سیاست خارجی
سیاست های امنیتی و نظامی
جامعه و سیاست
اقتصاد و انرژی
سازمان های منطقه ای
تاریخ
فرهنگ و هنر


نسخه قابل چاپ

نسخه وب

داخلی » مقاله » سیاست خارجی

ماریانا بلنکایا

پاس توپ؛ توافق پوتین و ترامپ در رابطه با سوریه

ترجمه اختصاصی ایراس

۱ مرداد ۱۳۹۷ ساعت ۲۰:۰۹

همانطور که همه انتظار داشتند، موضوع سوریه یکی از موضوعات محوری در مذاکرات ولادیمیر پوتین و دونالد ترامپ روسای جمهور روسیه و ایالات متحده در هلسینکی بود. هر دو رهبر با اظهار همدلی از طرح موضوعات ناراحت کننده برای یکدیگر اجتناب کرده و تا حد امکان از پرداختن به موضوعات حساس طفره رفتند.



همانطور که همه انتظار داشتند، موضوع سوریه یکی از موضوعات محوری در مذاکرات ولادیمیر پوتین و دونالد ترامپ روسای جمهور روسیه و ایالات متحده در هلسینکی بود. هر دو رهبر با اظهار همدلی از طرح موضوعات ناراحت کننده برای یکدیگر اجتناب کرده و تا حد امکان از  پرداختن به موضوعات حساس طفره رفتند.

 

واشنگتن و مسکو، اگر از بلندپروازی‌های طراحی شده، برای مخاطبان داخلی خود خلاص شوند، در عمل، اهداف مشترک زیادی در سوریه دارند. یکی از این اهداف اصلی، پایان سریع جنگ در این کشور و کاهش تهدیدات تروریستی است. اختلاف دو کشور یک مورد و آن هم ایران، یا به عبارت دقیق‌تر، توجه عمومی نسبت به نقش این کشور در خاورمیانه است.

 

حضور ایرانیان در سوریه و جاه‌طلبی‌های منطقه‌ای آنها ممکن است برای روسیه نیز همانند آمریکا و اسرائیل خوشایند نباشد. اما روسیه هرگز با صدای بلند به این امر اذعان نمی‌کند. افزون بر این، صرف نظر از همدلی‌ها و ناهمدلی‌ها، روسیه یقین دارد که باید با ایران مذاکره کرد؛ در غیر این صورت، مشکلات بیشتری نسبت به منافع وجود خواهد داشت. از همین رو، کمتر از یک هفته پیش از نشست هلسینکی، بنجامین نتانیاهو، نخست وزیر اسرائیل و علی اکبر ولائیتی مشاور رهبر ایران در امور بین‌الملل تقریبا به طور همزمان رهسپار مسکو شدند. هر کدام از آنها در صدد سوق دادن مسکو به سمت خود بود، اما مسکو به دنبال مصالحه‌ای بود که بواسطه آن هیچ یک از شرکای خود را از دست ندهد.

 

دور زدن ایران؟

در پایان نشست هلسینکی، بر خلاف دیدار نخست پوتین و ترامپ، که دقیقا یک سال پیش، در هامبورگ برگزار شد، هیچ سند و بیانیه‌ای به امضا نرسید. در دیدار سال گذشته‌ی آنها توافقنامه‌ای درباره منطقه عاری از تنش در جنوب غربی سوریه اعلام شده بود که کارشناسان روسی، آمریکایی و اردنی اعم از نظامیان و دیپلمات‌ها با مشارکت همکاران اسرائیلی چند ماه بر روی ان کار کرده بودند. این بار رسانه‌ها، بخصوص رسانه‌های امریکایی، امکان توافق جدید در مورد سوریه را پیش‌بینی می‌کردند که این امر به معنای موازنه نقش ایران در این کشور می باشد.

