آنتون مرداسُف، مدیر بخش مطالعات مناقشات خاورمیانه در گفتگو با ایراس:

در کل، ایران با مناطق عاری از تنش موافق است؛ زیرا با این روش حضور ایران به هر صورت در سوریه قابل تضمین است

تاریخ انتشار : شنبه ۴ شهريور ۱۳۹۶ ساعت ۱۶:۵۸
Share/Save/Bookmark
 
برای تثبیت موفیقت های به دست آمده در جبهه سوریه به فضایی نیاز بود که در ذیل آن، با آن دسته از گروه های معارض سوری که از نظر وزارت امورخارجه روسیه به عنوان گروه‌های معتدل و میانه رو شناخته می شوند توافقات مشخصی صورت گیرد. در مذاکرت ژنو این امر امکان پذیر نبود. محورهای مورد بحث در دیدارهای ژنو بسیار کلی و حتی فلسفی بودند ... اما در آستانه وظایف و مسئولیت های کشورهای ضامن آتش بس مشخص گردید. باوجود اینکه ایالات متحده امریکا از همان ابتدا مخالف حضور ایران در مذاکرات آستانه بود، مسکو سعی می کرد به کمک فرآیند آستانه نیروهای تحت کنترل جمهوری اسلامی را نظم بدهد. دست کم لازم بود سازوکار خاصی برای اعمال نفوذ حاصل شود که بتواند اقداماتی را که در استراتژی کلی قطعنامه 2254 شورای امنیت سازمان ملل گنجانده نشده اند، به نیروهای طرفدار ایران گوشزد کند. باوجود اینکه خیلی ها به مذاکرات آستانه با تردید نگاه می کنند، اما همین جلسات برای روشن کردن موضوعات مورد اختلاف موثر واقع شد ...
 
ایراس: با توجه به اهمیت مداوم همکاری های ایران و روسیه در مسائل خاورمیانه به ویژه در سوریه و نیز پیش رو بودن دور جدید گفتگوهای صلح سوریه در آستانه قزاقستان در روزهای آتی، موسسه مطالعات ایران و اوراسیا (ایراس) گفتگویی را با آنتون مرداسُف، مدیر بخش مطالعات مناقشات خاورمیانه در موسسه توسعه نوآوری و کارشناس شورای امور بین الملل روسیه (ریاک) ترتیب داده است که بیش از هر چیز از نقطه نظر آگاهی بیشتر از دیدگاه های کارشناسان روسی در این خصوص (همکاری های ایران و روسیه در سوریه و مذاکرات آستانه) دارای اهمیت می باشد. درا دامه، ماحصل این گفتگوی اختصاصی تقدیم حضور می شود:
 
ایراس: تفاوت اصلی فضای مذاکرات آستانه با آنچه پیش از این در بحث سوریه شاهد بودیم چیست؟
 
مرداسُف: برای تثبیت موفیقت های به دست آمده در جبهه سوریه به فضایی نیاز بود که در ذیل آن، با آن دسته از گروه های معارض سوری که از نظر وزارت امورخارجه روسیه به عنوان گروه‌های معتدل و میانه رو شناخته می شوند توافقات مشخصی صورت گیرد. در مذاکرت ژنو این امر امکان پذیر نبود. محورهای مورد بحث در دیدارهای ژنو بسیار کلی و حتی فلسفی بودند و حال و هوای کلی بحث ها این بود که «خوب بود اگر در سوریه صلح برقرار می شد». در عین حال، هیچ سازوکار مشخصی برای دستیابی به صلح مطرح نمی شد.
 
اما در آستانه وظایف و مسئولیت های کشورهای ضامن آتش بس مشخص گردید. باوجود اینکه ایالات متحده امریکا از همان ابتدا مخالف حضور ایران در مذاکرات آستانه بود، مسکو سعی می کرد به کمک فرآیند آستانه نیروهای تحت کنترل جمهوری اسلامی را نظم بدهد.
 
