی با آن همکاری کند؛ آن دو کشور، یکی روسیه است و دیگری ایران. برای همین، دیپلمات های ما، مانند «نور چشم» از روابط با ایران حراست و مراقبت می کنند.
 
ایراس: همان طور که خودتان نیز بدان اشاره کردید، افراط گرایی مذهبی و تروریسم ملهم از آن، یکی از پدیده های اصلی برهم زننده امنیت ملی و نظم منطقه ای در خاورمیانه و نیز تهدیدکننده امنیت بین المللی در سطحی گسترده است. شاید غیر قابل پذیرش نباشد اگر که بیان شود، در دنیای امروز، هیچ کشوری و در هیچ جای جهان نمی تواند ادعا کند که از تروریسم و پیامدهای آن مصون است. در چنین شرایطی، قفقاز جنوبی، با توجه به موقعیت ژئوپلیتیکی خود در نسبت با کانون های بحران افراط گرایی مذهبی و تروریسم، همواره سایه چنین تهدیدی را احساس کرده است. قفقاز شمالی در یک سوی این منطقه و عراق و سوریه در سوی دیگر آن، قفقاز جنوبی را به عنوان مسیرهای تسری احتمالی افراط گرایی مطرح کرده است. حال و در ارتباط با ارمنستان، تا چه حد تهدید افراط گرایی و تروریسم، به ویژه تسری «داعش» به مناطق همجوار این کشور را جدی می دانید؟ و این که، با توجه به لاینحل ماندن مسئله «قره باغ» و ظرفیت های احتمالی آن برای جلب توجه افراط گرایان مذهبی، آیا تغییر «الگوهای بازی» به تقابل بین «جهان اسلام» و «جهان مسیحیت» در منطقه قفقاز، از نظر شما أمری محتمل است؟
 
ناواساردیان: باید یادآوری کنم که من اصولا از حدس زدن و پیش بینی کردن اجتناب می کنم. اما این را نیز باید بگویم که در این پرسش، نکات بسیار اساسی و جدی بیان شده است. ما می دانیم که هم در آسیای مرکزی و هم در قفقاز، چنین خطری وجود دارد. به نظر من، اگر داعش قصد بسط دادن دامنه فعالیت خود را به سمت منطقه ای هم چون آسیای مرکزی داشته باشد، همین الان، در حدود ده هزار نیروی آماده به آن خواهند پیوست. اما درمورد قفاز، افراط گرایی با چنین شرایطی هنوز وجود ندارد؛ اما این وجود نداشتن، به معنای این نیست که نتوان آن را به وجود آورد و یا زمینه ظهور آن متصور نباشد. هر لحظه این امکان وجود دارد تا موانع جلوگیری کننده از ظهور داعش در قفقاز، از میان برداشته شود. ما با سیاست های ترکیه آشنایی داریم. این کشور، هم داعش را به وجود آورده و هم آن را تغذیه کرده است و هم اکنون نیز در حال اجرای بازی دوگانه ای است. در صحبت های اخیر آقای پوتین در ایران که پیرموان تشکیل «ائتلاف بر ضد داعش» صورت گرفت، گویا فقط ایران و روسیه هستند که وارد این ائتلاف شده اند. البته احتمال این که اردن هم وارد این ائتلاف بشود، وجود دارد. اما می بینیم که کشور عربستان سعودی، به رغم دیدارها و گفت و گوهایی که در مسکو داشته، خود را به طور کامل از این ائتلاف کنار کشیده است. البته، احتمال پیوستن کشورهای اروپایی به این ائتلاف زیاد است. اما در نهایت، این ایران و روسیه است که در حال مبارزه واقعی با داعش بوده و سد راه گسترش آن شده است. این همکاری، همان مانعی است که من صحبتش را کردم و اگر چنین همکاری میان ایران و روسیه و چنین مبارزه ای با داعش در کار نباشد، آن گاه دیگر، هیچ چیز غیر قابل پیش بینی درکار نخواهد بود. هر چیزی ممکن خواهد شد و احتمال ظهور جنگ میان مذاهب و گسترش دامنه فعالیت افراط گرایی مذهبی به قفقاز نیز بسیار تقویت خواهد شد.

برای کامل کردن پاسخ خودم باید ذکر کنم که وضعیت دیگری نیز به ذهن من خطور می کند که در آن، ایران، روسیه و ایالات متحده برای مبارزه با افراط گرایی با هم همکاری خواهند کرد. این فکر یقینی نیست و فقط یک احتمال است و البته به نظر من، احتمال دور از ذهنی هم نیست.
 
