روابط روسیه و هند: بُعد سوم

تاریخ انتشار : شنبه ۷ تير ۱۳۹۹ ساعت ۱۰:۵۷
Share/Save/Bookmark
 
روابط روسیه و هند: بُعد سوم
 
    به گفته شماری از ناظران اروپایی، وقایع روزهای اخیر یعنی درگیری در مرز هند و چین در دامنه کوه لاداخ -جایی که واحدهای نظامی دوطرف با تجهیزاتی همچون توپخانه، تانک و سلاح‌های کوچک متمرکز شده‌اند- ظرفیت تبدیل شدن به یک درگیری مسلحانه متعارف گسترده را دارد. و یا حتی می‌تواند به چشم انداز «قرن آسیایی» در حال ظهور، که اخیراً درباره آن زیاد نوشته شده است پایان دهد.

همانطور که تجربه طولانی نشان‌ می‌دهد، برای روسیه، هند نه تنها یک شریک سنتی و پرقابلیت در زمینه‌های مختلف و بخشی از معماری خوش آتیه فرآیندهای جهانی و منطقه‌ای است، بلکه عنصر اساسی «معماری ادراک» فرآیندهای جهانی توسط بخش مهمی از جامعه کارشناسی و نخبگان روسیه است. چه در قالب مفهوم اوراسیای بزرگ، چه مؤسسات بین المللی همکاری و همگرایی مانند  بریکس، سازمان همکاری شانگهای و ساختارهای امنیتی منطقه ای و چه خارج از اینها یا سایر مفاهیم و نهادها.
علاوه بر مؤلفه اقتصادی نسبتاً پایدار روابط دوجانبه، این روابط هم به پتانسیلهای اقتصادی هر دو کشور و هم به تاریخ طولانی روابط حسن همچواری متکی است. بسیاری از تحلیلگران بر این باورند که اقتصاد هند به سرعت در حال رشد است (تولید ناخالص داخلی هند حدود 2.6 تریلیون دلار است) تا 8 درصد در سال که مطمئنا آن را به جایگاه قدرت اقتصادی پنجم جهان نزدیک‌ می‌کند. طبق آمار آژانس فدرال آمار دولتی روسیه، در سال 2018، گردش کالا بین روسیه و هند به رکورد 11 میلیارد دلار رسید اما در سال 2019  این رقم تا 5.8 میلیارد دلار کاهش یافت. در این سال‌ها «ماشین آلات، تجهیزات و دستگاه ها» 16.8 درصد از کل تجارت دو کشور را تشکیل می‌داد.
برای شرایط فعلی، این حوزه از مطالعات و تجزیه و تحلیل به طور خاص مورد تأکید قرار گرفته و به نظر می‌رسد در آینده به ویژه در قالب تلاش‌ها برای تامین استراتژی حاکمیت حداکثری ممکن جالب توجه باشد. این موضوع به اشکال مختلفی توسط اغلب موضوعات روابط بین‌الملل در رابطه با شکل انتقال به نظم جهانی چندقطبی مورد آزمون قرار می‌گیرد.
دومین عامل مهم  برای علاقمندی مستمر جامعه کارشناسی، همان چیزی است که ایگور زِوِلِو، کارشناس امور سیاسی موسسه کنان به آن اشاره می‌کند. زولو جدول مقایسه‌ای بسیار شاخصی را در رابطه با شمار افراد مبتلا به پاندمی و فوت شدگان دو کشور ارائه کرده  که در آن روسیه در جایگاه سوم و هند در رتبه چهارم قرار دارد. او‌ می‌نویسد: «برای روسیه معمول شده که خود را نسبت به ابرقدرت‌ها بسنجد، در عین حال، همه‌گیری از بین رفتن مفاهیم «ابرقدرت» و «قدرت بزرگ» را تسریع کرده است».
وقایع اخیر حاکی از آن است که سومین بعد قابل توجه علاقمندی و توجه ما به استراتژی سیاست خارجی کنونی هند را‌ می‌توان تلاش‌های مداوم این کشور برای مدیریت (یا «انجماد» همانطور که در دهه 70 مرسوم بود) اختلاف نظرها در مسائل سرزمینی، به ویژه در روابط با چین به حساب آورد. دورنمای افزایش تنش بین‌المللی در اوراسیا نیز، بر منافع اساسی روسیه چه در برنامه‌های بلندمدت و چه سایر برنامه‌ها تأثیر‌ می‌گذارد.
وقایع روزهای اخیر، یعنی درگیری مرزی در مرز با چین در اراضی کوهستانی لاداخ (قلمرو ایالت‌های سابق جامو و کشمیر که برای بسیاری از اقوام هند از اهمیت و قداست خاصی برخوردار است) جایی‌که واحدهای نظامی دو طرف مسلح به توپخانه، تانک و سلاح متمرکز شده اند. به گفته شماری از ناظران اروپایی، این ظرفیت را دارد که به یک درگیری مسلحانه متعارف گسترده تبدیل شود (در زمان نگارش مقاله، به گفته مجله اکونومیست در پی حوادث 15 ژوئن، برای اولین بار طی 45 سال، 20 نفر از سمت هند کشته شدند) و یا حتی به دورنمای «قرن آسیایی» در حال  ظهور که اخیراً درباره آن بسیار نوشته شده است، پایان دهد. الكساندر رار، کارشناس علوم سیاسی آلمان كه از برلین ناظر وقایع است، اظهار داشت كه این احتمال در صورت پیشرفت نامساعد رویدادها بسیار محتمل است. دویچه وله هم تقریبا همین نظر را دارد. لازم به ذکر است که در فضای اطلاعاتی آلمان کتاب «آینده آسیایی ما» نوشته پاراگا هانا کارشناس امور سیاسی جوان آمریکایی هندی تبار بسیار محبوب شده و اخیراً توسط دانشمندان برجسته سیاسی این کشور مورد بحث و گفتگو قرار گرفته است.
