ولی کوزه گر کالجی

جایگاه آسیای مرکزی، آسیای جنوبی و قفقاز در سند راهبرد امنیت ملی جدید آمریکا

مقاله ایراس
تاریخ انتشار : جمعه ۲۲ دی ۱۳۹۶ ساعت ۲۳:۲۷
Share/Save/Bookmark
 
بررسی محتوایی سند راهبرد امنیت ملی جدید آمریکا (دسامبر 2017) گویای آن است که مناطق آسیای مرکزی و آسیای جنوبی به دلیل چالش های درونی و بیرونی از اهمیت و وزن بیشتری در قیاس با منطقه قفقاز برخوردار است. این امر به معنی به معنی تداوم رویکرد کلان سیاست خارجی آمریکا از سمت­گیری شرقی – غربی (آسیای مرکزی- خزر- قفقاز) به سمت شمالی- جنوبی (آسیای مرکزی- افغانستان- آسیای جنوبی) است که از دوران ریاست جمهوری باراک اوباما آغاز شده است.
 

«سند راهبرد امنیت ملی آمریکا» از جمله اسناد مهم فرادستی است که از سوی روسای جمهور مختلف آمریکا در بیست و پنج سال گذشته منتشر می­شود و دیدگاه­های کلان این کشور در حوزه سیاست خارجی و دفاعی را بیان می­کند. نخستین سند راهبرد امنیت ملی در دوران بوش پدر در مارس 1990 (اسفند 1368) منتشر شد و سندی که اخیراً از سوی دولت دونالد ترامپ منتشر شده است، چهاردهمین سند راهبرد امنیت ملی آمریکا به شمار می­رود. در بین کشورها و مناطق مختلف جهان، مناطق آسیای مرکزی و قفقاز از جایگاه چندان قابل توجهی در اسناد مختلف راهبرد امنیت ملی آمریکا برخوردار نبوده است.
 
در میان 13 سند راهبرد امنیت ملی آمریکا که پس از فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی و از دوران جرج بوش پدر تا باراک اوباما منتشر شده‌است- تنها در هفت سند (سال­های 1997، 1998، 1999، 2000، 2002، 2006 و 2015 میلادی) به صورت مستقیم و مشخص نام «آسیای مرکزی» به میان آمده‌است و در بقیه اسناد تنها به اشاراتی کلی نظیر «جمهوری­های سابق شوروی» بسنده شده است. ضمن آن­که اشاره­های مستقیمی که به نام آسیای مرکزی صورت گرفته‌است نیز در اسناد دوران کلینتون تحت تاثیر منابع انرژی حوزه خزر و در اسناد دوران جرج بوش پسر و دولت دوم باراک اوباما به دلیل تحولات افغانستان بوده و نفس اهمیت و منزلت منطقه آسیای مرکزی در مرحله بعدی قرار داشته است.[1] در رابطه با منطقه قفقاز نیز تقریباً وضعیت حاکم است و تنها در شش سند یعنی اسناد سال­های 1997، 1998، 1999، 2000، 2010 و 2015 به نام منطقه قفقاز اشاره شده است که نکته شایان توجه
در سند راهبرد امنیت ملی آمریکا در سال 2017 میلادی در رابطه با مناطق آسیای مرکزی و جنوبی، توجه خاصی به وضعیت هند، پاکستان و افغانستان به ویژه تهدیدات هسته ای و چالش های افراط گرایی و تروریسم شده است
ذکر نام قفقاز در اسناد روسای جمهور دموکرات آمریکا یعنی بیل کلینتون و باراک اوباما است که عمدتاً موضوع گسترش دموکراسی و حقوق بشر مورد توجه قرار گرفته است. در سند راهبرد جدید دولت آمریکا که در دسامبر 2017 از سوی دولت دونالد ترامپ منتشر شده است، به طور مشخص به نام منطقه قفقاز هیچ­گونه اشاره­ای نشده است اما منطقه آسیای مرکزی در کنار آسیای جنوبی مورد توجه خاصی قرار گرفته است. نکته شایان توجه در رویکرد سند راهبرد امنیت ملی آمریکا، اشاره به چین و روسیه به عنوان قدرت های تجدیدنظر طلب و تهدیدکننده منافع ایالات متحده آمریکا است؛ هر چند به تهدید و چالش چین بیشتر از منظر اقتصادی و روسیه از منظر نظامی توجه شده است که با عنایت به تاثیرگذاری این دو بازیگر بر منافع و اهداف ایالات متحده در مناطق آسیای مرکزی و جنوبی بسیار شایان توجه است. در مجموع در رابطه با رویکرد سند راهبرد امنیت ملی جدید آمریکا در قبال مناطق آسیای مرکزی و قفقاز نکات و ملاحظات زیر شایان توجه است:
 
