سیاست خارجی
سیاست های امنیتی و نظامی
جامعه و سیاست
اقتصاد و انرژی
سازمان های منطقه ای
تاریخ
فرهنگ و هنر


نسخه قابل چاپ

نسخه وب

داخلی » مقاله » سیاست خارجی

ولی کوزه گر کالجی

چشم انداز روابط ایران و کشورهای قفقاز جنوبی در سال 1397

مقاله ایراس

۲۵ فروردين ۱۳۹۷ ساعت ۱۹:۲۹

مولف : ولی کوزه گر کالجی

با توجه به اعلام توسعه مناسبات با کشورهای همسایه و تقویت دیپلماسی اقتصادی به عنوان دو «ابر اولویت» سیاست خارجی دولت دوم حسن روحانی، تغییرات ساختاری اخیر در وزارت امور خارجه از جمله حذف معاونت آسیا و اقیانوسیه و نیز اداره کل مشترک المنافع و ایجاد ساختار جدیدی تحت عنوان اداره کل اوراسیا زیر نظر وزیر امور خارجه و نیز تشکیل معاونت سیاسی و معاونت دیپلماسی اقتصادی انتظار می رود سیاست خارجی ایران به موازات تحولاتی که در سال های اخیر در سطح دو جانبه و چندجانبه با کشورهای قفقاز جنوبی تجربه کرده است، بتواند از پویایی، انسجام و هماهنگی بیشتری در سال 1397 برخوردار باشد. در یاداشت تحلیلی پیش رو، کوشش می شود با مرور تحلیلی مهم ترین ملاحظات و شرایط مختلف داخلی، دوجانبه و چندجانبه، منطقه ای و بین المللی، درک بهتری از انتظارات و چشم انداز سیاست خارجی ایران در منطقه قفقاز جنوبی در سال 1397 حاصل شود.



سیاست خارجی ایران در منطقه قفقاز جنوبی در ادامه روند نسبتاً پرتحرکی که در سال­های اخیر تجربه کرده است، در سال 1397 تحت تاثیر ملاحظات و شرایط مختلف داخلی، دوجانبه و چندجانبه، منطقه ای و بین المللی خواهد بود که آثار و نتایج مثبت و منفی آن بستگی به مدیریت کلان دیپلماسی کشور و نیز کشورهای منطقه قفقاز جنوبی خواهد داشت. نخستین ملاحظه داخلی، توجه ویژه دولت دوم حسن روحانی به موضوع همسایگان و مسائل اقتصاد منطقه ای است که در جریان رای اعتماد مجدد جواد ظریف در مجلس شورای اسلامی تحت عنوان  دو «ابر اولویت» سیاست خارجی کشور در دولت دوازدهم یعنی حل و فصل مشکلات منطقه­ای و تقویت روابط و سطح همکاری­ها با کشورهای همسایه (اولویت اول) و هر چه فعال ­تر کردن «دیپلماسی اقتصادی» (اولویت دوم) مطرح شده است. در حکم رئیس جمهور به وزیر امور خارجه نیز در رابطه با اولویت­های تخصصی وزارت امور خارجه بر استفاده از ظرفیت سیاست خارجی و بهره‌گیری از ظرفیت‌های برجام برای تقویت دیپلماسی اقتصادی به‌منظور جلب سرمایه و فناوری و دسترسی به بازارهای صادراتی در جهت تحقق برنامه اقتصاد مقاومتی و مصون‌سازی کشور از تکانه‌های اقتصادی، بهبود روابط با همسایگان و کاهش تنش در روابط منطقه‌ای با هدف تقویت بهره‌مندی اقتصادی، پیشبرد دیپلماسی زیست محیطی، امنیت انسانی و مبارزه با تروریسم) و اقدامات لازم برای حضور فعال ایران در سازمان ها و نهادهای بین‌المللی در زمینه‌های انرژی، تجارت، ترانزیت کالا و سرمایه‌گذاری تاکید شده است. بدیهی است که مناطق آسیای مرکزی و قفقاز به عنوان بخش مهمی از مناطق پیرامونی ایران در چهارچوب دو ابر اولویت سیاست خارجی ایران در دولت دوم روحانی مورد توجه بیشتری قرار گیرد و تقریباً تمامی مواردی که در حکم رئیس جمهور به وزیر امور خارجه آمده است، می تواند در این دو منطقه مصداق و کاربرد داشته باشد.