 

در آستانه این نشست، جان بولتون مشاور امنیت ملی رئیس جمهور امریکا اطمینان داد که دونالد ترامپ موضوع «خروج نیروهای ایرانی از سوریه» را مطرح خواهد کرد، البته حضور این نیروها به طور رسمی مطرح نمی‌شود و ایران تنها به حضور مستشاران نظامی خود در سوریه اذعان دارد. مقامات روسی ادعا می‌کردند که هیچ توافقی، خصوصا در رابطه با ایران وجود نخواهد داشت. دیمیتری پسکوف، دبیر مطبوعاتی رئیس جمهور روسیه در آستانه نشست هلسینکی در مصاحبه با آرتی پیش‌بینی کرد: «ما به خوبی از نگرش واشنگتن در قبال ایران آگاه هستیم. اما در عین حال، ایران شریک خوبی برای همکاری‌های تجاری و اقتصادی و همچنین گفت وگوهای سیاسی است. و به همین دلیل تبادل نظر در این باره دشوار خواهد بود.   

 

واقعا هم هیچ معامله‌ای در کار نبود. با این حال، به گفته خود پوتین، روسیه و ایالات متحده در مورد برخی از مسائل مربوط به سوریه موافقت کردند، «به ویژه در جنوب، در منطقه بلندی‌های جولان با توجه به منافع اسرائیل». ولادیمیر پوتین گفت: «ما در این باره، قبلا با شرکای ایرانی صحبت کردیم».

 

یعنی هیچ معامله‌ای صورت نگرفته، اما سازش و مصالحه چرا. البته سازشی که مناسب تهران باشد. این تصور اشتباهی است که روسیه به خاطر ایالات متحده یا اسرائیل، از ایران دور شده است. هرچند شبکه‌های اجتماعی عرب زبان اکنون در این باره بحث می‌کنند که مسکو، همانند واشنگتن، امنیت اسرائیل را در رأس امور قرار داده و منافع اعراب و ایران را در جایگاه دوم قرار می‌دهد.

 

ماهیت سازش بسیار ساده است. روسیه نمی‌تواند ایران را مجبور به ترک سوریه کند. تهران، مانند هر بازیگر شرقی، به زبان تهدید واکنش بسیار بدی نشان می‌دهد. مسکو به لحاظ ذهنیت با همسایگان شرقی خود بسیار متفاوت است و این را  به خوبی درک می‌کند. در اینجا هنر چانه‌زنی بجا و ‌مناسب است. ایران، همانند روسیه، علاقمند است تمام اراضی سوریه هرچه سریعتر تحت کنترل دولت –دمشق- قرار گیرد. در حال حاضر ارتش سوریه در جنوب، در منطقه عاری از تنشی که یک سال پیش در هامبورگ اعلام شد، مشغول انجام عملیات است. با این حال، واشنگتن، برخلاف وضعیت مشابه بهار در غوطه شرقی، اعتراض نمی‌کند. علاوه بر این، به مخالفان مسلح فهمانده است که باید از اینجا دست بشویند.

 

در آستانه برگزاری این نشست در هلسینکی، تقریبا کل اراضی استان درعا، جایی که هفت سال پیش «بهار سوریه» از آنجا آغاز شد، به تصرف ارتش سوریه در آمد. اما مانع پایگاه نظامی امریکایی«التنف» در جنوب شرقی سوریه به جا مانده است، در جنوب غربی نیروهای طرفدار دولت به بلندی‌های جولان که در سال 1967 توسط اسرائیل اشغال شده نزدیک شده‌اند. اسراییلی‌ها تهدید کردند که هر گلوله تصادفی و همینطور حضور نیروهای طرفدار ایرانی در این منطقه که عمدتا از حزب الله لبنان هستند، بهانه‌ای برای حمله به مواضع سوریه خواهد بود. روسیه به حوادث و ماجراهای اسرائیل و سوریه نیازی ندارد. علاوه بر این، نیروی هوایی روسیه به طور فعال در عملیات ارتش سوریه شرکت می‌کند. بنابراین، لازم بود از قبل توافقی صورت گیرد.

 

در آغاز عملیات در استان درعا که اواسط ژوئن صورت گرفت، مشخص شد نیروهای طرفدار ایرانی به طور رسمی در آن حضور نداشتند و این توافق به لطف ارتش روسیه به دست آمد. روسیه و اسرائیل چندین ماه به طور جدی در مورد خروج نیروهای طرفدار ایرانی در فاصله 60-80 کیلومتری از مرز اسرائیل بحث و گفتگو کردند. اما اسرائیلی‌ها همواره و بیشتر خواهان خروج کامل ایرانیان از سوریه بودند. این گفتگو منتشر نشد. آنها باید به همین قانع باشند که مسکو چشمانش را به روی اکثر حملات اسرائیل در خاک سوریه بسته و به دنبال مصالحه در مرز است.