دست کم لازم بود سازوکار خاصی برای اعمال نفوذ حاصل شود که بتواند اقداماتی را که در استراتژی کلی قطعنامه 2254 شورای امنیت سازمان ملل گنجانده نشده اند، به نیروهای طرفدار ایران گوشزد کند.
 
باوجود اینکه خیلی ها به مذاکرات آستانه با تردید نگاه می کنند، اما همین جلسات برای روشن کردن موضوعات مورد اختلاف موثر واقع شد. آستانه به ترکیه و ایران کمک کرد تا به نقاط مشترک برای همکاری دست پیدا کنند. افزون بر این، مذاکرات آستانه در کشاندن گروه های اپوزیسیون پای میز مذاکره  هم موفق بوده است.  
 
ایراس: به عبارتی به نظر می رسد آستانه اولین فضا برای حصول توافقات واقعی و تاثیرگذاری جدی بر اوضاع سوریه بوده است؟
 
مرداسُف: بله، همینطور است. اما باید عامل مهم اوضاع روز یا شرایط زمانی را هم در نظر داشت. سازماندهی چنین فضایی در دوران باراک اوباما تقریبا غیرممکن بود. در آن زمان، دستگاه ریاست جمهوری امریکا خواستار هیچگونه توافقی با مسکو نبود و به هر شکلی مخالفت خود را ابراز می کرد. طرف روسی هم پیوسته از نقطه ضعف های دستگاه پیشین دولت رو به پایان امریکا استفاده می کرد. بهانه امریکایی ها این بود که در روزهای پایانی دوره رییس جمهور تصمیمی اتخاذ نمی شود، بویژه اینکه باراک اوباما درکل، از زمان شروع درگیری های سوریه، تمایلی به انجام اقدام جدی در این باره نداشته است.
 
علاوه بر همه اینها، فرمت آستانه بعد از بازپس گیری حلب و محکمترشدن مواضع روسیه امکان پذیر شد. از آن پس، تحمیل برخی شرایط به بازیگران مختلف ممکن بود.
 
البته مذاکرات جداگانه مختلفی هم تا پیش از آغاز به کار اجلاس آستانه برگزار شده بود. به طوری که جنبش «جیش الاسلام» که تا مدتها در شمار احزاب سازش ناپذیر قرار داشت، حتی در دوره زهران علوش تا کشته شدنش در سال 2015 با گروه های مختلف و از جمله با دمشق مذاکراتی انجام داد. با تمام این اوصاف، آستانه اولین ساختار برای گفتگوهای رسمی بود.
 
موضوع دیگر این است که آستانه نیز به سرعت و طی مدتی کوتاه با همان مشکلاتی روبرو شد که طرفین بحران در مذاکرات ژنو با ان مواجه بودند. این تناقض ها در زمستان و بهار 2016 نمود پیدا کرد. مشکل این بود که مواضع غیرقابل انعطاف دمشق در مذاکرات آستانه هم انعکاس یافت. همین امر پروسه دستیابی به سازش و مصالحه را دشوار می کرد. نتیجه اینطور شد که مقامات رسمی اپوزیسیون پیام دادند با روسیه حاضر به توافق هستند، اما با دمشق نه.
 
ایراس: به نظر شما امروز روسیه چه مسئولیت و وظیفه ای در مذاکرات آستانه دارد؟
 
مرداسُف: روسیه مایل نیست بیش از این در درگیری های سوریه غوطه ور (گرفتار) شود. بازپس گرفتن حلب توانایی های روسیه را در بالاترین حد به نمایش گذاشت. روسیه قبل از این هم، قصد و نیت سازش داشت، اما بعد از حملات موفقیت آمیز و تقسیم بندی های مشخص، امکان توافق فراهم شد. اپوزیسیون فهمید که یک بازیگر قوی در سوریه حضور دارد. روسیه هم درصدد درهم کوبیدن تمامی نیروهای مخالف دمشق نبود و نمی خواست به خاطر این موضوع با امرای خلیج فارس که در طول درگیری های سوریه به دنبال نقطه مشترک برای همکاری بودند، دچار اختلاف شود. شیوخ دول خلیج فارس هم با مشاهده نزدیک شدن اوباما به ایران، به تدریج به سمت یک بازیگر قوی تر متمایل شدند.
 
