سیاست خارجی
سیاست های امنیتی و نظامی
جامعه و سیاست
اقتصاد و انرژی
سازمان های منطقه ای
تاریخ
فرهنگ و هنر


نسخه قابل چاپ

نسخه وب

داخلی » مقاله » سیاست های امنیتی و نظامی

زهرا عطری سنگری

نقش جدید روسیه در شمال آفریقا: چالش­ ها و فرصت ­ها

مقاله ایراس

۲۴ آذر ۱۳۹۶ ساعت ۲۰:۵۷

حضور روسیه در سوریه از سال 2015 و موفقیت این کشور در شکست داعش و سایر گروه­های تروریستی در خاک سوریه، موجب تمایل بسیاری از کشورهای منطقه به گسترش همکاری­ها با مسکو خصوصا در حوزه نظامی و امنیتی شده است. در این میان مسکو خود نگاه ویژه­ای به شمال آفریقا دارد؛ جایی که نه مانند خاورمیانه صحنه نفوذ عربستان و آمریکاست و نه مانند جنوب آفریقا حوزه نفوذ چین. به علاوه شمال آفریقا در دوره اتحاد جماهیر شوروی حوزه نفوذ این کشور نیز بوده است و بازیابی پیوندهای گذشته به مراتب آسان­تر است.



ابعاد نفوذ روسیه در شمال آفریقا

سفر اخیر ولادیمیر پوتین به مصر (آذر 1396) بار دیگر راهبرد جدید مسکو را در مرکز توجه قرار داد. راهبردی که از حضور در خاورمیانه و سوریه شروع شد و اکنون به دنبال تقویت حضور روسیه در شمال آفریقاست. اگرچه ولادیمیر پوتین بر سر راه خود به سوریه سفر کرد و کاهش نیروهای نظامی در این کشور را اعلام کرد اما سفر به مصر نشان داد که روسیه همچنان خواستار نقشی گسترده ­تر در منطقه است و در حوزه مبارزه با تروریسم نیز تدابیر گسترده ­تری را در نظر دارد.

 

به طور کلی پیروزهای نظامی و دیپلماتیک روسیه در سوریه طیفی از گزینه ­ها را برای همکاری با کشورهای شمال آفریقا پیش روی این کشور قرار داده است. برای مثال در مصر یکی از محورهای گفتگوی سیسی با پوتین تقویت قوای نظامی مصر برای مبارزه با تروریسم بود. با شکست گروه ­های تروریستی در سوریه بخشی از این گروه­ ها به سمت شمال آفریقا رفتند و مصر با توجه به تجربه حمله تروریستی اخیر اهمیت زیادی برای همکاری با روسیه در این حوزه قایل است. از سوی دیگر مسکو نیز به رغم کاهش رسمی نیروها در سوریه امکان جدیدی برای محدود کردن گروه­ های تروریستی ورای خاک سوریه و به دور از انتقادات غرب نسبت به حضور روسیه در سوریه پیدا می­ کند. همچنین همکاری با مصر زمینه ساز گسترش نقش روسیه در لیبی است. چنانکه در سفر اخیر پوتین اظهار داشت روسیه و مصر علاقمند به تضمین ثبات، امنیت و استقلال حاکمیت و حفظ تمامیت ارضی لیبی هستند. همکاری­ های اقتصادی نیز از دیگر زمینه ­های مورد توجه مسکو و قاهره است. در سفر اخیر پوتین مقرر شد روسیه تا سال 2029 یک نیروگاه اتمی با سرمایه گذاری 21 میلیارد دلار توسط شرکت روس اتم در مصر بسازد. قرار است 85 درصد سرمایه توسط روسیه و بقیه توسط مصر تامین شود.

 

البته بخشی از موقعیت روسیه در منطقه مرهون انتخاب­ های درست این کشور است. برای مثال تونس روابط گسترده ­ای با غرب داشت و در هیچ دوره ­ای حوزه نفوذ روسیه در منطقه شمال آفریقا به حساب نمی­ آمد. اما پس از حملات تروریستی به یک هتل و یک موزه در تونس در سال 2015، آمریکا و بسیاری از کشورهای غربی شهروندان خود را از سفر به تونس منع کردند. این اقدام ضربه سختی به بخش گردشگری تونس وارد کرد. در حالی که روسیه شهروندان خود را از سفر به این کشور منع نکرد و حتی تعداد گردشگران روس در این سال به 600 هزار نفر رسید که بخشی از فشارها بر اقتصاد تونس را کاهش داد. پس از آن تونس خواستار مشارکت روسیه در طرح­ های اقتصادی این کشور از جمله طرح توسعه تا سال 2020 شد.

