روسلان مامِدُف

دورنمای همکاری روسیه و چین در خاورمیانه

ترجمه اختصاصی ایراس
تاریخ انتشار : سه شنبه ۱۶ مرداد ۱۳۹۷ ساعت ۰۷:۴۵
Share/Save/Bookmark
 
خاورمیانه منطقه‌ای است که به طور سنتی نفوذ نیروهای خارجی را تجربه کرده است. تمایل ایالات متحده برای مشارکت حداقلی در امور خاورمیانه که ظهور و بروز آن، خروج نیروهای نظامی این کشور از عراق در سال 2011 در دوره دولت رئیس جمهور باراک اوباما بود، با دخالت قابل توجهِ روسیه و چین در روندهای جاری در منطقه مصادف شد.
 

خاورمیانه منطقه‌ای است که به طور سنتی نفوذ نیروهای خارجی را تجربه کرده است. تمایل ایالات متحده برای مشارکت حداقلی در امور خاورمیانه که ظهور و بروز آن، خروج نیروهای نظامی این کشور از عراق در سال 2011 در دوره دولت رئیس جمهور باراک اوباما بود، با دخالت قابل توجهِ روسیه و چین در روندهای جاری در منطقه مصادف شد.
 
بحران رو به رشد دولتمداری در خاورمیانه، تهدید تروریسم و ​​وضعیت عمومی سیاست جهانی، مسکو را که از تجربه سرشاری در تعامل با کشورهای منطقه برخوردار است، برای مشارکت در امور منطقه‌ای تحریک می‌کنند. دخالت پکن هم چندان با تهدیدهای احتمالی برای چین در ارتباط نیست، بلکه با فرایندهای توسعه داخلی، مکمل‌بودن متقابل شرایط اقتصادی با کشورهای منطقه و اجرای استراتژی مسئولیت‌پذیری یک قدرت بزرگ، مرتبط است.
 
بحران‌های خاورمیانه: تحول در رویکردهای روسیه و چین
فرایندهای مربوط به دگرگونی در جهان عرب باعث شد روسیه و چین به درک ضرورت رویکردهای جدید نسبت به سیاست خارجی در خاورمیانه دست یابند.
 
روسیه و چین به طور سنتی مخالف دخالت بازیگران خارجی در امور کشورهای منطقه و نقض قوانین بین‌المللی هستند. مسکو تا مدتها یعنی از دهه 1990 که بر روی روابط با غرب متمرکز شده بود، خاورمیانه را به عنوان یک منطقه‌ی حائز اولویت  برای حضور خود در نظر نمی‌گرفت.
 
در سیاست خارجی چین هم قبل از روی کار آمدن شی جین پینگ، اصل (در سایه ماندن و پنهان کردن قابلیت‌ها) حاکم بود، که بیانگر تمایل پکن به عدم دخالت مستقیم برای حل مناقشات پیچیده و طولانی در خاورمیانه است. در عین حال، روسیه و چین از اظهارات پرطمطراق در مورد حقوق بشر به عنوان ابزاری در سیاست خارجی خود استفاده نمی‌کنند تا بتوانند شرکای خاورمیانه را به سمت خود جلب نمایند.
 
عدم مداخله‌ی مسکو و پکن در امور منطقه خاورمیانه به تضییع جدی منافع روسیه و چین و از دست دادن امکان سرمایه‌گذاری در این منطقه انجامید. به عنوان مثال، روسیه و چین در جلسه شورای امنیت سازمان ملل متحد به قطعنامه شماره 1973 که دخالت خارجی در لیبی را مجاز می‌کرد، رای ممتنع دادند که به دنبال آن، معمر قذافی، رهبر لیبی در نتیجه دخالت نظامی مستقیم کشورهای غربی سرنگون شد. با توجه به نتایج حاصل از چنین رویکردهایی، و همچنین تأثیر مخرب اقدامات کشورهای غربی در افغانستان و عراق، روسیه و چین در مورد سوریه تصمیم دیگری اتخاذ کردند.
 
اگر در سوریه حضور نظامی روسیه همانند حضور ایالات متحده فعال بود، چین موضع انعطاف‌پذیرتری را در پیش می‌گرفت و فضا را برای مانوردادن باز می‌گذاشت. با این حال، نگرش کلی پکن نسبت به درگیری‌ها و مناقشات منطقه از همان ابتدای بحران سوریه ابراز شده بود؛ زمانی که در اکتبر 2011 چین همراه با روسیه قطعنامه شورای امنیت سازمان ملل متحد درباره اعمال تحریم علیه دولت بشار اسد را وتو کرد، پس از آن هم مسکو و پکن تعدادی از پیشنهادهای کشورهای ثالث را برای حل و فصل اختلافات رد کردند.
 
