۱
 
ولی کوزه گر کالجی

تاملی بر نقش کاتالیزوری داشناکسوتیون در تحولات سیاسی ارمنستان

مقاله ایراس
تاریخ انتشار : جمعه ۲۸ ارديبهشت ۱۳۹۷ ساعت ۲۲:۲۵
Share/Save/Bookmark
 
فدراسیون انقلابی ارمنی (داشناکسوتیون) که در ایران عمدتاً یک جریان ملی گرای ارمنی شناخته می شود و معمولاً ماهیت چپِ کمونیستی آن کمتر مورد توجه قرار می گیرد، از جمله احزاب و جریان های سیاسی است که در صحنه سیاسی جمهوری ارمنستان از جمله در جریان تحولات اخیر این کشور عملاً نقش یک کاتالیزور را ایفا نموده است. این امر به وضعیت خاص و متفاوت این جریان سیاسی باسابقه ارمنی بر می گردد.
 

کاتالیزور یا کاتالیست ماده‌ای است که اگر به مخلوط واکنشی افزوده شود، سرعت رسیدن ماده به حالت تعادل در سیستم را، بدون آن که خود دستخوش تغییر شیمیایی پایدار شود، تغییر می‌ دهد. در سپهر سیاسی نیز برخی از جریان های سیاسی و اجتماعی به واسطه نقش و تاثیرگذاری خاص خود عملاً چنین نقشی را ایفا می کنند. فدراسیون انقلابی ارمنی (داشناکسوتیون)[1] که در ایران عمدتاً یک جریان ملی گرای ارمنی شناخته می شود و معمولاً ماهیت چپِ کمونیستی آن کمتر مورد توجه قرار می گیرد، از جمله احزاب و جریان های سیاسی است که در صحنه سیاسی جمهوری ارمنستان از جمله در جریان تحولات اخیر این کشور عملاً نقش یک کاتالیزور را ایفا نموده است. این امر به وضعیت خاص و متفاوت این جریان سیاسی باسابقه ارمنی بر می گردد. واقعیت آن است که داشناکسوتیون با وجود بیش از یک قرن سابقه، بازیگر اصلی و تعیین کننده در عرصه تحولات سیاسی ارمنستان محسوب نمی شود و پایگاه اصلی سیاسی و اجتماعی این جریان سیاسی عمدتاً در خارج از ارمنستان و جامعه دیاسپورا (مهاجرین) ارمنی است. اساساً دو حزب چپِ فدراسیون انقلابی ارمنی (داشناکسوتیون) و سوسیال دموکرات هنچاکیان همراه با حزب لیبرال آرمنکان- رامگاوار، سه حزب سیاسی دیاسپورایی ارمنستان به شمار می روند که این امر به واسطه ممنوعیت و اخراج رهبران و اعضای ارشد این سه حزب سیاسی از ارمنستان پس از استقرار نظام اتحاد جماهیر شوروی سوسیالیستی (1920) صورت گرفت و در طول دوران هفتاد ساله شوروی، عملاً پایگاه سیاسی و اجتماعی داشناکسوتیون، هنچاکیان[2] و آرمنکان- رامگاوار به خارج از ارمنستان به ویژه کشورهایی مانند سوریه، لبنان، یونان، فرانسه و ایالات متحده آمریکا منتقل شد.
 
هرچند پس از فروپاشی شوروی و استقلال ارمنستان، فعالیت رسمی این سه حزب پس از هفتاد سال مجددا در داخل ارمنستان از سرگرفته شد، اما داشناکسوتیون، هنچاکیان و آرمنکان- رامگاوار دیگر نتوانستند نقش مسلط و تاثیرگذار اواخر قرن نوزدهم و اوایل قرن بیستم را در صحنه تحولات سیاسی ارمنستان ایفا کنند و عملاً جنبش ملی ارامنه به رهبری لئون ترپطروسیان و حزب جمهوری خواه در دوران روبرت کوچاریان[3] و سرژ سارگسیان تبدیل به بازیگر اصلی و مسلط عرصه سیاسی این کشور شدند. اختلاف های شدید و رویارویی آشکار داشناکسوتیون با لئون ترپطروسیان که پس از پذیرش قرارداد آتش بس در قره باغ در سال 1994 به اوج خود رسید و باعث تعطیلی حزب و بازداشت بسیاری از رهبران و اعضای این حزب از جمله واهان هوانسیان و هراند مارکاریان و نیز اخراج هرایر ماروخیان (رهبر وقت حزب) از ارمنستان شد و نیز عدم اعطای شهروندی مضاعف و حق رای به جامعه دیاسپورای ارمنی از سوی دولت های مختلف ارمنستان موجب شد که سه حزب کلاسیک و دیاسپورایی ارمنی به ویژه داشناکسوتیون – با وجود لغو ممنوعیت حزب و آزادی رهبران از سوی دولت کوچاریان- عملاً نتوانند ایفاگر نقش مسلط و تعیین کننده در عرصه تحولات سیاسی ارمنستان باشند و پایگاه اصلی آن ها همچنان در خارج از ارمنستان و در جامعه دیاسپورای ارمنی باقی بماند.
 
