گریگوری لوکیانف

چشم اندازی بر سیاست خاورمیانه ای روسیه در سال 2018

ترجمه اختصاصی
تاریخ انتشار : سه شنبه ۲۶ دی ۱۳۹۶ ساعت ۰۶:۲۲
Share/Save/Bookmark
 
متن پیش رو نگاهی عمیق و آینده پژوهانه به تحولات منطقه خاورمیانه در سال 2018 و متعاقب آن، سیاست روسیه در قبال این تحولات دارد.
 

عراق؛ جنگ با تروریسم در عراق تا پایان خود هنوز فاصله دارد!
با وجود پیروزی های بدست آمده در عراق توسط ارتش، تشکیلات نظامی حشد الشعبی (نیروهای بسیج مردمی) و پیشمرگه کردستان در مقابل داعش در سال 2017، باید اذعان داشت که جنگ با تروریسم بین المللی و داخلی برای عراق تا پایان خود همچنان فاصله قابل توجهی دارد.
 
داعش پس از متحمل شدن شکست های سنگین و از دست دادن مساحت قابل توجهی از اراضی تحت کنترل خود در سوریه و عراق و علاوه برآن تضعیف جدی اعتبار سیاسی و پایگاه اجتماعی در میان طرفداران خود، در آستانه تغییرات اجتناب ناپذیر اساسی داخلی قرار دارد. بقای داعش، به عنوان هسته طرفداران ایده اسلام افراطی و جهادگری به صورت مستقیمی به توانایی های رهبران حلقه اول و حلقه میانی بستگی دارد. آنها برای زنده ماندن نه تنها باید کنترل خود را بر گروه های چندملیتی و چند زبانی حفظ کنند، بلکه باید "اصل شبکه ای" سازمان خود را احیا و تقویت کنند.
 
آسیب پذیری داعش در مقابل القاعده
توانایی داعش برای بقا با نگاهی به تجربه القاعده -که بخش بزرگی از اعضای داعش قبلا در آن فعالیت داشتند-  به مراتب کمتر و نامنظم تر است، آنهم برای داعشی که ریشه های اصلی آن در عراق از بین رفته است. نباید به صورت قطعی اطمینان داشت که داعش با از دست دادن بخش زیادی از اراضی خود در عراق به آسیب پذیری بیشتری در مقابل رقیب ایدئولوژیک خود، القاعده دچار شده است. در حال حاضر القاعده تلاش بسیار زیادی برای تضعیف و بلعیدن توانایی ها و نیروهای باقیمانده داعش در منطقه میکند.
 
صرف نظر از اینکه که روند تکاملی داعش چگونه ادامه پیدا میکند و یا پایان میابد، باید اذعان داشت که بخش قابل توجهی از این گروهک افراطی مسلح در خاک عراق باقی خواهند ماند. آنها در آینده نزدیک نفوذ مخرب خود را به منظور تاثیر گذاری بر روندها و تلاش ها برای رسیدن به اجماع میان گروه ها و قبیله های کلیدی در عراق را افزایش میدهند.
 
اقلیم کردستان عراق در گرداب تقابل ها و اختلافات داخلی
شرایطی پیش آمده که برای کردستان گزینه ای به نام "همزیستی" در ساختار عراق متحد وجود ندارد و از سوی دیگر مبارزه برای به قدرت رسیدن "نسل جدید" روسای احزاب و ساختارهای قدرت بسیار حساس شده و در نتیجه این دو روند، اقلیم کردستان روز به روز در گرداب اختلافات و تقابل های داخلی فرو تر میرود. تغییر رهبران احزاب تنها دلیل وخیم تر شدن اوضاع اقلیم کردستان نیست، بلکه دو خانواده "بازرانی و طالبانی" نیز نمیتوانند به توافق برسند، از این رو شکاف بزرگی میان منافع دو گروه "اربیل و سلمانیه" وجود دارد. علاوه بر آن در این منطقه خود مختار بحران های مدیریتی و اقتصادی نه تنها ادامه دارند بلکه روز به روز بزرگ تر میشوند.
 
