دکتر آبتین گلکار در گفتگو با ایراس:

آسیب شناسی ترجمه اثار ادبی از روسی به فارسی

تاریخ انتشار : يکشنبه ۲۳ خرداد ۱۳۹۵ ساعت ۲۳:۳۶
Share/Save/Bookmark
 
دکتر گلکار: وضع ترجمه ادبیات روسیه در ایران از ادبیات بسیاری کشورهای دیگر بهتر است. خلاء اصلی کمبود مترجمان زبده و قابل‌اعتماد است که رفع آن فقط از طریق بهبود آموزش‌های دانشگاهی و ایجاد انگیزه در جوانان روسی‌دان امکان‌پذیر است. از طرف دیگر، باید قلمروهای ادبی را که در ترجمه‌شان به فارسی کمبود وجود دارد، بشناسیم و بکوشیم نیروهای مترجم را به آن سمت‌وسو سوق دهیم. این قلمروهای دارای کمبود، از دید من، یکی ادبیات معاصر است، یکی شعر و نمایشنامه‌نویسی، و یکی تحقیقات ادبی ایران‌شناسان روس. ...
 
ایراس: ترجمه متون ادبی به ترجمه متونی گفته می‌شود که در زمینه ادبیات می‌گنجند. ترجمه آثار ادبی (رمان ها، داستان های کوتاه، نمایشنامه‌ها، اشعار و غیره) نیز به نوبه خود در این گونه از ترجمه جای می‌گیرند. از آنجا که ادبیات مقوله‌ای وابسته به فرهنگ است، ترجمه متون ادبی و آثار حاصل از آن لزوماً از نظر زبانشناسی شفاف و مطابق با قواعد آن نخواهند بود و از فرهنگ زبان مقصد تاثیر می پذیرند. اشتراکات و تفاوت های موجود در فرهنگ ایرانی و روسی، بر انتقال زبان در آثار دو کشور بی تاثیر نبوده و تبعاتی را در این حوزه در بر داشته است. در همین راستا موسسه مطالعات ایران و اوراسیا (ایراس) گفتگویی داشته با آقای دکتر آبتین گلکار، مترجم و مدرس دانشگاه در رشته زبان روسی، که از نظر می گذرد.

ایراس: جناب آقاي دكتر گلكار، از نظر شما فرآیند ترجمه ی ادبی چه تفاوتی با ترجمه ی غیر ادبی دارد؟

دکتر گلکار: محققان به این پرسش پاسخ‌های مفصل و تئوریک داده‌اند. نظر شخصی من این است که مهم‌ترین دشواری ترجمه متون ادبی، متنوع بودن دامنه واژگان و ساختارهای صرفی و نحوی در آن‌هاست. در همه سبک‌های دیگر، از قبیل متون مطبوعاتی، علمی، تجاری و ...، اصطلاحات واحد و کلیشه‌های رایج و پرکاربردی وجود دارند که با تسلط بر آن‌ها بخش بزرگی از سختیِ کار برطرف می‌شود. ولی متن ادبی، برعکس،‌ از کلیشه‌ها می‌گریزد و شما در ترجمه هر متن باید با
اصولاً شناخت ما از آثار نویسندگان معاصر بسیار کم‌تر است.
تک‌تک جمله‌ها سروکله بزنید، برای معادل‌یابی تک‌تک واژه‌ها تلاش بیش‌تری به خرج دهید و به کوچک‌ترین جزئیات صرفی و نحوی توجه داشته باشید تا ترجمه دقیقی ارائه دهید. از همین رو، مترجم ادبی معمولاً باید انرژی بیش‌تری برای تسلط بر متن و یافتن ساختارهای مناسب در زبان مقصد صرف کند.
 