 

دومین ملاحظه مهم داخلی که بر روند سیاست خارجی ایران در منطقه قفقاز جنوبی در سال 1397 تاثیرگذار خواهد بود، تغییرات ساختاری در وزارت امور خارجه است که در راستای تحقق اهداف و سیاست های اعلانی و تحرک بخشی و انسجام بیشتر در حوزه دیپلماسی در زمستان 1396 اجرایی و عملیاتی شد. در راستای این تغییرات ساختاری، با حذف معاونت های منطقه ای از جمله معاونت آسیا و اقیانوسیه و نیز اداره کل مشترک المنافع، اداره جدیدی تحت عنوان اداره کل اوراسیا به صورت مستقیم زیر نظر وزیر امور خارجه قرار گرفت و دو معاونت جدید یعنی معاونت سیاسی و معاونت دیپلماسی اقتصادی شکل گرفت که می تواند در سطح مدیریتی پیامدهای خاص خود را به همراه داشته باشد. شاید بتوان مهم ترین پیامد و به عبارتی مهم ترین انتظار از تغییرات ساختاری یادشده را به ویژه با تشکیل معاونت معاونت دیپلماسی اقتصادی، ایجاد هماهنگی بیشتر بین نهادها و  دستگاه‌های مختلف اقتصادی مانند بانک مرکزی، گمرک، وزارت اقتصاد، وزارت راه، مسکن و شهرسازی و وزارت صنعت، معدن و تجارت و نیز وزارت نفت دانست که این امر از نظر عملیاتی ساختن توافقات و قرارادهای صورت گرفته میان دولت ایران و سه کشور ارمنستان، گرجستان و جمهوری آذربایجان در زمینه های مختلف همکاری های مالی و بانکی، کریدورهای ارتباطی و حمل نقل و نیز انرژی بسیار شایان توجه است. البته طبیعی است که در پایان 1397 می توان ارزیابی دقیق تر و بهتری از تاثیر این تغییرات ساختاری بر عملکرد سیاست خارجی ایران در قفقاز جنوبی به ویژه در بعد اقتصادی داشت.

 

