نگاه­ های روسیه و ایران درباب وضعیت خاورمیانه: آینده منطقه چگونه به نظر می آید؟

تاریخ انتشار : سه شنبه ۲۶ ارديبهشت ۱۳۹۶ ساعت ۱۱:۳۲
Share/Save/Bookmark
 
نیکولای کوژانف: روابط ایران-روسیه از زمان فروپاشی اتحاد شوروی با سرعت بی نظیری درحال توسعه بوده و طیف وسیعی از سوالات را پیش روی کارشناسان این حوزه قرار داده است.بویژه در این بین بحثی داغ در بین تحلیل گران درباب ماهیت همکاری مسکو-تهران در حوزه خاورمیانه در میان است. درحالی که برخی تحلیل گران با اشاره به مورد سوریه، از ظهور یک اتحاد نوین منطقه ای سخن می گویند، دیگران بر ماهیت شکننده ی روابط دوجانبه ی ایران-روسیه تاکید داشته و گسترش روابط روبه رشد روسیه-اسرائیل را شاهدی برای این امر می دانند ...
 
عنوان مقاله: نگاه­ های روسیه و ایران درباب وضعیت خاورمیانه: آینده منطقه چگونه به نظر می آید؟

نویسنده: نیکولای کوژانف
دکترای علوم اقتصادی و مشاور برنامه «سیاست خارجی و امنیت» در مرکز مسکوی کارنگی

تاریخ انتشار: اردیبهشت 1396
این مقاله، پیش تر در کتاب مجموعه مقالات مشترک موسسه مطالعات ایران و اوراسیا (ایراس) و شورای امور بین الملل روسیه (ریاک) در زمستان 1395 منتشر شده است.


دریافت متن کامل (PDF)

----------
ایراس: روابط ایران-روسیه از زمان فروپاشی اتحاد شوروی با سرعت بی نظیری درحال توسعه بوده و طیف وسیعی از سوالات را پیش روی کارشناسان این حوزه قرار داده است.بویژه در این بین بحثی داغ در بین تحلیل گران درباب ماهیت همکاری مسکو-تهران در حوزه ی خاورمیانه در میان است.درحالی که برخی تحلیل گران با اشاره به مورد سوریه، از ظهور یک اتحاد نوین منطقه ای سخن می گویند، دیگران بر ماهیت شکننده ی روابط دوجانبه ی ایران-روسیه تاکید داشته و گسترش روابط روبه رشد روسیه-اسرائیل را شاهدی برای این امر می دانند.
 
منافع روسیه و ایران در خاورمیانه
به دلیل مباحث موضوعات[مشترک] منطقه ای، انگیزه ی قوی و محکمی برای گسترش روابط حسنه  بین دو دولت وجود دارد.در سال2016 هردوی دولت های ایران و روسیه مجبور و متقاعد شده بودند که فعالیت شان را به طور عمده در منطقه خاورمیانه متمرکز کنند. برای مسکو انگیزه ی این حرکت ناشی از دو عامل حیاتی بود؛ زوال روابط روسیه و غرب به پایین ترین سطحی که از زمان فروپاشی شوروی نظیرش دیده نشده; و موج فزاینده ی جهادگرایی منتج از تحولات به اصطلاح بهار عربی، که به نظر برخی کارشناسان این تهدید احتمالا ثبات فضای پسا-شوروی را بطور قابل توجهی درهم شکند. در چنین ساختاری،این بی دقتی غیرقابل توجیه رهبران روسیه خواهد بود اگر که باز بخواهند به خاورمیانه به عنوان حوزه ای که دارای اهمیتی حاشیه ای برای تعریف منافع ملی روسیه است بنگرند(آنگونه که طی سالهای 1991-2012 نگریسته می شد). بنابراین طی سالهای2012-2016 علاوه بر افزایش حضور قابل توجه روسیه در خاورمیانه، اولویت های دیپلماسی روسیه در این منطقه نیز بازتعریف شد.به منظور تسهیل بحث،موضوعات مدنظر را می توان در سه گروه دسته بندی نمود:
 
-اقتصادی(خنثی سازی اثرات منفی تحریم ها و ضد-تحریم ها در اقتصاد روسیه; تامین و حفظ سهمی از بازار اقتصاد خاورمیانه برای شرکت های روسی; حفظ منافع شرکت های گاز و نفت روسیه)
 
-سیاسی(جلوگیری از تلاش ها برای منزوی کردن روسیه در سطح بین المللی با حفظ و ارتقا گفتگو با بازیگران اصلی خاورمیانه; بهره گیری از موقعیت منطقه ای روسیه برای اثرگذاری بر سیاست ها و خط مشی های مورد پذیرش ایالات متحده آمریکا و اتحادیه اروپا; ترویج نگاه روسیه به آینده ی نظام روابط بین الملل)
 
-امنیتی(خنثی سازی تهدیدات امنیتی ناشی از منطقه خاورمیانه نسبت به ثبات و امنیت فضای پسا-شوروی، شامل تروریسم بین المللی، اسلام رادیکال، تکثیر و ازدیاد سلاح های کشتار جمعی، و جرایم فراملی)
 
ظرافت و پیچیدگی مسائل پیش روی روسیه طبیعتا مستلزم بهبود روابط با ایران، به عنوان یکی از قدرت های کلیدی در منطقه خاورمیانه است.
 
