زهرا توحیدی

ابعاد منطقه ای پروژه تاپی

مقاله ایراس
تاریخ انتشار : چهارشنبه ۱۶ اسفند ۱۳۹۶ ساعت ۰۶:۱۷
Share/Save/Bookmark
 
موافقتنامه انتقال گاز موسم به پروژه تاپی، متشکل از ٤ کشور ترکمنستان، افغانستان، پاکستان و هند، پروژه‌ای با هزینه برآوردی ١٠ میلیارد دلار که حدود ٣٣ میلیارد متر مکعب گاز ترکمنستان را در مدت ٣ دهه به سه کشور ذکر شده منتقل خواهد کرد که سهم هند و پاکستان، هر یک از این میان، ٤٢ درصد و سهم افغانستان، حدود ١٦ درصد از گاز انتقالی می‌باشد.
 

مقدمه
یکی از مهمترین روندهای تأثیرگذار بر آینده بازار انرژی در جهان، تقاضاهای فزاینده در آسیاست که برآمده از عواملی همچون تحولات جمعیتی، رشد اقتصادی و نیاز به انرژی پاک است. بر مبناي آمار آژانس بين المللي انرژي، در آسياي در حال توسعه ( غير از ژاپن و كره جنوبي) تا سال 2030،  تقاضا براي انرژي رابه ميزان  42 درصد افزايش خواهد يافت؛ اين در حالي است كه ايالات متحده و كانادا، در همين مدت فقط 26 درصد تقاضاي جهاني براي انرژي را افزايش خواهند داد.
 
لذا می‌توان گفت که تقاضاها در آسیا، به مهمترین نیروی شکل‌دهنده به تحولات بازار انرژی در دنیا تبدیل شده است. در همین راستا، نياز شديداً رو به تزايد كشورهاي آسيايي به انرژي و ضرورت تامين آن از طريق منابع خارجي، موضوع امنيت انرژي را به مساله‌اي اصلي در دستور كار امنيت ملي اين كشورها تبديل كرده است. به همين دليل است كه اين موضوع، جايگاه والايي در سياست خارجي اين كشورها يافته است.
 
بی‌تردید انرژی به سبب وابستگی اقتصاد ایران به صادرات انرژی، مهمترین مزیت و در عین حال، یک آسیب‌پذیری برای کشور به شمار می‌رود. از همین رو، تحولاتی که در بازار انرژی رخ می‌دهد، می‌تواند فرصت‌ها و تهدیدات مهمی را برای امنیت اقتصادی ایران و جایگاه منطقه‌ای و بین‌المللی کشور ایجاد نماید. لذا نگاه عمیق‌تر و جدی‌تر به پروژه خط لوله انتقال گاز تاپی، ضرورت می‌یابد که در ادامه به این امر خواهیم پرداخت.
 
مشخصات عمومی پروژه تاپی
موافقتنامه انتقال گاز موسم به پروژه تاپی، متشکل از ٤ کشور ترکمنستان، افغانستان، پاکستان و هند، پروژه‌ای با هزینه برآوردی ١٠ میلیارد دلار که حدود ٣٣ میلیارد متر مکعب گاز ترکمنستان را در مدت ٣ دهه به سه کشور ذکر شده منتقل خواهد کرد که سهم هند و پاکستان، هر یک از این میان، ٤٢ درصد و سهم افغانستان، حدود ١٦ درصد از گاز انتقالی می‌باشد. این حجم از گاز، با عبور از هرات، هلمند و قندهار به پاکستان می‌رسد و با عبور از کویته و مولتان، به مرزهای هند و شهر فضیکه این کشور می‌رسد.
 
در واقع پروژه تاپی، متشکل از چندین پروژه است. ایده اولیه پروژه تاپی، نخستین بار در سال ۱۹۹۵ و در ملاقات رهبران پاکستان و ترکمنستان مطرح شد که منجر به امضای یک تفاهم‌نامه‌ در این راستا شد. حتی در ژانویه ۱۹۹۸، در زمان حکومت طالبان، افغانستان تفاهم‌نامه‌ای را مبنی بر اعطای مجوز ادامه کار پروژه تاپی را امضا کرد اما با سقوط رژیم
تغییر ژئوپلتیک انرژی، برای ایران، پیامدهای جدی فوری‌ای به همراه داشته است
طالبان در سال ۲۰۰۱ ، دستاوردهای گذشته از بین رفت. تفاهم‌نامه جدید در سال ۲۰۰۲ بازنگری شد و مورد حمایت کامل واشنگتن قرار گرفت.
 
