حسن بهشتی پور

موانع توسعه همکاری ایران و کشورهای آسیای مرکزی؛ راهکارهای پیشنهادی برای کاهش مشکلات موجود

مقاله ایراس
تاریخ انتشار : چهارشنبه ۱۵ آذر ۱۳۹۶ ساعت ۰۷:۵۹
Share/Save/Bookmark
 
از یازدهم دی ماه سال 1371 که تصمیم برای فروپاشی اتحاد بین 15 جمهوری سابق شوروی به مورد اجراء گذارده شد، تا کنون نزدیک 26 سال می گذرد. در این بازه زمانی فرصت های بی نظیری برای توسعه مناسبات ایران با کشورهای آسیای مرکزی بوجود آمده است. اما متاسفانه ایران به دلایل گوناگون تنها از بخش محدودی از این فرصت ها استفاده کرده است.
 
 
مقدمه
از یازدهم دی ماه سال 1371 (اول ژانویه 1992) که تصمیم برای فروپاشی اتحاد بین 15 جمهوری سابق شوروی به مورد اجراء گذارده شد، تا کنون نزدیک 26 سال می گذرد. در این بازه زمانی فرصت های بی نظیری برای توسعه مناسبات ایران با کشورهای آسیای مرکزی یعنی ازبکستان، تاجیکستان، ترکمنستان، قزاقستان و قرقیزستان بوجود آمده است. اما متاسفانه ایران به دلایل گوناگون تنها از بخش محدودی از این فرصت ها استفاده کرده است.
 
در این 26 سال تاکنون صدها مقاله در باب دلایل و عوامل موفق نبودن ایران در این حوزه مهم جغرافیایی که در واقع عقبه استراتژیک ایران محسوب می شود، ارائه گردیده و سخن بسیار درباره راه های توسعه مناسبات در سمینارها و میزگردها گفته شده است. اما گویا مخاطبان اصلی این سخنان رفع این موانع در اولویت کاریشان نیست و یا اصولا اینگونه جمع بندی ها و راهکارها را به دلایل مختلف قبول ندارند و در نتیجه برای اجرایی شدن آنها هم گام اساسی برداشته نمی شود.
 
با این حال نگارنده معتقد است در آغاز کار دولت دوازدهم فرصت را غنیمت شمرده با توجه به تغییرات اخیر در دولت های ازبکستان و قرقیزستان و انتظار برای ایجاد تغییرات در دولت های قزاقستان و تاجیکستان در یکسال آینده می توان باردیگر مروری داشته باشیم بر شناسایی موانع موجود در توسعه مناسبات
به نظر می رسد ایران برای رسیدن به اهداف خود در آسیای مرکزی هیچ برنامه مدونی ندارد. البته مسئولین مربوطه همیشه این ادعا را رد کردند و فرمودند بی اطلاعی کارشناسان به معنای نبودن برنامه نیست
ایران با این کشورها و با توجه به نقاط قوت و ضعف، خلاصه راهکارهایی برای برون رفت از وضعیت فعلی جهت نیل به وضعیت مطلوب در آینده نزدیک ارئه گردد.
 
با آنکه در این مجال ادعای کشف جدید نیست و محتوای نوشتار حاضر تکرار مواردی است که بارها و بارها کارشناسان این حوزه مطرح کرده اند اما آنچه در این فرصت بصورت جمع بندی دیدگاه های کارشناسی در 26 سال گذشته ارائه شده شاید به عنوان جمع بندی جدید متناسب با متغیرهای موجود اعم از وابسته و مستقل در منطقه در خور توجه باشد. ناگفته روشن است که دریک یاداشت محدود نمی توان همه موضوع های مهم را بصورت دقیق بررسی کرد، اما به قول سعدی بزرگ در خانه اگر کس است یک حرف بس است.
 
1. دعوای برنامه ریزی برای آینده 
تقریبا از همان اوایل استقلال کشورهای آسیای مرکزی تا امروز همیشه در جلسات کارشناسی این بحث مطرح شده است که به نظر می رسد ایران برای رسیدن به اهداف خود در آسیای مرکزی هیچ برنامه مدونی ندارد. البته مسئولین مربوطه همیشه این ادعا را رد کردند و فرمودند بی اطلاعی کارشناسان به معنای نبودن برنامه نیست. اما تقریبا اکثر قریب به اتفاق کارشناسان این نظر را مطرح کردند که اگر برنامه ریزی وجود داشت وضعیت امروز را نداشتیم. بنابراین یا برنامه ریزی درست اجراء نمی شود و یا آنکه اساسا برنامه ریزی متناسب با واقعیت های منطقه طراحی نشده است.
 