انتخابات پیش رو در عراق چه نتیجه ای در بر دارند؟
طبق برنامه ریزی اعلام شده مورخ 15 می 2018 در عراق
انتظار میرود که روسیه، ترکیه و ایران در سال 2018 به اجرایی سازی توافقات حاصل شده در سال 2017 بپردازند، آنهم به منظور ارتقا سطح تعامل ها به مرحله ای کاملا جدید، این رویکرد میتواند به سکوی پرتابی برای بنا نهادن معماری امنیتی جایگزین در مقابل ساختار فعلی در منطقه شود
انتخابات پارلمانی برگزار میشود و انتخابات پیش رو مهمترین رویداد این کشور در سال 2018 خواهد بود. انتخابات پارلمانی پیش رو در عراق، راهبرد و تاکتیک تمامی نیروها و آرایش ائتلاف های سیاسی در عراق را مشخص میکند. قشرهای گسترده مردمی و بازیگران سیاسی چشم امید زیادی به روند آماده سازی و برگزاری انتخاب بسته اند. تلاش های داخلی بر آن است تا در نتیجه این انتخابات اولا توازن قوا در ساختارهای قدرت تغییر یابد و سپس نظام سیاسی کشور در بستر برقراری صلح ملی و بین مذهبی مجددا راه اندازی شود. علاوه برآن، مقامات بر احیای سیستم اجتماعی- اقتصادی کشور تا حد قابل قبولی برای مردم، تاکید فراوان دارند. نتیجه انتخابات پارلمانی عراق میتواند روابط میان کلیدی ترین بازیگران عرصه سیاسی و گروه های اجتماعی را را سامان بخشد، اما اگر این انتخابات طبق برنامه ریزی های پیش بینی شده پیش نرود و روند نتیجه انتخابات به سمت بی تکلیفی و بی نظمی پیش رود، افزایش ناگهانی تنش ها و خطرها دور از انتظار نخواهد بود.  
 
سوریه؛ پایان داعش؟
داعش دیگر همانند یک گروه سازمان دهی شده مسلح وجود ندارد و تعداد قابل توجهی از نیروها و اعضای تشکیلات نظامی و غیرنظامی آن بویژه کسانی که اصالتا سوری و لبنانی نبوده اند، در حال ترک خاک سوریه هستند. آنها با ترک سوریه تنها منطقه خود را تغییر میدهند (به افغانستان، یمن و لیبی می روند) و یا به کشور خود بازمی گردند و یا به کشورهای اطراف سوریه برای حفظ جان خود نفوذ میکنند. در عین حال اطلاعات حاکی از آن است که بخش بزرگی از متخصصین و نیرویهای نظامی آموزش دیده که اصالتا سوری و لبنانی هستند به گروه های مخالف مسلح سوری می پیوندند. همچنان احتمال میرود که تعداد کمی از نیروهای افراطی باقیمانده در سوریه، مبارزه خود را با پرچم داعش در قالب جنگ های پارتیزانی و گروهک های کوچک مسلح به مظنور خرابکاری و ضربه زدن به روند تصمیم گیریهای سیاسی ادامه بدهند.
 
روند حل و فصل بحران سوریه بدون حضور داعش خیلی ساده تر نمی شود. با از بین رفتن نقطه های ثقل داعش در خاک سوریه و تقویت مواضع حکومت دمشق، گروه های مخالف به منظور شرکت فعال در روند مذاکرات انگیزه بیشتری پیدا میکنند. میتوان ادعا کرد که در پیش بینی کوتاه مدت، تقویت مواضع دمشق علاقه کنش گران خارجی –که علاقه خاصی به گروه های معارض سوری دارند- نسبت به تحولات داخلی سوریه کمتر میشود. بویژه آنکه شبه جزیره عربی درگیر موج های جدی نا آرامی از جمله جنگ یمن، بحران قطر و روند ایجاد اصلاحات در عربستان سعودی شده است.
 
برخی از بازیگران خارجی تحولات سوریه از جمله آمریکا و فرانسه، از روند مذاکرات سویه در راستای اهداف خود استفاده خواهند کرد که در بلند مدت حضور آنها به نفع روند حل و فصل سیاسی سوریه نخواهد بود.
 