اما این شرایط به معنی عدم تاثیرگذاری جریان های سیاسی یادشده از جمله داشناکسوتیون در مقاطع مختلف و مهم سیاسی ارمنستان در 25 سال گذشته نیست و این حزب سیاسی باسابقه در دو شکل «ائتلاف سازی» یا «خروج از ائتلاف» موجب تسریع و تسهیل در به قدرت رسیدن و یا برکناری دولت های مختلف ارمنستان شده است که به روشنی گویای نقش کاتالیزوی داشناکسوتیون است. نخستین نقش مهم کاتالیزوری داشناکسوتیون، مخالفت این حزب با پذیرش آتش بس در جنگ قره باغ در سال ١٩٩٤ از سوی دولت لئون ترپطروسیان و نیز مخالفت با طرح استقرار نظام ریاستی در رفراندوم قانون اساسی سال ١٩٩٥ بود. داشناکسوتیون، پذیرش آتش بس در جنگ قره باغ و آغاز مذاکرات صلح با جمهوری آذربایجان را نوعی سازش و عقب نشینی از سوی دولت ارمنستان و استقرار نظام ریاستی را تداوم الگوهای اقتدارگرایانه دوران کمونیسم و عامل تضعیف دموکراسی و پارلمانتاریسم در ارمنستان می دانست.[4] هرچند دولت ترپطروسیان موفق به پیشبرد اهداف خود در آن مقطع در رابطه با هر دو موضوع شد، اما مخالفت سرسختانه داشناکسوتیون که تا مرز ممنوعیت، بازداشت و اخراج رهبران آن ها انجامید، نقش مهمی در روند تضعیف موقعیت دولت پطروسیان داشت که در نهایت به استعفای او از ریاست جمهوری در سال ١٩٩٨ انجامید.
 
این روند در دولت های روبرت کوچاریان و سرژ سارگسیان، شکل و وضعیت متفاوتی به خود گرفت و داشناکسوتیون در ائتلاف با این دو دولت توانست همواره چند وزیر را وارد کابینه های مختلف کند، از موقعیت اپوزیسیون به پوزیسیون تغییر وضعیت بدهد و مهم تر از همه با ائتلاف سازی به دولت های کوچاریان و سارگسیان، این امکان را فراهم آورد تا طیف های سیاسی متنوع تری در ترکیب کابینه حضور یابند و با توجه به پایگاه اجتماعی و سیاسی داشناکسوتیون در جامعه دیاسپورای ارمنی، این حزب سیاسی عملاً توانست به عنوان پل ارتباطی میان دولت های ارمنستان و ارامنه خارج از ارمنستان نقش مهمی را ایفا کند. شاید بتوان مهم ترین نقش کاتالیزوری داشناکسوتیون در این مقطع را کمک به سرژ سارگسیان و حزب جمهوری خواه در عبور از انتخابات پرچالش ریاست جمهوری مارس ٢٠٠٨ دانست که در اعتراضات مردمی به نتایج انتخابات که از سوی لئون ترپطروسیان با تشکیل کنگره ملی ارامنه (متشکل از ١٨ حزب سیاسی مخالف دولت) صورت گرفت، بیش از ده نفر کشته و صدها نفر زخمی و بازداشت شدند. در چنین شرایطی، با وجود آن که واهان هوانسیان، کاندیدای داشناکسوتیون برای انتخابات ریاست جمهوری به عنوان رقیب سرژ سارگسیان در جایگاه چهارم قرار گرفت، اما در روند تشکیل دولت، داشناکسوتیون بار دیگر در کنار دولت قرار گرفت و در شرایط بحرانی آن مقطع با ورود به این ائتلاف نقش مهمی در استقرار دولت اول سارگسیان داشت.
 