این پروژه برای اولین بار در سال ۲۰۰۵، در اولین اجلاس کنفرانس همکاری‌های اقتصادی منطقه‌ای برای افغانستان (رکا) میان چهار کشور ترکمنستان، افغانستان، پاکستان و هند رسماً مورد بررسی قرار گرفت. بانک توسعه آسیایی نیز در همان سال، امر مطالعه و بررسی، تعیین نقشه راه و ارزشیابی این پروژه را آغاز کرد. کشورهای درگیر در این پروژه در سال ۲۰۰۶ در دهلی‌نو تشکیل جلسه دادند و  نسبت به سرعت بخشیدن به مقدمات اجرایی این پروژه تعهد کردند.
 
از آن زمان تاکنون، طرح انتقال گاز از ترکمنستان به جنوب آسیا، به عنوان یکی از رؤیا‌های مقامات وقت این کشورها و شرکت‌های بزرگ نفت جهان به شمار می‌رفت. در همین راستا، شرکت آرژانتینی بریداس و شرکت امریکایی یونوکال، شورن، اکسون و توتال،‌ به سرمایه‌گذاری در این پروژه علاقمند بودند اما  هیچ یک از آنها به منظور استحصال نفت و گاز پروژه تاپی نتوانستند به توافق برسند.
 
پروژه تاپی که متشکل از چند طرح از جمله خط لوله انتقال گاز، فیبر نوری، خطوط راه آهن و انتقال برق است، می‌تواند به عنوان مسیر طلایی همکاری میان دو منطقه استراتژیک جنوب آسیا و آسیای مرکزی به ایفای نقش بپردازد. فراهم سازی بستر مناسب همکاری‌های اقتصادی، زمینه‌های اختلاف و درگیری را میان کشورهای این منطقه کاهش داده و نویدی برای پیشرفت و ترقی این دو منطقه بحرانی به شمار خواهد رفت.
 
این نکته را نباید از نظر دور داشت که ترکمنستان، دیپلماسی فعالی را در زمینه بسترسازی حصول و اجرایی شدن پروژه تاپی، در پیش گرفته است؛ از جمله می‌توان به دعوت رئیس جمهور ترکمنستان از دو کشور قطر و عربستان (دو رقیب در عرصه انرژی)، به منظور سرمایه‌گذاری در خط لوله گاز تاپی  و همچنین سفر اخیر وزیر امور خارجه ترکمنستان به عربستان و سپس تهران اشاره نمود.
 
تغییر ژئوپلتیک گاز در آسیا
طی سال‌های اخیر، ژئوپلتیک گاز در آسیا دگرگون شده است و بازیگران جدید و قدرتمندی که از توان تکنولوژیک، سیاسی و مالی بالایی هم برخوردارند، به تدریج در حال تسلط بر این بازارند؛ تحول بزرگی که برخی از آن به عنوان غربی شدن بازار این منطقه تعبیر می‌کنند؛ بدان معنا که آمریکا، کانادا و استرالیا به عنوان کشورهای غربی در حال تبدیل شدن به مهمترین بازیگران در بازار انرژی آسیا به ویژه در حوزه ال‌ان‌جی به شمار می‌روند. زیرا با وجود تلاش‌های تولیدکنندگان اوپک و غیر اوپک برای کاهش تولید و حمایت از قیمت‌ها، به دلیل اشباع عرضه جهانی گزینه‌های ارزان‌تری موجود هستند و در این میان، قیمت نفت آمریکا در مقایسه با قیمت نفت دارای سولفور بالا از خاورمیانه به شکل منطقی
روسیه و چین، بیشتر به مشارکت در ساخت خط لوله گاز پاکستان (شمال و جنوب) متمایل هستند
قابل رقابت است.
 
در همین راستا، هند که سومین مصرف‌کننده بزرگ نفت در جهان است و ٧٧ درصد از انرژی مورد نیاز خود را وارد می‌کند، جدیدترین کشور آسیایی پس از کره جنوبی، ژاپن، چین، تایلند، استرالیا و تایوان است که به خرید نفت از آمریکا اقدام می‌کند
 
مسأله مهم، این است که تغییر ژئوپلتیک انرژی، برای ایران، پیامدهای جدی فوری‌ای به همراه داشته است. عرضه فراوان انرژی، رقابت در این بازار را به شدت افزایش داده و بر اهمیت ژئواکونومیکی انرژی، به شدت نسبت به قبل افزوده است؛ به نحوی که مسأله توان ارائه قیمت رقابتی با تولیدکنندگان بزرگ انرژی که از ظرفیت بالای تکنولوژیکی و تولیدی برخوردار هستند، حائز اهمیت شده است.
 