 شاید یکی از معایب همین بی اطلاعی اکثر کارشناسان حوزه از برنامه ریزی مورد ادعا این باشد که آنها مجال نقد و بررسی آنرا هرگز پیدا نکرده اند. در صورتی که اگر این گونه برنامه ها حداقل در بخش سیاست های اعلانی منتشر شود، می توان انتظار داشت با نقد دلسوزانه کارشناسان نقاط قوت و ضعف آن را شناسایی کرده و متناسب با فرصت ها و تهدید های موجود به یک برنامه ریزی واقعی تر دست پیدا کنیم.
 
2. ناهماهنگی و موازی کاری بین ارگان ها و نهاد های تصمیم گیر
موضوع هماهنگ نبودن سازمان ها و نهاد هایی که باید مجری سیاست های ایران در کشورهای منطقه باشد و نیز موازی کاری بعضی از نهادها و سازمانی های برون مرزی، مساله پوشیده ای نیست. با آنکه برای ایجاد چنین هماهنگی تاکنون در چند نوبت ستادهایی تشکیل شده است، از جمله در همان
موضوع هماهنگ نبودن سازمان ها و نهاد هایی که باید مجری سیاست های ایران در کشورهای منطقه باشد و نیز موازی کاری بعضی از نهادها و سازمانی های برون مرزی، مساله پوشیده ای نیست
سال های ابتدایی "ستاد کشورهای مستقل مشترک المنافع" در وزارت امور خارجه تشکیل شد ولی با گذشت زمان ناهماهنگی های موجود، مشکلات متعددی را آفریده و احتمالا در آینده هم بوجود می آورد که در عمل زحمات بسیار زیادی که برای توسعه مناسبات از طرف مسئولین در دستگاه دیپلماسی کشیده شده است، بی نتیجه یا کم نتیجه شده اند.
 
ریشه این ناهماهنگی ها عمدتا به خود سازمان ها و یا نهادهای مربوط بر نمی گردد بلکه به افراد مجری سیاست ها مربوط می شود که عمدتا دیدگاه بخشی نگری دارند و کمتر به یک هم افزایی سازمانی تن می دهند. به همین دلیل مهم ترین اقدامی که برای رفع این مشکل اساسی می توان انتظار داشت بکارگیری افرادی است که دارای نگرش سیستمی باشند و با ایجاد هم افزایی بین افراد در حوزه ماموریت به رسیدن به اهداف کلان در درجه اول و سپس به اهداف سازمانی توجه نشان دهند.
 
نکته مهم تر اینکه اکثر کارشناسان بر ایجاد یک مرکز هدایت و هماهنگی در جایی فراقوه ای که تصمیم های آن نافذ باشد تاکید دارند. امروز ضروت تصمیم های آینده نگر بر اساس مطالعه روند های گذشته و استفاده از تجربه های موفق و تکرار نکردن اقدام های اشتباه بیش از هر زمان دیگر احساس می شود.
 
3. فقدان شناخت از نیازهای واقعی کشورهای آسیای مرکزی
در بحث ها و تصمیم گیری های چند سال گذشته اغلب این نکته بخوبی روشن شده است که تصمیم سازان و مجریان سیاست های ابلاغی در ایران متناسب با اهداف و آرمان های کشور و انقلاب اسلامی، در اغلب موارد برنامه هایی را دنبال کردند که اصولا در داخل این کشورها مورد استقبال قرار نگرفته اند. از سوی دیگر تعداد قابل توجهی از افراد ایرانی که به این کشورها اعزام شده اند، آشنایی و تخصص لازم را درباره محیط این کشورها و فرهنگ و تاریخ و نیازهای اقتصادی و گرایش های سیاسی طرف مقابل نداشتند. در نتیجه یک نوع دلزدگی از طرف دولت و مردم کشور میزبان بوجود آمده است.
 
