ایگور ماکاروف، استاد اقتصاد دانشگاه مسکو در گفتگو با ایراس:

در بلندمدت، اتحادیه اقتصادی اوراسیا بخشی از یک پروژه بزرگ اروپایی برای ایجاد فضای واحد همکاری اقتصادی است

تاریخ انتشار : چهارشنبه ۱ دی ۱۳۹۵ ساعت ۰۸:۵۲
Share/Save/Bookmark
 
ماکاروف: هرچه جایگاه ایران به عنوان یکی از اعضای اتحادیه اقتصادی اوراسیا افزایش یابد، همکاری های آن نیز در این اتحادیه می تواند گسترده تر شود. روسیه در حال حاضر زمینه سازی افزایش اعضای اتحادیه را آنگونه که در روسیه اصطلاحا «اوراسیای بزرگ نامیده می شود» در نظر دارد که منطقه ای بسیار بزرگتر از جمهوری های جداشده از شوروی در منطقه آسیای مرکزی را در بر می گیرد. روسیه تمایل دارد که اوراسیای بزرگ به عنوان مرکز جدید توسعه اقتصادی بروز یابد که علاوه بر قزاقستان و چهار جمهوری دیگر جدا شده از شوروی، کشورهایی همچون چین، ایران، هند و پاکستان و شاید کشورهای دورتر از منطقه مثل مغولستان، ترکیه و آذربایجان و همچنین کره جنوبی و حتی کشورهای منطقه آسه آن به عضویت آن درآیند ...
 
ایراس: به عنوان نخستین سوال مایلیم بدانیم که جایگاه ایران در اتحادیه اقتصادی اوراسیا را چگونه تعریف می کنید؟
 
ماکاروف: احتمالا هرچه جایگاه ایران به عنوان یکی از اعضای اتحادیه اقتصادی اوراسیا افزایش یابد، همکاری های آن نیز در این اتحادیه می تواند گسترده تر شود. روسیه در حال حاضر زمینه سازی افزایش اعضای اتحادیه را آنگونه که در روسیه اصطلاحا «اوراسیای بزرگ نامیده می شود» در نظر دارد که منطقه ای بسیار بزرگتر از جمهوری های جداشده از شوروی در منطقه آسیای مرکزی را در بر می گیرد. روسیه تمایل دارد که اوراسیای بزرگ به عنوان مرکز جدید توسعه اقتصادی بروز یابد که علاوه بر قزاقستان و چهار جمهوری دیگر جدا شده از شوروی، کشورهایی همچون چین، ایران، هند و پاکستان و شاید کشورهای دورتر از منطقه مثل مغولستان، ترکیه و آذربایجان و همچنین کره جنوبی و حتی کشورهای منطقه آسه آن به عضویت آن درآیند و روسیه ظرفیت زیادی برای همکاری با این کشورها متصور است.
 
محوریت این پروژه های بزرگ تخصصی مثل اتحادیه اقتصادی اوراسیا، جاده ابریشم اقتصادی است که به ابتکار چین راه اندازی شده و همچنین شرکای این اتحادیه و سازمان همکاری های شانگهای که امیدواریم ایران هم به زودی به عضویت کامل آن در آید. نکته اصلی که در این ابتکارات بزرگ وجود دارد این است که حاکمیت اعضای آن محترم شمرده شود.  این پروژه، به مراتب، از انعطاف پذیری لازم که بواسطه آن حاکمیت کشورها محترم شمرده شود و در بستر آن همکاری های در یک فضای واحد افزایش پیدا کند، برخوردار است.
 
جهات اصلی برای تقویت این همکاری می تواند در زمینه های زیر متمرکز شود: ابتدا توسعه زیرساخت های لازم برای تقویت ارتباط و پیوستگی سرزمین ها؛ لیبرال سازی اقتصادی و ایجاد شرایط عمومی برای تجارت طبیعی و آزاد و درنهایت، همکاری در زمینه امنیت برای مبارزه با تهدیدهای مشترک.
 