در این میان، تمایل دمشق و تهران برای پیشبرد موفقیت ها و دستاوردهای حلب و ادامه اقدامات تهاجمی به جایی نرسید. از این رو، آستانه به عرصه ای برای یافتن راه های مصالحه و سازش بین متحدین تبدیل شد.
 
ایراس: فرآیند آستانه تا چه اندازه موفق بوده است؟
 
مرداسُف: در بین دوره های مذاکراتی که در آستانه برگزار شد، برخی از آنها به وضوح ناموفق بود. حتی طی انجام مذاکرات، مناطق تحت سیطره گروه های اپوزیسیونی که رسما برای مذاکره دعوت شده بودند مورد حمله قرار گرفت. با این حال، برگزاری چنین دوره هایی به تدریج امکان بحث و بررسی موضوع نقض آتش بس از جانب اپوزوسیون یا نیروهای دولتی را فراهم کرد؛ ضمنا در جریان این مذاکرات، علاوه بر شناسایی مواضع طرفین، یافتن سازوکارهای مناسب برای حل اختلاف نظرها، انجام توافق و تحمیل شرایط لازم برای انجام توافق هم مطرح شدند.   
 
تا پیش از مذاکرات ماه می آستانه، شاهد حوادث نامبرده بودیم. تصمیم بعدی برای تعیین منطقه عاری از تنش تا حدی برای روندهای جاری در سوریه غیرمنتظره بود. از اواخر ماه مارس درگیری در بسیاری محورها شدت گرفته بود و به هیچ عنوان با مسئولیت هایی که ایران، ترکیه و روسیه به عهده گرفته بودند، سازگاری نداشت. احتمالا این ایده کاملا خام بود.
 
طرفین پس از آن، سعی در توسعه این ایده و افزودن مواردی دیگر به آن کردند. کم کم محتوا شکل گرفت، اگرچه ایده اولیه بیشتر به بزرگنمایی شباهت داشت.
 
تغییر وتحولات در روند مذاکرات آستانه در تمام دوران بحران سوریه قابل تشخیص بوده است. جلسات اول دستاوردهای کمی داشت. دور سوم، گروه های اپوزیسیون کارشکنی کرده و کلا جلسه را بهم زدند و وزارت امور خارجه روسیه نیز در پاسخ، تصمیم اتخاذ شده را (فریبنده خواند) و تایید نکرد. از طرف دیگر، واقعا برای برهم زدن جلسه بهانه وجود داشت. در طول مذاکرات ژنو، اپوزیسیون گفته بود که اگر آتش بس نقض شود، پای میز مذاکره نمی نشیند و پای حرف خود ماند.
 
با این وجود، آرام آرام سازوکار حل و فصل اختلافات شکل گرفت.
روابط ایران و روسیه در طول مذاکرات آستانه دستخوش تغییراتی شد. طرفین یاد گرفتند نقاط تلاقی را یافته و به اجماع دست یابند.
 
ایراس: اختلاف اصلی مواضع ایران و روسیه در چیست؟
 
مرداسُف: برای شروع باید گفت که مواضع روسیه چندان یکنواخت و ثابت نیست که بتوان رسما بیان کرد. سال 2013 روسیه گفت که بشار اسد را به عنوان متحد خود قبول ندارد. با وجود اینکه تمامی اقدامات نظامی مسکو در راستای تثبیت حکومت بشار اسد بود، روسیه باز هم گزینه جابجایی وی را البته بدون اعمال زور و به واسطه مذاکره و گفتگوی سیاسی مد نظر دارد.
 
