روسیه چه زمانی دست به بمب اتمی می برد؟

نظرات کارشناسان روس درباره اصول هسته ای جدید روسیه

تاریخ انتشار : سه شنبه ۱۰ تير ۱۳۹۹ ساعت ۱۱:۱۹
Share/Save/Bookmark
 
 
دولت روسیه چندی پیش در ابتدای ماه ژوئن سال جاری میلادی سند جدیدی با عنوان اصول سیاست این کشور در حوزه بازدارندگی هسته ای منتشر کرد که از ارزش بسیاری برخوردار است چراکه سیاست های کلی این کشور در  خصوص لزوم و نحوه استفاده از زرادخانه بزرگ هسته ای آن در قبال دشمنان احتمالی را تبیین می کند. در اینجا متن کامل سند را مشاهده می کنید که در تحریریه ایراس ترجمه شده است. با توجه به اهمیت این سند، بررسی نظرات کارشناسان سرشناس روس درباره آن خالی از لطف نیست که طی دو مطلب ارائه می گردد.

اصول هسته‌ای  روسیه: نظرات کارشناسی (بخش اول)

ژوئن سال 2020 برای همیشه در تاریخ مطالعه رویکردهای روسیه در مورد بازدارندگی هسته‌ای  و در واقع سلاح هسته‌ای  گنجانده خواهد شد: در این روز برای اولین بار سندی رسمی در این زمینه منتشر شد - «اصول سیاست دولتی فدراسیون روسیه در زمینه بازدارندگی هسته‌ای »  که به فرمان رئیس جمهور فدراسیون روسیه در تاریخ 2 ژوئن سال 2020 به شماره 355  به تصویب رسید.  شورای امور بین‌الملل  روسیه همراه با پروژه واتفور نظرات کارشناسان داخلی را در مورد این سند جمع آوری کردند.

آندری باکلیتسکی- مشاور مرکز پیر-سنتر، عضو هیات علمی مرکز مسائل جهانی و سازمان‌های بین‌المللی آکادمی دیپلماتیک وزارت امور خارجه روسیه:

این اصول مفصلترین سندی است که دیدگاه‌های روسیه در مورد بازدارندگی هسته‌ای  و نقش سلاح‌های هسته‌ای  برای تامین امنیت ملی را توصیف‌ می‌کند که این پیشرفت تحسین برانگیز است. علاوه بر این، روسیه سرانجام با اعلام این که حمله به نیروهای هسته‌ای  با استفاده از سلاح‌های متعارف‌ می‌تواند به واکنش هسته‌ای  منجر شود منسجم ترین و قابل قبول ترین استراتژی را برای استفاده از سلاح‌های هسته‌ای  ارائه داد.  مشاهده واکنش همکاران چینی که سیاست  آنها در عدم استفاده نخست از سلاح‌های هسته‌ای  از جمله به همین دلیل با بی اعتمادی مواجه است جالب خواهد بود.
 در عین حال، این اصول عدم قطعیت‌های نسبتا زیادی را در سطح تاکتیکی کنار نهاده است، به ویژه با توجه به نقش تشدیدزدای بازدارندگی هسته‌ای، در مواردی که آستانه بکارگیری هسته‌ای مشخص شده در این سند به دست نیامده است. استفاده از جمله بندی‌های مبهم در دکترین‌های هسته‌ای یک روال عادی است، دولت‌ها ناگزیرند بین عدم تمایل به مجاز کردن اقدامات پایینتر از آستانه هسته‌ای دشمن و نگرانی از این بابت که طرف مقابل به پوشش بسیار «​​گسترده» بازدارندگی اعتقاد نداشته باشد توازن برقرار کنند. اما در مورد اصول، این نگرانی وجود دارد که این عدم قطعیت کمک زیادی به بازدارندگی نکند، اما مطمئناً برای معرفی روسیه به عنوان کشوری متجاوز در حوزه هسته‌ای  استفاده خواهد شد.
جمله بندی‌های مشابه قبلاً در یک سند برنامه ریزی استراتژیک در دیگر شاخه [نظامی] مشاهده شده است - اصول سیاست فدراسیون روسیه در حوزه فعالیت نظامی دریایی در سال 2017، با این حال، سند تخصصی اصلی یعنی دکترین نظامی که‌ می‌توان تصور کرد هماهنگی کاملتر بین سازمانی را پشت سر گذاشته، فاقد چنین جملاتی است.
انتشار این اصول همچنین ممکن است به این معنا باشد که با وجود شایعات بیشمار، نسخه جدید دکترین نظامی روسیه (که در سال 2014 اجرایی شده) کنار گذاشته‌ می‌شود. اگر چنین باشد، دلیل انتشار اصول محرمانه  قبلی روشن تر ‌ می‌شود - لزوم شفاف سازی یکسری مقررات در زمینه بازدارندگی هسته‌ای  در حالی که سند مناسبی وجود نداشت.