روسیه، ترکیه و ایران در مسیر عبور از اختلافات  
انتظار میرود که روسیه، ترکیه و ایران در سال 2018 به اجرایی سازی توافقات حاصل شده در سال 2017 بپردازند، آنهم به منظور ارتقا سطح تعامل ها به مرحله ای کاملا جدید، این رویکرد میتواند به سکوی پرتابی برای بنا نهادن معماری امنیتی جایگزین در مقابل ساختار فعلی در منطقه شود. در این وضعیت، در کنار جستجوی راه های همبستگی و همکاری گسترده تر میان سه کشور، تشویق مقامات سوریه به حضور فعال و انعطاف پذیر در روند مذاکرات می تواند آزمونی عملی برای اتحاد شکل گرفته باشد.  
 
یک هدف مهم دیگر برای کشورهای ضامن این است که در آینده نزدیک اقداماتی برای حل مشکل جدی فاجعه انسانی در سوریه انجام دهند. مناطق کاهش تنش در مرحله اول اجرایی خود کار بزرگی را انجام دادند، آنهم برقراری آتش بس و حفظ آن. هرچند وضعیت آتش بس از سوی طرف ها بارها نقض شد اما میتوان از معادله بوجود آمده در سال 2017 ارزیابی مثبتی ارایه کرد. در سال 2018 ابتدا می بایست نتایج بدست آمده میدانی تثبیت شوند و سپس شرایط آتش بس در مناطق کاهش تنش توسط تمامی طرف ها کاملا رعایت شود. علاوه برآن باید طبق برنامه ریزی دقیق و عادلانه به وضعیت فاجعه انسانی و کمبود غذا و دارو در این مناطق رسیدگی کرد و آنها را با منابع موجود تامین کرد.
 
لیبی
تقابل
روسیه به کمک های منطقی و به اندازه خود به روند مذاکرات حل و فصل لیبی کمک میکند اما حضور خود را در این میدان گسترش نمیدهد، مگر اینکه طرفین بحران پیشنهادهای مورد نظر روسیه را مطرح و هزینه های انجام شده را جبران کنند
نظامی آغاز شده از سال 2014 میان دو جریان منتسب به وفاداران"دولت اتحاد ملی" و تشکیلات"ارتش ملی لیبی" به رهبری ژنرال هفتر، در سال 2017 به روندی فرسایشی تبدیل شد. در نتیجه این روند طرفین مجبور به پذیرش شرکت در روند مذاکراتی طولانی مدت و پر تناقض شدند. گفتگو میان فائز سراج رهبر دولت اتحاد ملی و ژنرال هتفر رهبر ارتش ملی لیبی در ماه فوریه 2017 در مصر آغاز شد و با حضور فعال قاهره، ابوظبی، پاریس، روم، تونس و الجزایر در مکان های متعددی خارج از لیبی ادامه پیدا کرد. این رویداد کمک کرد تا سطح درگیری ها و حتی احتمال ایجاد تنش های بزرگ و درگیری های جدی مسلحانه میان دو جریان تا حد قابل توجهی کاهش پیدا کند.
 
البته این نکته حائز اهمیت است که روند گفتگوها بیش از حد انتظار طولانی شده و بسیاری از گروه ها و تحلیل گران آنرا عملا نتیجه بخش نمیدانند. میتوان مدعی شد که طرفین مذاکره هیچ اعتمادی به یکدیگر ندارند و از این رو است به توافق نمیرسند. از طرفی ارتش ملی لیبی طرف مقابل را به همکاری با تروریست ها در شمال لیبی متهم میکند و از طرف دیگر دولت اتحاد ملی با اطمینان کامل مدعی است که تمامی اقدامات ارتش ملی لیبی در راستای به قدرت رساندن ژنرال هفتر و خانواده او برای ایجاد حکوکتی خودکامه است. علی رغم تلاش های فراوان میانجیگران بین المللی برای ایجاد نهادهای سیاسی قابل اطمینان در لیبی به منظور احیای حکومت، این روند بسیار کند پیش میرود.
 
