سیاست خارجی
سیاست های امنیتی و نظامی
جامعه و سیاست
اقتصاد و انرژی
سازمان های منطقه ای
تاریخ
فرهنگ و هنر


نسخه قابل چاپ

نسخه وب

داخلی » مقاله » سیاست خارجی

ولي کوزه ­گر کالجي

الزامات سیاست قفقازی ایران؛ یکپارچگی و توازن بخشی

مقاله ایراس

۹ اسفند ۱۳۹۶ ساعت ۰:۰۰

مولف : ولی کوزه گر کالجی

ویژگی بارز سیاست خارجی ایران در منطقۀ قفقاز جنوبی که تا حد بسیار زیادی آن را از دو همسایۀ دیگر این منطقه، یعنی روسیه و ترکیه متمایز می‌سازد، حفظ و تداوم روابط دیپلماتیک با هر سه جمهوری قفقاز جنوبی است. این واقعیت یعنی روابط توأمان ایران با جمهوری ارمنستان، جمهوری آذربایجان و جمهوری گرجستان، ظرفیت بسیار ارزشمندی را در اختیار ایران می‌گذارد، برای درپیش‌گرفتن یک رویکرد متوازن و یکپارچه که از آن می‌توان با عنوان «سیاست قفقازی ایران» یاد کرد.



مقدمه

فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی یکی از مهم‌ترین تحولات ژئوپولیتیکی در محیط پیرامونی ایران طی دو قرن اخیر بود. هشت کشور مستقل در مرزهای شمالی ایران شکل گرفت و در مرزهای زمینی ایران با روسیه در قفقاز  بیش از 400 کیلومتر و در آسیای مرکزی بیش از 1500 کیلومتر فاصله ایجاد شد و بدین‌ترتیب برای نخستین بار بعد از قرن 18 میلادی، ایران و روسیه به دو کشور همسایه با مرزهای آبی در دریای خزر و بدون مرزهای زمینی تبدیل شدند. پیوندهای کهن و عمیق ایران با مناطق آسیای مرکزی و قفقاز موجب شد ایران از نخستین کشورهای جهان باشد که استقلال کشورهای این مناطق را به رسمیت می‌شناسد. ایران در 25 دسامبر 1991 میلادی، استقلال جمهوری ارمنستان، در 4 ژانویۀ 1992 میلادی استقلال جمهوری آذربایجان و در 15 می 1992 نیز استقلال جمهوری گرجستان را به رسمیت شناخت و در شرایط پرالتهاب منطقۀ قفقاز جنوبی در ابتدای دهۀ 1990 میلادی، در ایروان، باکو و تفلیس نمایندگی سیاسی تأسیس کرد. در مقابل نمایندگی‌های سیاسی جمهوری ارمنستان، جمهوری آذربایجان و جمهوری گرجستان نیز در تهران گشایش یافت. در وزارت امور خارجۀ ایران، ستاد کشورهای آسیای مرکزی و قفقاز تأسیس شد و اندکی بعد ذیل معاونت آسیااقیانوسیه، به‌عنوان ادارۀ کل مشترک‌المنافع، با سه ادارۀ آسیای مرکزی و افغانستان، ادارۀ قفقاز و ترکیه و ادارۀ روسیه و حوزۀ بالتیک شکل گرفت که مسئولیت تنظیم و پیگیری مناسبات با کشورهای منطقه از جمله منطقۀ قفقاز جنوبی را بر عهده گرفت. به‌منظور شناخت بیشتر از کشورهای منطقه، روند تحولات آن و نیز جایگاه و نقش‌آفرینی ایران در این مناطق، فصلنامۀ تخصصی مطالعات آسیای مرکزی و قفقاز نیز از سوی دفتر مطالعات سیاسی و بین‌المللی وزارت امور خارجه منتشر شد و نیز برگزاری کنفرانس بین‌المللی سالانۀ آسیای مرکزی و قفقاز از سوی همین مرکز مطالعاتی آغاز شد.   

 

در این بین، پیوندهای عمیق و کهن تاریخی و فرهنگی میان ایران با ملل قفقاز جنوبی نقش بسیار مهمی در ایجاد و توسعۀ مناسبات ایران با کشورهای این منطقه ایفا کرد. زمینۀ پیوندهای مردمی و اجتماعی میان ایران با کشورهای قفقاز جنوبی را عواملی به وجود آوردند که عبارت‌اند از: وجود میلیون‌ها نفر آذری مسلمان شیعی در مناطق شمال غربی ایران با قرابت‌های بسیار فراوان و تاریخی با مردم جمهوری آذربایجان، پیوندهای قومی، زبانی و دینی ده‌ها هزار ارمنی ساکن شهرهای تبریز، جلفا، تهران و اصفهان با جمهوری ارمنستان به‌عنوان تنها همسایۀ مسیحی ایران و قرابت‌های زبانی و قومی هزاران گرجی ساکن مناطق مختلف ایران از جمله فریدون‌شهر اصفهان با جمهوری گرجستان. این پیوندها به‌عنوان پشتوانه‌ای برای دیپلماسی رسمی و دولتی، ظرفیت گران‌سنگی را در اختیار جمهوری اسلامی ایران، جمهوری ارمنستان، جمهوری آذربایجان و جمهوری گرجستان قرار داد. حتی در سطح رسمی نیز بسیاری از مقامات جمهوری آذربایجان اصالت و ریشۀ خانوادگی در شهرها و مناطق آذری‌نشین ایران مانند خوی، سلماس، تبریز و جلفا داشتند. این امر دربارۀ مقامات جمهوری ارمنستان و گرجستان نیز صادق است. چنانکه گریگور آراکلیان، سفیر سابق ارمنستان در ایران متولد تبریز است و مرحوم جِمشید گیوناشْویلی، سفیر سابق گرجستان در ایران، نیز متولد تهران بود.

 

بنابراین زمانی که فروپاشی اتحاد شوروی و استقلال کشورهای منطقۀ قفقاز جنوبی روی داد، صحبت از این نبود که ایران روابط خود را با این کشورها «ایجاد» کند، بلکه صحبت از این بود که این روابط باید «احیاء» شود. چرا که روابط ایران با ملت‌های این مناطق ریشه در تاریخ داشت و تنها در مقطع حاکمیت اقتدارگرای اتحاد جماهیر شوروی و پرده‌های آهنین کمونیسم، برای هفت دهه این پیوندها قطع و گسسته شده بود و اکنون زمان «احیا»ی آن فرا رسیده بود. ایران از نخستین کشورهای جهان بود که استقلال جمهوری ارمنستان، جمهوری آذربایجان و جمهوری گرجستان را به رسمیت شناخت و در ایروان، باکو و تفلیس نمایندگی سیاسی تأسیس کرد. دولت ایران با اتخاذ یک سیاست اصولی استوار بر پایۀ حسن همجواری با همۀ همسایگان، روابط با جمهوری آذربایجان مسلمان شیعی را به موازات روابط با جمهوری ارمنستان و جمهوری گرجستان مسیحی توسعه داد، جدایی و استقلال مناطقی چون قره‌باغ، آبخازیا و اوستیای جنوبی را به رسمیت نشناخت، بر یکپارچگی سرزمینی کشورهای نوبنیاد قفقاز تأکید کرد، به‌صورت فعالانه وارد عرصۀ میانجی‌گری برای پایان‌بخشیدن یا دست‌کم کاهش اختلافات در منطقه، به‌ویژه در مناقشۀ قره‌باغ وارد شد، به تثبیت حاکمیت ملی و ثبات سیاسی در کشورهای منطقه کمک کرد و طرح‌های اقتصادی و ترانزیتی متعددی را برای گسترش روابط اقتصادی و تجاری با منطقۀ قفقاز جنوبی به اجرا گذشت که این روند با فراز و نشیب‌های مختلف تا زمان حاضر ادامه داشته است.