ایراس: در کنار رویکردهای چندجانبه روسیه، آیا کشورهای منطقه می بایست اینگونه اتحادیه ها را در راستای منافع خودشان ارزیابی کنند و یا اینکه روسیه را در حال تجدید قدرت و تثبیت هزمونی خود در منطقه می دانید؟
 
ماکاروف: پنج کشور آسیای مرکزی نگران بودند که این نوع همگرایی اوراسیایی به منزله ایجاد دوباره اتحاد شوروی تحت رهبری روسیه خواهد بود. اما باید توجه شود این فرمتی که روسیه در آن قرار می گیرد، به گونه ای است که این تهدیدها را از بین خواهد برد؛ چرا که روسیه عضو حاکم نیست، روسیه تنها یکی از اعضا در میان دیگر کشورهایی است که در روند مذکور قرار می گیرند. 
 
بسیاری از این کشورها حتی از قدرت روبه رشد چین در منطقه هم در هراسند. و اگر همکاری های بین منطقه ای وجود نداشته باشد آنها در مقابل این قدرت رو به رشد در منطقه، بسیار شکننده تر خواهند بود. به همین دلیل روسیه بر این باور است که با کشاندن این پروژه به یک پروژه چندجانبه که بسیاری از کشورها در آن حضور خواهند داشت، دیگر،  تنها یک کشور خاص در آن مسلط نخواهد بود.  
 

ایراس: آیا روسیه تمایل واقعی به عضویت کشورهایی مثل هند و چین در این پیمان دارد؟
 
ماکاروف: روسیه بدون شک از عضویت هر دو کشور حمایت می کند، چرا که عضویت چین به بود و نبود حمایت روسیه ارتباطی ندارد و روسیه ترجیح می دهد که هم در قالب این سازوکار و هم در منطقه با چین روابط و همکاری داشته باشد، به نظرم، پیوستن چین امکان بروز همه مناقشات را از بین می برد.
 
 روسیه و چین در منطقه به خوبی مکمل یکدیگرند، چین به لحاظ اقتصادی بسیار قوی تر است  و از منابع آزاد اقتصادی زیادی برخوردار است و در عین حال روسیه، مناسبات قوی تری برای سرمایه گذاری در منطقه داراست و ضمنا می تواند به قدر کافی ضامن امنیت در منطقه باشد. با این حال روسیه می تواند از عضویت کشورهایی مثل هند و ایران حمایت کند، چراکه این کشورها می توانند در مقابل چین توازن برقرار کنند و توازن قوا در منطقه متعادل تر خواهد شد. حتی می توان گفت برای همین روسیه از عضویت هند در سازمان همکاری شانگهای حمایت کرد و اضافه می کنم همانطور که روسیه از عضویت هند حمایت کرده است، از عضویت ایران نیز حمایت خواهد کرد.
 
ایراس: برخی از تحلیلگران ایرانی بر این باورندکه روابط ایران و روسیه به سمت راهبردی شدن در حال حرکت است. علت اصلی هم همکاری های دو کشور در بحران سوریه دانسته می شود. نظر شما در این باره چیست؟ آیا روابط دو کشور را در حال حاضر می توان در سطح استراتژیک برآورد کرد و یا در آینده چنین سطحی از روابط را ممکن می دانید؟
 
ماکاروف: تصور می کنم در شرایط بوجودآمده، ایران و روسیه می توانند همکاری استراتژیک داشته باشند. روسیه نیز به پیشرفت اقتصادی ایران در آینده بسیار خوشبین است. برای مثال، امکان همکاری با ایران در کریدور ترانزیتی شمال – جنوب که روسیه خیلی روی آن حساب می کند، وجود دارد. همچنین چین هم به توسعه همکاری با ایران بویژه در زمینه زیرساخت های تزانزیتی تمایل دارد. می توان اذعان کرد که روسیه و چین مایل به حضور در روند رشد اقتصادی ایران هستند.
 
روسیه  می خواهد که کریدور مذکور بخشی از همکاری های گسترده در اوراسیای مرکزی باشد. علاوه بر این ها، در سال های اخیر علاقه روسیه به ایران به شدت افزایش یافته است؛ بخصوص که برای روسیه تجربه ایران در زمان تحریم ها جالب توجه است، به عقیده من، امکان زیادی برای توسعه همکاری ها در حوزه دفاعی نیز وجود دارد. در عین حال که این همکاری ها برای توسعه تکنولوژی های مرتبط با انرژی هم امکانپذیر است.
 