راهبرد موثر روسیه در روند حل بحران لیبی
روسیه برای حل و فصل سیاسی بحران لیبی بارها برای گفتگو با تمامی طرف های لیبی اعلام آمادگی کرده است. علاوه برآن مسکو از سال 2011 حمایت های خاص خود را از تمامی طرف ها در لیبی قطع کرده است و در سال گذشته این سیاست نتایج مثبت خود را نشان داد. با این حال نباید فکر کنیم که مسکو به راحتی از لیبی دست می کشد و یا اقدامی قاطع در این زمینه انجام میدهد، روسیه خواهان آن است که مردم لیبی خود برای آینده خود تصمیم بگیرند و در این مسیر آماده است تا در حد امکان به جریان های سیاسی قابل اعتماد کمک کند. لیبی از مرزهای روسیه فاصله قابل توجهی دارد اما ادامه بحران لیبی میتواند برای شرکای اروپایی (ایتالیا و فرانسه) و عرب (مصر، الجزایر و تونس) تهدید آفرین باشد.
 
روسیه به کمک های منطقی و به اندازه خود به روند مذاکرات حل و فصل لیبی کمک میکند اما حضور خود را در این میدان گسترش نمیدهد، مگر اینکه طرفین بحران پیشنهادهای مورد نظر روسیه را مطرح و هزینه های انجام شده را جبران کنند.
 
یمن؛ وخیم تر شدن وضعیت انسانی در سال 2018
احتمال میرود در سال 2018 وضعیت نظامی- سیاسی در یمن با شدت بیشتری ادامه پیدا کند، این نتیجه تا کنون مشخص شده است که هیچ طرفی به صورت یکجانبه نمیتواند با اقدامات و توانایی های صرف نظامی وضعیت را به صورت چشمگیری تغییر دهد، از این رو شرایط موجود بازیگران این عرصه را به سمت رویکردی جدی در روند مذاکرات سوق میدهد. عدم اجماع میان قوای سیاسی درگیر در این معادله و کاهش توانایی های میدانی بازیگران خارجی بر روندهای داخلی یمن در سال آینده میتواند بر وضعیت بحرانی منطقه جنوبی شبه جزیره عربی تغییراتی را تحمیل کند. علاوه برآن ادامه پیدا کردن سیاست حفظ وضعیت موجود میتواند در سال 2018 بحران فاجعه آمیز انسانی را رقم بزند که پیامدهای حاصل از آن جبران ناپذیر خواهند بود. این بحران در نتیجه تهاجم نیروهای خارجی و محاصره بی وقفه در طی سال های اخیر روز به روز در حال وخیم تر شدن است.
 
پس از حذف علی عبدالله صالح از صحنه سیاسی، اختلافات میان طرفداران جنبش انصارالله و حامیان حزب کنگره ملی یمن- که از ابتدای جنگ موافق تهاجم نیروهای ائتلاف عربستان سعودی بودند – شدت بیشتری یافته و این وضعیت نه تنها میتواند اتحاد آنها را برهم بزند، بلکه این امکان وجود دارد که آرایش نیروها و اتحادهای تاتکیتی را به صورت غیرقابل پیش بینی تغییر
اگر اقدامات مسکو نتواند به بخشی از رویکرد جامعه بین الملل برای پایان دادن بحران یمن تبدیل شود، ظرفیت های سیاست روسیه به تنهایی به منظور تاثیر گذاری بر اوضاع یمن کافی نخواهد بود
دهد. اوضاع میتواند به گونه ای پیش رود که هیچ کس موفق نشود تا از "میوه های" این درگیری به صورت کامل استفاده کند. مواضع طرفداران رییس جمهور عبد ربه منصور هادی-که مورد حمایت کامل عربستان سعودی است-  به عنوان مهمترین مخالفان اتحاد صالح و حوثی ها، در مبارزه با نیروهای جنبش انصارالله بسیار تضعیف شده و نمیتوانند حمایت جدی از طرف جامعه را کسب کنند.
 