در اسناد راهبرد امنیت ملی آمریکا که تا قبل از سال 2005 میلادی منتشر شده است، مناطق آسیای مرکزی، قفقاز و روسیه معمولاً در کنار یکدیگر ذکر می­شدند. اما در سال 2005 میلادی و پیرو تحولاتی که متعاقب حادثه 11 سپتامبر در صحنه افغانستان و پاکستان و نیاز راهبردی آمریکا به منطقه آسیای مرکزی و نیز طراحی برنامه‌هایی چون «آسیای مرکزی بزرگ» و «طرح راه ابریشم جدید» پیش آمد، این رویکرد سنتی تغییر کرد و مناطق آسیای مرکزی، افغانستان و آسیای جنوبی در کنار یکدیگر قرار گرفتند. متعاقب همین تغییرات، در ساختار ارادری وزارت خارجه آمریکا نیز منطقه آسیای مرکزی از «اداره امور اروپا و اوراسیا» جدا و در «اداره آسیای جنوبی» ادغام شد و بدین ترتیب، بخش جدیدی با عنوان «اداره آسیای مرکزی و جنوبی» در ساختار سازمانی وزارت امور خارجه آمریکا شکل گرفت[2] که «دستیار وزیر امور خارجه در امور آسیای مرکزی و جنوبی» مسئولیت این بخش را برعهده دارد. نقشه زیر گویای محدوده جغرافیایی این بخش از ساختار وزارت خارجه آمریکا است.
   
در این تحولات ساختاری، منطقه قفقاز همچنان زیر نظر اداره امور اروپا و اوراسیا باقی ماند و به همین دلیل، از تحولات این منطقه همواره ذیل تحولات اروپا، روسیه و روابط دو سوی آتلانتیک (ناتو و اتحادیه اروپا) در مباحث سیاست خارجی آمریکا یاد می­شود. نقشه زیر گویای محدوده جغرافیایی اداره امور اروپا و اوراسیا در ساختار وزارت
در رابطه با اولویت­های ایالات متحده آمریکا در حوزه سیاسی نامی از منطقه آسیای مرکزی به میان نیامده است و تمرکز اصلی بر هند، افغانستان و پاکستان است
امور خارجه آمریکا است.
 
به همین دلیل است که در سند راهبرد امنیت ملی آمریکا در سال 2017 میلادی نیز مشابه اسناد سال های اخیر، در بخش «راهبرد در یک بافت منطقه­ای»، مناطق «آسیای مرکزی و جنوبی» تحت یک عنوان و در کنار هم ذکر شده است و به تحولات روسیه، گرجستان و اوکراین نیز ذیل منطقه اروپا توجه شده است.
 
در سند راهبرد امنیت ملی آمریکا در سال 2017 میلادی در رابطه با مناطق آسیای مرکزی و جنوبی، توجه خاصی به وضعیت هند، پاکستان و افغانستان به ویژه تهدیدات هسته ای و چالش های افراط گرایی و تروریسم شده است و عملاً منطقه آسیای مرکزی تحت الشعاع تحولات افغانستان و آسیای جنوبی قرار گرفته است. در این سند در تشریح وضعیت کلی حاکم بر مناطق آسیای مرکزی و جنوبی آمده است:
 
