سیاست خارجی
سیاست های امنیتی و نظامی
جامعه و سیاست
اقتصاد و انرژی
سازمان های منطقه ای
تاریخ
فرهنگ و هنر


نسخه قابل چاپ

نسخه وب

داخلی » مقاله » سیاست های امنیتی و نظامی

مقاله اختصاصی

انتخاب های مسکو در شرایط رویارویی آمریکا و ایران

عبدالرسول دیوسالار،، کارمند علمی ارشد انستیتوی مطالعات راهبردی خاورمیانه،پیوتر کورتونوف کارشناس ارشد شورای روسی روابط بین الملل

۲۶ خرداد ۱۳۹۸ ساعت ۱۷:۰۷

با نزدیک‌تر شدن تضادهای ایران و آمریکا به نقطه بحرانی، مسئله موضع روسيه در درگیری آینده اهمیت بیشتری کسب می‌کند. راهبرد مسکو در خاورمیانه بر حفظ توازن قوا بین قدرت‌های منطقه‌ای اتکا دارد. اما شکست نظامی ایران می‌تواند این توازن را به نفع آمریکا و متحدان آن تغییر داده و امکان روسيه برای پیاده کردن سیاست خود را محدود کند. ضرورت حفظ موقعیت جاری می‌تواند مسکو را به ارایه کمک به تهران متمایل کند. و برغم عدم تمایل برای کشیده شدن به درگیری، مسکو از راه‌های مشخصی برای اعمال نفوذ بر جریان درگیری برخوردار می باشد . این اقدامات بر جریان درگیری اثر عاطفی نخواهد داشت ولی می‌توانند مانع محسوسی سر راه عملیات نظامی آمریکا در ایران باشند.

با نزدیک‌تر شدن تضادهای ایران و آمریکا به نقطه بحرانی، مسئله موضع روسيه در درگیری آینده اهمیت بیشتری کسب می‌کند. راهبرد مسکو در خاورمیانه بر حفظ توازن قوا بین قدرت‌های منطقه‌ای اتکا دارد. اما شکست نظامی ایران می‌تواند این توازن را به نفع آمریکا و متحدان آن تغییر داده و امکان روسيه برای پیاده کردن سیاست خود را محدود کند. ضرورت حفظ موقعیت جاری می‌تواند مسکو را به ارایه کمک به تهران متمایل کند. و برغم عدم تمایل برای کشیده شدن به درگیری، مسکو از راه‌های مشخصی  برای اعمال نفوذ بر جریان درگیری برخوردار می باشد . این اقدامات بر جریان درگیری اثر عاطفی نخواهد داشت ولی می‌توانند مانع محسوسی سر راه عملیات نظامی آمریکا در ایران باشند.

با نزدیک شدن تضاد بین ایران و آمریکا به نقطه بحرانی، سئوال مربوط به موضع روسيه در پرتو رویارویی آتی بین دو طرف، اهمیت فزاینده ای کسب می‌کند. استراتژی مسکو در منطقه بر اصل حفظ توازن قوا بین بازیکنان اتکا دارد، که به روسيه اجازه می‌دهد بین کشورهای رقیب نقش میانجی ایفا کند. اما شکست نظامی ایران تهدید تغییر توازن قوا به نفع آمریکا و متحدان آنها را در بر داشته، و امکان روسيه برای پیاده کردن سیاست خود در خاورمیانه را محدود می‌کند. تمایل به حفظ اوضاع جاری می‌تواند مسکو را به کمک محدود به ایران در صورت شدت یافتن درگیری وادار کند.