این در حالی است که ایران به دلیل تحریم‌های متنوع و فشارهای بین‌المللی، تا حد زیادی فاقد ظرفیت‌های مورد نیاز بازار به شدت رقابتی فعلی انرژی شده است. عدم دسترسی ایران به تکنولوژی‌های روز دنیا در عرصه انرژی و نیز عدم سرمایه‌گذاری خارجی در صنعت پرهزینه انرژی، این کشور را به انزوا کشانده است.
 
علاوه بر این، میزان مصرف انرژی در ایران بسیار بالاست؛ این کشور به چهارمین مصرف‌کننده بزرگ انرژی تبدیل شده است؛ امری که از حجم گاز مازاد مصرف داخلی به منظور صادرات، به شدت کاسته است. لذا حداقل در کوتاه مدت، ایران گاز چندانی برای صادرات به بازارهای انرژی ندارد و همین امر، دست برتر را در اختیار رقبای ایران  قرار داده است تا پروژه های سودآور آتی را از آن خود سازند.
 
رقابت چین و روسیه با تاپی
ترکمنستان، چهارمین ذخایر گاز طبیعی در دنیار را دارا می‌باشد؛ با این وجود، عمیقاً به صادرات گاز به چین، وابسته است. پس از کاهش زیاد واردات گاز روسیه از ترکمنستان، چین به تنها بازار صادراتی ترکمنستان تبدیل شد. از سوی دیگر، چین بر ترکمنستان به منظور تعیین قیمت گاز وارداتی، فشار وارد می‌کند. لذا ترکمنستان با پیگیری مجدانه پروژه تاپی، به دنبال کاهش وابستگی اقتصادی خود به چین است؛ امری که برخلاف منافع چین می‌باشد.  
 
علاوه بر این، پروژه تاپی در پاکستان، از ایالت بلوچستان عبور می‌کند؛ ایالتی که در چهارچوب دهلیز اقتصادی چین و پاکستان و نیز تبدیل بندر گوادار به پایگاه فعالیت‌های چین در اقیانوس هند و خلیج فارس از اهمیت بالایی برای این کشور برخوردار است. بنابراین، عملیاتی شدن پروژه تاپی، در رقابت با منافع چین قرار دارد.
 
علاوه بر این، طرح تاپی، در تضاد با منافع روسیه قرار دارد؛ نگاه روسیه به تاپی، به شکل تهدیدی بر کنترل آن بر بازار انرژی آسیای مرکزی است و همچنین کاهش موقعیت و نفوذش بر منطقه است. هر چند که شرکت روسی «گازپروم» در اوایل دهه 1990 برای پذیرش 10 درصد از این پروژه اعلام آمادگی کرده بود اما هیچ شرکت روسی در این پروژه حضور ندارد.
 
روسیه و چین، بیشتر به مشارکت
در بسیاری از گزارشات، پروژه تاپی، به عنوان رقیب اصلی صادرات گاز ایران معرفی می‌شود و حتی برخی، از کارشکنی ایران در پروژه تاپی صحبت به میان آورده‌اند که با حقایق علمی موجود، سازگار به نظر نمی‌رسد
در ساخت خط لوله گاز پاکستان (شمال و جنوب) متمایل هستند. هدف چین، ادامه این خط لوله در مسیر بزرگراه قراقروم و دهلیز اقتصادی چین و پاکستان تا به جنوب منطقه سین کیانگ است. در واقع حمایت سیاسی آمریکا از این پروژه تاپی، پیگیری اهداف خاص سیاست منطقه‌ای ایالات متحده را می‌نمایاند که در جهت محدودسازی بازارهای منطقه‌ای و جهانی گاز طبیعی روسی است.
 