 

هر چند رویکرد کلان سیاست خارجی ایران در منطقۀ قفقاز و نیز آسیای مرکزی از سوی ناظران خارجی با تعابیر مختلفی مانند «سیاست دسته گل» فرد هالیدی، «بازیگر بی‌میل» اسوانته کورنل و «عمل‌گرایی» شیرین هانتر مطالعه و بررسی شده است، اما واقعیت آن است که ایران در مقاطع بروز بحران و جنگ در منطقۀ قفقاز جنوبی، اولویت نخست را کمک‌های انسانی به مردم هر سه کشور ارمنستان، جمهوری آذربایجان و گرجستان قرار داد و این امر را فارغ از ملاحظات سیاسی و ژئوپولیتیکی و فراتر از مسائل قومی آذری، ارمنی و گرجی یا مسلمان شیعی و مسیحی دنبال کرد. چنانکه در جریان جنگ قره‌باغ از یک سو مرزهای خود را به سوی آوارگان آذری، به‌خصوص در نواحی فضولی و زنگلان، گشود، کمک‌های امدادی و پزشکی و انسانی در اختیار آن‌ها قرار داد و در شرایط سخت آن روزها با صادرات برق و سایر مساعدت‌های اقتصادی به منطقۀ خودمختار نخجوان و ایجاد ارتباط زمینی بین جمهوری آذربایجان و با این منطقه برونگان، ایران در کنار مردم نخجوان قرار گرفت؛ اما از سوی دیگر، در شرایطی که ارمنستان در اوج جنگ قره‌باغ در محاصرۀ سرزمینی شدید از طرف آذربایجان و ترکیه قرار داشت، پل شناوری با حمایت ایران در منطقۀ نورودوز بر روی رود ارس در سال ۱۹۹۲ میلادی نصب شد که نقش حیاتی برای برون‌رفت ارمنستان از محاصره و تنگنای اقتصادی در آن مقطع داشت. مشابه همین رویکرد در قبال جمهوری گرجستان نیز در پیش گرفته شد. به هنگام بروز بحران در روابط گرجستان و روسیه و در روزهای سرد 22 ژانویۀ سال 2006 میلادی که  خط لولۀ انتقال گاز روسیه به گرجستان منفجر شد و صدور گاز به این کشور قطع شد، ایران با صدور گاز به گرجستان به‌مدت 15 روز توانست مردم این کشور را از سختی و فشار روزهای سرد زمستان نجات دهد. چنین مصادیقی در روابط ایران و جمهوری‌های قفقاز جنوبی فراوان است که گویای نوع نگرش ایران به ملت‌های این منطقه است. 

 

در «سطح اعلانی» دربارۀ سیاست خارجی ایران در قبال مناطق مختلف جهان از جمله منطقۀ قفقاز، سند جداگانه و مستقلی وجود ندارد؛ باوجوداین «سند چشم‌انداز بیست‌سالۀ جمهوری اسلامی ایران» در افق ۱۴۰۴ هجری شمسی یا 2025 میلادی که به‌عنوان بالاترین سند رسمی و قانونی پس از قانون اساسی در سال ۱۳۸۲ منتشر شده است، نشان می‌دهد که سیاستگذار ایرانی، به مناطق آسیای مرکزی و قفقاز در چهارچوب جغرافیای وسیع «آسیای جنوب غربی» توجه خاصی نشان داده است و «مناطق آسیای مرکزی و قفقاز» یکی از مناطق زیرمجموعۀ «منطقۀ آسیای جنوب غربی» مورد نظر سند چشم‌انداز بیست‌سالۀ جمهوری اسلامی ایران است. در ابتدای سند چشم‌انداز دربارۀ هدف نهایی ایران در منطقۀ آسیای غربی در افق سال 1404 آمده است: «دست‌یافتن به جایگاه اول اقتصادی، علمی و فناوری در سطح منطقۀ آسیای جنوب غربی  ­(شامل آسیای میانه، قفقاز، خاورمیانه و کشورهای همسایه) با تأکید بر جنبش نرم‌افزاری و تولید علم، رشد پرشتاب و  مستمر اقتصادی، ارتقای نسبی سطح درآمد سرانه و رسیدن به اشتغال کامل».

 

بنابراین توجه به محتوای سند چشم‌انداز به‌خوبی نشان می‌دهد که منطقۀ قفقاز به‌عنوان بخش مهمی از منطقۀ جغرافیایی وسیع آسیای جنوب غربی، از جایگاه قابل توجهی نزد سیاستگذار ایرانی برخوردار است و توسعۀ مناسبات ایران با جمهوری ارمنستان، جمهوری آذربایجان و جمهوری گرجستان به‌منزلۀ تحقق بخشی از اهداف کلان «سند چشم‌انداز بیست‌سالۀ جمهوری اسلامی ایران» در افق ۱۴۰۴ هجری شمسی یا 2025 میلادی  است و صرفاً روابط عادی و کوتاه‌مدت را دربر‌نمی‌گیرد.

 

اما در «سطح اعمالی» ویژگی بارز سیاست خارجی ایران در منطقۀ قفقاز جنوبی که تا حد بسیار زیادی آن را از دو همسایۀ دیگر این منطقه، یعنی روسیه و ترکیه متمایز می‌سازد، حفظ و تداوم روابط دیپلماتیک با هر سه جمهوری قفقاز جنوبی است. این واقعیت یعنی روابط توأمان ایران با جمهوری ارمنستان، جمهوری آذربایجان و جمهوری گرجستان، ظرفیت بسیار ارزشمندی را در اختیار ایران می‌گذارد، برای درپیش‌گرفتن یک رویکرد متوازن و یکپارچه که از آن می‌توان با عنوان «سیاست قفقازی ایران» یاد کرد. باوجوداین با توجه به فراز و نشیب‌هایی که در روابط ایران با جمهوری‌های قفقاز جنوبی در 25 سال گذشته روی داده است، ایران نتوانسته است به‌صورت مطلوب و حداکثری رویکرد متوازن و یکپارچه‌ای را در سطح این منطقه به اجرا بگذارد. با عنایت به نکته‌های یادشده، در این نوشتار کوشش می‌شود با مروری تحلیلی بر مناسبات ایران با جمهوری‌های قفقاز جنوبی، مهم‌ترین الزامات و مؤلفه‌های رویکرد متوازن و یکپارچۀ ایران در قفقاز جنوبی مطالعه و بررسی شود تا درک بهتری از «سیاست قفقازی ایران» حاصل شود.

 

الزامات رویکرد متوازن ایران در قفقاز جنوبی

اکنون بیش از 25 سال از استقلال جمهوری ارمنستان، جمهوری آذربایجان و جمهوری گرجستان و برقراری روابط دیپلماتیک میان ایران و این کشورها می‌گذرد. با همۀ فراز و نشیب‌هایی که طی 25 سال گذشته بر روابط ایران با سه کشور منطقۀ قفقاز جنوبی گذشت، هرگز این روابط قطع نشد. در حال حاضر، از بین سه همسایۀ جغرافیایی بلافصل منطقۀ قفقاز یعنی ایران، روسیه و ترکیه، تنها ایران است که با هر سه کشور ارمنستان، جمهوری آذربایجان و جمهوری گرجستان روابط دیپلماتیک دارد. روابط ترکیه با ارمنستان به‌دلیل مناقشۀ قره‌باغ از سال 1992 میلادی تاکنون قطع است و روابط روسیه با گرجستان نیز بعد از مداخلۀ نظامی روسیه در مناطق آبخازیا و اوستیای جنوبی از اوت 2008 میلادی تا کنون قطع است؛ باوجوداین حفظ روابط دیپلماتیک ایران با هر سه جمهوری قفقاز جنوبی به معنی استفادۀ مطلوب و حداکثری از این ظرفیت در عرصۀ سیاست خارجی ایران نیست و در عمل تداوم و تقویت این رویکرد متوازن نیازمند توجه به الزامات و قواعدی است که در ادامه به مهم‌ترین موارد آن اشاره می‌شود.  

 

الف: مدیریت رویکرد متوازن در عرصۀ دیپلماسی

نخستین و مهم‌ترین ملاحظه در حفظ و تقویت رویکرد متوازن ایران در منطقۀ قفقاز جنوبی، «مدیریت رویکرد متوازن در عرصۀ دیپلماسی» است. یکی از مهم‌ترین شاخص‌های رویکرد متوازن، سفر متقابل مقامات ارشد ایران و جمهوری‌های قفقاز جنوبی است که نشان‌دهندۀ سطح مناسبات دوجانبه و ارادۀ سیاسی رهبران کشورها برای تقویت روابط است. از این منظر اگر به روند سیاست خارجی و مناسبات دیپلماتیک ایران با سه کشور قفقاز جنوبی نگریسته شود، می‌توان به این جمع‌بندی رسید که رویکرد تقریباً متوازن ایران در این منطقه از دوران ریاست جمهوری مرحوم هاشمی رفسنجانی به بعد روند نامتوازن‌تری به خود گرفت.

 

بخش مهمی از دیپلماسی ایران در دوران ریاست جمهوری مرحوم هاشمی رفسنجانی معطوف به میانجی‌گری در جنگ قره‌باغ بود که نقش مرحوم هاشمی رفسنجانی، رئیس‌جمهور و علی اکبر ولایتی، وزیر امور خارجه و محمود واعظی، معاون اروپا و امریکای وزارت خارجه در آن بسیار برجسته و شایان توجه بود. در این مقطع، ایران رویکرد تقریباً متوازنی را در سطح مناطق آسیای مرکزی و قفقاز به نمایش گذاشت. جلوۀ بارز این رویکرد متوازن در روند میانجی‌گری میان جمهوری ارمنستان و جمهوری آذربایجان بود که مقامات ارشد ایرانی، به‌ویژه علی‌اکبر ولایتی و محمود واعظی، سفرهای متعدد و همزمانی را به باکو و ایروان انجام دادند. ایران از نخستین کشورهایی بود که زمینۀ توافق آذربایجان و ارمنستان را در بحران قره‌باغ در سال 1992 میلادی فراهم آورد. موافقتنامۀ تهران با حضور لئون ترپطروسیان و یعقوب محمداف (کفیل ریاست جمهوری آذربایجان) و با میانجی‌گری اکبر هاشمی رفسنجانی (رئیس‌جمهور وقت) در می 1992 میلادی به امضا رسید که نقطۀ عطفی در اقدامات میانجی‌گرایانۀ ایران در بحران قره‌باغ به شمار می‌رفت. هر چند به‌دلیل کارشکنی‌های برخی جناح‌های سیاسی داخلی این کشورها و نیز قدرت‌های خارجی به نتیجۀ نهایی و مورد نظر نرسید. ایران در پایان‌بخشیدن به جنگ قره‌باغ که می‌توانست موفقیت ایران در پایان‌بخشیدن به جنگ داخلی در تاجیکستان در آسیای مرکزی را در منطقۀ قفقاز نیز تکرار کند، ناکام ماند، اما رویکرد تقریباً متوازن ایران در قبال جمهوری آذربایجان و جمهوری ارمنستان تا پایان ریاست جمهوری مرحوم هاشمی رفسنجانی در مرداد 1376 (اوت 1997 میلادی) ادامه یافت.