این اقدامات چین، بیانگر تکامل رویکرد خود پکن به مشکلات موجود در خاورمیانه است. چین از مزایای استراتژیک قابل توجهی در منطقه برخوردار است و با توجه به توانایی پکن در تخصیص وام و اعتبارات مالی و گسترش تعامل اقتصادی، شریک حائز اولویتی برای کشورهای منطقه به شمار می‌آید. برای پکن، ضرورت حفظ و پیشبرد منافع خود، مستلزم پیاده‌سازی و تحقق پتانسیل و ظرفیت‌های سیاسی است که با قدرت اقتصادی و دیپلماتیک فراهم می‌شود. افزون بر این، خاورمیانه جزء مهمی از  طرح ابتکاری چین، موسوم به یک کمربند یک راه (جاده ابریشم) به شمار می‌آید.
 
روابط روسیه و چین با کشورهای خاورمیانه
در سال 2016، روسیه مفهوم به روزشده‌ی سیاست خارجی خود را منتشر کرد که در آن از خاورمیانه چندین بار و عمدتا در زمینه تأمین امنیت و مبارزه با تروریسم بین‌المللی سخن به میان آمده است.   
 
چنین رویکردی عمدتا به دلیل تهدیدهای ناشی از منطقه برای روسیه، و به ویژه با توجه به گسترش سازمان‌های تروریستی جبهه‌النصره (القاعده) و داعش در سوریه و عراق، است. این گروه‌ها امنیت چین را هم تهدید می‌کردند؛ چراکه این گروه‌ها، نیروهای خود را، هم از روسیه و هم از چین (به خصوص از ساختارهای تروریستی موجود از قبیل امارت قفقاز و جنبش اسلامی ترکستان شرقی) استخدام و جذب می‌کردند.  
 
اما هنوز هم موضوع بازگشت احتمالی تروریست‌های خارجی مطرح است. به منظور مقابله با این تهدیدها، هر دو کشور، برای مبارزه با داعش و سایر ساختارهای تروریستی همچنان به همکاری نزدیک با سرویس‌های اطلاعاتی و ارتش سوریه ادامه می‌دهند. بنابراین، در همین رابطه، طبق گزارش رسمی رسانه ها، مستشاران نظامی چین،  کار با سلاح‌های چینی را به نیروهای دولتی سوریه آموختند، نظامیان و سیاستمداران دو کشور هم به برگزاری جلسات و رایزنی‌ها ادامه می‌دادند. روسیه هم در پی درخواست دولت رسمی سوریه در تاریخ 30 سپتامبر 2015  عملیات نظامی خود را در سوریه آغاز کرد که تا حد زیادی توازن قوا را هم در این کشور و هم در کل خاورمیانه تغییر داد.
 
روسیه هم با فراهم‌آوردن حضور نظامی خود در سوریه از سال 2015 و با ارائه یک سیاست چندبرداری، بر فرصت‌های اقتصادی خود در منطقه افزوده است. شرکت‌های طراز اول روسیه در حال برنامه‌ریزی برای گسترش همکاری متقابل با کشورهای خاورمیانه در زمینه انرژی، فنی- نظامی، کشاورزی و سایر زمینه‌ها هستند. اولین نیروگاه هسته‌ای در خاورمیانه با کمک متخصصان روسی در بوشهر ساخته شد. همچنین، مسکو و تهران قراردادهایی را برای ساخت بلوک‌های جدید نیروگاه هسته‌ای امضا کرده‌اند. قراردادهایی هم برای احداث نیروگاه‌های هسته‌ای در ترکیه و مصر منعقد شده که در مرحله اجرا قرار دارند، در همین رابطه توافقاتی نیز با  اردن به دست آمده و مذاکراتی هم با عربستان سعودی و دیگر کشورها صورت گرفته است. سلاح‌های روسی از تسلیحات خودکار تا سامانه دفاع ضد موشکی (از قبیل سامانه‌های دفاع ضدهوایی اس-300 و اس-400) در منطقه مورد تقاضا هستند و هم به بزرگترین بازیگران منطقه‌ای و هم آن دسته از شرکای روسیه که از نفوذ کمتری برخوردارند، عرضه می‌شوند. از اواخر سال 2015 نیز مشارکت مسکو به خصوص در استخراج میادین بزرگ منابع هیدروکربنی و احداث زیرساخت‌های مرتبط در مصر، ترکیه، سوریه، عراق و ایران مشهود بود. علاوه بر این، روسیه و کشورهای اوپک در زمینه تثبیت قیمت نفت همکاری می‌کنند.
 