ایراس: چرا بیشتر آثار ترجمه شده از روسی مربوط به ادبیات کلاسیک این کشور است؟

دکتر گلکار: به نظر من در این‌جا دو علت اصلی نقش دارد: یکی این‌که  آثار کلاسیک به هرحال امتحان خود را در طول قرن‌ها و دهه‌ها پس داده‌اند و منتقدان و خوانندگان در طول مدت طولانی به ارزشمند بودن این آثار صحه گذاشته‌اند. در حالی که در مورد آثار جدید چنین قطعیتی وجود ندارد و کسی نمی‌تواند با اطمینان بگوید آثار فلان نویسنده معاصر و مشهور، صد یا پنجاه یا حتی ده سال دیگر نیز از همین محبوبیت برخوردار خواهد بود. تجربه کتابفروشان و ناشران ایرانی هم نشان می‌دهد که آثار کلاسیک از فروش تثبیت‌شده و بیش‌تری برخوردار هستند. یعنی خوانندگان ما هم با وجود این ادعای فراگیر که «ما علاقه‌مندیم بدانیم ادبیات روسیه پس از آن دوران طلایی در حال حاضر چه وضعیتی دارد»، همچنان آثار همان دوران طلایی را ترجیح می‌دهند و هنگام انتخاب آثار معاصر با احتیاط و وسواس بسیار بیش‌تری عمل می‌کنند. علت دوم، آن است که اصولاً شناخت ما از آثار نویسندگان معاصر بسیار کم‌تر است. برای به دست آوردن چنین شناختی، فرد باید نشریات ادبی روسیه را دنبال کند، در جریان جوایز ادبی معتبر این کشور باشد، آثار نویسندگان مطرح و نقدهای منتشرشده بر آن‌ها را بخواند تا بتواند اثر مناسبی
آثاری از ادبیات معاصر روس، که برای غربی‌ها جالب‌توجه می‌نمایند و ترجمه می‌شوند و جایزه می‌گیرند، لزوماً برای ما ایرانیان دارای ارزش و اهمیت نیستند.
را برای ترجمه انتخاب کند. در این زمانه که همه گرفتار کمبود وقت هستند، کم‌تر کسی ممکن است صرفاً برای انتخاب اثر چنین وقتی بگذارد و از این رو، بسیاری از آثاری که از نویسندگان معاصر ترجمه می‌شوند، حاصل آشناییِ تصادفی مترجم با اثر یادشده هستند و نه نتیجه شناخت همه‌جانبه و انتخاب روشمند، و از این رو لزوماً بهترین انتخاب نیستند و در میان خوانندگان نیز با استقبال روبه‌رو نمی‌شوند.
 
ایراس: شما ادبیات معاصر روسیه را چگونه ارزیابی می کنید و از نظر شما ملاک انتخاب مترجمین برای ترجمه یک اثر معاصر چه می تواند باشد؟

دکتر گلکار: در ادبیات معاصر روسیه نیز نویسندگان بسیاری وجود دارند که آثارشان فراوان به زبان‌های دیگر ترجمه می‌شود و برای خوانندگان غیرروس هم جذابیت دارند. مهم‌ترین ملاکی که از دید من برای انتخاب اثر به منظور ترجمه وجود دارد، آن است که موضوع و محتوای اثر برای جامعه مقصد (در مورد ما جامعه ایران) ملموس و نزدیک باشد، دغدغه‌های یکسانی را در مخاطب ایرانی برانگیزد، خواننده را به تفکر درباره مشکلات مشابه در کشور خودش وادارد، از طریق مقایسه و همسان‌سازی‌های ذهنی بر آگاهی او از ماهیت مسائل سیاسی و اجتماعی و فرهنگی جامعه خودش بیفزاید. به این ترتیب، آثاری از ادبیات معاصر روس، که برای غربی‌ها جالب‌توجه می‌نمایند و ترجمه می‌شوند و جایزه می‌گیرند، لزوماً برای ما ایرانیان دارای ارزش و اهمیت نیستند. غیر از این عامل، نکته مهم دیگری که انتخاب اثر برای مترجمان ایرانی را سخت‌تر می‌کند، مسئله حساسیت‌های فرهنگی و ممیزی کتاب‌هاست که انتشار بسیاری از آثار نویسندگان معاصر روسیه در ایران را با مانع روبه‌رو می‌کند و عملاً ما را در بسیاری از موارد از دستیابی به تجربه تاریخی ملت روسیه از طریق ادبیات محروم می‌سازد. به گمان من، سودی که از خواندن آثار ارزشمند نویسندگان روس نصیب خوانندگان ما می‌شود، بسیار بیش‌تر از ضرری است که از دیدن نام فلان مشروب الکلی یا فلان بازی ورق یا مواردی از این دست ممکن است به آنان وارد شود. ولی ظاهراً همه این طور فکر نمی‌کنند.
 
ایراس:
نکته مهم دیگری که انتخاب اثر برای مترجمان ایرانی را سخت‌تر می‌کند، مسئله حساسیت‌های فرهنگی و ممیزی کتاب‌هاست که انتشار بسیاری از آثار نویسندگان معاصر روسیه در ایران را با مانع روبه‌رو می‌کند.
حجم آثار روسی ترجمه شده از زبان های دیگر به فارسی چقدر است و آیا سطح کیفی این آثار به گونه ای بوده که آسیبی به انتقال زبان نهفته در متن اصلی وارد کند؟ 


دکتر گلکار: فکر می‌کنم شمار این گونه آثار در دهه‌های اخیر به شکل چشمگیری کاهش یافته و ناشران بیش‌تر راغبند که کتاب‌ها را از زبان روسی ترجمه کنند. گمان می‌کنم درصد کتاب‌های روسی که از زبان اصلی به فارسی برگردانده می‌شود، حتی در مقایسه با زبان‌های ایتالیایی و اسپانیایی،‌ بیش‌تر باشد. ولی اعتقاد من این است که ترجمه از زبان اصلی، به خودی خود، نمی‌تواند ملاک خوبی یا بدی ترجمه باشد. ما ترجمه‌های زیادی داریم که از زبان‌های واسطه انجام گرفته‌اند و با این حال کیفیت قابل‌قبولی دارند (فقط به عنوان نمونه می‌توانم به ترجمه‌های رضا رضایی و خشایار دیهیمی اشاره کنم) و از سوی دیگر، ترجمه‌های فراوانی هم داریم که از زبان روسی صورت پذیرفته‌اند و پر از اشتباه و بدفهمی و اشکالات زبانی هستند.
 