 

اتخاذ رویکرد تقریباً متوازن ایران در عرصۀ مناسبات دیپلماتیک در قبال هر سه کشور ارمنستان، جمهوری آذربایجان و گرجستان در دوران ریاست جمهوری مرحوم هاشمی رفسنجانی، به روشنی از مواردی دریافت می‌شود که عبارت‌اند از: شرکت لئون ترپطروسیان در آیین افتتاح راه‌آهن بافق‌بندرعباس در سال 1995 میلادی به‌موازات شرکت حیدر علی‌اف در مراسم افتتاح خط راه‌آهن سرخس‌تجن در می 1996 میلادی، دیدار حسن حبیبی، معاون اول وقت رئیس‌جمهوری ایران، به فاصلۀ کمتر از سه ماه از باکو (28 اکتبر 1996)، تفلیس (4 نوامبر 1996) و ایروان (دسامبر 1996) و سفر همزمان علی‌اکبر ولایتی به ایروان و باکو در آوریل 1997. در رابطه با جمهوری گرجستان نیز تحرکات دیپلماتیک ایران در آن مقطع شایان توجه بود. ادوارد شوارد نادزه، رئیس‌جمهور وقت گرجستان، در سال 1993 از ایران دیدار کرد و هاشمی رفسنجانی نیز در آوریل 1995 به گرجستان سفر کرد. دیدار مقامات متقابل دو کشور در سطح نخست‌وزیر، وزیر امور خارجه و رئیس مجلس نیز در این مقطع دنبال شد که گویای ارادۀ سیاسی مقامات ارشد ایران و گرجستان برای شکل‌دهی به مناسبات فی‌مابین بود.

 

در دوران هشت‌سالۀ ریاست جمهوری سیدمحمد خاتمی (1376- 1384) مناسبات ایران با جمهوری‌های قفقاز جنوبی ادامه یافت؛ هر چند از روند نسبتاً متوازن دوران هاشمی رفسنجانی فاصله گرفت و در این مقطع، رؤسای جمهور ارمنستان (2 بار)، جمهوری آذربایجان (3 بار) و جمهوری گرجستان (1 بار) به ایران سفر کردند، اما رئیس‌جمهوری ایران فقط به جمهوری آذربایجان و ارمنستان سفر کرد و با وجود دیدار میخائیل ساکاشویلی از تهران، دیداری از تفلیس در سطح رئیس‌جمهوری صورت نگرفت و به جای آن، معاون اول رئیس‌جمهوری (محمدرضا عارف) به گرجستان سفر کرد. با وجود سفرهای متعددی که در سطح رؤسای مجلس کشورهای منطقه به ایران در این مقطع صورت گرفت، اما رؤسای مجلس شورای اسلامی ایران، مانند دوران ریاست‌جمهوری هاشمی رفسنجانی، سفری به منطقه نداشتند. این موضوع ضعفی در دیپلماسی پارلمانی ایران در قفقاز جنوبی در یک فاصلۀ نسبتاً طولانی 15 ساله (1991 تا 2005 میلادی) به شمار می‌رفت. اما در سطح وزیر امور خارجه، تحرک دیپلماتیک ارمنستان در این مقطع بسیار شایان توجه است که با 6 دیدار رسمی فاصلۀ معناداری را با جمهوری آذربایجان (2 دیدار) و جمهوری گرجستان (3 دیدار) ایجاد کرد.

 

در دوران هشت‌سالۀ ریاست جمهوری محمود احمدی‌نژاد (1384- 1392)، مناسبات ایران و جمهوری‌های قفقاز جنوبی ادامه یافت؛ هر چند با فراز و نشیب‌های فراوانی روبه‌رو شد؛ به‌دلیل تشدید رویکرد غرب‌گرایانۀ گرجستان، به‌ویژه پس از جنگ اوت 2008 میلادی با روسیه، سردی و تنش در روابط ایران با جمهوری آذربایجان در نتیجۀ فعالیت گروه‌های اسلامی در جمهوری آذربایجان، تأثیرگذاری عامل ثالث (رژیم اسرائیل) و تحریک احساسات قومی و تجزیه‌طلبانه در مناطق آذری‌نشین ایران و مهم‌تر از همه تشدید تنش میان ایران و جهان غرب دربارۀ فعالیت‌های هسته‌ای و اعمال تحریم‌های گستردۀ اقتصادی از سوی شورای امنیت سازمان ملل متحد، اتحادیۀ اروپا و ایالات متحدۀ امریکا که بر روابط اقتصادی و تجاری ایران با هر سه کشور منطقۀ قفقاز جنوبی تأثیر منفی بر جای گذاشت.

 

در این مقطع هر یک از رؤسای جمهور ارمنستان و جمهوری آذربایجان دو بار از ایران دیدند که البته فقط یک دیدار رئیس‌جمهور آذربایجان در سطح دوجانبه (10 مارس 2009) بود و دیدار دیگر به شرکت الهام علی‌اف در دومین اجلاس سران کشورهای ساحلی دریای خزر در تهران (16 اکتبر 2007) برمی‌گشت که در مقایسه با 3 سفر رئیس‌جمهوری آذربایجان به ایران در دوران ریاست جمهوری سید محمد خاتمی کاهش محسوسی را نشان می‌دهد. در مقابل، محمود احمدی‌نژاد نیز  نیز 3 بار به ارمنستان و 4 بار به جمهوری آذربایجان سفر کرد. با این تفاوت که هر سه دیدار رئیس‌جمهور ایران از ارمنستان در سطح دوجانبه بود، اما تنها دو دیدار از باکو و  نخجوان در سطح دوجانبه و دو دیدار دیگر در سطح چندجانبه و مربوط به شرکت رئیس‌جمهور ایران دو اجلاس سران اکو در جمهوری آذربایجان در 5 می 2006 و 15 اکتبر 2012 میلادی بود. باوجوداین نکتۀ مثبت روابط ایران با جمهوری آذربایجان و ارمنستان در این مقطع، تحرک بسیار مناسب در سطح دیپلماسی پارلمانی بود که هر یک از رؤسای مجلس دو کشور دو بار به ایران سفر کردند و در مقابل رؤسای وقت مجلس شورای اسلامی (غلامعلی حداد عادل و علی لاریجانی) نیز به باکو و ایروان سفر کردند که این امر در مقایسه با دیدارنکردن رؤسای پارلمان‌های ایران، جمهوری آذربایجان و ارمنستان در فاصلۀ نسبتاً طولانی 15 ساله (1991 تا 2005 میلادی) پیشرفت چشمگیری به شمار می‌رفت.

 

اما در این مقطع، هیچ دیدار متقابلی میان رؤسای جمهور ایران و جمهوری گرجستان در تهران و تفلیس صورت نگرفت. میخائیل ساکاشویلی و محمود احمدی‌نژاد در حاشیۀ اجلاس مجمع عمومی سازمان ملل متحد در نیویورک در شهریور 1384 (سپتامبر 2006) دیدار کردند و مباحثی دربارۀ دیدار متقابل رؤسای جمهور دو کشور در آینده مطرح شد، اما تا پایان ریاست جمهوری محمود احمدی‌نژاد (اوت 2013) و میخائیل ساکشویلی (نوامبر 2013) دیداری میان آن‌ها صورت نگرفت که به موازات دیدارنکردن نخست‌وزیر و رئیس پارلمان گرجستان از ایران و دیدارنکردن معاون اول رئیس‌جمهور و رئیس مجلس شورای اسلامی از گرجستان، گویای کاهش سطح مناسبات تهران و تفلیس نسبت به دوران قبل بود. تشدید رویکردهای غرب‌گرایانۀ دولت وقت گرجستان به موازات تقابل آشکار و جدی دولت وقت ایران با جهان غرب، وقوع بحران اوت 2008 میلادی میان روسیه و گرجستان و تشدید تحریم‌های بین‌المللی علیه ایران دربارۀ پرونده هسته‌ای، نقش مهمی در شکل‌گیری این وضعیت داشت. نمونۀ بارز این امر، خروج یکجانبۀ گرجستان از توافقنامۀ لغو روادید با ایران در ژوئن 2013 بود. این اقدام در حالی صورت گرفته بود که ایران هنگام بروز بحران گازی میان گرجستان و روسیه و در زمستان سرد ژانویۀ سال 2006 میلادی اقدام به صدور گاز به گرجستان کرد و در جریان جنگ اوت 2008 میلادی نیز از حاکمیت ملی و یکپارچگی سرزمینی گرجستان حمایت کرده بود، جدایی و استقلال یک‌جانبۀ مناطق اوستیای جنوبی و آبخازیا را به رسمیت نشناخت و الگوی 3+ 3 را بر مبنای همکاری 3 جمهوری قفقاز شامل ارمنستان، گرجستان و آذربایجان و نیز 3 کشور روسیه، ایران و ترکیه مطرح کرد تا مشکلات بحران گرجستان حل و فصل شود.­