سومین ملاحظه مهم در دورنمای سیاست خارجی ایران در سال 1397 را باید در سطوح دوجانبه و چندجانبه مورد توجه قرار داد. دیدار حسن روحانی از باکو در نوروز 1397 نشان داد که مناسبات دو جانبه ایران و جمهوری آذربایجان در سال جدید نیز به روند نزدیک چند سال اخیر خود ادامه خواهد داد. به نظر   می رسد مهم ترین موضوع در مناسبات دو کشور در سال 1397 تکمیل مراحل باقیمانده شبکه ریلی قزوین- رشت- آستارا و اتصال خطوط راه آهن دو کشور به یکدیگر باشد. هرچند در سفر حسن روحانی به باکو در هفتم فروردین 1397، سه خط از هفت خط راه آهن آستارا – آستارا و نیز بخش اول پایانه ریلی آستارا با سرمایه گذاری ٦٠ میلیون دلار با حضور روسای شرکت های راه آهن ایران و جمهوری آذربایجان به بهره برداری رسید، اما واقعیت آن است که اجرای این طرح از روند مطلوبی برخوردار نبوده است و در سال های اخیر، تاریخ های متعددی برای تکمیل و عملیاتی شدن این طرح مهم ترانزیتی از سوی مسئولان دو کشور اعلام شده است. انتظار می رود با توجه به توافقات صورت گرفته در دیدار اخیر روسای جمهور ایران و جمهوری آذربایجان در باکو و تعهد دو کشور در تامین مالی این طرح مهم ترانزیتی، در سال 1397 شاهد تحرک بیشتر و عملی در این زمینه به ویژه راه آهن قزوین- رشت و نیز راه آهن رشت – آستارا باشیم. عملیاتی شدن این شبکه ریلی، نه تنها تحول مهمی را در عرصه مناسبات اقتصادی و تجاری دو جانبه ایران و جمهوری آذربایجان به دنبال خواهد داشت، بلکه گام مهمی در جهت تحقق کریدور شمال‌- جنوب در چهارچوب مکانیسم سه‌جانبۀ ایران‌ - آذربایجان- ‌روسیه خواهد بود. دومین تحول مهم، چگونگی اجرایی شدن توافقات مهمی است که دررابطه با توسعه میادین مشترک نفت و گاز میان جمهوری اسلامی ایران و جمهوری آذربایجان در سفر رئیس جمهور ایران به باکو منعقد شده است. « طلسم تولید ثروت در دریای خزر شکسته شد»، «یک تصمیم راهبردی برای کشور و دستاوردی است که ثمره تدبیر دولت است»، «باز شدن قفل بهره برداری از منابع نفت وگاز دریای خزر» و «عیدی شیرین صنعت نفت به ملت شریف ایران» از جمله تعابیری است که برخی از مقامات نفت و گاز کشور برای توصیف توافقات مورد استفاده قرار دادند. هرچند نفس انعقاد قرارداد در حوزه انرژی دریای خزر حائز اهمیت و گامی مثبت و روبه جلو به شمار می رود، اما ورود به عرصه با توجه به وضعیت میدان گازی سردار در روند بهره برداری مشترک میادین گازی از سوی دو کشور، میزان تاثیرگذاری بهره برداری مشترک میادین گازی بر سهم و درصد ایران از منابع خزر به ویژه با توجه به نهایی نشدن مذاکرات رژیم حقوقی دریای خزر و در نهایت مسائل فنی حفر چاه و آسیب ها و پیامدهای زیست محیطی، باید هوشیاری و دقت لازم و در نظر گرفتن همه جوانب امر صورت گیرد. هرچند ایران در سال های گذشته در توسعه میدان گازی شاه دنیز حضور داشته است و برای توسعه فاز دوم این میدان گازی نیز دعوت شده است. این انتظار می رود که در سال 1397 با پیگیری مداوم مذاکرات دو جانبه برای رفع برخی اختلاف نظرها در مورد قیمت گاز صادراتی به اروپا، زمینه مشارکت ایران در خطوط لوله ترانس آدریاتیک (تاپ) و خط لوله گازی ترانس آناتولین (تاناپ) نیز فراهم شود که در صورت تحقق، بسیار تحول مهمی در افزایش نقش و جایگاه ایران و جمهوری آذربایجان در تامین انرژی اروپا به ویژه در شرایط تداوم اختلاف اروپا با روسیه در قبال بحران اوکراین خواهد بود. موضوع سومی که انتظار می رود در سال 1397 تحرک بیشتری به خود گیرد، موضوع گردشگری است. با وجود آن که جمهوری آذربایجان به دلیل وضعیت خاص امنیتی مناقشه قره باغ، اساساً همانند گرجستان و ارمنستان سیاست لغو ویزا ندارد، اما با این وجود، مقامات گردشگری جمهوری آذربایجان از سفر ۲ میلیون و ۴۷۸ هزار گردشگر خارجی به این کشور در ۱۱ ماه سال ۲۰۱۷میلادی خبر داده بودند که از این میزان، ایران با ۳۴۰ هزار و ۷۰۲ گردشگر پس از روسیه و گرجستان مهم‌ترین مبدا این کشور است. با توجه به این که در سفر اخیر رئیس جمهور ایران به باکو، صدور ویزای فرودگاهی برای ایرانیان اجرایی و مرزهای زمینی ٢٤ ساعته شد، انتظار می رود روند ورود گردشگران ایرانی به جمهوری آذربایجان در سال 1397 از سرعت و حجم به مراتب بیشتری برخوردار شود. هرچند، نکته مهمی که باید مورد توجه قرار گیرد، کوشش در جهت حفظ متقابل این روند و ورود گردشگران جمهوری آذربایجان به ایران است. توریسم درمانی (تبریز)، زیارت اماکن مذهبی و دینی (قم و مشهد) و مراکز تفریحی و تاریخی (تبریز، اردبیل، اصفهان و شیراز) از جمله ظرفیت های بسیار مناسبی است که نیازمند توجه بیشتر در عرصه سیاستگذاری و نیز هماهنگی در بخش های اجرایی است. همچنین، توسعه و تقویت و به ویژه نظارت مداوم کمیسیون اقتصادی دو کشور بر بازارچه های مرزی مشترک، توسعه دو منطقه آزاد تجاری ارس و منطقه آزاد تجاری ماکو، افزایش ظرفیت پایانه های مرزی از جمله پایانه های بیله‌سوار، آستارا و پلدشت و اعطای برخی تسهیلات گمرگی، بانکی، بیمه­ای و نظام صدور روادید (ویزا) می تواند روند مناسبات اقتصادی و تجاری ایران و جمهوری آذربایجان را در سال 1397 وارد مرحله عملیاتی و متفاوتی کند.