ایراس: آیا بهبود روابط ایران و غرب موجب نگرانی روسیه شده است؟
 
ماکاروف: خیر، به نظر من نباید بهبود روابط ایران با کشورهای غربی را تهدیدی برای روابط ایران و روسیه به حساب آورد. بلکه همین ابتکار اوراسیای بزرگ که درباره آن صحبت می کنیم روسیه را به عنوان یک کشور باز  حتی برای کشورهای اتحادیه اروپا در نظر می گیرد. افزون بر این با برداشته شدن تحریم ها از ایران موجبات رشد بیشتر اقتصادی این کشور فراهم می شود و همچنین روسیه صمیمانه به «ایرانی قوی و سریعا روبه رشد» علاقمند است. ضمنا این شیوه همکاری اقتصادی بازار جدیدی را برای اجناس روسی فراهم خواهد آورد.  
 
ایراس: از صحبت‌های شما اینگونه برداشت می‌شود که اتحادیه اقتصادی اوراسیا در حال تبدیل شدن به کانون سیاست خارجی روسیه  است. آیا این برداشت صحیح است؟
 

ماکاروف: اتحادیه اوراسیا الان دیگر به یکی از اولویت های اصلی سیاست خارجی روسیه تبدیل شده است و در واقع  اتحادیه اقتصادی اوراسیا به عنوان هسته ی همکاری های بزرگتر در نظر گرفته می شود و ما امیدواریم کشورهای همسایه ما از جمله ایران به این اتحادیه بپیوندند. با وجود این، فعلا بحث اصلی بر سر ورود ایران یا دیگر کشورهای منطقه در اتحادیه اقتصادی اوراسیا نیست و صحبت درباره برقراری شراکت استراتژیک در این کشورهاست.
 
ایراس: آیا  طرح جاده ابریشم که چین در دست اجرا دارد رقیبی برای اتحادیه اقتصادی اوراسیا محسوب نمی شود؟
 
ماکاروف: خیر. این دو پروژه رقیب یکدیگر نیستند. علاوه بر این، اتحادیه اوراسیا، یک همکاری بسیار گسترده تری از اتحادیه اقتصادی است و در عین حال با طرح جاده ابریشم اقتصادی و حتی فرصت های اقتصادی سازمان همکاری شانگهای هماهنگ است. ضمنا این طرح از جانب چین حمایت می شود. چین نیز در آن سهیم است و بویژه موضع این کشور سال گذشته در بیانیه مشترک مابین چین و اتحادیه اقتصادی اوراسیا درباره هماهنگی این اتحادیه و پروژه جاده ابریشم اقتصادی بیان شده است. تکرار می کنم که این دو پروژه با هم همپوشانی دارند. پروژه اقتصادی جاده ابریشم یک پروژه سرمایه‌گذاری و زیرساختی است و اتحادیه اقتصادی اوراسیا یک پروژه نهادی است که قوانین کلی را ایجاد می نماید.
 
ایراس: گذشته از مباحث اقتصادی و در خصوص رابطه روسیه و غرب، سوالی که در ایران اغلب مطرح می شود این است که آیا روسیه خود را یک کشور غربی می داند؟ یا اینکه هویت دیگری برای خود متصور است؟
 
ماکاروف: این سوال خوبی است. روسیه از نظر توسعه فرهنگ و در کل از نظر توسعه تمدن در تاریخ، خود را یک کشور غربی به حساب می آورد و از این ارتباط خود با اروپا هیچگاه فاصله نمی گیریم. با این حال موضوع این است که بیشتر فرصت های اقتصادی در اروپا قرار ندارد، بلکه در قاره آسیا و به خصوص در منطقه آسیای مرکزی وجود دارد. باید دانست یکی از ویژگی های تمدن اروپایی که روسیه از آن برخوردار است عقلانیت است و بدون شک برای روسیه عقلانیت این فرصت بیشتر است که برای صلح، راه شرق را درپیش گرفته است. برای همین استراتژی چرخش به شرق که چند سالی است در روسیه شروع شده ماهیتی اقتصادی دارد. ضمنا به دلیل توسعه روابط با کشورهای آسیایی، از وابستگی روسیه به اتحادیه اروپا کاهش یافت، هرچند توسعه روابط با این کشورها به نسبت سهم  و نقش کنونی آنها در جهان بسیار ناچیز است.
 
