روابط فرهنگی ايران و قزاقستان

ابراهیم هادوی
تاریخ انتشار : سه شنبه ۲۷ بهمن ۱۳۹۴ ساعت ۰۷:۴۵
Share/Save/Bookmark
 
ابراهیم هادوی: دو کشور ایران و قزاقستان دارای علائق و مشترکات زیادی می باشند و روابط و مناسبات حسن همجواری دوجانبه عمدتأ متکی بر آنهاست. با فروپاشی اتحاد جماهير شوروی و استقلال قزاقستان، جمهوری اسلامی ایران در میان اولین کشورهایی بود که در جمهوری قزاقستان سفارت تاسیس کرد
 
ایراس: دو کشور ایران و قزاقستان دارای علائق و مشترکات زیادی می باشند و  روابط و مناسبات حسن همجواری دوجانبه عمدتأ متکی بر آنهاست. با فروپاشی اتحاد جماهير شوروی و استقلال قزاقستان، جمهوری اسلامی ایران در میان اولین کشورهایی بود که در جمهوری قزاقستان سفارت تاسیس کرد.
 
روابط میان دو کشور طی دوران استقلال جمهوری قزاقستان از روند مثبت و روبه رشدی در همه حوزه ها برخوردار بوده است. روابط پایدار و خوب در دوران تحریم و سفرهای متقابل متعدد روسای دو کشور یکی از نشانه های این روابط دوستانه و مستحکم می باشد.
 
حضور آقای نظربایف رئیس جمهور قزاقستان در مراسم تحلیف آقای روحانی و سفر آتی تنظیم شده برای بهار سال 1395 نظربایف به تهران به دنبال سفر آقای ایسیکشف، وزیر سرمایه گذاری و توسعه قزاقستان به تهران در بهمن ماه جاری (1394) و برگزاری همایش بزرگ تجار دو کشور، همه اقدامات مزبور حاکی از اراده دوکشور برای گسترش روابط در سطوح دوجانبه و بین المللی است.
 
علاوه بر اشتراکات منافع دو کشور در دریای خزر و استفاده قزاقستان از زیرساخت های حمل و نقلی ایران، می توان به همکاری دو کشور در مجامع بین المللی و تخصصی و تشکل های منطقه ای مانند سازمان شانگهای، سازمان اکو، سازمان سیکا و اتحادیه اقتصادی اوراسیا به عنوان نقاط قوت روابط فی مابین دو کشور اشاره کرد. از دیدگاه باستان شناسی، منطقه قزاقستان در سده های متمادی زیستگاه قوم صاحب نام سکا یا سیت بوده است که قبایل کوچنده ایرانی از اجزاء تشکیل دهنده آن به حساب می آید.
 
جاده ابریشم در طول تاریخ حلقه اتصالی بوده است که در آن کاروان هائی که از این مسیر می گذشته اند همراه کالای خود یک نوع فرهنگ و آداب و رسوم را نیز عرضه می کردند و یک نوع مبادله فرهنگی و تبادل اطلاعات علمی از این طریق صورت می گرفت. این حضور فرهنگی در بناهای بجا مانده از دوران گذشته در این منطقه هویداست. حال و هوای مقبره خواجه احمد یسوی در شهر ترکستان درست همان حال و هوای مدرسه باغ اصفهان و یا سایر بناهای تاریخی در شهر ایران را دارد.
 