باور بر این است که منزوی شدن ایران می‌تواند از نقطه نظر اقتصادی برای روسيه مفید باشد - نفت و گاز ایران از بازار خارج و راه برای منابع روسيه باز مي‌شود. ولی عواقب سیاسی تغییر رژیم در تهران می‌تواند خیلی بزرگتر و مهمتر از فایده اقتصادی آن برای مسکو باشد. رویارویی واشنگتن و تهران و خطر تقویت نفوذ آمریکا در خاورمیانه در نتیجه آن، می‌تواند تمام نفوذ مسکو بر امور منطقه را بر باد دهد. مسکو به کرات از اقدام آمریکا انتقاد کرده و آنها را با هدف تحریک ایران توصیف کرده که به حل درگیری کمک نمی‌کند. علاوه بر این، میزان مشارکت مسکو در سیاست بين‌المللي و سیاست منطقه‌ای کمتر از دوران مداخله آمریکا در عراق یا دخالت ناتو در درگیری یوگسلاوی است. لذا با این حال نمی توان اتخاذ موضع فعال‌تر مسکو نسبت به درگیری، در صورت تشدید تشنج، را منتفی دانست.

بلندپروازیهای جهانی مسکو مشوق دیگری برای تلاش روسیه به منظور اتخاذ راه اعمال نفوذ بر درگیری ایران و ایالات متحده خواهد بود. یکی از مأموریت‌های اصلی پیش روی روسيه در بخش سیاست خارجی، تأیید بر موقعیت خود به عنوان ابرقدرت جهانی است که از لحظه فرو پاشیدن شوروی اغلب زیر سئوال رفته است. برای تأیید پرستیژ بين‌المللي، مسکو باید پیوسته توانایی خود برای اعمال نفوذ بر روابط بین‌المللی، بطور اخص در موقعیت نگران کننده‌ای چون بحران ایران، را تأیید کند. انفعال روسيه در این خصوص ناتوانی ناتوانی این کشور از تاثیر گذاشتن بر اوضاع منطقه را به نمایش گذاشته و به وجهه آن به عنوان کشور دارای ادعای موقعیت ابرقدرتی لطمه جدی وارد خواهد کرد. هر چند کرملین به وضوح فهماند که تهران نباید به حمایت فعال روسيه امیدوار باشد، اما در صورت درگیری نظامی واقعی موضع مسکو می‌تواند تغییر کند.

دخالت مستقیم روسيه در درگیری نظامی ایران و آمریکا فوق العاده غیر محتمل بنظر می‌رسد. ولی مسکو اهرم‌هایی برای اثر گذاشتن بر اوضاع، ضمن پرهیز از دخالت نظامی مستقیم در درگیری، را دارد. روابط نظامی مسکو و تهران از سال 2011 اجازه می‌دهد شکل کمک مسکو به ایران ترسیم شود. همکاری دو کشور از سال 2011 اساساً در سه زمینه  اصلی متمرکز شده است :

1- فروش اسلحه به ایران

2- مبادله اطلاعات استراتژیک مهم

3- هماهنگی در عملیات نظامی.

چنین پیش بینی می شود که در صورت تصمیم مسکو برای کمک به ایران، این  کمک به نحوی از انحاء در این سه بخش  قرار خواهد داشت.

افزایش حجم فروش سلاح به تهران به منظور تقویت قابلیت دفاعی کشور می‌تواند یکی از راه‌های احتمالی واکنش مسکو به تشدید درگیری باشد. روسيه طی سال‌های گذشته برای تغییر توازن قوا در خاورمیانه به چنین اقدامی متوسل شده است: پس از نابودی هواپیمای اطلاعاتی روسيه، آتشبارهای اس-300 برای تأمین امنیت نظامیان روس به سوریه فرستاده شد. در صورت آغاز درگیری بین نیروهای ایرانی و آمریکایی، روسيه حق خود برای تحویل سامانه‌های معاصر مانند "بوریسوگلبسک-2"، "کراسوخا-اس4" یا حتی سامانه ضدهوایی اس400 به ایران را حفظ می‌کند. ولی باید درک شود که تحویل مدرنترین تسلیحات نظامی غیرمحتمل است زیرا بهره‌برداری از تجهیزاتی مانند سامانه ضدهوایی اس400 به پرسنل روس نیاز دارد و اعزام آنها دارای ریسک‌های فوق العاده بزرگ برای مسکو خواهد بود.