برای مقابله با این وضعیت تاکنون تلاش های متعددی صورت گرفته و با مرور زمان از این جنبه ما مشکلات کمتری در مقایسه با گذشته داریم؛ با این حال هنوز ظرفیت های مناسب برای همکاری
آمریکا در اجرای سیاست "همه چیز بدون ایران" تلاش می کند ایران را از هر گونه همکاری منطقه ای در امور انرژی (نفت و گاز)، حمل و نقل (ریلی، دریایی و هوایی) که مزیت نسبی در آن دارد، محروم سازد
های گسترده و عمیق بین ایران و کشورهای آسیای مرکزی ناشناخته مانده است. به نظر می رسد این ظرفیت ها قابل احصاء هستند و نباید آنها را به ترجیح بند تکراری و ملال آور "اشتراکات تاریخی، فرهنگی، دینی و زبانی" محدود کرد.
 
در سده معاصر کشف ظرفیت های جدید همکاری بین ایران و کشورهای حوزه آسیای مرکزی براساس منافع مشترک و متقابلا سودمند دور از دسترس نیست. به صرف برگزاری همایش ها و میزگردها نمی توان به این مهم دست یافت. به نظر می رسد باید از موسسات تخصصی و اتاق فکرهای موجود در ایران بهره گرفت و در عرصه های نوین از جمله آنچه "صنایع فرهنگی" خوانده می شود این ظرفیتها را به صورت یک برنامه اجرایی تحول ساز از قوه به فعل رساند.
 
4. سیاست های مخرب آمریکا علیه ایران در آسیای مرکزی
یکی دیگر از موانع مهم توسعه همکاری بین ایران و کشورهای آسیای مرکزی در 26 سال گذشته، سیاست خصمانه آمریکا علیه ایران بوده و هست. آمریکا در اجرای سیاست "همه چیز بدون ایران" تلاش می کند ایران را از هر گونه همکاری منطقه ای در امور انرژی (نفت و گاز)، حمل و نقل (ریلی، دریایی و هوایی) که مزیت نسبی در آن دارد، محروم سازد. ایران که می تواند آسیای مرکزی محصور در خشکی را به دریای عمان و خلیج فارس ارتباط دهد و از طریق خط لوله، گاز آسیای مرکزی را به اروپا برساند و نفت را از طریق سواپ برای این کشورها صادر کند با کارشکنی روز افزون آمریکا روبرو است.
 
بی تردید این کارشکنی ها در کاهش مناسبات ایران با کشورهای آسیای مرکزی تاثیرگذار بوده است؛ با این حال ایران می تواند از طریق همکاری های دو یا چند جانبه با توجه به موفقیت همکاری های ایران و روسیه در سال های اخیر اقدام های موثرتری را برای مقابله با این سیاست آمریکا در پیش بگیرد. این موضوع بویژه پس از برجام و برداشتن بسیاری از تحریم های بین المللی می تواند عملیاتی باشد.
 
از جمله بر اساس الگوی همکاری های سه جانبه ایران با روسیه و جمهوری آذربایجان، ایران می تواند همکاری های جدیدی را در دستور کار خود قرار دهد بویژه آنکه ازبکستان در تحولات داخلی خود آمادگی بیشتری را برای همکاری با سایر کشورها از جمله ایران از خود نشان می دهد.
وقت آن رسیده که ایران بپذیرد کشش پذیری نیاز منطقه به همکاری های اقتصادی به حدی بالا است که حضور کشورهایی مانند چین، روسیه، هند و ترکیه جا را برای ما تنگ نمی کند
بنابراین همکاری چهار جانبه  بین ایران، هند، ترکمنستان و ازبکستان از طریق تقویت بندر چابهار دور از دسترس نیست و دقیقا بر اساس نیاز هر چهار کشور می تواند برنامه ریزی شود.
 
براین اساس همکاری فراموش شده بین ایران، افغانستان و تاجیکستان با مشارکت چین و قرقیزستان نیز می تواند به یک همکاری های چهار جانبه دیگر تبدیل شود. به نظر می رسد راه مقابله عملی با سیاست های یکجانبه گرایی آمریکا در منطقه رفتن به سوی همکاری های چند جانبه بین ایران و کشورهای منطقه است. این برنامه ها با در نظر گرفتن تغییر رویه کشورهای منطقه در یکسال اخیر بیش از هر زمان دیگر احساس می شود.
 