«با دارا بودن بیش از یک چهارم جمعیت جهان، یک پنجم از تمامی گروه های تروریستی شناسایی شده توسط ایالات متحده، چند اقتصاد با رشد سریع و دو قدرت هسته ای، آسیای مرکزی و جنوبی، تعدادی از پیچیده ترین چالش های امنیت ملی و فرصت ها را در خود جای داده است. این منطقه تهدیدهای تروریستی که از خاورمیانه سرچمشه می گیرد و رقابت قدرتی که در اروپا و هند- آرام در حال شکل گرفتن است را به هم پیوند می دهد. ایالات متحده همچنان با تهدید تروریست ها و جنگجویان فراملی که از داخل پاکستان دست به عملیات می زنند، روبه رو است. چشم انداز درگیری نظامی هند و پاکستان که می تواند منجر به جنگ هسته ای شود، همچنان به عنوان دغدغه ای اساسی که نیازمند توجه دیپلماتیک جدی است، همچنان پابرجاست. منافع ایالات متحده در منطقه، شامل مقابله با تهدیداتی است که سرزمین آمریکا و متحدانمان را تحت تاثیر قرار می دهد، جلوگیری از تروریسم فرامرزی که می تواند باعث افزایش تنش های نظامی و هسته ای شود و جلوگیری از دستیابی تروریست ها به سلاح ها، تکنولوژی و مواد هسته ای می شود. ما به دنبال حضور در منطقه، متناسب با تهدیدات نسبت به سرزمین ایالات متحده و متحدانمان هستیم. ما به دنبال دستیابی به پاکستانی رفتارهای بی ثبات کننده از خود بروز نداده و افغانستانی با ثبات و متکی به خود هستیم. همچنین ما خواهان وجود کشورهایی در منطقه آسیای مرکزی هستیم که در برابر تسلط قدرت های رقیب از خود مقاومت نشان داده و اجازه
در زمینه اولویت های اقتصادی آمریکا با آسیای مرکزی و جنوبی بدون اشاره به نام دو طرح «آسیای مرکزی بزرگ» و «راه ابریشم جدید» بر پیوستگی و همکاری اقتصادی دو منطقه تاکید شده است
تبدیل کشور خود به بهشت امن جهادی را نداده و به اصلاحات اولویت دهند».[3]  
 
در رابطه با اولویت­های ایالات متحده آمریکا که در سند راهبرد امنیت ملی آمریکا تحت عنوان «اقدامات دارای اولویت» یاد شده است، در حوزه سیاسی نامی از منطقه آسیای مرکزی به میان نیامده است و تمرکز اصلی بر هند، افغانستان و پاکستان است. ضمن این که در این بخش توجه خاصی بر نقش هند و اعمال فشار بر پاکستان شده است که با توجه به سردی و شکنندگی حاکم بر مناسبات کنونی اسلام آباد و واشنگتن بسیار شایان توجه است. در متن سند در رابطه با اولویت های سیاسی آمریکا در منطقه آمده است:
 
«ما شراکت راهبردی خود با هند را تعمیق بخشیده و از نقش رهبری این کشور در حفظ امنیت اقیانوس هند و مناطق اطراف آن حمایت می کنیم. از آنجایی که هیچ شراکتی نمی تواند با وجود حمایت یک کشور از جنگجویان و تروریست هایی که مقامات و نمایندگان دولت شریک را مورد حمله قرار می دهند، ما پاکستان را برای شدت بخشیدن به تلاش های ضد تروریستی تحت فشار قرار خواهیم داد. همچنین، ایالات متحده آمریکا کشور پاکستان را ترغیب خواهد کرد تا همچنان به نشان دادن رفتار مسئولانه در قبال سلاح های هسته ای خود ادامه دهد. ما با شراکت خود با افغانستان در راستای اشاعه صلح و امنیت در منطقه ادامه خواهیم داد. ما همچنان به ترویج اصلاحات ضد فساد در افغانستان ادامه خواهیم داد تا از این طریق مشروعیت دولت این کشور افزایش یافته و گرایش به سازمان های افراطی خشن کاهش یابد. ما به کشورهای جنوب آسیا کمک خواهیک کرد که حاکمیت خود را در برابر افزایش نفوذ چین در منطقه حفظ نمایند».[4]
 