 

خود ایرانی‌ها بر این تأکید می‌کنند که از سوریه خارج نخواهند شد و اظهارنظری هم در مورد خروج نیروهای وفادار به تهران که در جنوب سوریه مستقرند نمی‌کنند. با این حال، وقتی امید به تقویت مواضع رئیس جمهور بشار اسد در سوریه، که ایرانی‌ها روی وی نفوذ کاملی دارند، به مراتب بیشتر است، چرا کمی کوتاه نیایند و  عدم شرکت در عملیات جنوب را نپذیرند. اما در جنوب، ارتش سوریه، با حمایت ارتش روسیه، به خوبی و بدون دخالت ایران مشغول است. بنابراین، برخلاف موضوع کلی‌تر حضور ایرانیان در سوریه، موضوع خروج آنها از مرز اسرائیل حل شده است، دست کم برای این لحظه. 

 

برآورده‌کردن باقی مطالبات اسرائیلی‌ها، ساده‌تر هم بود: از جمله اینکه سربازان سوریه نباید به منطقه غیرنظامی بین دو کشور وارد شوند، و ساختار و شمار نیروهای سوری نباید مفاد توافق 1974 درباره حد فاصل سوریه و اسرائیل را نقض نمایند. بخصوص در این باره، هیچ بحثی نیست. مسکو هرگز با این مطالبه مخالفت نکرده است. از این رو، در هلسینکی برای خوشحالی بنیامین نتانیاهو، که تاکنون در سال جاری سه بار به روسیه سفر کرده، ولادیمیر پوتین و دونالد ترامپ با رضایت زیاد، موافقت خود در رابطه با امنیت اسرائیل را نشان دادند. با این حال، در مسکو و تهران هم می‌توانند از این بابت شادمان باشند که بشار اسد تسلط بر جنوب سوریه را بازیافته و همگی هم با این موضوع موافقند.

 

شرایط مسکو

همچنین در هلسینکی، پوتین نشان داد اگرچه روسیه در رابطه با مسائل امنیتی اسرائیل با ایالات متحده موافق است، اما حق تعیین شرایط برای مسکو محفوظ می‌ماند. ولادیمیر پوتین گفت: «.... پس از شکست نهایی تروریست‌ها در جنوب غربی سوریه، در منطقه‌ی به اصطلاح جنوبی، وضعیت بلندی‌های جولان به طور کامل باید با توافق 1974 انطباق یابد.» این هم اولتیماتوم خاصی است – مبنی بر اینکه، در ابتدا شما برای ما مزاحمتی ایجاد نکنید، آن وقت ما به شما کمک خواهیم کرد.

 

روسیه بارها ادعای رابطه دوستانه میان آمریکا و گاهی اوقات اسرائیل با معارضان مسلح سوری مرتبط با گروه  «جبهه النصره» (که در روسیه ممنوع شده) را مطرح کرده است. چند هفته پیش از نشست هم، سرگئی لاوروف، وزیر خارجه روسیه گفت، تا وقتی که هنوز توافق سال گذشته روسیه و آمریکا برای منطقه عاری از تنش تا آخر اجرایی نشده، توافق جدیدی بین روسیه و ایالات متحده در رابطه با جنوب سوریه امکانپذیر نیست. یعنی دیگر مناطق عاری از تنش در آنجا وجود ندارد، اما تعهدات و مسئولیت‌ها نسبت به این منطقه در حال اجراست. ماهیت این توافق‌ها، طبق سخنان لاوروف، این است که در منطقه جنوب نباید نیروهای غیرسوری باقی بمانند (نه تنها نیروهای طرفدار ایران، بلکه همچنین پایگاه‌های آمریکایی)، ارتش سوریه مرز با اسرائیل را کنترل خواهد کرد، و هیچگونه اغماضی نسبت به نیروهای جبهه‌النصره و داعش هم صورت نمی‌گیرد. مسکو مدعی است که به تعهدات خود عمل کرده و از ایالات متحده و تا حدی هم از اسرائیل انتظار دارد به تعهدات خود عمل نمایند.