با ورود سغدیان به منطقه ماوراءالنهر تحول فرهنگی در نواحی قزاقستان و قرقیزستان کنونی پدید آمد. آثار یافت شده در منطقه پازیریک در آلتای شرقی که از مایه های هنر ایرانی حکایت می کند، نشان از این حقیقت دارد که فرهنگ ایرانی از عهد هخامنشیان در منطقه قزاقستان کنونی حضور داشته و به سوی دیگر آن در آلتای نیز راه یافته است. با آغاز دوره اسلامی، رابطه فرهنگ ایرانی و سرزمین قزاقستان را باید در داد و ستد فرهنگی جستجو کرد. از زمان قدرت یافتن سامانیان در ماوراءالنهر و الحاق کردن نواحی اسپیجاب نزدیک چیمکنت جنوبی، طراز نزدیک جامبول به قلمرو حکومتی خود، شرایط فرهنگی در منطقه تغییر نمود و برای مدت نسبتا مدیدی روابط فرهنگی میان بخش مهمی از قزاقستان جنوبی با نواحی دارای فرهنگ ایرانی قطع شد ولی در عوض، مناطق الحاق شده از نظر فرهنگی به سوی هماهنگی با فرهنگ ایرانی ماوراءالنهر پیش رفت. اختلاط فرهنگ و مدنیت ایرانی و قزاقی در طول قرن های متمادی و تاثیر هر یک بر دیگری را باید در ایجاد پل فرهنگی دانست که توسط قوم قزاق به عنوان پرنفوذترین قوم ترک در منطقه جنوب قزاقستان و سغدیان به عنوان ایرانیان بومی در ماوراءالنهر ایجاد شد.
 
در دوره طولانی حاکمیت ازبکان بر ماوراءالنهر و اختلاف های مذهبی-سیاسی بین ازبکان و حکومت های ایرانی، برخلاف گذشته، سرزمین ماوراءالنهر به مانعی بزرگ در مسیر ارتباط فرهنگی ایران و قزاقستان تبدیل شد. با شکل گیری خانات قزاق و رقابت آنها با ازبکان که موجب بروز اختلاف های مرزی و تاخت و تازهای طرفین بوده است، زمینه مناسبی برای ایجاد رابطه دیپلماتیک میان ایران و خانات قزاق فراهم آمد که فرازهایی از آن در تاریخ نادرشاه موجود است. این ارتباط در دوره پس از نادر نیز ادامه یافته و فرهیختگان قزاق درسده های اخیر، با فرهنگ و ادب ایرانی مأنوس گشته اند که آبای شاعر ملی قزاق در رأس آن ها قرار دارد.
 
پیشینه و فرهنگ دو ملت را می توان از طریق دانشمندان و شعرا، مظاهر ملی، آداب و رسوم، زبان و ادبیات دو کشور بررسی و ادراک نمود. بسیاری از دانشمندان و شعرای فارسی زبان از منطقه آسیای مرکزی برخاسته و از سوی دیگر شعرای این منطقه همچون مختوم قلی، امیرعلی شیرنوایی، صدرالدین عینی، آبای، موختار عویض اف به صراحت در اشعارشان خود را     درس آموخته شعرای بزرگ ایرانی بیان می کنند.
 
خواجه احمد یسوی و فارابی دو شخصیت بزرگ تاریخی مورد توجه هر دو ملت می باشند. خواجه احمد یسوی از جمله شاگردان بزرگ مکتب خواجگان است که بنیان گذار آن خواجه ابو یوسف همدانی در سمرقند بود. همچنین فارابی در کتب الحروف به بررسی مقایسه ای زبان های فارسی، عربی و یونانی می پردازد. آبای، شاعر و مصلح بزرگ قزاقستان به حافظ و ادب فارسی عشق وافری داشته است. امروز در مقبره خواجه احمد یسوی آثار معماری ایرانی به چشم می خورد. مهمتر از همه، وجود بیش از سه هزار لغت فارسی در زبان قزاقی است که خود نشانه ای از روابط ریشه دار فرهنگی دو ملت است. حضور جمعیت هائی از ایرانیان در نقاط مختلف قزاقستان و بالعکس گروه هائی از قزاق ها در ایران در حفظ پیوندهای تاریخی و فرهنگی میان دو ملت مؤثر بوده است.
 
ویژگی چندقومیتی قزاقستان در هنر و فرهنگ این کشور بازتاب یافته است. فعالیت های فرهنگی و هنری قزاقستان را می توان در دو دسته گسترده سنتی و غربی طبقه بندی کرد. فرهنگ و هنر سنتی که با نوع زندگی ساکنان عمدتاً قزاق و البته کره ای ها و اویغورها و اقوام کوچکتر این سرزمین مرتبط است؛ همانند شعرها، آهنگ ها و رقص های فولکلور، موسیقی قزاق که با سازهای سنتی آنان اجرا می شود، همچون فرش ها و پارچه های دست بافت و صنایع دستی گوناگون که در طول قرن ها در این سرزمین به حیات خود ادامه داده و پیشرفت کرده‌اند. در مجموع شعر، موسیقی و رقص جایگاه خاصی در فرهنگ قزاق داشته و دارند.
 
