سیاست خارجی
سیاست های امنیتی و نظامی
جامعه و سیاست
اقتصاد و انرژی
سازمان های منطقه ای
تاریخ
فرهنگ و هنر


نسخه قابل چاپ

نسخه وب

داخلی » مقاله » سیاست های امنیتی و نظامی

آرتور خیتاگورُف

ابعاد ژئوپلیتیکی همکاری نظامی-فنی ایران و روسیه – بخش دوم

ترجمه اختصاصی ایراس

۱۱ تير ۱۳۹۷ ساعت ۲۰:۴۷

واضح است که روسیه در زمینه تثبیت موقعیت شراکت خود با ایران، در چارچوب ایجاد نظام امنیت منطقه‌ای و ضرورت حفظ توازن منافع با سایر بازیگران منطقه‌ای، به دلیل عوامل ژئوپلیتیک ناگزیر است روابط دوجانبه مبهم آنها با ایران را به طور مجزا در نظر بگیرد.



عامل روابط با «کشورهای ثالث»

واضح است که روسیه در زمینه تثبیت موقعیت شراکت خود با ایران، در چارچوب ایجاد نظام امنیت منطقه‌ای و ضرورت حفظ توازن منافع با سایر بازیگران منطقه‌ای، به دلیل عوامل ژئوپلیتیک ناگزیر است روابط دوجانبه مبهم آنها با ایران را به طور مجزا در نظر بگیرد.

 

شکی نیست که انجام خریدهای تسلیحاتی گسترده از سوی ایران (چه قانونی باشند، چه نباشند)، این کشور را قادر به تقویت توان دفاعی خود می‌نماید. این امر نه تنها خوشایند امریکا، اسرائیل، عربستان سعودی و دیگر متحدان آنها از کشورهای پادشاهی خلیج فارس که آشکارا رویکرد خصمانه‌ای نسبت به رژیم ایران دارند، بلکه خوشایند تقریبا تمام دولت‌های منطقه نیست. به عبارتی، انتظار می‌رود فعال‌سازی همکاری نظامی- فنی روسیه با ایران به طور قابل پیش‌بینی با مخالفت‌های جمعی و مستحکم این دولت‌ها مواجه شود. فعلا که آمریکا، بریتانیا و فرانسه نسبت به طرح ابتکاری روسیه درباره هماهنگی فرم‌های درخواست به شورای امنیت سازمان ملل متحد برای تحویل بالقوه تجهیزات نظامی به ایران، با توجه به قطعنامه 2231 شورای امنیت سازمان ملل متحد و موارد پیش‌بینی شده در آن که عرضه آنها را مجاز کرده است، واکنش به شدت منفی آشکاری نشان داده‌اند. بدیهی است که «در صورت لزوم» جبهه مخالفان عرضه تسلیحات به ایران ممکن است از ده کشور هم تجاوز نماید.

 

در این رابطه همچنین باید توجه داشت که در مجوزهای آتی عرضه تسلیحات به ایران، علاوه بر نگرش منفی قابل پیش‌بینی کشورهای مخالف ایران، روسیه هم ناگزیر است مواضع نسبتا مبهم شرکای خود در کشورهای مستقل مشترک‌المنافع و سازمان همکاری شانگهای را در نظر بگیرد، که در میان آنها نه تنها در رابطه با همکاری نظامی- فنی، بلکه در رابطه با توسعه کلی همکاری فراگیر با ایران هیچ اجماع (توافق) واضحی وجود ندارد.

 

به عنوان مثال، در این خصوص نامعلوم‌بودن پذیرش ایران در سازمان همکاری شانگهای (به عنوان عضو اصلی) گویای همین واقعیت است؛ تهران از ژوئن 2005 به عنوان عضو ناظر این سازمان شناخته شده است و از مارس 2008 درخواست عضویت در این سازمان را ارائه کرده است. در این میان، شایان ذکر است که برخلاف سازمان همکاری شانگهای، که عضويت در آن به لحاظ موقعيت ژئوپليتيک ارزشمند است، ايران، کاملاً در همگرایی با دیگر ساز و کارهای همکاری بین دولتی مورد توجه واقع شده است. با این حال، تهران نسبت به تقویت همگرایی خود در شورای اقتصادی اوراسیا که عمدتا جهت‌گیری تجاری- اقتصادی دارد، نسبتا منفعلانه رفتار می‌کند.  

 

در مورد تمایل تهران برای عضویت در سازمان همکاری شانگهای، مسلم است که به رغم موضوع «هماهنگی» ایران در «نظام مختصات» سازمان همکاری‌های شانگهای، این امر به دلیل احتمال تقویت وضعیت ایران به عنوان یک قدرت منطقه‌ای با منافع ژئوپلیتیکی بسیاری از دولت‌های عضو مغایرت دارد. با برطرف شدن دلایل رسمی به تعویق اقتادن بررسی عضویت ایران در سازمان همکاری شانگهای، به دلیل عدم حل وفصل برنامه هسته‌ای ایران، اختلاف نظر تهران با برخی از کشورهای عضو ظاهر شد. همچنین نگرش بسیار منفی اکثریت کشورهای همسایه همچون اسرائیل، ترکیه، عربستان سعودی و متحدان آن به این فرایند که تأثیر قابل توجهی بر هر یک از اعضای سازمان همکاری شانگهای دارند، ظاهر گشت.  