 

یکی دیگر از اظهارات پوتین در هلسینکی اشاره وی به قطعنامه 338 شورای امنیت سازمان ملل در اکتبر 1973 است. محور این قطعنامه نه تنها آتش‌بس میان اسرائیل و سوریه در روند جنگ بعدی (که فعلا موضوعیتی ندارد)، بلکه دعوت اسرائیلی‌ها به رعایت قطعنامه 242 سال 1967 است که در آن از ضرورت بازگرداندن سرزمین‌های اشغالی توسط اسرائیل صحبت شده است. آیا رئیس جمهور روسیه نمی‌تواند به قطعنامه‌های سازمان ملل متحد اشاره کند؟ اما از آنجا که اسرائیلی‌ها خواستار انطباق خطوط مشخص شده در سال 1974 هستند، روسیه هم یادآور می‌شود که بلندی‌های جولان توسط اسرائیل اشغال شده است. چنین رویکردی به نفع سوری‌ها و ایرانی‌هاست.  

 

بازی با روند حل و فصل سیاسی

اگر نشست هلسینکی نهایتا نقطه «i» را برای عملیات ویژه نظامی در جنوب سوریه مقرر کند، باز هم آینده روند مصالحه سیاسی در آن کشور کمافی‌السابق نامشخص است. نخست آنکه، موضوعات مربوط به «وضعیت موجود روی زمین» همچنان پابرجاست از جمله، حضور نیروهای آمریکایی در ساحل شرقی رود فرات و آینده کردهای سوریه، همچنین اوضاع در شمال سوریه، جایی که در ادلب با حمایت ترکیه نیروهای تندروی اخراج شده از سایر مناطق ذخیره شده‌اند. دوم آنکه، مصالحه سیاسی نه در ژنو با میانجیگری سازمان ملل متحد، و نه در فرمت آستانه تحت نظارت روسیه، ترکیه و ایران، در یک راستا پیش نمی‌رود.

 

در هلسینکی هم پوتین و هم ترامپ در سخنان خود جملات بسیار زیبایی گفتند، از جمله اینکه که همکاری کشورها می‌تواند جان انسان‌ها را نجات دهد و اینکه کمک به آوارگان سوری برای یازگرداندن آنها به خانه‌های خود امری لازم و ضروری است و بدین منظور علاوه بر تشدید همکاری‌های بشردوستانه باید شرایط زندگی صلح‌آمیزی را هم در سوریه مهیا کرد. با این حال، آنها از چگونگی آن حرفی نمی‌زنند. در واقع، هر دو رئيس جمهور از هرگونه اظهار نظر مشخص در مورد آينده سوريه طفره رفتند.

 

پوتین فقط این نکته را به دونالد ترامپ فهماند که مسکو در حل و فصل سوریه از شرکای خود - تهران و آنکارا - دست برنمی دارد (این تنها موردی بود که او در رابطه با سوریه از ایران یاد کرد)، در عین حال یاد آور شد که  برای هماهنگی با گروه کوچک فعال در سوریه شامل فرانسه، بریتانیا، عربستان سعودی و اردن هم آمادگی دارد.

 

با این حال، پس از کنفرانس مطبوعاتی، در مصاحبه با کانال یک، ولادیمیر پوتین به طور ناگهانی، از توضیح مفصل‌تر، به خصوص در مورد مصالحه سیاسی اوضاع سوریه دست کشید. به گفته پوتین، روسیه رئیس جمهور بشار اسد را متقاعد کرده تا آن بخش از کمیته قانون اساسی که به وی مربوط می‌شود را تشکیل دهد. توافق در مورد ساختار این کمیته به نظر می‌رسد که در کنگره گفتگوی ملی سوریه که به ابتکار روسیه در ژانویه برگزار شد، به دست آمده است. این کمیته باید قانون اساسی جدید سوریه یا اصلاحیه آن را آماده نماید، اما اکنون شش ماه است که به دلیل اختلافات طرفین نمی‌تواند شروع به کار کند. حتی ترکیب کاندیداهای کمیته معین نشده است. در این میان، دمشق تا مدت‌ها حتی نمی‌خواست چیزی در این مورد بشنود که کمیته قانون اساسی خارج از سوریه تشکیل جلسه داده است. اما در نهایت، تحت فشار مسکو، آنها لیستی از نامزدهای خود را آماده کردند. پوتین اظهار داشت: «رئیس جمهور اسد این لیست را تهیه کرده، اما مخالفان هنوز این کار را انجام نداده‌اند». پوتین، یک بار دیگر با استفاده اصطلاخات فوتبالی، تاکید کرد که «اکنون توپ در زمین معارضان سوری و حامیان آنهاست»