با در نظر داشتن ادامه روند تحلیل قوا و تضعیف جبهه ها در صحنه تقابل داخلی یمن که امری اجتناب ناپذیر به نظر میرسد و عدم وجود دورنمای مثبت برای احیای گفتگوی فراگیر سیاسی، احتمال میرود که در آغاز سال 2018 سطح خشونت تا حدی دستخوش تغییر شود. درگیریها دوچندان می شوند و توانایی های یک جبهه برای بدست آوردن برتری راهبردی در این میدان کاهش میابد.
 
پس از شکست سنگینی که داعش در مرز عراق و سوریه متحمل شد، یمن میتواند به یکی از جذاب ترین منطقه ها برای حضور تروریست ها با ملیت های مختلف شود. در شرایطی که نیروهای داخلی یمن تمرکزی بر قدرت واحد ندارند، تروریست ها به راحتی میتوانند پایگاه های خود را برای آغاز فعالیت های گسترده در خاک یمن ایجاد کنند و سیاست های خود را در شبه جزیره عربی و حتی خارج از مرزهای آن بویژه در منطقه شمال شرقی آفریقا را پیش ببرند.
 
سیاست فعلی ریاض در قبال یمن و سیاست انفعالی بسیاری از بازیگران منطقه ای و بین المللی میتواند به صورت بسیار منفی بر روند تحولات در یمن تاثیر بگذارد. دخالت نظامی عربستان سعودی در درگیری یمن غیرموثر و زیان بار واقع شده است و همانند چاشنی بحران در شورای همکاری کشورهای عربی خلیج فارس و مشکلات در روابط بین عربستان و امارات عمل کرده است. روند انتقال قدرت در عربستان سعودی با هر نتیجه ای هم که به پایان برسد، ریاض و ابوظبی برای حل اختلافات به تلاش های خود ادامه میدهند، اما در میان مدت و عدم وجود راه حل سریع، هر دو طرف از عامل یمن برای تضعیف مواضع یکدیگر نهایت تلاش خود را میکنند.
 
کشته شدن صالح منجر به تغییرات خاصی در سیاست های امارات و عربستان شد و به احیای روند همکاری برای مقابله با جنبش انصارالله کمک کرد. باید اذعان داشت که امارات متحده به صورت یکجانبه به توسعه حضور و امکانات خود در جنوب یمن ادامه خواهد داد. تحلیلگران احتمال شکل گیری اتحاد تاکتیکی میان امارات با حزب"اصلاح" را رد نمی کنند. نتیجه چنین سیاستی میتواند به روند تکه تکه شدن یمن به مناطق و جنبش های خودمختار در سراسر کشور کمک کند.
 
وجود گرایش های گریز از مرکز در یمن به واقعیتی انکار ناپذیر تبدیل شده و عدم وجود رویکردهای جدی از سوی سازمان ملل و دیگر بازیگران بین المللی به از بین بردن زیرساخت ها، بحران زیست محیطی و فاجعه انسانی منجر خواهد شد. مساله یمن میتواند به مرحله ای از بحران برسد که شبه جزیره عرب در جز و منطقه در کل، هیچ گاه به خود ندیده باشد. بحران های ناشی از یمن میتواند مناطق آفریقا و آسیا را هم تحت تاثیر قرار دهد.
 
اگر اقدامات مسکو نتواند به بخشی از رویکرد جامعه بین الملل برای پایان دادن بحران یمن تبدیل شود، ظرفیت های سیاست روسیه به تنهایی به منظور تاثیر گذاری بر اوضاع یمن کافی نخواهد بود. درآینده نزدیک شکست کامل تلاش های نظامی برای حل مساله و ناکارآمدی روش های دیپلماتیک به منظور حل و فصل سیاسی، ضرورت بازنگری در رویکردها برای درک بحران یمن را بر همگان تحمیل خواهد کرد.
 
 
 
نویسنده: گریگوری لوکیانف، استاد مدرسه عالی اقتصاد و تحلیلگر شورای امور بین الملل روسیه
 
منبع: شورای امور بین الملل روسیه (ریاک)
 
مترجم: محسن روستا
 


«آنچه در این متن آمده به معنی تأیید محتوای تحلیل نویسنده از سوی ایراس نیست»
 

 
کد مطلب: 3527