 

اما در رابطه با مناسبات ایران و جمهوری ارمنستان، انتظار می رود در دولت دوم حسن روحانی از جمله در سال 1397 از روند متوازن تری برخوردار گردد و این انتظار می رود که ایران با جدیت و توجه بیشتری به کوشش دولت ارمنستان برای اجرایی شدن برنامه بسیار مهم ترانزیتی یعنی «برنامه سرمایه گذاری کریدور جاده ای شمال – جنوب» به ویژه بازسازی مسیر زمینی ارمنستان- گرجستان و احداث خط راه آهن ایران- ارمنستان نشان دهد که به موازات خط راه آهن ایران و جمهوری آذربایجان، منجر به شکل گیری دو کریدور مهم ارتباطی برای ایران در سطح منطقه قفقاز جنوبی خواهد شد. واقعیات سیاسی موجود در منطقه، عدم تمایل سیاسی روسیه و اروپا و نیز ضعف مالی دولت ارمنستان، جدی ترین موانع اجرای خط راه آهن ایران- ارمنستان به شمار می رود که هزینه تقریباً 3 میلیارد دلاری را به واسطه کوهستانی و صعب العبور بودن مسیر (احداث پل ها و تونل های متعدد) می طلبد. به نظر می رسد خیزش حضور اقتصادی چین در منطقه قفقاز به ویژه در چهارچوب طرح راه ابریشم (ابتکار یک کمربند- یک راه) از جمله فرصت­های مهم ایران و ارمنستان در سطح منطقه در جهت تامین مالی خط راه آهن ایران- ارمنستان و اتصال آن به شبکه ریلی گرجستان باشد. در راستای ترغیب مقامات چینی برای ورود به طرح خط راه آهن ایران- ارمنستان، سرژ سارگسیان، در ٢٨ مارس ٢٠١٥ میلادی و هویک آبراهامیان، نخست­وزیر سابق ارمنستان در سپتامبر ٢٠١٥ میلادی به پکن سفر نمودند، اما طرف چینی تاکنون به درخواست طرف ارمنی پاسخ مثبت و قطعی نداده است. واقعیت آن است که ارمنستان به دلیل سطح پایین قدرت سیاسی و اقتصادی، فاقد توانایی لازم برای چانه­زنی و ترغیب مقامات چینی برای ورود و سرمایه­گذاری اقتصادی در پروژه ساخت راه آهن ایران و ارمنستان است. لذا منافع ایران اقتضا می­کند که در سال 1397 به صورت جدی تر و در سطوح بالا به این موضوع ورود پیدا کند و با تشکیل یک کمیسیون سه جانبه میان ایران، ارمنستان و چین، روند مطالعه و هدایت سرمایه­گذاری در پروژه ساخت راه آهن ایران و ارمنستان در دستور کار سه کشور قرار گیرد. در این صورت، به موازات خط ریلی ایران- آذربایجان- روسیه، یک شبکه ریلی دیگر یعنی ایران- ارمنستان – گرجستان نیز در سطح منطقه قفقاز شکل خواهد گرفت که از نظر تنوع بخشی به کریدورهای ارتباطی و افزایش پوشش جغرافیایی و سطح دسترسی و روند صادرات و واردات، منافع اقتصادی و تجاری ایران به صورت موثرتری تامین خواهد شد. موضوع مهم بعدی، احداث خط انتقال گاز ایران به ارمنستان و گرجستان است که در سال 1396 توفیقی در این زمینه حاصل نشد و مسائل و مشکلات