 

اما اینطور هم نیست. در ماه جولای، مخالفان – چه آنهایی که در سوچی بودند و  چه کسانی که از حضور در سوچی امتناع کردند (کمیته مذاکره سوریه)- فهرست خود را به استفان دمیستورا فرستاده ویژه دبیرکل سازمان ملل متحد در امور سوریه تحویل دادند. به گفته یحیی العریدی سخنگوی کمیته مذاکره سوریه در مصاحبه‌ای با کارنگی، سخنان پوتین دیگر بار بیانگر تمایل روسیه به بدنام کردن مخالفان است و همین امر نشان‌دهنده این است که مسکو میانجی صادقی نیست. باور این که در مورد لیست‌های فرستاده شده به رئيس جمهور گزارش نداده باشند، دشوار است. در این صورت، معنای اظهارات او چیست؟

 

پوتین پس از کنفرانس مطبوعاتی با ترامپ، در مصاحبه‌ای با یک رسانه روسی که بر خلاف رسانه‌های غربی به چنین جزئیاتی علاقه‌ای ندارند، سوالی را در مورد لیست معارضان سوری مطرح کرد. این کار، برای او فرصت دیگری بود که به شرکایی که تعهدات خود را انجام نمی‌دهند زخم زبان بزند و بیان کند که در روسیه نسبت به آنها که نه تنها به معارضان سوری فشار نمی‌آوردند، بلکه با آنها دمسازتر هم می‌شوند، چه نگاهی وجود دارد. بنابراين، در نگاه روس‌ها، پوتين مسئوليت هماهنگی حل و فصل صلح‌آميز را به ايالات متحده و متحدانش محول کرده است.

 

ترامپ در مقابل خبرنگاران پیروزی بر داعش را خدمات امریکا معرفی کرد و اظهار داشت روسیه تنها در این راستا به امریکا کمک کرده است، با این حال، پوتین نسبت به این سخنان همتای خود بی‌توجه بود. هرچند وی معمولا درباره نقش روسیه در پیروزی بر این گروه، با حرارت صحبت می‌کند. در واقع، تعلق و انتساب این پیروزی برای پوتین رنگ باخته است و این موضوع دیگر برای مخاطب روسی جذابیتی ندارد، در چنین شرایطی چرا پوتین حداقل برای قانع‌کننده بودن سخنان ترامپ در مقابل کسانی که وی را برگزیده‌اند، چنین شانسی را به همتای خود ندهد. موضوع بعدی حل و فصل سیاسی اوضاع سوریه است که با این خطر مواجه است که بیشتر از یک درگیری نظامی به طول بیانجامد. روس‌ها هم باید بدانند با وجود تمام تلاش‌های مسکو، چه کسی در این باره مقصر است. بی‌دلیل نیست که در پایان کنفرانس مطبوعاتی نسبت به تقاضای از پیش توافق شده‌ی خبرنگار کانال تلویزیونی آر تی برای تفسیر سخنان مایک پمپئو وزیر امور خارجه آمریکا که پیش‌تر (در حساب توئیتری خود) در را بطه با همکاری متقابل دو کشور در سوریه (نوشته بود) توپ در زمین روسیه است، ولادیمیر پوتین هم توپ فوتبال جام جهانی را که از قبل آماده شده بود به دونالد ترامپ پاس داد. این یعنی، روسیه فعلا در سوریه به پیروزی دست یافته است، اما اینک قصد دارد مسئولیت شکست آن را تقسیم کند.

 

 

 

نویسنده: ماریانا بلنکایا، کارشناس علوم سیاسی و مفسر روزنامه کومرسانت

 

منبع: مرکز کارنگی مسکو

 

مترجم: رقیه کرامتی نیا، دانش آموخته مطالعات روسیه، دانشکده مطالعات جهان دانشگاه تهران

 

 

 

 «آنچه در این متن آمده به معنی تأیید محتوای تحلیل نویسنده از سوی ایراس نیست»