ایراس: موضوع بعدی نگاه اروپایی ها به روسیه است آیا آنها هم روسیه را غربی می دانند؟
 
ماکاروف: من فکر می کنم آنها روسیه را کشوری غیرغربی به حساب نمی آورند اما آن را به عنوان کشوری درنظر می گیرند که نمی خواهد طبق قواعد غرب بازی کند.
 
ایراس: آیا این مشکل ساز نیست؟
 
ماکاروف: البته که مشکلات بزرگی بروز کرده است. مثلا بحران اوکراین یا مسائل دیگر. به خصوص این بیانگر واقعیتی بود که روسیه در این برهه زمانی از بازی کردن طبق قواعدی که در دو دهه اخیر به او تحمیل می شد دست کشیده است.
 
ایراس: آیا اینکه اروپا و امریکا و درکل مجموعه غرب به دنبال تهدیدسازی یا تصویرسازی منفی از روسیه هستند، برداشت درستی است؟ به خصوص در منطقه اروپای شرقی و خاورمیانه؟
 
ماکاروف: فکر می کنم در حقیقت در غرب روندی به وجود آمده که از روسیه به عنوان دشمن صحبت می شود. به این علت که غربی ها در داخل کشورهای خود مشکلاتی دارند. برای اروپا داستان دشمن مشترک روش مهمی برای کاستن از مشکلات داخل اتحادیه اروپا می باشد. و این یکی از دلایل تشدید وابستگی سیاسی مطلق امریکا و اتحادیه اروپاست و برای همه کشورهای غربی ساختن تصویر دشمن از روسیه دستاویز و ابزار مهمی برای متحد ساختن جوامع غربی محسوب می شود.  
 
ایراس: آیا روسیه نیز همین کار را نمی کند؟ مثلا، غرب را به عنوان دشمن کلی خود به مردم روسیه معرفی نمی کند؟
 
ماکاروف: بله. این روند که به کشورهای غربی مربوط می شود، عملا توسط بخشی از سیاستمداران روسیه هم بکار گرفته می شود و غرب را به عنوان دشمن مشترک معرفی می کنند تا بتوانند مردم روسیه را حول محور دولت با استحکام بیشتری متحد نمایند و این مشکلاتی را به همراه دارد. متاسفانه غرب هم از ابزار تحریم استفاده می کند، هرچند همین تحریم ها به انسجام و استحکام جامعه داخلی روسیه کمک کرده است.
 
ایراس: شما بیان کردید روسیه خود را یک کشور غربی می داند اما طبق قواعد غرب رفتار نمی کند، آیا اینجا تناقضی وجود نخواهد داشت؟
 
ماکاروف: به نظر من تناقضی وجود ندارد. چراکه وقتی گفتم روسیه بخشی از غرب  به حساب می آید گفته بودم که به لحاظ تمدنی و فرهنگی بخشی از غرب است. اما قواعدی که توسط کشورهای غربی به کار گرفته می شوند و در دهه اخیر توسعه یافته اند در روسیه نتیجه مطلوبی به ما نمی دهد و ما مجبوریم طبق قوانین خودمان رفتار کنیم. ما می بینیم که خود غرب در حال حاضر از مشکلات  اجتماعی رنج می برد. برای مثال در نتیجه انتخاباتی که اخیرا برگزار شد، این مشکلات مشخص تر نیز شده است، بطوری که الان در اروپا و یا حتی امریکا ارزش های غیر لیبرال محبوبیت دارد و افرادی از گروه های سیاسی جدید پیروز می شوند.
 
ایراس: به نظر شما راه حل تنش زدایی بین روسیه و غرب در سطح دولت ها چیست؟ اساسا آیا راه حلی در کوتاه مدت یا بلندمدت برای این منظور وجود دارد؟
 
ماکاروف: به نظر من برای شروع هر دو طرف باید از ایجاد تصویر دشمن از یکدیگر دست بردارند. من فکر می کنم که با گذشت زمان روابط روسیه و اروپا به هم نزدیک شود، البته شاید روابط آنها به گرمی روابطی که تا 15 سال پیش حاکم بود نرسد، ا این حال شاید تنها ما این گرمی را احساس می کردیم. چون وقتی بحران اوکراین  به وجود آمد دیدیم که نظرات ما بسیار از یکدیگر دور است.
 