چین با دورزدن امریکا، موقعیت سرمایه‌گذار اصلی در خاورمیانه را به دست آورده است. در حال حاضر کشورهای خاورمیانه همچنان موافقتنامه‌هایی را برای همکاری با چین در رابطه با اجرای پروژه یک کمربند و یک راه به امضا می‌رسانند.
 
سایر کشورهای منطقه نیز راهبردهای خود را برای توسعه این پروژه تسریع می‌کنند. کارشناسان چینی از متوازن‌ و متنوع‌شدن ساختار روابط دیپلماتیک چین با کشورهای خاورمیانه یاد می‌کنند. نقش چین در اقتصاد منطقه عمدتا به دلیل سازگاری ساختارهای اقتصاد به طور چشمگیری افزایش یافته است: به این صورت که کشورهای خاورمیانه منابع هیدروکربنی را به چین عرضه می‌کنند، پکن هم محصولات و کالاهای مختلف چینی را به منطقه می‌فرستد.
 
در آستانه سفر شی جین پینگ به عربستان سعودی، مصر و ایران در ژانویه 2016، چین برای اولین بار یک سند برنامه‌ریزی‌شده برای همکاری با کشورهای عربی منتشر کرد. دیدارهای نماینده چین و تشدید روابط خارجی با کشورهای خاورمیانه به اندازه کافی در رسانه‌های رسمی کشور پوشش گسترده‌ای داشت.  این امر می‌تواند گواه آن باشد که پکن تجربه کافی را به دست آورده و سمت و سوی سیاست خود را در منطقه تعیین کرده است. افزون بر این، در اوایل سال 2016 در مورد اولین پایگاه نظامی خارجی چین در شاخ آفریقا -در جیبوتی- هم اطلاع حاصل شد. حضور نظامی چین در آفریقا برای مدت زمانی طولانی با توجه به ضرورت دفاع از کسب و کار و تجارت چین برنامه‌ریزی شده بود، با این حال، موقعیت جیبوتی همچنین امکان تثبیت اوضاع را در امتداد  مسیرهای تدارکاتی مهم فراهم می‌آورد: محصولات و منابع هیدروکربنی کشورهای حوزه خلیج فارس از کانال سوئز و از طریق خلیج عدن عبور می‌کنند. بر اساس برخی برآوردها به این ترتیب، چین علاوه بر اینکه تمایل خود را برای افزایش حضور در آفریقا نشان داده، نسبت به افزایش حضور در خاورمیانه هم ابراز تمایل کرده است.
 
روسیه و چین در قالب‌های مختلف چندجانبه‌ی همکاری با کشورهای خاورمیانه شرکت می‌کنند. به طور خاص، روسیه در چارچوب انجمن همکاری عربی -روسی و در قالب تعامل استراتژیک با شورای کشورهای عربی خلیج فارس روابط خود با منطقه را گسترش می‌دهد.     
 
چین با استفاده از فرمت‌های سنتی همکاری خود همچون انجمن همکاری عربی- چینی، با کشورهای منطقه در حال همکاری متقابل است. سمت و سوی خوش‌آتیه‌ی توسعه تماس‌های مسکو و پکن با کشورهای منطقه می‌تواند عرصه‌های بریکس و سازمان همکاری شانگهای باشد، که به تحقق طرح‌های اقتصادی مشترک و تأمین امنیت منطقه کمک خواهد کرد.
 
همکاری روسیه و چین در خاورمیانه نباید در تقابل با اقدامات آمریکا باشد. درصورت تعامل این سه بازیگر منتفذ خارجی با کشورهای منطقه، بسیاری از مسائل می‌تواند حل وفصل شوند. در این زمینه، به نظر می‌رسد بررسی موضوع ایجاد یک معماری امنیتی در منطقه معقول باشد.
 
مسکو، پکن و واشنگتن می‌توانند سیگنال مشترکی را برای تشکیل یک سیستم امنیتی در منطقه خلیج فارس به صورت شورای همکاری کشورهای عربی خلیج فارس + دو (عراق و ایران) ارسال کنند. علاوه بر این، روسیه به طور سنتی ارتباطات تجاری خود با عربستان سعودی و ایران را حفظ می‌کند، حال آن که چین شریک تجاری اصلی این کشورها به شمار می‌آید.
 