مالی و برخی فشارهای بیرونی به ویژه از جانب روسیه برای حفظ انحصار شبکه ریلی و گازی در ارمنستان همچنان مانع اصلی تحقق این دو برنامه مهم اقتصادی محسوب می­شود. با توجه به اهمیت اقتصادی و حتی استراتژیکی این طرح و نیز تاکید مقامات ارشد دو کشور، خط انتقال گاز ایران به ارمنستان و گرجستان حداقل وارد مرحله اجرایی شود که در این صورت نه تنها روابط اقتصادی سه کشور توسعه خواهد یافت، از وابستگی شدید گاز ارمنستان به روسیه و وابستگی شدید (بالای 90 درصد) گرجستان به آذربایجان نیز کم خواهد شد و منطقه از نظر توزیع شبکه انرژی، روند گسترده تر و متوازن تری را به خود خواهد گرفت. ضمن این که  خط لوله گاز ایران- ارمنستان- گرجستان مسیر مهمی برای انتقال گاز ایران به اروپا (حوزه دریای سیاه و شرق اروپا) نیز خواهد بود که از نظر تنوع بخشی به مسیرهای صادراتی ایران بسیار حائز اهمیت است. علاوه بر این، افتتاح منطقه آزاد اقتصادی مِغری در مرز مشترک ایران و ارمنستان با حضور نخست­وزیر ارمنستان در 25 آذر 1396 نیز تحول مهمی است که با توجه به عضویت ارمنستان در اتحادیه اقتصادی اوراسیا، امضاء توافقنامه تجارت آزاد ارمنستان با اتحادیه اروپا (نوامبر 2017) و قرابت جغرافیایی منطقه مغری با منطقه آزاد اقتصادی ارس می­تواند نقش مهمی در توسعه تجارت و سرمایه­گذاری متقابل ایران و ارمنستان به ویژه تولید مشترک و صادرات محصولات به اروپا (با توجه به امضاء توافقنامه تجارت آزاد ارمنستان با اتحادیه اروپا) ایفا کند که لازم است در روند برنامه ریزی دستگاه دیپلماسی کشور به ویژه معاونت دیپلماسی اقتصادی وزارت امور خارجه در سال 1397 مورد توجه جدی قرار گیرد. لغو صدور روادید (ویزا) بین ایران و ارمنستان نیز که از 16 مرداد 1395 اجرایی شد، تبدیل به یکی از ظرفیت های مناسب و قابل توجه در مناسبات دو کشور تبدیل شده است. تعداد گردشگران ایرانی در ارمنستان در سال 1396 به حدود 300 هزار نفر (سه برابر سال­های قبل) رسید که البته نیاز است ضمن تقویت این روند، با برنامه­ریزی در جهت ورود متقابل گردشگران ارمنی به ایران، از عدم تعادل بسیار فاحش کنونی بین دو کشور در این زمینه کاسته شود. موضوع آلودگی رودخانه مرزی ارس که در نتیجه ورود پساب های صنعتی به ویژه ذرات فلزات سنگین کارخانه های مس ارمنستان ایجاد شده است و در سال های اخیر مشکلات فراوانی را از نظر زیست محیطی، تامین آب شرب و وضعیت کشاورزی منطقه ایجاد کرده است، نیازمند برنامه ریزی و توجه جدی تر مسئولان دو کشور است تا تعهدات طرف ارمنی به ویژه در کمیته پایش مشترک با سرعت بیشتری جنبه اجرایی و عملیاتی به خود گیرد.