گروه غربی شامل انواع هنرهایی می شود که روس ها از ابتدای قرن بیستم به منطقه آوردند. مانند تئاتر، موسیقی کلاسیک، باله، اپرا، سینما، تلویزیون و ادبیات روسی. البته همه این انواع فرهنگی و هنری در میان قزاق ها به مقبولیت کامل دست نیافت. اما در نتیجه سیاست های حکومت بلشویکی اتحاد شوروی، قزاقستان در دهه های گذشته پذیرای جمعیت بزرگی از روس ها و اقوام غیر قزاق بوده است، به گونه ای که قزاق ها در سرزمین خودشان به یک اقلیت بدل شدند.
 
حضور چنین جمعیت بزرگ و با فرهنگ های گوناگون و بسیار متفاوت موجب شکوفایی هنر و فرهنگ غربی در این کشور شده است. موفقیت قزاق ها و حتی آثار هنری که در قزاقستان ساخته شده یا به این کشور مربوط است، در جشنواره های بین‌المللی از آثار مثبت این تنوع فرهنگی است. در سال هاي اخير ارتباطات فرهنگي ايران و قزاقستان افزايش یافته است كه از آن جمله مي توان به تبادل دانشجويان، ترجمه آثار و برگزاري همايش ها، جشنواره ها و نمايشگاه هاي گوناگون اشاره كرد.
 
همکاری های علمی خوبی نیز میان نهادهای علمی دو کشور برقرار است. میان دانشگاه های ایران از جمله دانشگاه تهران، دانشگاه شهید بهشتی، دانشگاه بین المللی امام خمینی، دانشگاه علامه طباطبایی، دانشگاه آزاد اسلامی، دانشگاه گیلان، رصدخانه علم و فناوری پژوهشگاه شاخص پژوه (استینو) و دانشگاه های قزاقستان از جمله دانشگاه فارابی، آبای، اوراسی و نظربایف قراردادهای همکاری های علمی جهت تبادل استاد و دانشجو و برگزاری سمینارهای علمی منعقد شده است.
 
دانشگاه شهید بهشتی با همکاری و مشارکت آقای صابری، رایزن فرهنگی سابق ایران در  قزاقستان (1394-1390) مبادرت به تاسیس مرکز تحقیقاتی و علمی قزاق شناسی نموده است. به نظر می رسد که این مرکز بتواند کمک بزرگی به توسعه همکاری های علمی و دانشگاهی میان دو کشور نماید. 
 
کشور قزاقستان دارای 8 دانشگاه ممتاز در میان 891 دانشگاه برتر جهان است که دانشگاه ملی «الفارابی» قزاقستان با امتیاز 44.8  رتبه 275 جهان را در سال 2015 کسب کرده و در این رتبه بندی در رده دانشگاه های ممتاز جهان قرار گرفته است. در رتبه بندی مذکور، دانشگاه صنعتی شریف در رتبه 505 و دانشگاه تهران نيز در رتبه 565 دانشگاه هاي ممتاز جهان قرار دارد.
 
رشته زبان و ادبیات فارسی در سال های گذشته با حمایت نمایندگی فرهنگی ایران در قزاقستان در دانشگاه های آبلای خان، دانشگاه آبای و دانشگاه فارابی و اوراسی تدریس می‌شده است و هم اکنون، تقریباً همه دانشجویان بورس شده در مقطع فوق لیسانس و دکتری در دانشگاه های ایران و نیز بازار کار در قزاقستان را فارغ التحصیلان همین دانشگاه ها تشکیل می دهند.
 

----------
 نویسنده: ابراهیم هادوی


پایان/


 
کد مطلب: 951