با آغاز فرایند عادی سازی مناسبات ارمنستان و ترکیه که پس از توافق وزرای خارجه دو کشور در ٢٤ آوریل ٢٠٠٩ صورت گرفت، داشناکسوتیون با صدور بیانیه ای در مخالفت با این اقدام از ائتلاف با دولت سارگسیان خارج شد و وزرای این حزب از حضور در کابینه استعفا دادند و با بازگشت به موضع اپوزیسیون، به صورت تمام قد در مقابل توافق نامه زوریخ (١٠ اکتبر ٢٠٠٩) و پروتکل های عادی سازی مناسبات ارمنستان و ترکیه ایستاد. در واقع داشناکسوتیون به دلیل پایگاه گسترده اجتماعی و سیاسی در جامعه دیاسپورای ارمنی که خود را بازماندگان مستقیم و بلافصل قتل عام ارامنه می دانند، مخالف هرگونه عادی سازی مناسبات دو کشور تا پیش از شناسایی رسمی قتل عام ارامنه به عنوان نسل کشی بود و از این جهت فشار بسیار سنگینی را متوجه دولت سارگسیان نمود که این امر در سازماندهی و هدایت معترضان ارمنی در جریان سفر سارگسیان به بیروت، پاریس، لس آنجلس و دونی روستوف روسیه در آن مقطع بسیار شایان توجه بود. مجموع این فشارها در نهایت منجر به توقف پروتکل های عادی سازی مناسبات ارمنستان و ترکیه شد؛ هر چند در نقطه مقابل فشار جریان های ملی گرای ترکیه و مخالفت جمهوری آذربایجان (عدم عادی سازی مناسبات ارمنستان و ترکیه تا پیش از روشن شدن وضعیت بحران قره باغ) نیز نقش مهمی در توقف روند عادی سازی مناسبات ارمنستان و ترکیه ایفا نمود.
 
با فروکش کردن اختلافات داشناکسوتیون و حزب جمهوری خواه در رابطه با طرح عادی سازی روابط ارمنستان و ترکیه، داشناک ها مجدد در دولت دوم سارگسیان به ترکیب دولت بازگشتند و از وضعیت اپوزیسیون دولت خارج شدند. نقش مهم و کاتالیزوری این حزب در جریان رفراندوم تغییر ساختار سیاسی ارمنستان از ریاستی به پارلمانی در پاییز ٢٠١٥ بسیار قابل توجه بود. داشناکسوتیون در ادامه سیاست سنتی و قبلی خود در ایجاد نظام پارلمانی در ارمنستان که از ابتدای دهه ١٩٩٠ دنبال می کرد، در کنار حزب حاکم جمهوری خواه و حزب ارمنستان شکوفا و در مقابل احزاب مخالفی مانند حزب میراث (ژارانگوتیون) از احزاب لیبرال ارمنی و کنگرة ملی ارامنه  قرار گرفت که نیکول پاشینیان، رهبر مخالفان تحولات اخیر ارمنستان و نخست وزیر کنونی این کشور نیز در کنار افرادی مانند رافی هوانیسیان، آرمن مارتیروسیان، پطروس ماکیان و آندریاس غوکاسیان از چهره های شاخص مخالفان به شمار می رفتند. شبکه رسانه ای گسترده وابسته به داشناکسوتیون در جامعه دیاسپورای ارمنی نقش مهمی در تعدیل و تلطیف فضای مخالفت با طرح تغییر ساختار سیاسی ارمنستان از ریاستی به پارلمانی ایفا نمود؛ طرحی که از دیدگاه احزاب مخالف دولت وقت ارمنستان، نه اقدامی حقوقی بلکه گامی سیاسی و در راستای تثبیت جایگاه سرژ سارگسیان و حزب حاکم جمهوری­خواه بود. داشناکسوتیون حداقل توانست این امیدواری ضمنی را در بخش هایی از جامعه دیاسپورای ارمنی ایجاد کند که انجام این تغییرات منجر به اصلاحات سیاسی عمیق تر و  نهادینه تر شدن فرایندهای دموکراتیک در جامعه ارمنستان خواهد شد و در درازمدت زمینه ای برای مشارکت سیاسی و حضور موثر جامعه دیاسپورای ارمنی در روند تحولات سیاسی و اجتماعی جمهوری ارمنستان فراهم خواهد نمود. بدین ترتیب، داشناکسوتیون یک بار دیگر با ایفای یک نقش کاتالیزوری و واسطه ای توانست به تثبیت جایگاه دولت سارگسیان و تصویب نهایی طرح تغییر ساختار سیاسی ارمنستان از ریاستی به پارلمانی کمک نماید. بر همین اساس، داشناکسوتیون در انتخابات پارلمانی ٢ آوریل ٢٠١٧ (نخستین انتخابات پارلمانی پس از اصلاحات قانون اساسی) حضور یافت و با وجود کسب تنها 6.57 درصد آرا (جایگاه چهارم پس از حزب حاکم جمهوری خواه، ائتلاف تساروکیان و ائتلاف برون رفت به رهبری نیکول پاشینیان)، توانست پس از اعلام نخست­وزیری سرژ سارگسیان، با چهار وزیر وارد ترکیب دولت جدید ارمنستان در ساختار سیاسی پارلمانی شود.
 