کنستانتین بوگدانف- عضو ارشد هیئت علمی مرکز امنیت بین‌الملل پژوهشگاه اقتصاد جهانی و روابط بین‌الملل  آکادمی علوم روسیه، کارشناس شورای امور بین‌الملل روسیه:

 این اصول در درجه اول از آن جهت حائز اهمیت است که روایت کاملاً مشخصی را ایجاد‌ می‌کند که پای آن امضای رسمی دولت روسیه نقش بسته است. پیش از این بحث‌های زیادی در مورد دکترین هسته‌ای روسیه بر اساس «سیگنال‌های» غیرمستقیم و برخی نشریات نیمه رسمی قدیمی انجام شده که کاملاً باورپذیر و در عمل معنی دار است (چنانچه مفاد مختصر سیاست هسته‌ای دکترین نظامی به حساب نیاید).
ثانیاْ، روسیه اندکی در مورد چنین مسئله بحث برانگیزی همچون استفاده نخست از سلاح هسته‌ای در پاسخ به اقدامات تهاجمی بدون استفاده از سلاح‌های کشتار جمعی رفع ابهام کرد. اول از همه ما در مورد حملات به زیرساخت‌های مهم نیروهای هسته‌ای  صحبت‌ می‌کنیم (بطور رسمی مشخص نشده کدام یک از آنها - نیروهای استراتژیک یا تاکتیکی) و همچنین اشاره‌ می‌شود که پرتاب موشک‌های بالستیک به سراسر قلمرو روسیه صرف نظر از «انباشت» این موشک‌ها و برد رسمی آنها‌ می‌تواند منجر به ضربه (حمله) تلافی جویانه شود.» (دومی ادای احترام به پیمان عدم اشاعه هسته‌ای  است).
 این سند، موضوع استراتژی تشدید تنش با هدف کاهش تنش «escalate-to-deescalate» که در غرب مورد اغراق قرار‌ می‌گیرد- و در این تفسیر صحیح تر آن است که به نام « escalate-to-win» خوانده شود- را  نمی بندد.  این در حالی است که این مورد اخیر را هم به هیچ وجه تأیید نمی کند (و به همین دلیل  است که هر کس در این اصول فقط تایید دیدگاه خود را پیدا خواهد کرد). علاوه بر این، در هیچ کجای این سند مقیاس اقدامات تلافی جویانه مورد اشاره قرار نگرفته که احتمالا به این اشاره دارد که روسیه آماده است از سناریوهای محدود برای استفاده از سلاح‌های هسته‌ای  به نفع کنترل تشدید استفاده کند. هیچ چیز وحشتناک غیرمتمدنی در این مورد وجود ندارد، زیرا این آخرین چیزی است که توجه به سبک سند را جلب‌ می‌کند، تا حدودی یک پاسخ مفهومی به شرح مختصر سیاست هسته‌ای فعلی امریکاست (Nuclear Posture Review 2018)، که در آن چنین سناریوهایی با صراحت نوشته شده و در واقع، چنین اشکال استفاده جنگی بیش از یک دهه در استراتژی هسته‌ای ایالات متحده وجود داشته است. موضوع دیگر این است که این «آینه کاری»[1] [تقلید از یکدیگر] به خودی خود آستانه استفاده از سلاح‌های هسته‌ای را پایین‌ می‌آورد و‌ می‌تواند در یک وضعیت بحرانی باعث تشدید فراگیر شود.
 