 

با انتخاب حسن روحانی به‌عنوان رئیس‌جمهور جدید ایران در سال 1392 (2013 میلادی)، سیاست خارجی ایران در قبال جمهوری‌های قفقاز جنوبی ادامه یافت؛ هرچند همچنان با عدم توازن در سطح کلان مواجه بود. در مراسم رسمی تحلیف حسن روحانی که در مرداد 1392 در مجلس شورای اسلامی برگزار شد، از منطقۀ قفقاز فقط جمهوری ارمنستان در سطح رئیس‌جمهور (سرژ سارگسیان) شرکت کرد و اکتای اسدف، رئیس مجلس به نمایندگی از جمهوری آذربایجان و کنستانتین سورگولادزه وزیر دولتی گرجیان خارج از کشور نیز به نمایندگی از جمهوری گرجستان در این مراسم حاضر شدند. باوجوداین در عمل روابط ایران و جمهوری آذربایجان در دوران ریاست جمهوری حسن روحانی به‌صورت چشم‌گیری توسعه یافت که نماد بارز آن بیش از 5 دیدار دوجانبه (3 سفر الهام علی‌اف به تهران و دو سفر حسن روحانی به باکو) و نیز 3 دیدار چندجانبه در استانبول (سیزدهمین اجلاس سران کشورهای عضو سازمان همکاری اسلامی)، نیویورک (اجلاس مجمع عمومی سازمان ملل متحد) و داووس (چهل و چهارمین اجلاس مجمع جهانی اقتصاد) بود. شکل‌گیری مکانیسم سه‌جانبۀ ایران‌آذربایجان‌روسیه برای تحقق کریدور شمال‌جنوب، به‌ویژه با اتصال شبکۀ ریلی سه کشور، نیز نشانۀ دیگری از توسعۀ مناسبات تهران‌باکو بود. از دلایل اصلی نزدیکی مناسبات تهران‌باکو در این مقطع عبارت‌اند از: علاقه و اعتماد شخصی رؤسای جمهور دو کشور نسبت به یکدیگر، کاهش بهای جهانی نفت و گاز و ضرورت همکاری جمهوری آذربایجان به‌عنوان یک کشور خارج از عضو اوپک گازی و نفتی با ایران، سردی مناسبات جمهوری آذربایجان با غرب، توافق هسته‌ای ایران با گروه 1+5 و لغو تحریم‌های وضع‌شده علیه ایران و تهدیدات مشترک ایران و جمهوری آذربایجان در زمینۀ تروریسم و افراط‌گرایی دینی در قفقاز، سوریه و عراق.

 

اما روابط ایران و ارمنستان نسبت به جمهوری آذربایجان توسعۀ متوازنی را در این مقطع تجربه نکرد. از طرف ارمنستان، رئیس‌جمهور، نخست‌وزیر، رئیس مجلس ملی و وزیر امور خارجه (2 مرتبه) به ایران سفر کردند، اما در مقابل سفر رئیس‌جمهوری ایران در آذر 1395 (دسامبر 2016 میلادی) و به فاصلۀ 3 سال از حضور سرژ سارگسیان در مراسم تحلیف حسن روحانی در مرداد 1392 (اوت 2013 میلادی) صورت گرفت. سفر اسحاق جهانگیری، معاون اول رئیس‌جمهوری ایران، به ایروان در اکتبر 2015 میلادی و دو سفر جواد ظریف، وزیر امور خارجۀ ایران تا اندازه‌ای از شکاف ایجادشده در روابط نامتوازن ایران با جمهوری آذربایجان و ارمنستان کاست، اما با توجه به 8 دیدار دوجانبه و چندجانبۀ رؤسای جمهور ایران و جمهوری آذربایجان در مقابل 2 دیدار رؤسای جمهور ایران و ارمنستان، نسبت به دوره‌های قبل عدم توازن بیشتری در سطح کلان عرصۀ دیپلماسی شکل گرفت. 

 

مناسبات دیپلماتیک ایران و گرجستان نیز با وجود رفت و آمد هیئت‌های مختلف و برقراری مجدد رژیم لغو ویزا میان دو کشور، سطح بالایی را تجربه نکرد. حسن روحانی با ایراکلی غاریباشویلی، نخست‌وزیر گرجستان، در حاشیۀ اجلاس مجمع عمومی سازمان ملل متحد در سپتامبر 2014 میلادی و اسحاق جهانگیری، معاون اول رئیس‌جمهور با گئورگی مارگولاشویلی، رئیس‌جمهور گرجستان، در حاشیۀ اجلاس سیاست بی‌طرفی ترکمنستان در نوامبر 2016 میلادی دیدار کردند، اما دیداری میان رؤسای جمهور و نخست‌وزیر و معاون اول رئیس‌جمهور ایران در تهران و تفلیس صورت نگرفت و تنها دیدار دیپلماتیک مهم، دیدار میخائیل جانلیدزه با محمدجواد ظریف و وزرای امور خارجۀ ایران و گرجستان در حاشیۀ کنفرانس امنیتی مونیخ در فوریۀ 2016 میلادی بود.

 

روند مناسبات دیپلماتیک ایران و گرجستان در سال ٢٠١٧ میلادی وارد مرحله جدیدی شد. سفر جانلیدزه به تهران برای شرکت در مراسم یادبود مرحوم هاشمی رفسنجانی در ژانویۀ 2017 میلادی، سفر محمدجواد ظریف به تفلیس در ١٨ آوریل ٢٠١٧ میلادی که نخستین سفر ایشان به گرجستان در دوران تصدی مسئولیت وزارت خارجه بود و متعاقب آن، سفر گئورگی کویریکاشویلی، نخست وزیر گرجستان به تهران در ٢٢ آوریل ٢٠١٧ میلادی (تنها یک هفته پس از سفر جواد ظریف به گرجستان) گویای تحول جدید و متفاوتی در روابط ایران و گرجستان بود که این امید و انتظار را ایجاد نمود که روابط دو کشور پس از فراز و نشیب های فروان و سیر نزولی که به مدت بیش از دو دهه تجربه کرده بود، مجدداً به سطح مناسب ابتدای دهه ١٩٩٠ میلادی بازگردد.

 

مرور اجمالی که بر مناسبات دیپلماتیک ایران و جمهوری‌های قفقاز جنوبی بر مبنای سفر متقابل چهار مقام ارشد یعنی رئیس‌جمهور، نخست‌وزیر (معاون اول)، رئیس مجلس و وزیر امور خارجه گویای آن است که ایران با وجود فراز و نشیب‌های مختلف برای حفظ روابط متوازن با هر سه جمهوری قفقاز جنوبی کوشیده است. هر چند، نسبت به دوره‌های گذشته، به‌ویژه دوران ریاست جمهوری هاشمی رفسنجانی (1368- 1376) از روند تقریباً متوازن فاصله گرفته است. این امر در عدم توازن در روابط ایران با جمهوری آذربایجان و ارمنستان و نیز کاهش شایان توجه سطح مناسبات دیپلماتیک با جمهوری گرجستان کاملاً قابل مشاهده است که با سیاستگذاری و برنامه‌ریزی مناسب باید در راستای بهبود آن کوشش کرد.

 

نکتۀ بسیار مهمی که دربارۀ «مدیریت رویکرد متوازن در عرصۀ دیپلماسی» شایان توجه است، حفظ رویکرد متوازن در عرصۀ کلان دیپلماسی ایران در سطح منطقۀ قفقاز جنوبی است. در چهارچوب این رویکرد کلان می‌توان روابط متفاوتی را در سطوح مختلف با کشورهای این منطقه برقرار کرد. در واقع، «توازن» به معنی «تساوی» نیست و ایران متناسب با ظرفیت‌ها و توانایی‌های متفاوت جمهوری ارمنستان، جمهوری آذربایجان و جمهوری گرجستان می‌تواند سیاست خارجی مورد نظر خود را به پیش ببرد. چنانکه در ابتدای این فصل اشاره شد، در بین سه همسایۀ جغرافیایی بلافصل منطقۀ قفقاز، یعنی ایران، روسیه و ترکیه، فقط ایران است که با هر سه جمهوری قفقاز جنوبی روابط سیاسی و دیپلماتیک دارد و همین امر درپیش‌گرفتن یک رویکرد متوازن را بیش از پیش ضرورت می‌بخشد. در این راستا، سفر همزمان هر یک از چهار مقام ارشد ایران که در این بخش مورد توجه قرار گرفت یعنی رئیس‌جمهور، معاون اول رئیس‌جمهور، رئیس مجلس شورای اسلامی و وزیر امور خارجه به سه کشور ارمنستان، جمهوری آذربایجان و گرجستان، از جمله اقدامات ضروری و مناسبی است که می‌تواند تا حد بسیار زیادی به تحقق این رویکرد کمک کند. دیدار حسن حبیبی، معاون اول وقت رئیس‌جمهوری ایران، به فاصلۀ کمتر از سه ماه از باکو (28 اکتبر 1996)، تفلیس (4 نوامبر 1996) و ایروان (دسامبر 1996) و سفر همزمان علی‌اکبر ولایتی به ایروان و باکو در آوریل 1997 میلادی نشان می‌دهد ایران در عرصۀ دیپلماسی از چنین ظرفیت و توانایی برخوردار است.