در زمینه اولویت های اقتصادی آمریکا با آسیای مرکزی و جنوبی بدون اشاره به نام دو طرح «آسیای مرکزی بزرگ» و «راه ابریشم جدید» بر پیوستگی و همکاری اقتصادی دو منطقه تاکید شده است. در متن سند در رابطه با اولویت های اقتصادی آمریکا در منطقه آمده است:
 
«ما درهم تنیدگی اقتصادی آسیای مرکزی و جنوبی به منظور ترویج آبادانی و ارتباطات اقتصادی که باعث تقویت ارتباطات و تجارت می شود را تشویق می کنیم. همچنین هند را ترغیب خواهیم کرد تا کمک های اقتصادی خود در منطقه را افزایش دهد. با بهبود شرایط امنیتی و اراده پاکستان در کمک به ایالات متحده در راستای برآورده شدن اهداف ضد تروریستی ما، آمریکا ارتباطات تجاری و سرمایه گذاری با این
در حوزه امنیتی- نظامی نیز افغانستان و گروه های افراطی و تروریستی به ویژه طالبان در کانون توجه سند راهبرد امنیت ملی آمریکا قرار دارد
کشور را برقرار خواهد کرد».[5]
 
در حوزه امنیتی- نظامی نیز افغانستان و گروه های افراطی و تروریستی به ویژه طالبان در کانون توجه سند راهبرد امنیت ملی آمریکا قرار دارد و اعمال فشار بر پاکستان در این بخش نیز به روشنی قابل مشاهده است. هر چند در متن سند به همکاری کشورهای آسیای مرکزی در امنیتی- نظامی اشاره کوتاهی شده است اما به طور مشخص به نقش ناتو و نیز وضعیت حضور داعش در افغانستان، پاکستان و آسیای مرکزی توجهی صورت نگرفته است. در متن سند در رابطه با اولویت های امنیتی- نظامی آمریکا در منطقه آمده است:
 
«ما نسبت به حمایت از دولت و نیروهای امنیتی افغانستان در نبرد آن ها علیه طالبان، القاعده، داعش و سایر تروریست ها متعهد هستیم. ما قدرت نظامی نیروهای امنیتی افغان را تقویت خواهیم کرد تا طالبان را مجاب کنیم که آن ها توانایی پیروزی در میدان نبرد را نداشته و از این طریق شروطی را برای آن ها تلاش های دیپلماتیک و دستیابی به صلح پایدار تعیین نماییم. ما اصرار خواهیم کرد که پاکستان علیه جنگجویان و گروه های تروریستی که از خاک این کشور دست به عملیات می زنند، اقدامی جدی انجام دهد. ما با کشورهای آسیای مرکزی به منظور تضمین دسترسی به منطقه برای حمایت از تلاش های ضد تروریستی خود همکاری خواهیم کرد». [6]
 
اما در رابطه با منطقه قفقاز، سند راهبرد امنیت ملی 2017 آمریکا در بخش اروپا اشاره مشخصی به این منطقه نداشته و تنها به تحولات گرجستان و نیز اوکراین اشاره دارد که علت توجه به این دو کشور را نیز باید موضوع مداخله روسیه و وضعیت مناطق آبخازیا، اوستیای جنوبی و شبه جزیره کریمه دانست. سفر مایک پنس، معاون رئیس جمهور آمریکا به گرجستان در اوت 2017 میلادی (در نهمین سالگرد بحران اوت 2008 میلادی) و متقابلاً سفر ولادمیر پوتین به آبخازیا در نهمین سالگرد جنگ اوت ٢٠٠٨ میلادی، به روشنی گویای تشدید شکاف ها و اختلافات در روابط روسیه و آمریکا در رابطه با گرجستان و نیز اوکراین است که بخشی از آن این گونه در سند راهبرد امنیت ملی جدید آمریکا بازتاب یافته است:
 