5. رقبای منطقه ای، روسیه، چین و ترکیه
ایران برای توسعه مناسبات خود با کشورهای آسیای مرکزی با رقبای بسیار بزرگی چون روسیه و چین روبرو است. البته در این سالها ترکیه نیز یک رقیب هم عرض محسوب می شده است. به نظر می رسد وقت آن رسیده ایران «جدل رقابتی» را با این کشورها به یک «فرصت همکاری» تبدیل کند. با در نظر گرفتن این واقعیت که چین بدلیل ظرفیت های بسیار گسترده تر اقتصادی در مقایسه با ایران و نیز روسیه بخاطر برخورداری از نفوذ عمیق سیاسی، امنیتی و اقتصادی در آسیای مرکزی رقبایی نیستند که ایران به مقابله با آنها برخیزد، زیرا امکانات برابری با آنها ندارد. بنابراین بهتر است حتی با ترکیه که ایران امکان رقابت با آن را دارد، به سمت ایجاد زمینه های مناسب برای همکاری پیش برود.
 
 به باور نگارنده وقت آن رسیده که ایران بپذیرد کشش پذیری نیاز منطقه به همکاری های اقتصادی به حدی بالا است که حضور کشورهایی مانند چین، روسیه، هند و ترکیه جا را برای ما تنگ نمی کند. این نگاه که دائما تبلیغ می شود "حضور کشورهایی مانند چین و روسیه مانع ایران برای توسعه همکاری است" به هیچ وجه با واقعیت های موجود منطبق نیست. زیرا نوعی پوشش برای پنهان کردن کم کاری ها و برنامه ریزی نکردن ها است.
 
جمع بندی
فهرست موانع ایران را می توان بسیار طولانی تر کرد. شاید حداقل چند عامل مهم دیگر مانند فقدان بودجه و امکانات
دیدن موانع موجود بر سر راه توسعه مناسبات ایران با کشورهای آسیای مرکزی به معنای نادیده گرفتن موفقیت های سال های گذشته ایران در این منطقه نیست
لازم برای سرمایه گذاری در این کشورها، فراهم نبودن امکان صدور خدمات کارشناسی - که در سال های اخیر ایران چند نمونه موفق در امور سد سازی، خدمات چند رسانه ای و ارتباطات فیبر نوری هم در منطقه داشته است- می توان بر این فهرست افزود. با این حال ایران هنوز نتوانسته با همه امکانات خوبی که دارد بازاریابی خوبی در این کشورها داشته باشد. از طرف دیگر امکانات کشورهای منطقه برای بازرگانان ایرانی بخوبی معرفی نشده و آنها هنوز با الگوهای سنتی می کوشند به بازارهای مقصد وارد شوند. وضعیت مبادلات بانکی و بیمه ویژه کالاهای صادراتی و وارداتی نیز با مشکلات اساسی روبرو هست.
 
آنچه بیش از هر اقدام دیگری ضروری به نظر می رسد شناخت اولویت آسیای مرکزی برای ایران است با آنکه همه مسئولین بر این موضوع اذعان دارند، اما در عمل چنین اولویتی مشاهده نمی شود. ایران گویا ترجیح می دهد در آسیای غربی موقعیت خود را تثبیت کند و در آسیای مرکزی و قفقاز اولویت های بعدی خود را جستجو کند.
 
نکته مهم اینکه باید بپذیرم که نیاز به تغییر در سیاست ها، اهداف و روش ها بیش از هر زمان دیگر احساس می شود. شرایط منطقه به سمت بهبود فضای همکاری پیش می رود بنابراین باید ایران می تواند علاوه بر فعال شدن در سازمان های اکو و شانگهای برای همکاری های سه، چهار یا پنج جانبه در سطح منطقه و فرامنطقه ای برنامه ریزی کند.
 
دیدن موانع موجود بر سر راه توسعه مناسبات ایران با کشورهای آسیای مرکزی به معنای نادیده گرفتن موفقیت های سال های گذشته ایران در این منطقه نیست. طرحِ بدون پرده پوشی مشکلات به ایران کمک می کند بجای افتخار به موفقیت های گذشته اش به فکر رفع مشکلاتی باشد که امروز می تواند برای برطرف کردن آنها با هزینه کمتری تلاش کند. زیرا اگر امروز برای حل این موانع اقدام جدی انجام نشود، شاید فردا لازم باشد هزینه های بازهم بیشتری برای حل و فصل آنها پرداخت کنیم.
 
 
نویسنده: حسن بهشتی پور، تحلیلگر مسائل اوراسیا و عضو ارشد شورای علمی ایراس


 
کد مطلب: 3456
مولف : حسن بهشتی پور