 

رویکرد دیپلماتیک سایر کشورها نیز گویای کوشش آن‌ها در جهت حفظ رویکرد متوازن در قبال جمهوری‌های قفقاز جنوبی است. مثلاً مقامات روسی در سفر به منطقه به‌صورت همزمان از ارمنستان و جمهوری آذربایجان دیدار می‌کنند. مقامات فرانسوی نیز معمولاً اینگونه عمل می‌کنند. چنانکه فرانسوا اولاند، رئیس‌جمهور فرانسه، در سفر خود به منطقۀ قفقاز جنوبی در می 2014 میلادی به هر سه کشور ارمنستان، جمهوری آذربایجان و گرجستان سفر کرد که به روشنی گویای برپایی یک سفر دوره‌ای و تور دیپلماتیک از سوی پاریس در قفقاز جنوبی است.

 

اهمیت دیگر حفظ و تقویت رویکرد متوازن سیاست خارجی ایران در قفقاز جنوبی، به‌ویژه در قبال جمهوری آذربایجان و جمهوری ارمنستان، این است که مانع از شکل‌گیری انتظارات غیرواقع‌بینانه و نادرست از این در سطح منطقه می‌شود. مثلاً سفر حسن روحانی به ارمنستان در دسامبر 2016 میلادی که سه سال پس از دیدار سرژ سارگسیان از ایران در اوت 2013 میلادی صورت گرفت، به‌صورت تصادفی با سفر بنیامین نتانیاهو، نخست‌وزیر رژیم اسرائیل به جمهوری آذربایجان، همزمان شد. در این مقطع، رسانه‌ها و بسیاری از کارشناسان و نخبگان ارمنی کوشش کردند این دو سفر را در مقابل یکدیگر قرار دهند و به عبارتی نگرانی و ناراحتی باکو از سفر رئیس‌جمهور ایران به ارمنستان را دلیل سفر نتانیاهو به جمهوری آذربایجان جلوه دهند. در حالی که اساساً هر دو سفر از مدت‌ها قبل برنامه‌ریزی شده بود و ارتباطی به یکدیگر نداشت. مورد دیگر، برگزاری دو نشست سه‌جانبه میان وزیران خارجۀ ایران و‌ ترکیه و جمهوری آذربایجان در رامسر در 2 آوریل 2016 میلادی و وزیران خارجۀ ایران و جمهوری آذربایجان و فدراسیون روسیه در باکو در 7 آوریل 2016 میلادی بود که به‌صورت تصادفی با جنگ چهارروزۀ قره‌باغ (1 تا 5 آوریل 2016) همزمان شده بود و اساساً ارتباط مستقیمی با موضوع جنگ قره‌باغ نداشت و دستور کار آن از مدت‌ها قبل برنامه‌ریزی شده بود. در حالی که بعد از نشست سه‌جانبۀ باکو در 7 آوریل 2016 میلادی، وزیر امور خارجۀ ایران قصد دیدار با وزیر خارجۀ ارمنستان را داشت، این دیدار به‌دلیل حضور ادوارد نعلبندیان در پاریس صورت نگرفت و سفر نعلبندیان به تهران با فاصله و تأخیر تقریباً دوماهه در ژوئن 2016 میلادی انجام شد. همین فاصله و تأخیر دوماهه موجب شد رسانه‌ها و بسیاری از کارشناسان و نخبگان آذری به سفر وزیر خارجۀ ارمنستان به ایران واکنش منفی نشان دهند و در مجلس جمهوری آذربایجان، اظهارات تند و مداخله‌جویانه‌ای دربارۀ این سفر صورت گیرد. وجود چنین برداشت‌ها و واکنش‌هایی که مصادیق آن بسیار فراتر از دو مورد یادشده است، درپیش‌گرفتن رویکردی متوازن در مناسبات ایران با جمهوری‌های قفقاز جنوبی را به‌صورت جدی ضرورت می‌بخشد.  

 

ب: نقش و جایگاه گرجستان در مدیریت رویکرد متوازن

منطقۀ قفقاز جنوبی دو نیروی متوازن‌کننده دارد. متوازن‌کنندۀ بیرونی این منطقه، فدراسیون روسیه است و جمهوری گرجستان نیز نقش متوازن‌کنندۀ داخلی قفقاز جنوبی را ایفا می‌کند. فدراسیون روسیه با اتکا به نفوذ سنتی فرهنگی و زبانی خود در منطقۀ قفقاز جنوبی، استقرار پایگاه‌های نظامی، فروش تسلیحات، ایجاد و تقویت سازمان‌های منطقه‌ای روس‌محور، نظیر جامعۀ کشورهای مستقل مشترک‌المنافع (سی. ای. اس)، پیمان امنیت دسته‌جمعی و اتحادیۀ اقتصادی اوراسیا و نیز قراردادها و مناسبات اقتصادی، همواره درصدد حفظ توازن قدرت، در قفقاز جنوبی به‌ویژه دربارۀ جمهوری ارمنستان و جمهوری آذربایجان کوشیده است که نمونۀ اخیر آن سیاست تسلیحاتی جدید روسیه در قبال هر دو کشور است.

 

اما به نقش و جایگاه متوازن‌کنندۀ جمهوری گرجستان در معادلات قفقاز جنوبی کمتر توجه شده است، در حالی که این کشور ویژگی‌های خاص و شایان توجهی دارد. گرجستان با هر دو کشور ارمنستان و جمهوری آذربایجان در حوزه‌های مختلف روابط نزدیکی دارد. گرجستان در حوزۀ اقتصادی و ترانزیتی عامل وصل ارمنستان و جمهوری آذربایجان به دریای سیاه، شرق اروپا و آب‌های آزاد و بین‌المللی است. این ظرفیت به‌دلیل خروج ارمنستان از وضعیت انسداد مرزهای شرقی (جمهوری آذربایجان) و غربی (ترکیه) و اتصال زمینی و ریلی این کشور به ساحل دریای سیاه و مرزهای فدراسیون روسیه (شریک راهبردی ارمنستان) از اهمیت استراتژیکی برای ایروان برخوردار است. مشابه همین وضعیت نیز برای جمهوری آذربایجان صادق است. گرجستان زمینۀ اتصال بندر باکو در ساحل دریای خزر به بندر باتومی، مرکز جمهوری خودمختار آجاریا در ساحل دریای سیاه است و به همین دلیل نقش مهمی در روند ترازیت محور شرقی‌غربی از آسیای مرکزی به قفقاز و اروپا دارد. همچنین، گرجستان میزبان جمعیت چشمگیری از گرجی‌ها، به‌ویژه در منطقۀ تاریخی بورچالی و نیز جمعیت ارامنه در تفلیس، آبخازیا و به‌ویژه منطقۀ سامتسخه‌جاواختی است و از این منظر نیز پیوندهای قومی و فرهنگی با جمهوری آذربایجان و ارمنستان دارد. قرارگرفتن مناطق آذری‌نشین بورچالی و ارمنی‌نشین در مجاورت مرزهای جمهوری آذربایجان و ارمنستان موجب اهمیت بالای این مناطق، به‌ویژه برای منطقۀ مورد مناقشۀ قره‌باغ، شده است. عبور خطوط متعدد انتقال انرژی نظیر خط لولۀ باکوسوپسا و خط لولۀ باکو-تفلیس‌-جیهان نیز از منطقۀ جاواختی از دیگر ابعاد اهمیت راهبردی گرجستان در معادلات منطقۀ قفقاز جنوبی است.