اقدام برای کاهش تنش ریاض- تهران و تقویت اعتماد بین آنها، همزمان به تضعیف رقابت در سایر نقاط منطقه خواهد انجامید. این امر اجازه می‌دهد همکاری‌های متقابل هر دو طرف به یک مسیر سازنده هدایت شود. 
 
با گذشت زمان، به نظر می‌رسد بررسی امکان ایجاد یک سازمان امنیتی چندجانبه منطقه‌ای در خاورمیانه به صورت جمعی و با حضور روسیه، چین، ایالات متحده و همچنین اتحادیه اروپا به عنوان ناظر، به صلاح باشد.
 
حل و فصل اوضاع سوریه و بازسازی پساجنگ این کشور مستلزم سرمایه‌گذاری وسیعی است. در صورت عدم اجرای سناریوی انتقال سیاسی که متناسب با منافع تمامی طرف‌های درگیر در سوریه باشد، و اجرای سناریوی فشار و سرکوبی مخالفان توسط نیروهای رئیس جمهور بشار اسد، بعید است نهادهای بین‌المللی در دوره پساجنگ از این کشور حمایت کرده و یا در آن سرمایه‌گذاری کنند. به عقیده کارشناسان روسی، با توجه به همکاری قابل مشاهده در محور چین - ایران - روسیه، طرفین می‌توانند حوزه‌های مسئولیت خود را هم در رابطه با موضوع بازسازی سوریه و هم به طور کلی در رابطه با خاورمیانه تعیین نمایند. فعلا چین برای شرکت در بازسازی سوریه که ولادیمیر پوتین پیش‌تر اهمیت آن را اعلام کرده بود، ابراز تمایل کرده است. شرکت‌های روسی نیز  بر حضور خود در این کشور می‌افزایند.
 
یکی از عناصر روند استراتژیک همکاری روسیه و چین می‌تواند اتصال طرح  ابتکاری چین تحت عنوان یک کمربند یک راه با کریدور ترانزیتی بین‌المللی «شمال-جنوب» - که در مسیر روسیه-آذربایجان-ایران و به منظور دسترسی به هند شکل گرفته، باشد.   
 
دسترسی بری به خاورمیانه با استفاده از اراضی و زیرساخت‌های ایران و عراق ممکن است مجددا مورد مطالبه برخی کشورها قرار گیرد؛ این مطالبه می‌تواند هم از سوی روسیه و چین به منظور تشدید نفوذ در منطقه مشرق عربی، که شامل لبنان، سوریه، اردن و عراق است، باشد و هم از جانب کشورهای منطقه؛ چرا که متنوع‌شدن روابط بین‌المللی عموما، امکان تثبیت حیات اجتماعی – اقتصادی و سیاسی را برای آنها فراهم می‌آورد. روسیه از تجربه بزرگ تاریخی در منطقه برخوردار است و منابع قابل توجهی را برای توسعه تماس‌های دیپلماتیک و تأمین امنیت در خاورمیانه گسیل داشته است. چین هم، به نوبه خود، با تمرکز بر توسعه روابط اقتصادی با کشورهای منطقه، به شریک تجاری کلیدی آنها تبدیل شده است.
 
افزون بر این، کریدور اقتصادی  چین – پاکستان، بزرگترین کریدور اقتصادی در منطقه  خاورمیانه است که به لحاظ راهبردی نیز حائز اهمیت است. با این حال، واشنگتن که از حضور نظامی قاطع و تعیین‌کننده‌ای در منطقه برخوردار است، هنوز هم بزرگترین بازیگر خارجی این منطقه به شمار می‌آید. هماهنگی اقدامات بین روسیه و چین می‌توانست تأثیر مثبتی بر ثبات منطقه داشته باشد، در شرایطی که در صورت تأمین امنیت، پروژه‌های مشترک مسکو، پکن و کشور‌های خاورمیانه به طور همزمان طراحی می‌شدند.
 
 
 
نویسنده: روسلان مامِدُف، مسئول هماهنگی برنامه‌های شورای امور بین‌الملل روسیه (ریاک)
 
منبع: شورای امور بین‌الملل روسیه (ریاک)
 
مترجم: رقیه کرامتی نیا، دانش آموخته مطالعات روسیه، دانشکده مطالعات جهان دانشگاه تهران
 

 
«آنچه در این متن آمده به معنی تأیید محتوای تحلیل نویسنده از سوی ایراس نیست»



 
کد مطلب: 3687