«اگرچه تهدید کمونیسم شوروی از میان رفته، اما تهدیدات جدید همچنان اراده ما را به چالش می­کشند. روسیه با استفاده از
بررسی محتوایی سند راهبرد امنیت ملی جدید آمریکا گویای آن است که مناطق آسیای مرکزی و قفقاز به دلیل چالش های درونی (افراط گرایی دینی و تروریسم در افغانستان و پاکستان) و بیرونی (نفوذ و تاثیرگذاری چین و روسیه) از اهمیت و وزن بیشتری در قیاس با منطقه قفقاز برخوردار است
تمهیدات خربکارانه تلاش می کند تا اعتبار تعهد آمریکا به اروپا را تضعیف نموده، اتحاد فراآتلانتیکی را سست کرده و نهادها و دولت های اروپایی را تضعیف نماید. روسیه با حمله به گرجستان و اوکراین اراده خود را برای نقض حاکمیت دولت های منطقه را به نمایش گذاشت».[7]
 
در مجموع، بررسی محتوایی سند راهبرد امنیت ملی جدید آمریکا گویای آن است که مناطق آسیای مرکزی و قفقاز به دلیل چالش های درونی (افراط گرایی دینی و تروریسم در افغانستان و پاکستان) و بیرونی (نفوذ و تاثیرگذاری چین و روسیه) از اهمیت و وزن بیشتری در قیاس با منطقه قفقاز برخوردار است. هرچند در متن سند به دو طرح «آسیای مرکزی بزرگ» و «راهبرد راه ابریشم جدید» اشاره نشده است، اما رویکرد کلی سند گویای آن است که دولت دونالد ترامپ در عمل به دنبال تحقق اهداف ژئوپولیتیکی و اقتصادی دو طرح یاد شده است که به معنی تداوم رویکرد کلان سیاست خارجی آمریکا از سمت­گیری شرقی – غربی (آسیای مرکزی- خزر- قفقاز) به سمت شمالی- جنوبی (آسیای مرکزی- افغانستان- آسیای جنوبی) است. با این وجود، باید به انتظار نشست و در عمل رویکرد سیاست خارجی آمریکا در سطح مناطق آسیای مرکزی و جنوبی را به قضاوت نشست. از مقطع استقلال کشورهای آسیای مرکزی، هنوز هیچ یک از روسای جمهور آمریکا به این منطقه سفر نکرده اند و با وضعیت کنونی، سفر دونالد ترامپ به منطقه آسیای مرکزی نیز بسیار دشوار به نظر می رسد. وضعیت سرد و شکننده حاکم بر مناسبات آمریکا و پاکستان از جمله تعلیق کمک های مالی ایالات متحده به این کشور نیز یکی از حلقه های مهم اجرای دو طرح «آسیای مرکزی بزرگ» و «راهبرد راه ابریشم جدید» در پیوستگی اقتصادی و ژئوپولیتیکی آسیای مرکزی و جنوبی را با چالش جدی مواجه ساخته است. روندی که در عمل پاکستان را به سمت دو قدرت مهم و رقیب آمریکا یعنی فدراسیون روسیه و جمهوری خلق چین نزدیک خواهد ساخت که برآیند کلی آن در راستای منافع و اهداف ایالات متحده در سطح منطقه نخواهد بود.   
 
 
یادداشت ها:
 
[1] ولی کوزه­ گر کالجی، سیاست خارجی آمریکا در آسیای مرکزی؛ روندها و چشم­ اندازها، تهران: انتشارات وزارت امور خارجه، 1394، ص 7.
[2] در حال حاضر، «اداره آسیای مرکزی و جنوبی» در ساختار وزارت امور خارجه آمریکا، مسئولیت تنظیم و اجرای سیاست خارجی ایالات متحده را در 12 کشور - یعنی کشورهای قزاقستان، قرقیزستان، ترکمنستان، تاجیکستان، ازبکستان، هند، پاکستان، مالدیو، سریلانکا، نپال، بوتان و بنگلادش- بر عهده دارد.
[3] راهبرد امنیت ملی ایالات متحده آمریکا، دسامبر 2017، ترجمه: گروه تخصصی آمریکا (ایران-یوریکا). ص 60.
[4] همان، صص ٦٠- ٦١.
[5] همان، ص ٦١.
[6] همان.
[7] همان، ص ٥٦.



نویسنده: ولی کوزه­ گر کالجی، پژوهشگر ارشد مجمع تشخیص مصلحت نظام و عضو شورای علمی موسسه ایراس


 
کد مطلب: 3516
مولف : ولی کوزه گر کالجی