ایراس: در لابلای پاسخ ها، به جنبه های ابزاربودگی داعش اشاره کردید و این که، این گروه ها می توانند به عنوان کارت های بازی در دست بازیگران و برخی دولت ها قرار گیرند. در بخش دیگری از صحبت هایتان نیز موقعیت ارمنستان را، مستقر در میان همسایگان متخاصم دانستید که اطراف آن، آبستن حوادث گوناگون و انواع بحران است. از سوی دیگر، وضعیت های بحرانی و مناطق آشوب زده، یکی از بسترهای تسهیل کننده ظهور و گسترش گروه های افراط گرا دانسته می شود. حال، در صورتی که کشورهای متخاصم و در حال منازعه با ارمنستان، برای بهره گیری ابزاری از گروه های افراطی از جمله داعش، و به منظور تقابل و تحت فشار قرار دادن و احتمالا، گرفتن امتیازهایی از این کشور اراده کنند، تهدید را تا چه حد واقعی و وضعیت را چگونه ارزیابی می کنید؟
 
ناواساردیان: واقعیت تهدیدی اینچنینی که صد در صد برای ارمنستان وجود دارد. چرا که همین الان هم ولایت های پنهانی گروه های افراط گرا در منطقه قفقاز، تحت عناوینی هم چون خلافت یا امارت های اسلامی، موجودیت دارند. از سوی دیگر، این که در حدود هزار نفر و حتی شاید هم بیشتر از تبعه جمهوری آذربایجان  و بسیاری از جوانان داغستانی و چچنی در میان داعشی ها حضور دارند، خود به خود یک زنگ خطر است. این افراد اگر قصد برگشتن کنند، این احتمال وجود دارد که در منطقه قفقاز شروع به اقدامات تروریستی کنند. البته من اعتقاد دارم که اگر تدبیری اندیشیده نشود، این افراد دیر یا زود به زادگاه خود بازخواهند گشت. افرادی که همگی عادت به جنگیدن دارند و بازگشت آن ها، توأم با فعالیت های تروریستی خواهد بود. این افراد، توان به آشوب کشاندن منطقه قفقاز را دارند.

حال می توان فهمید که چرا روسیه از میان تمام گزینه های مبارزه، حمله هوایی و عملیات نظامی را انتخاب کرد. روسیه بر این باور است که این تروریست ها، باید در همان لانه ای که الان در آن حضور داردند از بین بروند. چرا که بازگشت، بسط و گسترش فعالیت این افراد و گروه ها، نه تنها قفقاز، بلکه داخل خاک روسیه و آسیای مرکزی را نیز با تهدید مواجه خواهد کرد. برخی گرایش های تندرو در میان جمعیت بیست میلیونی مسلمانان روسیه، مانند «دینامیت» و آماده انفجار هستند. برای همین هم روسیه «دولت اسلام» یا همان داعش را نامشروع و غیر قابل تحمل می داند.
 
ایراس: ضمن سپاسگزاری از پاسخ گویی صبورانه جنابعالی، به عنوان پرسش پایانی و به طور خلاصه، از نظر شما اصلی ترین فرصت و نیز اساسی ترین چالش در مسیر توسعه روابط ایران و ارمنستان کدام است؟
 
ناواساردیان: ما می دانیم که روابط ایران و ارمنستان، دارای ویژگی های منحصر به فردی است و ملاحظات بسیاری در آن گنجانده می شود. به نظر من، یکی از مؤلفه های تأثیرگذار، حضور عوامل مدخله گر و تعدیل کننده، مانند کشورهای ثالث، در مسیر توسعه روابط ایران و ارمنستان است. اما با وجود این و در یک چشم انداز واقع گرایانه، آن چه بیش از همه ذهن من را به برای شناسایی یک چالش به خود معطوف می کند، وضعیتی است که در این سفرم به ایران شاهد آن بوده ام. چشم انداز و آینده ایرانِ پس از برجام، بسیار روشن است. به طور ویژه در عرصه های اقتصادی و همکاری های بین المللی. نمایندگان کشورهای خارجی برای تأسیس یا ترفیع روابط خود با ایران، صف بسته اند و تردد مقامات کشورهای علاقه مند به گسترش روابط و همکاری با ایران بسیار زیاد شده است. در چنین وضعیتی، رقابت به وجود خواهد آمد و رقابت نیز به توان رقابت پذیری کشورها باز می گردد. در این شرایط، ارمنستان یک کشور کوچک است و با توان رقابت پذیری محدود. بحث های رقابتی بر سر مسیرهای انتقال انرژی و مسیرهای ترانزیتی و یا مواردی از این قبیل، بالا خواهد گرفت و ارمنستان شاید نتواند در عرصه رقابت با سایر کشورها برای توسعه بیش از پیش روابط با ایران، پیروز باشد. به نظر من، این وضعیت، اساسی ترین چالش برای ارمنستان است که به دنبال گسترش دادن روابط و همکاری های خود با ایران می باشد.

در مقابل، اصلی ترین ترین فرصت در مسیر آینده روابط ایران و ارمنستان، تأکید و اتکا بر پیشینه روابط این دو کشور است. روابط دو کشور ایران و ارمنستان، از هر گونه مناقشه تاریخی عاری است. احتمال نزاع مذهبی میان دو کشور وجود ندارد و تاریخ دو سرزمین، مملو از روابط اعتماد آفرین است. بنابراین، به عنوان اصلی ترین فرصت می توانم تصریح کنم که گذشته روابط دو کشور ایران و ارمنستان، روشنایی بخش آینده روابط این دو کشور خواهد بود.

پایان گفت و گو/
کد مطلب: 891