 

در لیبی نیز روسیه به گسترش همکاری­ های نظامی، امنیتی و اقتصادی علاقمند است. خلیفه حفتر فرمانده ارتش ملی لیبی در ماه آگوست سال جاری (2017) برای سومین بار به روسیه سفر کرد. رییس دولت وفاق ملی لیبی نیز در ماه مارس 2017 برای اولین بار به روسیه سفر کرده بود. نقشی که روسیه در لیبی برای خود قایل است بیشتر نوعی میانجیگری برای پایان دادن به جنگ و مشارکت در طرح ­های اقتصادی است. همچنین روسیه آشکارا اعلام کرده است که درصدد اصلاح صدماتی است که در اثر دخالت غرب در این کشور ایجاد شده است. این نقش نیز برگرفته از تجربه مسکو در سوریه است.

 

در جریان آخرین سفر حفتر به مسکو، روسیه وی را مانند یک مقام بلندپایه پذیرفت و برای وی دیدارهایی با شخصیت های مهم سیاسی و نظامی روسیه مانند وزیر امورخارجه سرگیی لاوروف، وزیر دفاع سرگیی شویگو و دبیر شورای امنیت ملی روسیه نیکلای پاتروشف ترتیب داد. مسکو همچنین حدود 3 میلیارد دلار به صورت دینار لیبی از طرف بانک مرکزی لیبی که متحد حفتر است چاپ کرد و همچنین برای آماده سازی و ارتقای توان ارتش ملی لیبی که تقریبا به طور کامل متکی بر سلاح ­های روسی است کارشناسان روس را اعزام کرد. به این ترتیب حفتر و متحدانش آشکارا خواستار حضور نظامی روسیه - شبیه به سوریه - در لیبی هستند. در بعد اقتصادی نیز در ماه جولای شرکت "روس نفت" خرید نفت از شرکت ملی نفت لیبی را شروع کرد. مقامات روس این قرارداد را تجدید قراردادهای منعقد شده در زمان قذافی دانستند. سقوط قذافی به دلیل بر هم خوردن قراردادهای عمرانی و انرژی ضرر هنگفتی به روسیه وارد کرد.

 

در شمال آفریقا روسیه به الجزایر و مراکش نیز بی­ توجه نبوده است. در اکتبر سال جاری (2017) لاوروف از آمادگی روسیه برای انتقال فناوری هسته­ ای به الجزایر و همکاری در حوزه ­های انرژی و صنعتی خبر داد. به علاوه روسیه به دنبال فروش سیستم­ های دفاع موشکی به الجزایر است. در مجموع 90 درصد تسلیحات الجزایر از روسیه خریداری می­ شود و گفته می­ شود دو کشور درباره همکاری در حوزه برق هسته ­ای و خرید سامانه اس 400 نیز گفتگوهایی داشته ­اند. همچنین در اکتبر سال جاری میلادی مدودف به مراکش سفر کرد و در این سفر 11 قرارداد همکاری امضا شد که در حوزه­ های متعددی از جمله انرژی، شامل ساخت نیروگاه­ های حرارتی و تحویل گاز مایع به مراکش بود. همکاری در حوزه­ های نظامی و کشاورزی نیز مورد علاقه دو طرف است. در حوزه نظامی یکی از قراردادهایی که در جریان سفر مدودف به مراکش امضا شد قرارداد فروش سامانه دفاع  هوایی اس 400 به مراکش بود.

 

در نهایت بحث برانگیزترین کشوری که روسیه درصدد گسترش روابط با آن است سودان است. در 23 نوامبر سال جاری عمر البشیر اولین سفر رسمی خود را به روسیه انجام داد. با اینکه دیوان کیفری بین المللی حکم بازداشت وی را به اتهام جنایت جنگی در دارفور صادر کرده است ولادیمیر پوتین برای تضمین امنیت وی در طول سفر یک هواپیمای روسی به خارطوم فرستاد. در مقابل عمر البشیر از موضع روسیه در خاورمیانه دفاع کرد و با انتقاد از دخالت­ های آمریکا در کشورهای عربی از نقش مسکو در سوریه حمایت کرد. وی با درخواست حمایت از روسیه در برابر آمریکا در خصوص تجزیه سودان، نسبت به خرید سامانه اس 300 و سوخوهای پیشرفته روسی نیز ابراز علاقه کرد و با مقامات روسیه درباره استقرار پایگاه­ های نظامی روسیه در دریای سرخ گفتگو کرد.

 

چالش­ ها و فرصت­ های پیش روی روسیه در شمال آفریقا

همکاری با کشورهای شمال آفریقا فرصت­ های زیادی را پیش روی روسیه قرار می­ دهد. مهم­ترین نفع روسیه در این روابط منافع اقتصادی است. فروش سلاح، ساخت نیروگاه ­های اتمی و همکاری در ساخت طرح­ های زیربنایی سود اقتصادی زیادی برای مسکو به همراه خواهد داشت. از طرفی افزایش تقاضا برای ایجاد پایگاه­ های نظامی روسیه در مناطقی مانند دریای سرخ و یا بنغازی در لیبی نه تنها موضع مسکو را در قبال آمریکا و اروپا در این منطقه تقویت می­ کند بلکه پاسخی به تهدیدات غرب در مرزهای غربی روسیه است. از سوی دیگر روسیه نشان می ­دهد که تحریم­ های غرب نه تنها باعث انزوای این کشور نشده است، بلکه نقش مسکو در مناطق مختلف جهان نسبت به دوره پیش از تحریم­ ها گسترش چشمگیری یافته است.