ایران و تاپی
تا پیش از این و طی دو دهه اخیر، ایالات متحده تلاش می‌کرد تا با کارشکنی در پروژه‌های که منافع ایران را به همراه دارد، مانند پروژه خط لوله صلح، به محدودسازی ایران بپرازد. موافقت اولیه برای اجرایی کردن طرح 4 ميليارد دلاري خط لوله صلح، میان ایران و هند در سال 1993، به منظور احداث خط لوله 1700 كيلومتري از ميدان پارس جنوبي ايران منعقد نمودند كه حدود 700 كيلومتر آن از پاكستان عبور مي‌كرد. حتی بانك جهاني و يك شركت ژاپني، به منظور پذيرش فاينانس اين پروژه اعلام آمادگي کرده بودند و روسيه نيز از اين پروژه حمايت كرد اما ايالات متحده مخالف اين طرح بود و به منظور عبور اين خط لوله از افغانستان اعمال فشار مي‌كرد؛ به نحوی که حتی بوش و كاندوليزا رايس، صراحتاً از دولت هند مبني بر قطع همكاري با ايران پيرامون پروژة احداث خط لوله گاز درخواست کردند. زيرا از منظر واشنگتن، گسترش روابط هند با ايران، موجب تقويت توان و نقش ايران در محيط منطقه‌اي و نهايتاً افزايش مطالبات ايران در قبال نظم موجود بين‌المللي مي‌شد.
 
برخی معتقدند به صورت بالقوه، پروژه‌های انتقال انرژی همچون تاپی، می‌تواند موقعیت ایران را به عنوان تأمین کننده اصلی انرژی به خطر اندازد و رقیبی برای ایران تلقی می‌شود. علاوه بر این، با اجرایی شدن پروژه تاپی، امکان پیگیری و اجرای طرح "خط لوله صلح" که گاز ایران را به پاکستان و هند و نهایتاً چین منتقل می‌ساخت، کاملاً از بین خواهد رفت.
 
اما با دقت در جزئیات، منظر دیگری از پروژه تاپی برای ایران نمایان خواهد شد. در واقع با دقت در توان تولیدی و ظرفیت صادرات گاز ایران، جنبه‌های روشن‌تری از مسئله مشخص می‌شود؛ بر اساس گزارش آمار BP از انرژی جهانی، ایران دارای ٢/١٨درصد از ذخایر گاز اثبات شده دنیا، یعنی بیش از روسیه و قطر می‌باشد اما ایران در سال 2015 ، ٤/٨ میلیارد متر مکعب (300 میلیارد فوت مکعب) گاز مایع طبیعی صادر می‌کرد و در همان سال ٥/٧ میلیارد متر مکعب گاز وارد کرد و تا همین اواخر، صرفاً واردکننده صرف گاز از ترکمنستان و آذربایجان بود؛ چرا که قادر نبود تا گاز مورد نیاز شبکه توزیع داخلی کشور را تأمین نماید. حجم صادرات ایران از طریق خط لوله، کمتر از میانمار یا قزاقستان که در مجموع، کمتر از ١ درصد از ذخایر جهانی گاز را در اختیار دارند، می‌باشد.
 
در واقع ایران، چهارمین بازار بزرگ مصرف گاز طبیعی در دنیا است که پس از ایالات متحده، روسیه و چین قرار دارد و به سختی می‌تواند تولید مازاد از تقاضای داخلی خود داشته باشد و براساس برآورد علی امیرانی، مدیر بازاریابی شرکت ملی صادرات گاز ایران، ایران حداقل تا سال 2024 گاز بیشتری مصرف خواهد کرد.
 
وزیر نفت ایران اخیراً اعلام کرد که تولید نفت ایران در میدان غربی پارس جنوبی در خلیج فارس از تولید قطر در منطقه شمال غربی سبقت گرفته است که در صورت تکمیل سایر فازهای پارس جنوبی، ایران فرصت بیشتری برای صادرات گاز در آینده خواهد داشت. این در حالی است
بیش از اینکه تاپی، تهدیدی برای منافع ایران به شمار آید، تغییر ژئوپلتیک انرژی و وجود پروژه‌های رقیب دیگری که تاکنون نیز عملیاتی شده‌اند، مانند توافقنامه انتقال ال.ان.جی از قطر و روسیه به پاکستان در بلندمدت، تهدید جدی‌تری برای منافع ملی جمهوری اسلامی ایران به نظر می‌رسند
که در حال حاضر، انگیزه ایران برای تولید گاز بیشتر، تامین نیازهای بازار داخلی خود و همچنین تزریق مجدد آن به مخازن زیرزمینی به ویژه در برخی از میدان های مشترک با عراق هست. چون تزریق دوباره گاز، می تواند تولید و ذخایر قابل بازیافت نفت را افزایش دهد.
 