الكساندر یرماكف - تحلیلگر نظامی، کارشناس شورای امور بین‌الملل روسیه:

خود واقعیت انتشار اصول بسیار مهم است – یعنی نسخه بعدی آماده نیست (نسخه قبلی در سال 2010 تصویب شد، و انتظار‌ می‌رفت نسخه جدید در سال 2020 منتشر شود)، اما انتشار آنها به صورت علنی و برای عموم است. برای ما چنین اسناد و مدارک در حوزه عمومی بسیار نادر است و بدیهی است که در محافل خاص این امر توجه بسیاری را به خود جلب‌ می‌کند.
بنابراین اولین هدفی که احتمالاً‌ می‌خواستند به آن دست یابند، تأکید مجدد علاقه روسیه به این حوزه در ناسالمترین وضعیت در زمینه ثبات استراتژیک، و همچنین با تمدید پیمان استارت بود.
جنبه‌های مثبت این سند طبقه بندی واضح خطرات نظامی است که بازدارندگی هسته‌ای در برابر آنها اعمال‌ می‌شود:  استقرار تجهیزات ضربتی (تهاجمی) جدید و اجزای دفاع موشکی، استقرار سلاح‌های هسته‌ای و همچنین افزایش نیروهای همگانی (عمومی- همه کاره) مستقیم در مرزها توسط کشورهایی که روسیه را به عنوان دشمن در نظر‌ می‌گیرند. ممکن است کسی روسیه را برای این حدنصاب فلاکت بار به یک تهدید دیگر سرزنش نماید، اما به نظر‌ می‌رسد، اینجا بیشتر دعوتی است از برخی کشورها برای اندیشدن [به این سوالات]: اینکه چه سلاح هایی برای محافظت از برادر بزرگشان در قلمرو آنها مستقر شده است و اینکه کدام یک از آنها امنیت را افزایش نمی دهند بلکه برعکس آن را کاهش می دهند. موشک‌های با برد متوسط ​​ به وضوح به این مورد مربوط‌ می‌شوند(امنیت را افزایش نمی دهند).  
 من از گزینه «د» بند 15حمایت‌ می‌کنم، زیرا به نظر من به درستی با برخی اصولی که قدرت های غربی تاکید می کنند، هماهنگ است. اصولا «اگر دشمن بداند خط قرمز کجاست از تعرض به آن اجتناب می کند». همچنین باور دارم که بند 19 هم یک نکته کلیدی است، زیرا در آن بیان شده:
1) اظهار آمادگی برای گذشتن از اقدام تلافی جویانه به ضد حمله (حمله متقابل)؛
2) نشانه ای از واکنش هسته‌ای  به حمله متعارف طبق آنچه معمولاً در غرب (Nuclear Command and Control and Communications) NC3 (فرماندهی هسته‌ای  و کنترل و ارتباطات) نامیده‌ می‌شود. با توجه به توسعه سلاح‌های غیر هسته‌ای  فراصوت، این نکات لازم است بیان شود.
اعلان‌های خوب(از نکات خوب اعلانها)، اشاره‌های مکرر به اولویت عالی معاهدات بین‌المللی کنترل تسلیحات است.
از جمله موارد منفی، قبل از همه‌ می‌توان به انتهای بند 4 اشاره کرد. البته، همكاران قطعا تشریح خواهند کرد که منظور این نیست که‌ می‌توان در نگاه اول [به چنین چیزی] بیاندیشید. اما در اینجا این اصل مانند طراحی عمل‌ می‌کند: «اگر لازم است توضیح داده شود، پس طراحی ناموفقی است». به خصوص در چنین نشریاتی که برای مخاطبان عام در نظر گرفته شده است و عوام با خرسندی بیانیه صریح خود روس‌ها را در آن‌ می‌خوانند كه آنها دارای یك استراتژی «escalate-to-deescalate» هستند. اعطای چنین چیزی به ایدئولوژیست‌های  «مرور  وضعیت هسته‌ای  2018» شرم آور است.
 
ویتالی کابیرنیک- کارشناس ارشد مرکز مطالعات سیاسی-نظامی  پژوهشگاه اقتصاد جهانی و روابط بین‌الملل  آکادمی علوم روسیه، کارشناس شورای امور بین‌الملل  روسیه:

بلافاصله باید نوآوری مفهومی را در این سند مورد اشاره قرار داد: بند 9 اصول، به بازدارندگی اشاره نمی کند، بلکه به اجتناب ناپذیری کیفر (تلافی)‌ می‌پردازد. بنابراین، به لحاظ مفهومی، بازدارندگی، دیگر  فقط شامل سیستم‌های متعارف ضدحمله تلافی جویانه نمی شوند، بلکه  سیستم‌های کیفر (تلافی) «معطل مانده» از قبیل موشک‌های کروز با برد بین قاره ای، زیردریاپیماها و غیره را هم در بر‌ می‌گیرد. از این‌ می‌توان نتیجه گرفت که در سطح ثبات تجهیزات اصلی نیروهای هسته‌ای استراتژیک تا حدی کاهش اطمینان وجود دارد که مستلزم معرفی مفهوم کیفر (تلافی) است که حتی در صورت از بین رفتن بخشی از پتانسیل ضربت اصلی عملی خواهد شد.
 چنین مطالعه ای همچنین طراحی و توسعه انواع سیستم‌های «دست مرده» و نسخه‌های دیگر «سلاح‌های روز رستاخیز» را قانونی‌ می‌کند. چنین قرائت غیرمعمول از مفهوم بازدارندگی (اگرچه سیستم هایی که ضربت (حمله) تلافی جویانه را به طور خودکار انجام‌ می‌دهند مستقر شده اند) در اسناد قانونی قبلاً به این صورت صریح منعکس نشده بود. 
بند 11 بازدارندگی هسته‌ای را در زمان جنگ معرفی‌ می‌کند. این، احتمالا چشم انداز درگیری‌های احتمالی آینده را که فراتر از مارپیچ الزامی تشدیدکننده قبلی است منعکس‌ می‌کند: نوعی از درگیری مسلحانه‌ی محدود به شکل ضمنی معرفی‌ می‌شود که شدت آن از طریق خطر تشدید هسته‌ای محدود شده است.
بلوک خطرات و تهدیدها با استقرار سامانه‌های دفاع موشکی که ذاتا همچنان تدافعی هستند، کاملتر شد. در عین حال، پتانسیل کاربرد دوگانه به وضوح ثبت نشده است. از این رو، شاید، تقویت نظریه قبلاً ذکر شده را دنبال‌ می‌کند که پایداری و اثربخشی ابزارهای حامل کلاسیک دیگر تضمین شده تلقی نمی شود.
نکته 14 جالب است، جایی که در اصل، اهداف احتمالی ضربت (حمله) مشخص شده است که از جمله آنها‌ می‌توان به زیرساختهای سامانه‌های هشدار حمله موشکی و دفاع ضدموشکی اشاره کرد. این بخش اعلامی احتمالا قرائت نسبتاً دیپلماتیکی دارد: بیانیه ای درباره عدم پذیرش استقرار چنین زیرساخت‌ها و مشروعیت بخشیدن به امکانات برای از بین بردن چنین اهدافی از هر طریق، از جمله در قلمرو کشورهای غیر هسته‌ای.  این دیگر وظیفه بازدارندگی نیست بلکه عنصری برای ترویج سیاست منع گسترش است (تجهیزات توصیف شده در همه طیفها، و نه فقط سلاح هسته‌ای).
 البته همه بلافاصله به بخش سوم نگاه‌ می‌کنند، اما این بخش انتظارات آنها را برآورده نمی کند. راه اندازی گزینه هشدار و پاسخ به ضربه علیه متحدان در متن جمله آمده است، اگرچه لیست آنها مشخص نشده است. این موضع با  نظریه معرفی شده درباره عدم قطعیت پاسخ استراتژیک بی شباهت نیست. این نظریه دیپلماتیک تر است، بیانگر موضع عدم پذیرش استفاده از سلاح‌های هسته‌ای در درگیری‌های کوچک یا به عنوان مثال علیه چین است.
 و سرانجام، مفهوم تأثیر [حمله به] بر زیرساخت حساس مفهوم جدیدی به نظر‌ می‌رسد، اما در اصل دوباره فقط پاسخ به عملیات خرابکاری احتمالی، از جمله عملیات در فضای مجازی را مشروعیت‌ می‌بخشد. در اینجا دوباره نگرانی از بابت کاهش ثبات جنگی نیروهای هسته‌ای  استراتژیک در آینده مشاهده‌ می‌شود.
به طور کلی، آگاهی ضمنی از خطرات کاهش پایداری جنگی نیروهای هسته‌ای استراتژیک حاوی چند نکته مهم است که من شخصا بیش از همه متوجه آنها شدم. از این آگاهی نظریه‌های دیگری نیز نشات‌ می‌گیرند، از جمله در مورد عدم اطمینان، گسترش شرایط استفاده، مفهوم کیفر (تلافی)، گنجاندن سیستم‌های هشدار حمله موشکی و دفاع موشکی در لیست تهدیدات. این قابل درک است - زمینه بازدارندگی در حال تغییر است، سیستم‌های جدیدی در حال توسعه هستند، تهدیدهای جدیدی برای نیروهای استراتژیک هسته‌ای در حال ظهور بوده و اشکال درگیری‌های مسلحانه احتمالی در حال تغییر است.
 
[1] отзеркаливание

ادامه در قسمت دوم
کد مطلب: 3945