ایراس: همان طور که شاهدید بسیاری از اسامی موجود در متون روسی و حتی اسم نویسندگان مشهور روس از ابتدا به طور ناصحیحی ترجمه شده و تا کنون باقی مانده است. علت این امر را چه می دانید و چه راهکاری برای اصلاح آن پیشنهاد می کنید؟

دکتر گلکار: این مسئله بسیار پیچیده و گسترده‌ای است که می‌توان ساعت‌ها درباره‌اش صحبت کرد. گروهی از اسامی ممکن است به دلیل ترجمه از زبان‌های واسطه در فارسی به شکلی متفاوت از زبان اصلی ضبط شده باشند که البته منطق آن هم همیشه قابل‌درک نیست. مثلاً о پیش از تکیه در زبان روسی تلفظی شبیه به а کوتاه پیدا می‌کند و به همین علت ما نام Dostoevsky را «داستایِفسکی» ضبط کرده‌ایم و نه «داستویفسکی» یا «دوستویفسکی». ولی در مورد نام Tolstoy که دقیقاً همین وضع را دارد، از زمان‌های قدیم «تولستوی» نوشته‌ایم و تازه در یک دهه اخیر است که ضبط «تالستوی» هم دارد جای خود را باز می‌کند. امروزه ترجیح بر آن است که تا حد امکان ضبطی شبیه به تلفظ نام در زبان اصلی اختیار شود و به همین علت برخی ضبط‌های مشهور نام‌های روسی، از قبیل «نیکلای»، «تولستوی»، «سولژنیتسین» و... اینک به صورت «نیکالای»، «تالستوی»، «سالژنیتسین» نوشته می‌شوند. البته نظر من این
در مجموع فکر می‌کنم وضع ترجمه ادبیات روسیه در ایران از ادبیات بسیاری کشورهای دیگر بهتر است,
است که در این رویکرد نباید افراط کرد، مثلاً ضبط نام مشهوری مانند «مسکو» مطابق با تلفظ روسی آن («ماسکوا») قطعاً خواننده را سردرگم خواهد کرد که آیا «ماسکوا» همان پایتخت روسیه است یا مکانی دیگر. ولی مثلاً «پترزبورگ» را می‌توان «پتربورگ» نوشت، بی‌آن‌که مخل درک خواننده شود.
 
ایراس: آیا ممکن است این انتقال ناصحیح اسامی خاص توسط مترجم، در انتقال معانی و مفاهیم نیز رخ داده باشد؟

دکتر گلکار: نمونه‌ای به خاطرم نمی‌آید که ضبط نادرست اسامی خاص در انتقال معنی نیز اشکالی ایجاد کرده باشد. اصولاً ضبط اسامی از نظر من یک مسئله صرفاً تکنیکی است، چیزی شبیه به نقطه‌گذاری یا پاراگراف‌بندی، و گاه دامنه بحث‌هایی که بر سر آن درمی‌گیرد، بیش از تأثیری است که این مسئله واقعاً بر کیفیت ترجمه می‌گذارد.
 
ایراس: در کل به نظر شما مترجمان تا چه حد در شناساندن ادبیات روسیه به مردم ایران موفق عمل کرده اند و اگر خلائی در این زمینه وجود دارد، چگونه می توان آن را برطرف ساخت؟

دکتر گلکار: در سوال دوم قدری در این باره صحبت کردم. در مجموع فکر می‌کنم وضع ترجمه ادبیات روسیه در ایران از ادبیات بسیاری کشورهای دیگر بهتر است. خلاء اصلی کمبود مترجمان زبده و قابل‌اعتماد است که رفع آن فقط از طریق بهبود آموزش‌های دانشگاهی و ایجاد انگیزه در جوانان روسی‌دان امکان‌پذیر است. از طرف دیگر، باید قلمروهای ادبی را که در ترجمه‌شان به فارسی کمبود وجود دارد، بشناسیم و بکوشیم نیروهای مترجم را به آن سمت‌وسو سوق دهیم. این قلمروهای دارای کمبود، از دید من، یکی ادبیات معاصر است، یکی شعر و نمایشنامه‌نویسی، و یکی تحقیقات ادبی ایران‌شناسان روس. با کار بیش‌تر در این چند قلمرو، می‌توانیم بهره فراوانی نصیب مخاطبان ایرانی کنیم.

---------
مصاحبه کننده: مرضیه موسوی

 
کد مطلب: 1420