ایران به منظور افزایش تولید نفت خام خود، به گاز بیشتری از حجم گاز تزریقی فعلی نیاز دارد. به عنوان مثال، در سال ٢٠١٤، به ٩٣ میلیارد متر مکعب گاز برای تزریق مجدد به چاه‌های نفت خود نیاز داشت اما تنها توانست ٣٢ میلیارد متر مکعب را به این امر اختصاص دهد. در مجموع، باید گفت که حجم مصرف داخلی و نیز گاز موردنیاز برای تزریق به چاه‌های نفت به منظور استخراج نفت، حجم قابل ملاحظه‌ای از گاز را به منظور صادرات برای ایران باقی نمی‌گذارد.
 
جمع‌بندی
در بسیاری از گزارشات، پروژه تاپی، به عنوان رقیب اصلی صادرات گاز ایران معرفی می‌شود و حتی برخی، از کارشکنی ایران در پروژه تاپی صحبت به میان آورده‌اند که با حقایق علمی موجود، سازگار به نظر نمی‌رسد.
 
هر چند که ایران با برخورداری از ۲۷ تریلیون متر مکعب گاز طبیعی، دارای دومین ذخایر بزرگ گازی در دنیا می‌باشد اما در سال‌های اخیر در پی تحریم‌های مختلف بین‌المللی و عدم امکان دسترسی به تکنولوژی‌های پیشرفته مورد نیاز صنعت انرژی و سرمایه‌گذاری‌های خارجی، از یک سو و حجم بالای مصرف داخلی که این کشور را در ردیف چهارمین مصرف‌کننده بزرگ انرژی در دنیا قرار داده است، نتوانسته به اهداف ٢٠ ساله سند چشم‌انداز توسعه خود که کسب سهم ١٠ درصدی از بازار جهانی گاز طبیعی است، دست یابد و سهم مهمی از بازار گاز طبیعی را کسب کند و حتی تا این اواخر، واردکننده صرف گاز بوده است.
 
لذا در کوتاه مدت و حتی میان‌مدت، پروژه تاپی، خطری در جهت محدودسازی صادرات ایران در پی نخواهد داشت. بلکه به نظر می‌رسد که مسأله رقابت با روسیه و چین را پررنگ‌تر مطرح می‌سازد. چون بر موقعیت و نفوذ روسیه بر آسیای مرکزی تأثیر منفی برجای می‌گذارد و کنترل و تسلط آن را بر منطقه کاهش خواهد داد.
 
علاوه بر تاپی، تغییر ژئوپلتیک گاز طبیعی و ظهور و تسلط بازیگران جدید در این عرصه، قیمت‌های رقابتی‌ای را برای مصرف‌کنندگان گاز طبیعی در صدر اهمیت قرار داده است که عرصه رقابت را برای تولیدکنندگان سنتی همچون ایران تنگ ساخته است و بحث تکنولوژی و سرمایه‌گذاری را به منظور کاهش قیمت تمام شده را در اولویت قرار داده است.
 
لذا به نظر می‌رسد که بیش از اینکه تاپی، تهدیدی برای منافع ایران به شمار آید، تغییر ژئوپلتیک انرژی و وجود پروژه‌های رقیب دیگری که تاکنون نیز عملیاتی شده‌اند، مانند توافقنامه انتقال ال.ان.جی از قطر و روسیه به پاکستان در بلندمدت، تهدید جدی‌تری برای منافع ملی جمهوری اسلامی ایران به نظر می‌رسند.
 
هر چند که این مسأله، از اهمیت ضرورت توجه به دیپلماسی انرژی و ایفای نقش فعال در بازار انرژی، جلب سرمایه‌گذاری خارجی در صنایع نفت و گاز، تلاش در جهت افزایش تولید، صادرات و نیز مارکتینگ، برای افزایش نقش ایران در بازار انرژی دنیا، نمی‌کاهد.
 
لذا پیشنهاد می‌شود که دستگاه سیاست خارجی با بکارگیری دیپلماسی فعال به ویژه در مواجهه با همسایگان خود، در جهت کاهش ابهامات و احیاناً اختلافات گام بردارد و زمینه سوتفاهم‌های موجود و احتمالی آتی را کاهش دهد. علاوه بر این، بکارگیری تمام توان در جذب تکنولوژی و سرمایه‌گذاری خارجی به ویژه در بخش انرژی که بر قیمت تمام‌شده انرژی تأثیر مستقیمی برجای می‌گذارد، همت گمارند چرا که اهمیت ژئواکونومی انرژی نسبت به ژئوپلتیک، افزایش یافته است. 
 

 
نویسنده: زهرا توحیدی، پژوهشگر مجمع تشخیص مصلحت نظام و تحلیلگر مسائل آسیا


 
کد مطلب: 3587