برای ایران هم شخص بشار اسد، بسیار مهم و کلیدی است. تهران روی خانواده اسد سرمایه گذاری کلانی کرده و از همان شروع قیام سوریه، با وجود سرکوب معترضین، از رژیم بشاراسد حمایت می کرد. هدف اصلی تهران حفظ دمشق به عنوان دروازه ای به حزب الله و حفظ فرصت در راستای برقراری ثبات در لبنان است. علاوه بر این، وجود خلاء قدرت در عراق سبب شد که به این هدف، هدف دیگری اضافه شود. در حال حاضر، ایران به دنبال یافتن راه های جدید لجستیکی برای انتقال هوایی منابع مادی و انسانی به سوریه است. اوضاع منطقه امکان ایجاد یک کریدور حمل و نقل زمینی از ایران به بیروت را فراهم کرده است.
 
علاوه بر این، تهران تلاش دارد حضور چندسطحی خود را در سوریه حفظ کند تا اگر حکومت بشار اسد ناغافل سقوط کرد، آماده باشد. تشکیل فعال نیروهای دفاع ملی به شیوه نیروهای بسیج همگانی ایران از همان ابتدا حتی دمشق را هم نگران کرد، زیرا این کار به معنای تشکیل ارتش موازی بود. این تشکیلات که بیش از 50 هزار نفر نیرو دارد، از سوی ایران حمایت یا تامین مالی می شوند. علاوه بر این، در سوریه گروه‌های محلی دیگری نیز حضور دارند که در همان بحبوحه درگیری ها شروع به انتشار ایده های امام خمینی کردند.
 
می توان این تضمین را داد که منافع استراتژیک روسیه در قالب پایگاه های ساحلی نظامی که زمانی آرزوی دریاسالاران شوروی بود، حتی با وجود تغییرات سیاسی قابل توجه در رژیم سوریه نیز حفظ خواهند شد. اما در صورت عملی شدن این سناریو، موقعیت ایران متزلزل می شود.
 
ایراس: آیا روسیه هنوز هم اصرار دارد که بشار اسد باید از حکومت کنار برود؟
 
مرداسُف: خیر. امروز دیگر موضوع اسد چندان مطرح نیست. روسیه اصرار دارد که وقت اصلاحات سیاسی فرا رسیده است و رژیم حاکم سوریه باید واقعا نسبت به انجام اصلاحات سیاسی مبادرت ورزد.
 
ایراس: مگر ایران با تغییرات در رژیم حاکم مخالف است؟
 
مرداسُف: همانطور که گفتم، ایران امروز روی حضور چندسطحی در سوریه کار می کند. به عبارتی ایران خواهان حضور نظامی و حتی سیاسی است. سرویس اطلاعات و امنیت سوریه را امروز می توان در سه گروه دسته بندی کرد: بخشی که بیشتر با روسیه در تماسند، عده ای که بیشتر با ایران در تماسند و گروه سوم که سعی در حفظ هویت سوری و بی طرفی دارد.
 
در کل، نفوذ ایران در سوریه به قدری عمیق است که حتی با وقوع تغییرات مشخص سیاسی، تهران افراد خود را در سیستم سیاسی سوریه حفظ خواهد کرد. البته در رابطه با تشکیلات نظامی باید گفت که ایرانی ها دیگر آنها را تحت کنترل گرفته و مطابق اهداف خود تغییر داده اند. 
 