 

بر اساس چنین ظرفیتی است که روابط ایران و جمهوری گرجستان فقط جنبۀ دوجانبه نداشته و در کلیت سیاست خارجی ایران در منطقۀ قفقاز جنوبی تأثیرگذار خواهد بود. جمهوری گرجستان به‌عنوان متوازن‌کنندۀ داخلی قفقاز جنوبی به متوازن‌ساختن بیشتر در سیاست خارجی ایران در این منطقه کمک شایانی خواهد کرد. به عبارت دیگر، تعریف یک رویکرد متوازن میان ایران با جمهوری ارمنستان و جمهوری آذربایجان بدون درنظرگرفتن نقش و جایگاه گرجستان امکان‌پذیر نخواهد بود. از یک سو ایران با هر سه جمهوری قفقاز جنوبی روابط دیپلماتیک دارد و از سوی دیگر گرجستان نیز با هر دو کشور ارمنستان و جمهوری آذربایجان روابط دیپلماتیک نزدیکی دارد. همین امر امکان تعریف مکانیسم‌های چندجانبه میان ایران‌ارمنستان‌گرجستان و ایران‌آذربایجان‌گرجستان را فراهم می‌سازد که متأسفانه تاکنون از آن بهره‌برداری لازم و مناسبی صورت نگرفته است. مرور 25 سال روابط ایران و گرجستان نیز که در بخش قبلی به آن اشاره شد، گویای کاهش تدریجی سطح مناسبات دیپلماتیمک میان مقامات ارشد دو کشور است که تغییر این وضعیت نیازمند سیاستگذاری و برنامه‌ریزی جدیدی از سوی رهبران و مقامات هر دو کشور است. درمجموع، بعد از عامل «مدیریت رویکرد متوازن در عرصۀ دیپلماسی»، عامل «نقش و جایگاه گرجستان در مدیریت رویکرد متوازن» می‌تواند اهداف سیاست یکپارچه و متوازن قفقازی ایران را تحقق بخشد.  

 

ج: مدیریت رویکرد متوازن در عرصۀ داخلی ایران

در ابتدای این بخش به در‌هم‌تنیدگی و پیوندهای نزدیک قومی و زبانی ملت‌های قفقاز جنوبی با جامعۀ ایران اشاره شد. وجود میلیون‌ها جمعیت آذری‌زبان و صدها هزار نفر ارمنی و گرجی در شهرهایی چون تبریز، جلفا، ارومیه، اصفهان و تهران، ظرفیت و عنصر مهم دیگری است که توجه به آن در حفظ رویکرد متوازن ایران در قفقاز جنوبی بسیار حائز اهمیت است. در حوزۀ مناسبات اقتصادی و تجاری میان استان‌های آذربایجان شرقی، آذربایجان غربی، اردبیل و گیلان با هر دو کشور ارمنستان و جمهوری آذربایجان همکاری‌های گسترده و نزدیکی وجود دارد و منطقۀ آزاد اقتصادی ارس و منطقۀ آزاد ماکو نقش بسیار مهمی را در حفظ و تداوم این روند ایفا می‌کنند. ابتکار برگزاری اجلاس سفرای ایران و استانداران مناطق همجوار با کشورهای همسایه نیز از جمله ابتکار عمل‌های مثبتی است که موجب هماهنگی و تحرک بیشتر مناسبات اقتصادی و تجاری مناطق مرزی ایران با کشورهای همسایه دارد. در این راستا، نشستی منطقه‌ای در تبریز در 25 شهریور 1395 برگزار شد؛ با حضور سفرای ایران و استانداران مناطق همجوار با کشورهای همسایه با حضور استانداران آذربایجان شرقی، آذربایجان غربی، اردبیل و زنجان، سفرای جمهوری اسلامی ایران در کشورهای ترکیه، جمهوری آذربایجان، ارمنستان و گرجستان، سرکنسول‌های ایران در منطقه، رئیسان نمایندگی‌های وزارت امور خارجه در استان‌های یادشده، معاونان وزیران امور خارجه، صنعت و معدن و تجارت و امور اقتصادی و دارایی و سازمان میراث فرهنگی و گردشگری و نیز جمعی از فعالان اقتصادی و مدیران اجرایی چهار استان شمال غرب کشور. این نشست در راستای حفظ رویکرد متوازن ایران در منطقۀ قفقاز جنوبی در حوزۀ اقتصادی و تجاری، اقدامی بسیار مثبت و تأثیرگذار است.

 

اما حوزۀ فرهنگی، اجتماعی و ورزشی، نیازمند توجه و دقت بیشتری است. اقداماتی چون برنامه‌ریزی برای برگزاری کنفرانس بین‌المللی قره‌باغ در دانشگاه تبریز در مرداد 1392 که بدون مشارکت کارشناسان ارمنی صورت گرفت و در نهایت با مخالفت دولت ارمنستان و نیز جمهوری آذربایجان لغو شد. از جمله اقداماتی است که در سطح داخلی موجب خدشه‌دارشدن وحدت ملی و قومی در مناطق شمال غربی ایران شد عبارت‌اند از: تأسیس مرکز مطالعاتی با عنوان «مرکز مطالعاتی ترکیه، آذربایجان و گرجستان»، ذیل موسسۀ مطالعاتی قفقاز، آناتولی و آسیای میانه در دانشگاه تبریز بدون اشاره به نام جمهوری ارمنستان، لغو قرارداد دو سالۀ آرزداد هارویان، بازیکن تیم ملی ارمنستان برای بازی در تیم تراکتورسازی تبریز در لیگ برتر فوتبال ایران در تیر 1395 و طرح شعارهای تجزیه‌طلبانه و قوم‌گرایانه در برخی از مسابقات این باشگاه ورزشی که از خارج از مرزهای کشور هدایت و سازماندهی می‌شود. در حالی که ارامنۀ شهر تبریز بخش مهمی از هویت و ساختار اجتماعی، فرهنگی و تاریخی این شهر به شمار می‌روند. وجود محله‌های قدیمی چون آرامیان، مارالان (مرالان) و بارون‌آواک (بارناوا)، وجود کلیسای مریم مقدس، کلیسای انجلیلی و کلیسای سرکیس مقدس و شخصیت‌هایی چون ساموئل خاچیکیان، به روشنی گویای جایگاه روشن و مشخص ارامنۀ تبریز است و بنابراین نباید اجازه داد این پیشینه و وحدت قومی و مذهبی خدشه‌دار شود. در سطح خارجی نیز چنین اقداماتی موجب آسیب به رویکرد متوازن ایران در قبال جمهوری ارمنستان و جمهوری آذربایجان خواهد شد و در راستای منافع و اهداف کلان سیاست خارجی ایران در قفقاز جنوبی نیست. لذا بعد از دو عامل «مدیریت رویکرد متوازن در عرصۀ دیپلماسی» و «نقش و جایگاه گرجستان در مدیریت رویکرد متوازن»، توجه به «مدیریت رویکرد متوازن در عرصۀ داخلی ایران» می‌تواند تضمین‌کنندۀ تحقق اهداف سیاست یکپارچه و متوازن قفقازی ایران باشد.

 

د: نقش مکانیسم‌های چندجانبه در رویکرد متوازن

بسیاری از کارشناسان بر این باورند که شکل‌گیری مکانیسم‌های سه یا چهارجانبه، به‌صورت محدود و با دستور کار مشخص، می‌تواند محدودیت‌های دیپلماسی دوجانبه و نیز بخش مهمی از ناکارامدی‌های موجود در عرصۀ سازمان‌های منطقه‌ای را برطرف کند. این امر با توجه به عضونبودن ایران در مکانیسم‌های منطقه‌ای آسیای مرکزی و قفقاز، شکاف‌ها و اختلافات جمهوری آذربایجان با ارمنستان، ارمنستان با ترکیه و گرجستان با روسیه می‌تواند به‌عنوان یک راه میانه و عملی مورد توجه قرار گیرد. جدول زیر گویای وضعیت نامناسب سه جمهوری قفقاز جنوبی و سه کشور همسایۀ این منطقه یعنی ایران، روسیه و ترکیه در سطح سازمان‌های منطقه‌ای است.

 

رویکرد تشکیل مکانیسم‌های چندجانبه در سال‌های اخیر از سوی ایران و برخی از کشورهای همسایه در شبه‌قاره (ایران-‌هند‌- افغانستان) و آسیای مرکزی (ایران - ‌ترکمنستان - ‌قزاقستان) شکل گرفته است که دامنۀ آن به منطقۀ قفقاز نیز رسیده است. در حال حاضر برخی از مکانیسم‌های چندجانبه میان ایران و کشورهای منطقه شکل گرفته است که نیازمند تقویت و گسترش است و موارد دیگری نیز وجود دارد که باید با ارادۀ سیاسی رهبران منطقه نسبت به تشکیل سریع‌تر آن اقدام کرد.

 

مکانیسم‌های چندجانبۀ موجود

طی سال‌های اخیر به موازات شکل‌گیری مکانیسم‌های چندجانبه‌ای چون ترکیه‌آذربایجان‌گرجستان، مکانیسم‌های دیگری نیز با حضور ایران شکل گرفته است که در ادامه به ابعاد و اهداف آن اشاره می‌شود.