با شروع اعتراضات مردمی در ارمنستان و گسترش سریع آن، داشناکسوتیون با خروج از ائتلاف با حزب حاکم جمهوری خواه و استعفای وزرا، یک بار دیگر در جایگاه اپوزیسیون قرار گرفت و با ایفای نقش کاتالیزوری، عملاً روند استعفای سارگسیان را تسریع نمود. داشناکسوتیون در روند مذاکره دولت و حزب جمهوری خواه با مخالفان به ویژه نیکول پاشینیان نیز در مقام میانجی وارد عمل شد. نقش برجسته و کاتلیزوری داشناکسوتیون بیش از هر چیزی در فرایند به قدرت رسیدن پاشینیان به نخست وزیری ارمنستان خود را نشان داد. پاشینیان که در دور اول رای گیری در پارلمان با کسب ٤٥ رای موافق نتوانست حداقل ٥٣ رای مورد نیاز را بدست آورد، در دور دوم رای گیری به لطف ٧ رای تعیین کننده داشناکسوتیون توانست با ٥٩ رای موافق در مقابل ٤٢ رای مخالف، در جایگاه نخست وزیری ارمنستان قرار گیرد. به همین دلیل، داشناکسوتیون در یک رویکرد ائتلافی، با دو وزیر در کابینه دولت پاشینیان نیز حضور دارد. آرتسویک میناسیان،[5] وزیر توسعه اقتصادی و سرمایه گذاری‌ها و آرتور خاچاطوریان،[6] وزیر کشاورزی، دو وزیری هستند که از طرف داشناکسوتیون در ترکیب دولت نیکول پاشینیان حضور دارند. اهمیت این موضوع از ان جهت است که برای نخستین بار پس از سال ١٩٩٨ (مقطع به قدرت رسیدن روبرت کوچاریان)، هیچ فردی از حزب جمهوری خواه و جناح موسوم به قره باغی ها (طیف آرتساخ) در ترکیب دولت ارمنستان حضور ندارد و آرایش سیاسی این کشور تغییرات قابل توجهی را تجربه کرده است.
 
مجموع مباحث یاد شده نشان می دهد که فدراسیون انقلابی ارمنی (داشناکسوتیون) با وجود آن که هیچ گاه در موضع اکثریت در پارلمان و دولت ارمنستان قرار نداشته است و بازیگر مسلط و تعیین کننده ای در مقایسه با جنبش ملی ارامنه و حزب جمهوری خواه در معادلات داخلی ارمنستان نبوده است، اما به دلیل قدمت و سابقه تاریخی، انسجام تشکیلاتی و پایگاه سیاسی، اجتماعی و رسانه ای وسیع در جامعه دیاسپورای ارمنی، توانسته است با اتخاذ یک رویکرد عمل گرایانه در مقاطع حساس و مهم تاریخ سیاسی ارمنستان، نقش کاتالیزوری و تاثیرگذاری را ایفا نماید که نمونه بارز آن در روند تحولات اخیر ارمنستان – تسریع روند استعفای سرژ سارگسیان و به قدرت رسیدن نیکول پاشینیان- به روشنی قابل مشاهده است. بنابراین، با وجود آن که داشناکسوتیون همواره در جایگاه اقلیت در دولت و پارلمان ارمنستان در ٢٥ سال گذشته قرار داشته است، اما با ورود به ائتلاف های سیاسی یا خروج از ائتلاف ها، توانایی و تاثیرگذاری خاصی در تثبیت یا تضعیف جایگاه دولت های مستقر و احزاب حاکم و مسلط در ارمنستان دارد و کانال ارتباطی بسیار مهمی نیز بین داخل ارمنستان و جامعه دیاسپورای ارمنی محسوب می شود که این ملاحظات مورد توجه رهبران و فعالان سیاسی ارمنستان از جمله نیکول پاشینیان قرار دارد. به ویژه آن که پاشینیان برای اصلاح ساختاری در اقتصاد ارمنستان، مبارزه با فساد و رانت و رشوه و شبکه الیگارشی و جذب سرمایه گذاری خارجی توجه خاصی به ظرفیت های انسانی و مالی جامعه دیاسپورای ارمنی به ویژه در اروپای غربی و آمریکای شمالی دارد. حضور زاره سینانیان،[7] شهردار شهر گلندل کالیفرنیا در جریان اعتراضات ارمنستان و دعوت پاشینیان از دارون آجم‌اوغلو،[8] اقتصاد دادن برجسته دانشگاه ام. آی. تی برای کمک و مشورت در جهت اصلاحات ساختاری در اقتصاد ارمنستان، نمونه های بارزی از توجه رهبری جدید ارمنستان به ظرفیت های جامعه دیاسپورای ارمنی است. در این روند، داشناکسوتیون به دلیل سابقه بسیار طولانی و نفوذ تشکیلاتی که در نهادهایی مانند کمیته ملی ارامنه آمریکا دارد، می تواند این روند را برای دولت پاشینیان تسهیل کند. هرچند باید توجه داشت که پاشینیان و تیم جدید سیاسی و اقتصادی حاکم بر ارمنستان مسیر بسیار دشواری برای جلب اعتماد کشورهای غربی، نهادهای مالی و بانکی بین­المللی و نیز جامعه دیاسپورا (مهاجرین) ارمنی در اروپا و آمریکای شمالی دارند و تنها در صورت مقابله واقعی و عملی با شبکه گسترده فساد، رانت و الیگارشی (مشابه تجربه موفق گرجستان) است که این اعتماد می تواند شکل گیرد و با ورود سرمایه گذاری خارجی، از شدت و میزان مشکلات اقتصادی ارمنستان به ویژه آمار بالای بیکاری و مهاجرت از ارمنستان و تداوم و تعمیق وابستگی این کشور به فدراسیون روسیه کاسته شود.
 