استقرار محدود نظامیان روس در خاک ایران می‌تواند یکی از اهرم‌های احتمالی اعمال نفوذ بر درگیری باشد. مشابه این استقرار استراتژیک نیروها را روسیه در ونزوئلا بکار گرفت. روسيه بدین منظور بخشی از پرسنل نظامی خود را به ونزوئلا منتقل و هواپیمای "توپولف 160" را برای دفاع از منافع خود در کشور مستقر کرد. تهران نیز ، برغم عدم اعتماد به مسکو، می‌تواند با این نوع استقرار برای جلوگیری از جنگ  با ایالات متحده موافقت کند. طی عملیات سوریه، علیرغم شعار "نه شرقی نه غربی"، تهران اجازه داد از پایگاه‌های هوایی آن برای ضربه زدن به اهداف واقع در سوریه استفاده شود. به این ترتیب، ایران نشان داد برخلاف شعارهای بزرگ، در صورت تهدید منافع ملی آماده است موضع خود در مورد استقرار نیروهای بیگانه در خاک خود را ملایم تر کند. با این حال، نباید در مورد امکان استقرار نیروهای روس در خاک ایران برای دفاع از منافع روسيه اغراق کرد. استقرار استراتژیک پرسنل نظامی فقط به عنوان اقدامی پیشگیرانه و به منظور جلوگیری از تشدید درگیری، توجیه خواهد داشت و پس از آغاز در گیری نظامی تمام عیار شاید این اقدام امکان پذیر نباشد . با این حال از آنجایی که روسيه تاکنون چنین اقدامی نکرده، لذا اتخاذ این راهکار در درگیری آینده غیر محتمل بنظر می‌رسد.

 در نهایت روسيه می‌تواند قبل از آغاز درگیری و حتی در حین درگیری به ایران کمک اطلاعاتی نماید. روسيه سابقاً از این نوع راهکار استفاده کرده است. برای مثال، به گزارش پنتاگن، در مرحله اول عملیات آمریکا علیه عراق در سال 2003، روسيه اطلاعات استراتژیک مهمی در خصوص حرکات نیروهای آمریکایی در منطقه را به دولت صدام حسین داده بود . چند سال است مسکو راه مبادله اطلاعات با ایران را برقرار کرده و همچنین مرکز اطلاعاتی واحدی را برای هماهنگی اقدامات خود در مبارزه با سازمان‌های تروریستی و انجام عملیات مشترک در سوریه را ایجاد کرده است . البته نباید انتظار داشت که همکاری روسيه و ایران در صورت درگیری نظامی آن با آمریکا معیار برابر با معیار همکاری سابق را خواهد داشت. ولی، برغم این، نمی‌شود امکان واگذاری حجم محدود اطلاعات را منتفی دانست که این امر در تقویت قابلیت دفاعی کشور نقش مهم می تواند ایفا نماید .

روشن است که روسيه نمی‌خواهد وضعیت کنونی به درگیری نظامی ایران و آمریکا کشیده شود و هر کار ممکن را برای پرهیز از آن خواهد کرد. ولی این واقعیت به معنی نبود امکان اعمال نفوذ مسکو بر روند درگیری نیست. برعکس، مسکو به تغییر توازن قوا در خاورمیانه، و بطور اخص تغییر آن به نفع آمریکا، علاقه‌مند نبوده و همه مساعی را برای حفظ موقعیت جاری در منطقه بکار خواهد گرفت. برغم امکانات مالی و نظامی محدود، مسکو چند راه اعمال نفوذ و تاثیر گذاری بر جریان عملیات نظامی بین آمریکا و ایران برخوردار می باشد .  صحبت از امکان این اقدامات برای ایفای نقش کلیدی در تعیین سرنوشت جنگ اغراق آمیز خواهد بود، ولی این اقدامات می‌توانند مانع جدی برای عملیات نظامی آمریکا در ایران باشند.

 منبع:سایت شورای روابط بین‌الملل روسيه، 03/06/ 2019

https://russiancouncil.ru/analytics-and-comments/analytics/vozmozhnosti-moskvy-v-svete-voennogo-stolknoveniya-mezhdu-

ssha-i-iranom


بخش رسانه ای سفارت جمهوری اسلامی ایران در روسیه فدراتیو