 

اما در زمینه دورنمای مناسبات ایران و گرجستان در سال 1397 باید به نکته اشاره داشت که گرجستان با تاخیر نسبتاً قابل توجه در مقایسه با ارمنستان و جمهوری آذربایجان در جهت توسعه مناسبات با ایران گام برداشت که بخش مهمی از آن به احتیاط و ملاحظه دولت این کشور در زمینه کاهش تنش میان ایران و جهان غرب و نتیجه نهایی توافق هسته ای (برجام) برمی گشت. به همین دلیل، در دولت نخست حسن روحانی، سطح بالایی را تجربه نکرد و با وجود رفت و آمد هیئت‌های مختلف و برقراری مجدد رژیم لغو ویزا میان دو کشور، سطح بالایی را تجربه نکرد که نماد بارز آن عدم دیدار رسوای جمهور دو کشور در تهران و تفلیس طی چهار سال گذشته است. با این وجود، روند مناسبات دیپلماتیک ایران و گرجستان از ابتدای سال ٢٠١٧ میلادی وارد مرحله جدیدی شد. سفر جانلیدزه، وزیر خارجه گرجستان به تهران برای شرکت در مراسم یادبود مرحوم هاشمی رفسنجانی در ژانویۀ 2017 میلادی، سفر محمدجواد ظریف به تفلیس در ١٨ آوریل ٢٠١٧ میلادی که نخستین سفر ایشان به گرجستان در دوران تصدی مسئولیت وزارت خارجه بود و متعاقب آن، سفر گئورگی کویریکاشویلی، نخست وزیر گرجستان به تهران در ٢٢ آوریل ٢٠١٧ میلادی (تنها یک هفته پس از سفر جواد ظریف به گرجستان) گویای تحول جدید و متفاوتی در روابط ایران و گرجستان بود. لذا در دولت دوم حسن روحانی به ویژه در سال 1397 این انتظار می رود که زمینه دیدار روسای جمهور دو کشور فراهم شود. اهمیت این دیدار از آن رو است که در عرصه مناسلات دیپلماتیک بین دو کشور، بعد از سفر مرحوم آیت الله هاشمی رفسنجانی، رئیس جمهور وقت ایران به تفلیس در آوریل ١٩٩٥ میلادی و سفر میخائیل ساکاشویلی، رئیس جمهور وقت گرجستان به تهران در اوت ٢٠٠٤ میلادی، دیگر دیداری میان روسای جمهور ایران و گرجستان در پایتخت های  دو کشور صورت نگرفته است. دولت گرجستان به دلیل قطع مناسبات دیپلماتیک با روسیه (مرز شمالی) به شدت در صدد توسعه و تنوع بخشی به مسیرهای ترانزیتی در سمت شرق (گرجستان- آذربایجان- خزر- آسیای مرکزی)، جنوب (گرجستان- آذربایجان- ایران / گرجستان- ارمنستان- ایران) و غربی (دریای سیاه- ترکیه- شرق اروپا) است که اجرا و عملیاتی شدن طرح احداث شبکه ریلی بین باکو- تفلیس–قارص (جمهوری آذربایجان، گرجستان و ترکیه) است که در ٣٠ اکتبر ٢٠١٧ میلادی (٨ آبان ١٣٩٦) رسماً افتتاح شد، نمونه بارز این رویکرد دولت گرجستان به شمار می رود. لذا  از این ظرفیت و نیاز استراتژیک گرجستان می توان به صورت موثرتری در جهت پیشبرد اهداف سیاست خارجی ایران در منطقه قفقاز جنوبی در سال 1397 بهره برد. در زمینه حمل و نقل ریلی، احداث خط راه آهن ایران- ارمنستان و اتصال آن به گرجستان و نیز تکمیل خط راه آهن ایران- آذربایجان که عملاً امکان اتصال آن به شبکه ریلی گرجستان وجود دارد، از جمله ظرفیت های مهمی است که با توجه به عدم وجود مرز زمینی مشترک بین ایران و گرجستان از ضرورت های مهم و مبنایی برای ایجاد هرگونه تحول در مناسبات اقتصادی و تجاری دو کشور به شمار می رود و زمینه گسترش همکاری های ترانزیتی ایران و گرجستان در چهارچوب کریدور شمال- جنوب را فراهم خواهد نمود که مهم ترین پیامد آن اتصال بندرعباس در خلیج فارس به بندر باتومی در ساحل دریای سیاه خواهد بود. حوزه دیگری که انتظار می رود در سال 1397 توجه بیشتری به آن صورت گیرد، موضوع انتقال گاز ایران به گرجستان از طریق ارمنستان است که تحقق آن نیازمند تقویت زیرساخت ها به ویژه خطوط انتقال انرژی است. در حال حاضر، گرجستان حدود 90 درصد از گاز طبیعی مورد