 

1. ایران‌-آذربایجان‌-روسیه

مکانیسم سه‌جانبۀ ایران‌روسیه‌آذربایجان، مهم‌ترین مکانیسمی است که در راستای کریدور ترانزیتی شمال‌جنوب شکل گرفته است که نقطه‌عطف آن اجلاس وزیران خارجۀ سه کشور در باکو در 7 آوریل 2016 و متعاقب آن اجلاس سران سه کشور در باکو در 8 اوت 2016 میلادی بود. موضوعات و محورهای مختلف سیاسی، اقتصادی و امنیتی در این مکانیسم سه‌جانبه مطرح شده است، اما اهمیت اصلی آن در حوزۀ اقتصادی، تجاری و ترانزیتی است. جمهوری آذربایجان به‌عنوان کشوری که عضو اتحادیۀ اقتصادی اوراسیا نیست، از دو سمت شمال و جنوب با روسیه و ایران هم‌مرز است و به‌دلیل وجود زیرساخت‌های مناسب ترانزیتی و اقتصادی می‌تواند نقش مهمی در ایجاد ارتباط میان ایران و اتحادیۀ اقتصادی اوراسیا ایفا کند. بدون‌تردید در تحقق اهداف کریدور ترانزیتی شمال‌جنوب، تکمیل طرح راه‌آهن قزوین‌رشت‌آستارا و اتصال آن به شبکۀ خطوط ریلی جمهوری آذربایجان از اهمیت بسیار راهبردی برخوردار است؛ چرا که زمینۀ اتصال شبکۀ ریلی ایران به راه‌آهن روسیه را فراهم کرده است و عملاً امکانی را برای حمل و نقل کانتینرها از بندر «ناوا شوا» هند از طریق ایران، آذربایجان و روسیه به فنلاند فراهم می‌آورد که به معنی تحقق بخش بزرگی از اهداف کریدور ترانزیتی شمال‌جنوب خواهد بود. پیش‌بینی می‌شود با اتصال خطوط ریلی ایران به آذربایجان ۱۰ میلیون تن کالا از مسیر راه‌آهن قزوین­- ‌رشت‌-آستارا-آستارا مبادله شود که تحرک چشمگیری را در حوزۀ تجارت به دنبال خواهد داشت.

 

2. ایران‌-آذربایجان‌-ترکیه

مکانیسم سه‌جانبۀ ایران‌‌آذربایجان‌ترکیه در سال 2011 میلادی شکل گرفت. نخستین نشست سه‌جانبۀ وزرای خارجۀ این سه کشور در سال ۲۰۱۱ میلادی در ارومیه به میزبانی ایران برگزار شد. دومین نشست در منطقۀ خودمختار نخجوان به میزبانی جمهوری آذربایجان در سال 2012 میلادی و سومین نشست نیز در شهر وان ترکیه در سال 2014 میلادی برگزار شد. آخرین نشست سه‌جانبۀ وزیران خارجۀ ایران‌‌آذربایجان‌ترکیه در 2 آوریل 2016 میلادی در رامسر ایران برگزار شد که به‌دلیل هم‌زمانی تصادفی با جنگ چهارروزۀ قره‌باغ (1 تا 5 آوریل 2016 میلادی) از اهمیت مضاعفی برخوردار شد. طیف متنوعی از موضوعات و رایزنی‌های سیاسی، اقتصادی و امنیتی در این مکانیسم سه‌جانبه میان سه کشور صورت می‌گیرد که برآیند آن بر رویکرد متوازن سیاست خارجی ایران در قفقاز جنوبی بسیار تأثیرگذار است. باوجوداین برگزاری منظم و بدون وقفۀ این مکانیسم سه‌جانبه و نیز ارتقای سطح دیدارها از وزیران امور خارجه به رؤسای جمهور ایران، جمهوری آذربایجان و ترکیه (مشابه مکانیسم سه‌جانبۀ ایران‌‌آذربایجان‌روسیه) می‌تواند کیفیت و بازدهی این مکانیسم سه‌جانبه را به‌صورت شایان توجهی ارتقا دهد.

 

ضرورت شکل‌گیری مکانیسم‌های چندجانبۀ جدید

با عنایت به نکات یادشده و نیز ایجاد تحرک و توازن بیشتر در روابط ایران با جمهوری‌های قفقاز جنوبی، ضرورت شکل‌گیری مکانیسم‌های جدید چندجانبه نیز به‌شدت احساس می‌شود. برخی از مهم‌ترین مکانیسم‌های چندجانبۀ پیشنهادی عبارت‌اند از:

 

1. ایران-‌ارمنستان‌-گرجستان

زمینه‌ها و شرایط بسیار مناسبی برای شکل‌گیری یک مکانیسم سه‌جانبه میان ایران با جمهوری ارمنستان و جمهوری گرجستان وجود دارد. بدون تردید، مهم‌ترین زمینه و ضرورت شکل‌گیری این مکانیسم سه‌جانبه، ترانزیت و حمل و نقل کالا است. مکانیسم سه‌جانبۀ ایران‌ارمنستان‌گرجستان در حقیقت اتصال بنادر مهم و بزرگ ایران در دریای عمان و خلیج فارس (بندر چابهار، بندرعباس، بندر بوشهر، بندر امام خمینی و بندر خرمشهر) به بندر باتومی گرجستان در سواحل دریای سیاه است. تحقق چنین کریدور ارتباطی و ترانزیتی در راستای منافع هر سه کشور است. جمهوری ارمنستان به‌دلیل انسداد مرزهای شرقی (جمهوری آذربایجان) و غربی (ترکیه)، تنها از طریق دو مرز جنوبی (ایران) و شمالی (گرجستان) امکان ارتباط مستقیم زمینی با جهان خارج را دارد. این تنگنای استراتژیکی و ژئوپولیتیکی موجب شده است دولت ارمنستان در راستای «سیاست تکمیل متقابل» که تنوع و توازن‌بخشی به شرکای سیاست خارجی را دنبال می‌کند، «برنامۀ سرمایه‌گذاری کریدور جاده‌ای شمال‌جنوب» را در دستور کار قرار دهد که بازسازی جادۀ زمینی ایران‌ارمنستان‌گرجستان و نیز خط راه‌آهن ارمنستان‌ایران موسوم به «خط‌آهن جنوبی» که به خط راه‌آهن گرجستان وصل می‌شود، در کانون این برنامه قرار دارد. این پروژه در صورت اجرا، تحول بسیار مهمی را در حوزۀ ترازیت و خطوط ارتباطی ایران، ارمنستان و گرجستان و در نهایت مجموعۀ منطقۀ قفقاز جنوبی به وجود خواهد آورد.

 

تحقق «برنامۀ سرمایه‌گذاری کریدور جاده‌ای شمال‌جنوب» مورد نظر دولت ارمنستان نیازمند هماهنگی سیاسی و حمایت اقتصادی از بازسازی جادۀ زمینی ایران‌ارمنستان‌گرجستان و به‌ویژه خط راه‌آهن ارمنستان‌ایران موسوم به «خط‌آهن جنوبی»  است که به خط راه‌آهن گرجستان وصل می‌شود. با توجه به اقتصاد ضعیف و شکنندۀ ارمنستان، مهم‌ترین مشکل در ساخت این راه آهن پیداکردن منابع مالی برای احداث آن در بخش ارمنستان است که به حدود 2 میلیارد دلار سرمایه‌گذاری نیاز دارد. لذا این کشور بدون جذب سرمایه‌گذاری عملاً هیچ‌گونه امکانی برای ورود به پروژۀ سنگینی چون خط راه‌آهن ایران‌ارمنستان ندارد. ارمنستان کشوری کوهستانی و صعب‌العبور است و همین موضوع موجب افزایش هزینه‌های مالی طرح خط راه‌آهن ایران‌ارمنستان شده است؛ به گونه‌ای که در مسیر داخل ارمنستان، نیاز به احداث 86 پل،60 تونل و 27 ایستگاه خواهد بود؛ بنابراین دولت ارمنستان نیازمند یک سرمایه‌گذار خارجی قدرتمند برای اجرای طرح خط راه‌آهن ایران‌ارمنستان است که  از منظر ارمنستان، کشور چین بهترین گزینه برای حضور در خط راه‌آهن ایران‌ارمنستان و تأمین هزینۀ مالی سنگین ۲ میلیارد دلاری اجرای این طرح است؛ به‌دلیل برخورداری از حجم بالای سرمایه، تمایل شدید این کشور به گسترش حوزه‌های نفوذ اقتصادی و انجام سرمایه‌گذاری خارجی، ورود فعالانۀ اقتصادی و تجاری به منطقۀ قفقاز، روابط نزدیک سیاسی و اقتصادی با جمهوری اسلامی ایران و تخصص و فناوری بالا در احداث خطوط ریلی و قطارهای پرسرعت. در راستای ترغیب مقامات چینی برای ورود به طرح خط راه‌آهن ایران‌ارمنستان، در سال 2015 میلادی دو مقام ارشد ارمنستان از چین دیدار کرده‌اند. سرژ سارگسیان، رئیس‌جمهور ارمنستان، در ۲۸ مارس ۲۰۱۵ میلادی (فروردین 1394) و هویک آبراهامیان نخست‌وزیر ارمنستان نیز در سپتامبر ۲۰۱۵ میلادی (شهریور 1394) به پکن سفر کردند و در جریان این سفرها طرح خط راه‌آهن ایران‌ارمنستان را در راستای طرح راه ابریشم مورد نظر چین اعلام کرد و خواستار مشارکت چینی‌ها در پروژۀ ساخت راه‌آهن ایران و ارمنستان شدند. هر چند طرف چینی تاکنون به درخواست طرف ارمنی پاسخ مثبت و قطعی نداده است و در مقابل، از اجرای این طرح حمایت کرده است و اعلام کرده است که ابعاد این طرح در دست مطالعه و بررسی است. منافع کلان ایران در منطقۀ قفقاز جنوبی و برخورداری از روابط نزدیک با هر دو کشور ارمنستان و چین ایجاب می‌کند که ایران به‌صورت فعال‌تر و جدی‌تری به این بحث ورود پیدا کند. عملیاتی‌شدن خط راه‌آهن ایران‌ارمنستان به موازات اتصال شبکۀ ریلی ایران‌جمهوری آذربایجان‌روسیه موجب تنوع‌بخشی به کریدورهای ارتباطی شمال‌جنوب در منطقۀ قفقاز خواهد شد که در مجموع به نفع ایران و کل کشورهای منطقه خواهد بود.