تشدید اینچنینی حوادث در رابطه با موضوع سرزمینی را نمی‌توان غیر منتظره نامید. اگر دیدارهای رهبران هند از زمان نخست وزیری جواهر لعل نهرو (سال‌های 1947-1964)، که در آن زمان این مسئله به شکلی مورد توجه قرار گرفت، را مورد بررسی قرار دهیم، شدت و حدت بحث و جدل‌های مربوط به این موضوع در روابط دوجانبه به شرح زیر است: از زمان 10 نخست وزیر قبلی تا زمان نخست وزیر فعلی نارندرا مودی شش دیدار و در زمان نخست وزیری او ۹ دیدار (که ۵ دیدار آن در سطح نخست‌وزیری بوده است). احتمالاً از این منظر خوانندگان علاقمند خواهند بود بدانند که نخست وزیر فعلی هند کارشناس امور فرهنگی و سیاسی است که در سال 1982 مدرک کارشناسی ارشد هنر را از دانشگاه گجرات دریافت کرده است.
کوم کارپنتیه، کارشناس امور سیاسی فرانسوی و مشاور بانفوذ موسسه وابسته به دولت «بنیاد هند» و بنیانگذار مجله معروف  World affairs هند در مورد ارزیابی‌های تشدید کننده وقایع هشدار‌ می‌دهد. با این حال، او بر شرایط زیر تأکید‌ می‌کند؛ اولا، «نه هند و نه چین نمی‌خواهند و نمی‌توانند یک جنگ واقعی را تحمل کنند. نقاط داغ و درگیری بین پادگان‌های محلی وجود دارد، اما مقامات سیاسی خواهان تشدید  این وضعیت نیستند. با این حال، محاسبات غلط و غرور ملی‌ می‌تواند آتش را شعله‌ور کند که به از دست رفتن کنترل اوضاع منجر خواهد شد. طرف چینی ممکن است پیشنهاد کند که منافع هند را‌ می‌توان از طریق فشار تدریجی خنثی کرد، چراکه در چین لاداخ را بخشی از تبت که باید احیا شود‌ می‌دانند».  در عین حال، نویسنده این نکته را یادآور‌ می‌شود که «مطابق توافق‌های چین و هند، سربازان منطقه مورد مناقشه اسلحه حمل نمی‌کنند. وقایع اخیر را باید «نبرد با سنگ و چوب» دانست و نه یک اقدام جنگی».  
دکترموهام گروسوام یکی از منتقدان ثابت مواضع نخست وزیر مودی، یکی از تحلیلگران برجسته ارتش هند و روشنفکر تأثیرگذار هم معتقد است که با وجود رویکردهای مختلف به خط کنترل واقعی در این بخش از مرز دو طرفه و تخلفات بیشمار در گذشته، در تمام این سالها سازوکارهای هماهنگ برای تقویت اقدامات اعتمادساز، از جمله موارد نقض دوره ای آن تا چندین کیلومتر بیان شده است. اما به نظر وی اوضاع در سالهای اخیر به طرز چشمگیری تغییر کرده است. نویسنده نتیجه‌ می‌گیرد که «هم هند و هم چین در حال حاضر از نظر نظامی کشورهای نسبتاً شکوفا و قوی هستند. این ناسیونالیسم تهاجمی جدید موجب «قساوت قلب»‌ می‌ شود. به نظر‌ می‌رسد به طور خاص، برای تشدید سردرگمی ما، بسیاری از متفکران استراتژیک در هند اکنون بر روی این توهم کار‌ می‌کنند که دوستی اخیر ترامپ و مودی در صورت تشدید درگیری به همکاری فعال نظامی و دیپلماتیک تبدیل خواهد شد. آنها در مورد  چهار کشور ایالات متحده، ژاپن، استرالیا و هند برای دیدار چهره به چهره با چین صحبت‌ می‌کنند. این صرفا خودفریبی است. وقتی کار به فشار برسد، ما جدا خواهیم شد».
به نظر‌ می‌رسد در دیپلماسی روسیه و نهادهای بین المللی اوراسیا همچون سازمان همکاری شانگهای که روسیه در شروع و توسعه چنین فرمت هایی نقش فعالی در اجرای مفهوم روسیه - هند و چین داشته است، پتانسیل خاصی برای همکاری در تبیین وقایع جاری در روابط هند و چین وجود دارد. به همان اندازه هم در جامعه کارشناسی همه کشورهای ذینفع.

ولادیمیر کولیکف-  مدیر موسسه بین المللی تحقیقات اجتماعی اقتصادی (اتریش) کارشناس شورای امور بین المللی روسیه
کد مطلب: 3938