 

کافی است به یاد بیاوریم از ابتدا طرح‌های ابتکاری روسیه برای پیوستن ایران به سازمان همکاری شانگهای، تا همین اواخر، توسط چین و تعدادی از کشورهای مستقل مشترک‌المنافع  مورد پشتیبانی قرار نمی‌گرفت. به ویژه، اختلافات پابرجای ایران و دولت‌های حاشیه خزر- جمهوری آذربایجان، قزاقستان و ترکمنستان- در زمینه تعیین وضعیت حقوقی و تحدید حدود دریای خزر و قوانین بهره‌برداری از منابع آن، پیش از این هم بی‌تأثیر نبود و نقش مهمی را ایفا می‌کرد. مواضع منفی تاجیکستان (نسبت به عضویت ایران در سازمان همکاری شانگهای در نشست‌های سال‌های 2016 و 2017 این سازمان) به دلیل وخامت روابط دوجانبه ایران و تاجیکستان در پی پشتیبانی تهران از گروه اپوزوسیون داخلی تاجیکستان هم در این امر موثر بود.    

 

همچنین، تا همین اواخر، یکی از حوزه‌های مشکل‌آفرین در مناسبات ایران، روابط ایران و آذربایجان بود. بخش منفی این مناسبات به دلیل بحث تأثیرگذاری باکو بر گرایش‌های جدایی‌طلبانه قومیت آذری ساکن در ایران (که حدود 30 میلیون نفر بوده و 40 درصد از جمعیت ایران را تشکیل می‌دهند) تعمیق شده است؛ روابط و مشارکت در حال توسعه ایران با ارمنستان که در آن دو طرف چشم‌انداز همکاری در حوزه نظامی را مدنظر دارند نیز مشکل روابط ایران و آذربایجان را تشدید می‌کرد. در نتیجه، بخش بزرگی از برنامه‌های ساخت و خریداری تسلیحات آذربایجان با تقویت موقعیت این کشور در خزر و حفظ موقعیت برابر با ایران، در ارتباط بود. به ویژه، امکان خرید سامانه‌های موشکی ضدکشتی ساحلی روسیه (در ابتدا «باستیون» و سپس «بال -اِ») که چند سال پیش توسط باکو مورد بحث و بررسی قرار گرفت، ناشی از ضرورت حفاظت از بخش ساحلی دریای خزر در ارتباط با ایران بود. تجهیزات دفاع ضدهوایی خریداری‌شده توسط آذربایجان، بیشتر از آنکه برای حفاظت مراکز مهم از جانب ارمنستان باشد، برای حفاظت از آنها از جانب ایران در نظر گرفته شده است.  

 

در سال‌های اخیر، روندهای بسیار مثبتی برای «گنجاندن» ایران در فرآیندهای سیاسی و تجاری - اقتصادی با کشورهای مشترک‌المنافع که برای روسیه حائز اهمیت هستند (و با حمایت روسیه روی داده‌اند)، ظاهر شده است که امکان حذف موانع و اختلافات از قبل موجود را فراهم می‌کند. بنابراین، برای تهران امکان تبدیل مناسبات شراکت‌آمیز با ارمنستان (که قبلا از سوی آذربایجان به عنوان یک موازنه ژئوپلیتیک، بدون خطر شناخته نمی‌شد)  به سرعت به روابط فزاینده با آذربایجان (در قالب پروژه‌های بزرگ در بخش نفت وگاز و توسعه کریدورهای حمل و نقل منطقه‌ای) بروز یافت؛ این فرصت می‌تواند برای ایجاد گفتمان سیاسی و همگرایی اقتصادی میان ارمنستان و آذربایجان مفید باشد، و همچنین به حل و فصل جامع اختلافات ارمنستان و آذربایجان در رابطه با مناقشه قره‌باغ کمک نماید که رضایت روسیه را تأمین خواهد کرد.

 

لازم است، عامل حضور چین و تأثیر آن بر ایران را به عنوان یک شریک ژئوپولیتیک جهانی و جایگزین، و به احتمال زیاد به عنوان رقیبی برای روسیه در بازار تسلیحات، برجسته کرد. چین در قالب اجرای سیاست افزایش حضور ژئوپولیتیک خود در خاورمیانه، به شکل هدفمندی ایران را به عنوان یک شریک استراتژیک در منطقه، بزرگترین تأمین‌کننده منابع انرژی، یک شریک تجاری مهم و مشتری آتی در حوزه همکاری‌های نظامی فنی در نظر ‌گرفته و می‌گیرد. در مناسبات ژئوپلتیک و ژئواستراتژیک این نکته اهمیت زیادی دارد که برخلاف وضعیت کنونی روابط ایران با روسیه، در روابط این کشور با چین، هیچ مسئله سیاسی و تاریخی و سرزمینی بحث برانگیزی وجود ندارد.  