 

با این وجود روسیه در این راه با چالش ­های بسیاری روبروست. بسیاری از این کشورها با طیفی از مشکلات سیاسی داخلی و چالش ­های امنیتی مواجهند. این کشورها از روسیه انتظار دارند که به عنوان حامی فرد و یا نظام خاص عمل کند و یا از آن­ها در برابر تهدیدات غرب و آمریکا محافظت کند. در واقع مهم­ترین بعد در روابط روسیه با این کشورها تاکید بر همکاری­ های تسلیحاتی و ایجاد پایگاه­ های نظامی است. برای مثال چرخش عمرالبشیر به سوی روسیه درست در میانه بحث­ ها برای عادی سازی روابط سودان با آمریکا است و تحریم­ های اقتصادی آمریکا علیه این کشور اخیرا بعد از دهه­ ها بتدریج در حال لغو شدن است. اما گفته می­شود آمریکا قصد ندارد از کاندیداتوری عمر البشیر حمایت کند. چنانچه علت چرخش عمر البشیر به سمت روسیه تلاش برای حفظ قدرت باشد، آینده روسیه در این روابط مبهم است، زیرا گروهی از سیاستمداران سودانی و حتی افراد دولت عمر البشیر با این چرخش بعد از اینکه بالاخره روابط این کشور با غرب در حال بهبود است مخالف هستند. به این ترتیب حمایت روسیه از چنین شخصی بدون توجه به سایر نیروهای موجود در سودان پرهزینه به نظر می­ رسد.

 

در لیبی نیز اگرچه روسیه علاقمند به ایجاد پایگاه نظامی در این کشور به منظور خنثی نمودن تلاش اروپا برای انزوای لیبی است، اما باید توجه داشت که بسیاری از تحلیلگران معتقدند که حفتر فاقد قدرتی مثل بشار اسد است و این موقعیت روسیه را در آینده در معرض خطر قرار می­ دهد. البته روسیه در لیبی تنها بر روی حفتر سرمایه‌­گذاری نکرده است و می­ کوشد با سایر طرف­ها از جمله دولت وفاق ملی نیز رایزنی و همکاری کند. با این حال به نظر می­رسد تا زمانی که مصالحه ­ای فراگیر در این کشور صورت نگرفته است آینده سرمایه­ گذاری اقتصادی در این کشور مبهم باشد. حفتر بیش از هر چیز خواستار کمک نظامی روسیه به این کشور است که البته به دلیل تحریم­ها از سوی روسیه رد می شود. وی همچنین خواستار نقش گسترده­ تر روسیه در مصالحه بین طرف­ های لیبی است و شاید این رویکرد وی با توجه به نقش روسیه در حفظ بشار اسد شکل گرفته است. علت این رویکرد هر چه باشد عدم دریافت پاسخ مورد انتظار از سوی مسکو ممکن است وی را به کلی از روسیه رویگردان کند. سایر طرف­ های درگیری نیز به اندازه حفتر علاقمند به حضور همه جانبه روسیه در لیبی نیستند و این آینده حضور روسیه در این کشور را مبهم می کند.

 

در نهایت می توان گفت که چالش بعدی روسیه محدودیت منابع مالی است. روسیه در حوزه نفوذ اصلی خود یعنی آسیای مرکزی و قفقاز به دلیل کمبود منابع مالی با مشکلات بسیاری مواجه است و نفوذ این کشور در قزاقستان، قرقیزستان و یا ترکمنستان به نفع چین رو به کاهش است. یکی از عوامل این وضع مشکلات اقتصادی روسیه است که جا را برای سرمایه­ گذاری چین باز کرده است. این در حالی است که کشورهای با ثبات شمال آفریقا مانند مراکش، تونس و الجزایر بیش از هر چیز نیازمند سرمایه ­گذاری خارجی هستند. برای مثال هرچند روسیه پیوندهای عمیقی با الجزایر دارد که با گسترش روابط فرهنگی قادر به حفظ آن است، اما در مراکش به دلیل پیوندهای عمیق این کشور با اروپا، روسیه بیش از هر چیز نیاز به سرمایه‌گذاری در حوزه های اقتصادی و عمرانی دارد. در مجموع می توان گفت که افزایش حوزه نفوذ روسیه در ابعاد نظامی و سیاسی بدون در اختیار داشتن منابع مالی تنها تکرار تجربه اتحاد جماهیر شوروی در این منطقه است که در نهایت به دلیل بحران داخلی ناگزیر به عقب نشینی از خاورمیانه و شمال آفریقا شد.

 

 

 

نویسنده: زهرا عطری سنگری، دانش آموخته مقطع کارشناسی ارشد مطالعات خاورمیانه دانشگاه تهران و پژوهشگر وابسته در موسسه ایراس