  

2. ایران-‌ارمنستان‌-روسیه

با توجه به این که ارمنستان به‌عنوان تنها کشور عضو اتحادیۀ اقتصادی اوراسیا در منطقۀ قفقاز جنوبی به شمار می‌رود، ضرورت‌هایی چون ایجاد هماهنگی در امور ترانزیتی، تعرفه‌های گمرگی و امور بانکی و بیمه و نیز مسائل مربوط به ایجاد منطقۀ آزاد تجاری ایجاب می‌کند که مکانیسم سه‌جانبۀ ایران‌-ارمنستان‌-روسیه نیز شکل گیرد تا ارتباط میان ایران و اتحادیۀ اقتصادی اوراسیا از شتاب و توسعۀ بیشتری برخوردار شود. مقامات جمهوری ارمنستان نیز بارها بر نقش ارتباطی کشور خود بر ایجاد پیوند میان ایران و اتحادیۀ اقتصادی اوراسیا تأکید کرده‌اند و اعلام کرده‌اند که اتحادیۀ اقتصادی اوراسیا، پیشنهاد ایروان برای بررسی طرح ایجاد یک منطقۀ آزاد تجاری با ایران را نیز پذیرفته است؛ از این‌رو حمایت سیاسی و اقتصادی از «برنامۀ سرمایه‌گذاری کریدور جاده‌ای شمال‌جنوب» با ایجاد پیوند میان ایران‌ارمنستان‌گرجستان‌روسیه به موازات کریدور ایران‌آذربایجان‌روسیه از اهمیت راهبردی برخوردار است که در مجموع موجب تنوع‌بخشی به مسیرهای ترانزیتی در منطقۀ قفقاز، تکمیل فرایند کریدور ترانزیتی شمال‌جنوب و تسهیل تجارت و بازرگانی میان کشورهای منطقه با اتحادیۀ اقتصادی اوراسیا خواهد شد.

 

در مجموع، با توجه به ناکارامدی‌ها و مشکلات موجود در عرصۀ سازمان‌های منطقه‌ای و وجود مشکلات سیاسی میان برخی از کشورهای منطقه که امکان گردهم‌آمدن آن‌ها در یک سازمان منطقه‌ای فراگیر را با مشکل مواجه ساخته است، مکانیسم‌های چندجانبه می‌تواند به‌عنوان ابزاری مناسب برای برون‌رفت از مشکلات و موانع سیاسی موجود و توسعۀ همکاری‌های اقتصادی و تجاری مورد توجه کشورهای منطقه قرار گیرد و تحرک جدیدی را در فضای کل قفقاز ایجاد کند که در بطن خود به توازن بیشتر سیاست خارجی ایران در منطقه نیز کمک شایانی خواهد کرد.

 

نتیجه‌گیری

روابط ایران با جمهوری‌های قفقاز جنوبی محدود و منحصر به مناسبات دیپلماتیک و اقتصادی نیست؛ بلکه از ظرفیت و پشتوانۀ قابل توجه انسانی، فرهنگی و تاریخی نیز برخوردار است که ریشه در قرن‌ها پیوستگی اقوام و ملل منطقۀ قفقاز با جامعۀ ایران دارد. در واقع، همین پیوندها و قرابت‌های کهن و تاریخی ایرانیان با ارامنه، گرجیان و آذری‌ها است که زمینۀ درپیش‌گرفتن رویکردی متوازن در سیاست خارجی ایران را در قبال سه کشور ارمنستان، جمهوری آذربایجان و گرجستان ایجاد کرده است و اکنون شاهد هستیم که در بین سه همسایۀ جغرافیایی بلافصل منطقۀ قفقاز یعنی ایران، روسیه و ترکیه، فقط ایران است که با هر سه جمهوری قفقاز جنوبی مناسبات رسمی و دیپلماتیک دارد و با همۀ فراز و نشیب‌هایی که در روابط ایران با کشورهای این منطقه در 25 سال گذشته پیش آمد، هیچ‌گاه این روابط دچار گسست و انقطاع نشد؛ بنابراین هیچ‌کدام از سه کشور ارمنستان، جمهوری آذربایجان و گرجستان قابل حذف یا نادیده‌انگاشتن از عرصۀ سیاست خارجی نیست و ایران متناسب با ظرفیت‌ها و توانایی‌های متفاوت این سه کشور، همواره خواستار توسعۀ مناسبات با جمهوری ارمنستان، جمهوری آذربایجان و جمهوری گرجستان بوده است؛ به‌ویژه آنکه توسعۀ مناسبات ایران با سه جمهوری قفقاز جنوبی به‌منزلۀ تحقق ‌بخشی از اهداف کلان «سند چشم‌انداز بیست‌سالۀ جمهوری اسلامی ایران» در افق ۱۴۰۴ هجری شمسی یا 2025 میلادی  است و صرفاً روابط عادی و کوتاه‌مدت را در بر نمی‌گیرد.

 

باوجوداین در عمل رویکرد متوازن ایران در قبال سه جمهوری قفقاز جنوبی در مقاطع مختلف، به‌ویژه پس از دوران ریاست جمهوری مرحوم هاشمی رفسنجانی، دچار فراز و نشیب‌هایی شده است و به‌ویژه در سال‌های اخیر دربارۀ جمهوری گرجستان از روند متوازن گذشته فاصله گرفته است. در این راستا، توجه به چهار عامل «مدیریت رویکرد متوازن در عرصۀ دیپلماسی»، «نقش و جایگاه گرجستان در مدیریت رویکرد متوازن»، «مدیریت رویکرد متوازن در عرصۀ داخلی ایران» و « نقش مکانیسم‌های چندجانبه در رویکرد متوازن» می‌تواند تضمین‌کنندۀ تحقق اهداف سیاست یکپارچه و متوازن ایران در سطح منطقۀ قفقاز جنوبی باشد.

 

توافق هسته‌ای با گروه 1+5 و لغو تحریم‌های شورای امنیت که موجب ورود ایران مرحلۀ جدیدی از سیاست خارجی و دیپلماسی اقتصادی شده است که از آن تحت عناوینی چون «فضای پس از تحریم» یا «فضای پسابرجام» یاد می‌شود. در «فضای پسابرجام» پس از سال‌ها تحریم و فشار علیه ایران، گشایش چشمگیری در حوزۀ اقتصادی ایجاد شده است؛ از جمله دسترسی به دارایی‌های خارجی (دارایی‌های بلوکه‌شده و حساب‌های بانکی مسدودشده)، برقراری مجدد نقل و انتقالات مالی و اعتباری (عملیات سوئیفت میان بانک‌های ایرانی و خارجی)، دسترسی مجدد شرکت‌ها و مؤسسه‌های ایرانی به بیمه‌های معتبر بین‌المللی، تسهیل روند صادرات و واردات و فراهم‌شدن زمینه و بستر مناسب برای سرمایه‌گذاری خارجی در ایران. بدون تردید، حضور مؤثر ایران در سطح مناطق پیرامونی از جمله منطقۀ قفقاز جنوبی بخش مهمی از ضرورت‌های فضای پسابرجام را تشکیل می‌دهد. توسعۀ روابط ایران با کشورهای این منطقه در فضای پسابرجام، نیازمند طراحی و تدوین برنامه‌ای جامع و مطابق با شرایط جدید پیش‌آمده است تا بتوان روابط ایران با هر سه کشور ارمنستان، جمهوری آذربایجان و گرجستان را وارد مرحلۀ جدیدی کرد؛ با استفادۀ صحیح و بهینه از فرصت سیاسی و اقتصادی که پس از برجام در سطوح منطقه‌ای و بین‌المللی فراهم شده است.

 

 

 

نویسنده: ولي کوزه ­گر کالجي، پژوهشگر ارشد مجمع تشخیص مصلحت نظام و عضو شورای علمی ایراس



 

 

 

این مقاله، پیش تر در مجموعه مقالات «ایران و جمهوری های قفقاز جنوبی» به اهتمام و ویراستاری علمی ولی کوزه گر کالجی در پاییز 1396 منتشر شده است. جهت خرید کتاب، در ساعات اداری با موسسه ایراس تماس حاصل فرمایید.

 



 
  «یادداشت ها و منابع این مقاله نزد موسسه ایراس محفوظ است»