 

از اوایل سال 2000 روابط اقتصادی خارجی ایران و چین به طور کلی به طور چشمگیری پویایی مثبتی را نشان می‌دهد. پکن برای تهران شریک تجاری خارجی مهمی به شمار می‌آید (14.89 درصد از صادارت ایران در سال 2016 به چین اختصاص یافت). معاملات چند میلیارد دلاری گسترده در حوزه نفت و گاز، از جمله توافق بزرگ سال 2004 با شرکت سینوپِک چین به ارزش 70 میلیارد دلار (برای استخراج مشترک میادینی در ایران و عرضه 250 میلیون تن گاز مایع و 150 هزار بشکه نفت در روز به مدت 25 سال)، ایران را در سال 2009 به عنوان تأمین‌کننده طراز اول محصولات نفتی چین مطرح کرد که حتی عربستان سعودی را دور زده بود.  

 

چین همچنین بزرگترین سرمایه‌گذار در اقتصاد ایران است. به عنوان مثال، در سپتامبر 2017 توافقی درباره  ارائه اعتباری به ارزش 10 میلیارد دلار به ایران برای اجرای پروژه‌های انرژی، محیط زیست و حمل و نقل به امضا رسید. شاخص سطح و عمق روابط اقتصادی خارجی چین و ایران استفاده از یوان چینی به عنوان واحد محاسبات مالی است.

 

با توجه به حضور اقتصادی گسترده چین در اقتصاد ایران و منابع مالی قابل توجه آن، این کشور، از مزیت رقابتی قابل ملاحظه‌ای نسبت به روسیه برخوردار است. در این رابطه، بحث مربوط به اعتبار صادراتی خریدهای بالقوه ایران از طریق همکاری نظامی-فنی با چین مطرح می‌شود.

 

در بخش همکاری‌های نظامی - فنی، چین از «کارنامه» نسبتا فراگیری از حضور در بازار ایران برخوردار است. چین از دهه 1980، یکی از بزرگترین تأمین‌کنندگان سلاح ایران بود و در طول جنگ ایران و عراق هم با تحوبل ده‌ها هواپیمای جنگی، هزاران واحد وسایل نقلیه زرهی، محموله‌های بزرگ موشک‌های ضدکشتی، موشک‌های «زمین به هوا»، سیستم‌های توپخانه، سامانه‌های دفاع هوایی، سامانه‌های موشکی ضدهوایی قابل حمل و غیره پیشگام بود. در مجموع، چین طی سال‌های 1980 تا 1987 یک سری قرارداد برای عرضه تسلیحات به ارزش بیش از 3 میلیارد دلار، از سال 1993 تا 1996 به ارزش 400 میلیون دلار، از سال 1997 تا 2000 به ارزش 600 میلیون دلار و از سال 2000 تا 2005 به ارزش 100 میلیون دلار با ایران امضا کرد. همچنین کشورهای غربی متناوباً چین را به مساعدت پنهانی در توسعه برنامه‌های موشکی و هسته‌ای ایران متهم می‌کردند.

 

افت حجم عرضه محصولات چین در اوایل سال‌های 2000 تا حدی به علت حمایت این کشور از محدودیت‌های مربوط به عرضه تسلیحات به ایران در چارچوب تحریم‌های بین‌المللی است؛ با این حال، امیدواری پکن به برقراری گفتگوی جهانی با واشنگتن و همچنین تشدید روابط با اسرائیل، از جمله در حوزه نظامی-فنی تأثیر بیشتری بر کاهش ارتباطات ایران و چین در حوزه نظامی نهاده است.

 

با وجود چشم‌انداز توسعه پایدار روابط تجاری و اقتصادی ایران و چین، به علت تمرکز ژئوپلیتیکی چین به عنوان یک بازیگر جهانی، برای ایران هم روشن است که پکن قطعا برای تعمیق بیش از حد روابط با ایران در تمام جهات آمادگی ندارد، چرا که در این صورت، روابطش با ایالات متحده، کشورهای اروپای غربی و اسرائیل، بیش از حد پیچیده خواهد شد. شاخص‌ غیرمستقیم این فرایند، حمایت خویشتن‌دارانه پکن از مواضع و تلاش‌های ایران (و همینطور روسیه) در مسائل مربوط به خاورمیانه و حل و فصل اوضاع سوریه و ملاحظه‌کاری زیاد آن در رابطه با موضوع توسعه همکاری‌های نظامی و فنی است.

 





یادداشت سردبیر: برای مطالعه بخش اول این مقاله، اینجا را کلیک نمایید.





 

 

نویسنده: آرتور خیتاگورُف، تحلیلگر مستقل بازار تسلیحات

 

منبع: شورای امور بین الملل روسیه

 

مترجم: رقیه کرامتی نیا، دانش آموخته مطالعات روسیه، دانشکده مطالعات جهان دانشگاه تهران

 

 

 
«آنچه در این متن آمده به معنی تأیید محتوای تحلیل نویسنده از سوی ایراس نیست»