نیاز خود را از جمهوری آذربایجان وارد می کند و عملاً وابستگی گازی این کشور از روسیه به جمهوری آذربایجان منتقل شده است. لذا دولت گرجستان با جدیت در صدد تعدیل میزان وابستگی به گاز وارداتی از جمهوری آذربایجان است و در این زمینه ایران مهم ترین گزینه جایگزین محسوب می شود. موضوع دیگر، برنامه ریزی موثرتر در جهت استفاده از ظرفیت منابع آبی گرجستان در سال 1397 است. طبق اظهار نظر کاخا کالادزه، معاون نخست­وزیر و وزیر انرژی جمهوری گرجستان، «این کشور دارای 25 هزار رودخانه است که 300 رودخانه دارای پتانسیل احداث نیروگاه برق‌آبی می­باشد. در حال حاضر از 18 تا 20 درصد پتانسیل آبی این کشور استفاده می‌شود که قرار است از حجم بیشتری از پتانسیل منابع آبی این کشوراستفاده شود». لذا با توجه به ظرفیت ها و توانایی های شرکت های ایرانی در ساخت سد و نیروگاه‌های برق ــ آبی در این زمینه می توان ورود جدی تری داشت. انتقال و صادرات برق به گرجستان نیز یکی دیگر از زمینه­های مهم همکاری ایران و گرجستان به شمار می­رود که در واقع مکمل احداث نیروگاه­ های برق آبی است. مذاکرات متعددی نیز برای اتصال شبکه برق ایران، گرجستان، آذربایجان و روسیه صورت گرفته و همکاری برقی در سطح منطقه عملاً شکل گرفته است. با توجه به تفاوت در پیک (اوج) مصرف در ایران و کشورهای منطقه در فصول زمانی مختلف سال، می­تواند نیازهای متقابل طرفین را برطرف نموده و از این نظر جنبه هم تکمیلی بسیار مناسبی وجود دارد. به عنوان مثال، پیک مصرف برق در گرجستان در فصل زمستان و پیک مصرف برق ایران در تابستان است و لذا ایران در تابستان می­تواند وارد کننده برق از گرجستان و در زمستان صادرکننده برق به این کشور باشد. موضوع بسیار مهم دیگری که در زمینه منابع آبی گرجستان در سال های اخیر بارها مطرح شده است، طرح انتقال منابع آبی این کشور به ایران برای احیای دریاچه ارومیه در مقابل واردات گاز ایران به گرجستان (سوآپ گاز در مقابل آب) است که مذاکراتی نیز از سوی دو کشور صورت گرفته است، اما ابعاد و جزئیات این طرح به ویژه مسسیر انتقال و مشخصات فنی و زیرساختی آن هنوز به طور کامل روشن و مشخص نشده است. لذا ضرورت دارد در این زمینه به صورت کارشناسی و تخصصی ورود جدی صورت گیرد تا زمینه­های عملیاتی شدن آن یا عدم تحقق آن مشخص شود. در بازدیدی که اخیراً از سوی اسحاق جهانگیری، معاون رئیس جمهوری از دریاچه ارومیه صورت گرفت نیز به امکان تامین منابع آبی دریاچه ارومیه از خارج از کشور (بدون ذکر نام کشوری خاص) اشاره شد که با توجه به پیشینه طرح این موضوع، انتقال منابع آبی گرجستان می تواند یکی از گزینه های محتمل باشد. در نهایت باید به حوزه گردشگری بین ایران و گرجستان اشاره نمود که به دلیل لغو نظام روادید (صدور ویزا) در دو سال اخیر شاهد تحول قابل توجهی بوده است. طبق گزارش سازمان گردشگری گرجستان، حضور گردشگران ایرانی در این کشور در 8 ماه نخست سال 2017 میلادی، 142 درصد رشد (از 91هزار نفر به حدود 221 هزار نفر) را تجربه کرده است و بدین ترتیب، ایران پس از کشورهای ارمنستان، روسیه، جمهوری آذربایجان و ترکیه، در جایگاه پنجم گردشگری گرجستان قرار گرفته است؛ هرچند، مشکل عدم تعادل در زمینه ورود متقابل گردشگران گرجی به ایران، نیازمند برنامه ریزی مناسب از سوی نهادهای مسئول در حوزه گردشگری در داخل کشور در سال 1397 است که با توجه به لغو نظام روادید (ویزا) برای شهروندان دو کشور و نیز حضور هزاران گرجی در مناطق مختلف کشور از جمله فریدون شهر اصفهان، تحقق این هدف امکان پذیر است. 