در سال 2000 ایده ای بسیار محبوبی مبنی بر ایجاد یک فصای اقتصادی واحد از لیسبون پرتغال تا ولادی وستک روسیه وجود داشت که برای کاستن فاصله روابط بین روسیه و اروپا بود. اما به گمانم اکنون این ایده  تکمیل تر شده است با تشکیل یک فضای اقتصادی واحد و دائم از لیسبون تا شانگهای یا از لیسبون تا سنگاپور و یا از لیسبون تا سئول با عضویت همه کشورهای اوراسیا. به عبارت دیگر، الان می توانیم اتحادیه اقتصادی اوراسیا را برای یک دوره بلندمدت به عنوان بخشی از این پروژه بزرگ اروپایی تصور کنیم و امیدواریم شاهد زمینه هایی باشیم که اتحادیه اروپا نیز همکاری با آن را برای خود مفید بداند. اما اکنون به نظر نمی رسد که به دلیل نامشخص بودن روابط اتحادیه اروپا با امریکا در پی پیروزی ترامپ و نتایج انتخابات در بسیاری از کشورهای اروپایی برای ما امیدبخش باشد.
 
ایراس: به نظر شما  اروپا چه سودی می تواند از این اتحادیه اوراسیا ببرد که دولت های دیگر را ترغیب و این اتحادیه را تقویت کند؟
 
ماکاروف: اروپا اکنون در شرایط متفاوتی قرار دارد، بریتانیا از اتحادیه اروپا جدا شده است و رفراندومی که در ایتالیا می بایست برای تقویت این اتحادیه و تقویت نقش ایتالیا کمک می کرد با شکست مواجه شده است. در  بسیاری از کشورها سیاستمدارانی روی کار می آیند که نسبت به توسعه اتحادیه اروپا تردید دارند. کشورهای اروپایی به محرک جدیدی نیاز دارند برای اینکه پروژه اروپایی را که رفته رفته به بوته فراموشی سپرده شده است، از نو شروع کنند. بسیاری از آنها چنین محرکی را مشارکت شرقی (مشارکت با کشورهای اروپای شرقی) از جمله با عضویت اوکراین در اتحادیه اروپا و تقویت روابط با ایالات متحده برای مثال در توسعه مشارکت تجاری با آن درنظر می گرفتند. اما این طرح ها هم تاکنون با شکست مواجه شده است. لذا برای کشورهای اروپایی محرک جدید برای به کارانداختن این ماشین آسیب دیده لازم است. در حال حاضر تصوری که از روسیه در ذهن آنها وجود دارد، به عنوان دشمن است که البته نمی تواند دورنمای چندان با دوامی داشته باشد. چیز جدیدی لازم است و مشارکت در فضای اوراسیا می تواند چنین چیزی باشد و به نظرم روسیه چنین پیشنهادی را به اروپا خواهد داد.
 
ایراس: روسیه آینده خود را چگونه می بیند؟ به چه سمتی پیش خواهد رفت؟
 
ماکاروف: این سوال خوبی است. متاسفانه این موضوع احتمالا مشکل اصلی برای توسعه درونی روسیه است. روسیه مسائل بین المللی را به خوبی حل می کند. اما مانند گذشته نمی تواند مسائل  مربوط به توسعه داخلی خود را حل و فصل نماید. البته حرف های کلی درباره ضروری بودن رونق اقتصادی، رهایی اقتصاد از وابستگی به نفت و گاز و تبدیل شدن به اقتصادی نوآورانه برای روسیه زده می شود. اما فعلا ابزارهای لازم برای تحقق این اهداف کلی را ندارد و به نظرم این موضوع هدف اصلی و اولویت اصلی روسیه در چند سال آتی انتخاب استراتژی  یا راهبردی خواهد بود که با آن بتواند به موازات موفقیت های خود در سیاست خارجی بر مشکلات داخلی خود نیز فائق آید.


----------
تنظیم: رقیه کرامتی نیا

 
کد مطلب: 2583