به طور کلی، علیرغم آغاز فرایند آستانه، عرصه های دیگری هم برای برگزاری مذاکرات وجود دارند که روسیه بدون حضور ایران و حتی رژیم حاکم سوریه در آن شرکت می کند. به طور مثال، در قاهره روی بخش غوطه شرقی توافقاتی حاصل شد. اعضای اپوزیسیون گفتند که فقط با روسیه قرارداد امضا کرده اند. این موضوع کمی عجیب است، زیرا تا یک ماه قبل از آن دبیر مطبوعاتی رییس جمهور اردوغان گفته بود که غوطه شرقی تحت کنترل نظامیان ایرانی و روس خواهد بود. واضح است که بازی را عوض کردند. شاید دلیلش این باشد که تا قبل از این نشست و امضای قرارداد روسیه با امریکا و اردن بدون حضور ایران و دمشق توافقاتی حاصل شده بود. دلیل دعوت نکردن از ایران هم این بود که نیروهای نظامی ایران به فاصله نزدیکی از مرزهای اردن- اسرائیل رسیده اند. از طرفی نیروهای اپوزیسیون و امریکا می خواستند توانایی روسیه را برای تاثیرگذاری بر ایران و توافق با آن به بهانه تغییرمکان استقرار تشکیلات شبه نظامی محک بزنند.
 
ایران از برگزاری جلسات در فرمت های دیگر احساس خطر می کند. طبق منابعی که دراختیار دارم در جلسه آتی آستانه، تهران قصد دارد فهرست کاملی از موضوعات را به روسیه ارائه کرده تا معلوم شود درکل این توافقات تا چه اندازه با روند مذاکرات آستانه هماهنگ است. نگرانی ایران از این بابت است که مذاکرات خارج از آستانه جایگزین این مذاکرات شوند.
 
در اصل ایران با گفتگو موافق است و توافقات صورت گرفته بین مسکو با سایرین بدون حضور تهران را علنا رد نمی کند، اگرچه برخی اقدامات شبه نظامیان طرفدار ایران و نیروهای رژیم حاکم در مناطق عاری از تنش از جمله در حما- حمص و جبار در حومه دمشق، با محورهای کلی عملیاتی روسیه اتصالی ندارند.
 
اما در کل، ایران با مناطق عاری از تنش موافق است. زیرا با این روش حضور ایران به هر صورت در سوریه قابل تضمین است. حتی اگر در آستانه تصمیم به خروج نیروهای خارجی از سوریه گرفته شود (صحبت در وهله اول به حزب الله لبنان مربوط می شود)، ایران با تکیه بر نیروهای محلی، نفوذ خود را حفظ خواهد کرد.
 
موضوع دیگر این است که اگر مناطق تحت سیطره «داعش» در شرق سوریه نابود شوند، مستقیما موضوع اصلاحات سیاسی مطرح می شود. آنوقت مشکل آینده سوریه از نگاه ایران و روسیه پیش خواهد آمد. در حال حاضر معلوم نیست که مسکو و تهران می توانند روی دوره سیاسی موقت و تغییر رژیم حاکم با حفظ منافع دو طرف به توافق برسند؟ قطعنامه 2254 از مدتها قبل این موضوع را رسما مطرح کرده است. در سند حاضر بر تشکیل دولت چندقومیتی و حضور نمایندگان گروه های قومی مختلف تاکید شده است. ایده تشکیل شورای نظامی با حضور نمایندگان اپوزیسیون و دولت نیز مطرح شده است. با این حال، اجرای این ایده ها ابهام آمیزاست.
 
هم اپوزیسیون و هم امریکا می خواهند که بشار اسد مدتی کوتاه، دست کم تا سال 2019 در راس حکومت بماند. بعید است که در آینده نزدیک شاهد تغییرات اساسی در حکومت باشیم. در بهترین حالت، یک نهاد دولتی تشکیل شده و برخی وظایف سیاسی و اجتماعی سوریه را بر عهده می گیرد. ایران واقف است که چنانچه در جنگ سوریه برنده نشود، دست کم به اهداف زیادی دست یافته است.
 