 
یادداشت ها:
 
[1] داشناک در زبان ارمنی به معنی هم پیمان است.
[2] هنچاکیان در زبان ارمنی به معنی زنگ است.
[3] روبرت کوچاریان، دومین رئیس جمهور ارمنستان هیچ گاه به صورت رسمی، عضویت یا رهبری خود بر حزب جمهوری خواه را اعلام نکرد اما نزدیکی فکری، سیاسی و تشکیلاتی او به حزب جمهوری خواه، عملاً کوچاریان را در چهارچوب این حزب سیاسی قرار می دهد.
[4] داشناکسیون همراه با حزب لیبرال آرمنکان- رامگاوار، حزب دموکراتیک ارمنستان، حزب مردمی دهقانی و انجمن قانونگذاری ارمنستان از جمله احزاب مخالف «کمیته منتخب تدوین قانون اساسی» در سال 1995 میلادی بود که از سوی لئون ترپطروسیان برای تهیه پیش نویس قانون اساسی جدید ارمنستان و استقرار نظام سیاسی ریاستی تشکیل شده بود.
[5] Artsvik Minasyan
[6] Artur Khachaturyan
[7] Zareh Sinanyan
[8] آجم‌اوغلو متولد یک خانواده ارمنی در ترکیه است که در حال حاضر شهروندی آمریکا را دارد و همواره منتقد دولت پیشین ارمنستان به دلیل اتهامات گسترده مالی و سطح بالای فساد اقتصادی بوده است.



نویسنده: ولی کوزه ­گر کالجی، عضو شورای علمی موسسه مطالعات ایران و اوراسیا (ایراس)


 
کد مطلب: 3645
مولف : ولی کوزه گر کالجی
 


 
آرمان
United States
۱۳۹۷-۰۲-۳۱ ۱۹:۱۱:۰۵
متاسفم از بی اطلاعی اگر نگویم بی سوادی نویسنده مقاله!!!!!!!!!! با سرهم بند کردن جملات و اطلاعات ضد و نقیض و اشتباه انشایی سرهم بندی شده که به نام تحلیل ارائه می شود.....
مقاله آنقدر آبکی و ناشیانه و از سر بی اطلاعی نوشته شده که نشان دادن اشتباهات (اگر نگویم ابکی آن) آن بی معنا خواهد بود...

حزب داشناکسیون کجا در تحولات ارمنستان مطح بوده که حالا از نقش کاتالیزوی آن سخن می گوید... این آقایان شریک تاراج ملت ارمنستان بودند و تا آخرین دقایق هم از به تاراج خود ادامه دادند... و حالا از سر ناچاری مثلا به جنبش مردم پیوستند....

بهتر است قبل از نوشتن و تحلیل یک رویداد مطالعه کافی در باره آن انجام گیرد... داده ها را نه به میل خود بلکه با استناد با منابع باید انشاء شود.. (211)