 

در نهایت باید به ملاحظات منطقه ای و بین المللی اشاره نمود که می تواند بر روند سیاست خارجی ایران در منطقه قفقاز جنوبی در سال 1397 تاثیرگذار باشد. افزایش شکاف و اختلاف روسیه و جهان غرب به ویژه ایالات متحده آمریکا که طبق تجربه دو دهه گذشته، مناطق پیرامونی روسیه از جمله قفقاز را تحت تاثیر قرار می دهد، تداوم بحران اوکراین و افزایش نقش و جایگاه قفقاز به ویژه جمهوری آذربایجان در کریدور جنوبی انتقال انرژی به اروپا، پایان سلطه و کنترل گروه های افراطی و تروریستی به ویژه داعش و جبهه النصره بر بخش اعظم سوریه و عراق و امکان بازگشت برخی از نیروهای افراطی به منطقه قفقاز (از جمله نیروهای بومی منطقه قفقاز شمالی) و تحریک و فعال شدن مجدد گسل های قومی و هویتی به ویژه در منطقه مورد مناقشه قره باغ از جمله موضوعاتی است که بر سیاست خارجی ایران در منطقه قفقاز جنوبی در سال 1397 تاثیر خواهد داشت.

 

آثار و نتایج مثبت و منفی این تحولات بستگی به مدیریت کلان دیپلماسی کشور و نیز کشورهای منطقه قفقاز جنوبی خواهد داشت. در این راستا، هماهنگی بیشتر دستگاه ها و نهادهای مختلف کشور به ویژه با توجه به تشکیل معاونت دیپلماسی اقتصادی در وزارت امور خارجه، حفظ و تقویت مناسبات دو جانبه ایران با هر کشور ارمنستان، گرجستان و جمهوری آذربایجان در راستای یک رویکرد متوازن و یکپارچه (دیپلماسی خط یک)، تداوم و توسعه مکانیسم های چندجانبه ایران- آذربایجان- ترکیه / ایران- آذربایجان- گرجستان- ترکیه و نیز تعریف مکانیسم سه جانبه ایران- ارمنستان- گرجستان و گسترش و تقویت ارتباط نخبگان و مراکز علمی، دانشگاهی و مطالعاتی ایران و نیز رسانه ای ایران و کشورهای منطقه (دیپلماسی خط دو) می تواند زمینه تحرک و پویایی بیشتر سیاست خارجی ایران در منطقه قفقاز جنوبی در سال 1397 را فراهم نماید.

 

 

 

نویسنده: ولی کوزه گر کالجی، پژوهشگر ارشد مجمع تشخیص مصلحت نظام و عضو شورای علمی ایراس