ایراس: پس نتیجه می گیریم که حذف ایران غیرممکن است؟
 
مرداسُف: بله، البته این موضوع را باید همراه با سوریه و عراق بررسی کرد. عمق نفوذ ایران در عراق در حدی است که حتی ایالات متحده امریکا در مبارزه با «داعش» مجبور به همکاری با ایران است. علاوه بر این، ایران پیشنهاداتی برای سرمایه گذاری و احیای موصل مطرح کرده که امریکایی ها آن را با جدیت بررسی می کنند. به همین خاطر، انتظار می رود که غرب واقعا درصدد عقب راندن ایران نباشد، اما نفوذ آن را تا حدی کم خواهد کرد.
 
ایراس: به این ترتیب، در صورت تحقق گزینه تشکیل فدراسیون یا حتی کنفدراسیون در سوریه، این امر می تواند کاملا باب طبع ایران باشد. آیا در حال حاضر، برای ایران لازم نیست که تمام سوریه را بازپس گیرد؟
 
مرداسُف: کاملا درست است. اما ایران به هر حال نفوذ خود را در بخش های زیادی از سوریه حفظ خواهد کرد. ایران در حلب شرقی حضور ندارد. از طرفی هم ایران در حال گشایش مراکز فرهنگی و ایجاد شعباتی مرتبط با ایران است. امروز در حلب شرقی بین تهران و مسکو برای نفوذ بیشتر رقابت برقرار است.
 
ایراس: روسیه در این رابطه و به عبارتی در رویارویی با ایران چه کاری انجام می دهد؟
 
مرداسُف: اول می خواهم بر این موضوع تاکید کنم که ترویج تشیع در بین مردم سوریه که منابع اپوزیسیون به آن اشاره می کنند، وجود ندارد. فقط یک مورد بوده که به قبیله 3000 نفره «بکار» مربوط می شود. این طایفه همگی به تشیع گرویدند و این پروسه پیش از شروع درگیری ها بود. بنابراین، ما شاهدیم که ایران از ابزارهای نرم برای افزایش نفوذ خود بهره می گیرد.
 
روسیه قصد دارد به واسطه نیروهای قققاز شمالی با ریش سفیدان قبایل به تعامل دست یابد. پس مسکو هم سعی دارد اهرم های کنترل بر اوضاع را حفظ نماید.
 
ایراس: آیا اطلاعاتی درباره واکنش مردم حلب نسبت به نمایندگان روس در دست دارید؟
 
مرداسُف: در آنجا نیروهای رسمی (نظامیان) و غیررسمی (نیروهای سرویس اطلاعات) روس حضور دارند. پلیس یا همان نیروهای نظامی، مسلمانان اهل تسنن هستند که از خیابان ها پاسداری می کنند و بنابراین به نوعی نظر مساعد ساکنان محلی را به خود جلب می کنند. از سوی دیگر، نیروهای سرویس اطلاعاتی روسیه با کانال های قفقازی ساکن سوریه در تماسند و همچنین، به کمک ارامنه با بخش شرقی حلب ارتباط می گیرند و در تعامل هستند.
اما اینکه چنین تعاملاتی چقدر موفق هستند، باید گفت که تاثیرشان کم است. اما به هر حال وجود دارند. ضمنا، بخشی از این افراد در مسائل دینی افراط گرا و برخی دیگر مجرمان سابقه دار هستند.
 
ایراس: اگر ممکن است درباره نقش امروز امریکا در سوریه توضیح بدهید. نگاهشان به روند مذاکرات چیست؟ واشنگتن قصد برهم زدن آن را دارد یا آماده توافق است؟
 
مرداسُف: قبل از ورود به این سوال، باید این نکته را یاداور شوم که روسیه از ابتدا ایران را به عنوان یک نیروی کمکی برای بازگشت به خاورمیانه در نظر می گرفت. در عین حال، کرملین در صدد بود موضعی را اتخاذ کند که با ایران شیعی در یک چارچوب قرار نگیرد، زیرا بیشتر مسلمانان روسیه اهل تسنن هستند. علاوه بر این، مسکو قصد دارد مناسبات خود را با امیرنشینان خلیج فارس توسعه داده و در همین راستا چند وزنه مقابل هم پیدا کرده که یا عمدی بوده یا اتفاقی.
 
اولین وزنه اسرائیل است که بعد از شروع عملیات هوایی روسیه، بر حزب الله تاخت و هیچ اعتراضی از سوی مسکو به گوش نرسید. طبیعی است که تهران از این شرایط راضی نبود. وزنه دیگر امیرنشینان خلیج فارس هستند. و اما وزنه سوم مناسبات روسیه با امریکا است.
 
در کل، وخامت و برهم خوردن مناسبات روسیه و امریکا به نفع ایران می‌باشد. در چنین شرایطی تهران می تواند بدون تغییرات جدی در سوریه، رژیم حاکم را حفظ کند. در این صورت، روسیه ناگزیر است به حمایت از متحدان خود، واکنش جدی تری نشان دهد.
 
اما مسکو تمایلی به این گزینه ندارد. کرملین برای اجتناب از واقع شدن در یک چارچوب با دمشق و تهران، باید گفتگوها با ایالات متحده امریکا را حفظ کند. این عامل به حل مسالمت آمیز شرایط کمک می کند.
 
توافقات حاصله بین امریکا و روسیه حول مناطق عاری از تنش در جنوب سوریه حاکی از این است که واشنگتن هم به ادامه گفتگوها تمایل دارد. موضوع دیگری که هنوز چندان روشن نیست، اقدامات امریکاست. نمی توان فهمید که این اقدامات استراتژی است یا تاکتیک؟ دستگاه ریاست جمهوری دونالد ترامپ رفتارهای ماجراجویانه ای نشان می دهد، به همین خاطر به سختی می توان از برنامه های بلندمدت با امریکا صحبت کرد. در مرحله کنونی واشنگتن خواهان راکد نگه داشتن اختلافات و شروع فرآیند صلح است، اما از یک سو حضور خود را برای کنترل بر مرزهای عراق و سوریه در جنوب کشور حفظ می کند و از سوی دیگر خواهان حضور در شمال سوریه برای کنترل بر بخش کردنشین سوریه است.
 
ایده منطقه عاری از تنش تا حد زیادی برداشت از پروژه های امریکایی است. به همین خاطر این انتخاب به نفع سناریویی است که امریکا با رضایت قلبی آن را خواهد پذیرفت.
 
واشنگتن می خواهد در نقش مجازات کننده سایر بازیگران برای نقض شرایط باشد. بنابراین به لحاظ نظری، وجود چنین بازیگری نمی گذارد که نیروهای حاضر در سوریه خطا کنند.
 
این احتمال وجود دارد که بدون فشار امریکا و تلاش از سوی روسیه، تنها به واسطه درگیری های سوریه، دو کشور به تعامل مستقیم رسیده و حتی در سایر موضوعات روز بین الملل نیز همکاری کنند. در غیر این صورت، مسکو برای اجرای ایده منطقه عاری از تنش فقط درجا خواهد زد. پس نقش امریکا در این میان، تخریب کننده و برهم زننده ثبات است.
 
به طور کل می خواهم بگویم که اوضاع در سوریه روند مثبتی را طی می کند. اما مشکلات عدیده از جمله، عدم توازن بین اقوام و ادیان را داریم که تا امروز حل نشده باقی مانده و به تناسخ و احیای مجدد «داعش» می انجامد. در این میان، این نکته را هم باید در نظر داشت که رادیکال های اهل تسنن نیز از وجود کریدور ایران برای تبلیغات خود و آماده‌سازی طرفدارانشان استفاده خواهند کرد.
 پایان گفتگو/

----------
مصاحبه کننده: نیکیتا اسماگین
مترجم: دکتر فرزانه شفیعی
 
 
کد مطلب: 3317