از طرف دیگر، تهران از سال 2016 خود را عمیقا درگیر در امور خاورمیانه کرده است. بااین حال این درگیرشدن ایران در امور منطقه ناشی از انگیزه های تقریبا متفاوتی[نسبت به روسیه] بود. از یکسو، فعالیت های کنونی ایران در سوریه و خاورمیانه عموما به وسیله ی متغیرهای تثبیت شده ی دیرینه، و نسبتا سنتی، دیکته شده اند،نظیر؛ 1)هدف جمهوری اسلامی برای استقرار جایگاه خویش به عنوان یک قدرت منطقه ای عمده،2)رقابت با پادشاهی عربستان سعودی و شرکای آن 3)قرارگرفتن در وضعیت بن بست تخاصم ایدئولوژیک  بین ایالات متحده آمریکا و اسرائیل.از طرف دیگر، بی ثبات سازی عمومی منطقه خاورمیانه متعاقب بهار عربی، تهدید اخیر از دست رفتن سوریه(متحد اصلی تهران در منطقه خاورمیانه)، همچنین ظهور دشمنان جدید در خاورمیانه (برای مثال داعش)، نقشه ی خاورمیانه را به طور قابل توجهی نسبت به آنچه پس از سال 2003(پس از سقوط صدام حسین توسط نیروهای آمریکایی) برای تهران مانوس تر می نمود تغییر داده است. این تحولات موجب چالش هایی جدی پیش روی طرح های تهران برای رسیدن به و حفظ جایگاه قدرت برتر  منطقه ی خاورمیانه شد، و تهران را وادار کرد تا با تناوب روزافزونی به دخالت در امور منطقه ای ادامه دهد.
 
علاوه بر این، ایده ی ساخت قدرت برتر منطقه ای بخشی از ایدئولوژی مدرن ایران و حکمرانان سیاست خارجی کشور است.اخیرا خواست دفاع از منافع منطقه ای ایران در چارچوب دکترین ایدئولوژیک کشور حتی جلوتر برده شده، و بتدریج جایگزین تز به رسمیت شناختن حق ملت ایران برای پژوهش هسته ای مستقل، که مناسبت اش را از دست داده بود، شد. به طور خاص، احزاب دست راستی ایران با مفهوم محور مقاومت که شامل سوریه، عراق، لبنان و یمن می شود وارد کارزار شدند. براساس دیدگاه این احزاب هرکدام از این کشورها "خط مقدم دفاع"  از جمهوری اسلامی ایران است در برابر طرح های خصمانه ی دشمنان منطقه ای ایران، که می کوشند به نقش ایران در منطقه خاورمیانه ضربه بزنند.
 
اصول محوری همکاری منطقه ای ایران-روسیه
تهران همانند مسکو برای رسیدن به اهداف اش، نیازمند حمایت بیرونی است.این نخستین و اصلی ترین نیروی محرکه ی پیش برنده ی کشورها به سمت یکدیگر است. علیرغم تفاوت هایشان در استدلال و اهداف نهایی ، نخبگان سیاسی ایران و روسیه دارای نگاههای مشترکی در تعدادی از موضوعات منطقه ای هستند(در وهله ی نخست، درباب نیاز به حفظ نهادهای دولت سوریه،گسترش تهدید اسلامگرایی(افراطی)و تروریسم، و خنثی سازی تصمیمات سیاسی کشورهای غربی که علیه منافع مسکو و تهران باشد). به علاوه برای ایران، گفتگو درباب مسائل منطقه ای مبنای سیاسی و ایدئولوژیکی استواری برای تشدید روابط و پیوندهایش با روسیه پدید می آورد. برای مدت 15 سال تهران در بین قدرت های جهانی و منطقه ای در جستجوی متحدی می گشت که از قبل پیوند با وی بتواند توطئه های ضدایرانی ایالات متحده آمریکا را خنثی سازد. روسیه به طور سنتی به عنوان کاندیدای عمده و برجسته برای این نقش خنثی کننده  بشمار می رفت. بااین وجود، برای مدتی طولانی هرگونه تلاش برای تامین پشتیبانی راهبردی مسکو بر مبنایی بلند-مدت کاملا شکست خورده بود . حتی اگر مسکو در موقعیتی بود که بتواند مانع از اقدامات صورت گرفته توسط آمریکا علیه ایران شود، بازهم اعمالش به وسیله ی نگاه کرملین به اینکه این امر چگونه بر منافع روسیه تاثیر خواهد گذارد، صورت می گرفت تا به وسیله ی هرگونه الزامات و وظایف ناشی از همکاری[با ایران] . به علاوه تا سال 2012 مسکو به کرات داشتن روابط خوب با تهران را به سود بهبود روابطش با غرب رها کرده بود؛ برای مثال، ممانعت از عرضه ی سلاح های مدرن به ایران نظیر سیستم ضد موشکی پی-300.
 
علیرغم این مسئله، ایران به جستجو برای یافتن موضوعی که منجر به انگیزه ای مثبت برای گسترش روابط دو کشور بر مبنایی بلندمدت و پایدار شود ادامه داد.این هدف حتی بعد از توافق شش به علاوه ی یک با ایران بر سر برنامه ی هسته ای اش در سال 2015،که باید نهایتا حل نهایی اختلافات بین ایران-آمریکا را تسهیل می کرد،همچنان باقی ماند.سخنرانی هایی که توسط رهبر عالی ایران آیت الله سیدعلی حسینی خامنه ای در سپتامبر-دسامبر2015 صورت گرفت نشان می داد که رهبر ایران هنوز کاملا به آمریکا بی اعتماد است و تقابل آمریکا-ایران همچنان ادامه خواهد داشت. این بدان معناست که نیاز ایران به یک وزنه ی خنثی کننده همچنان بدون تغییر باقی مانده است. بنابراین  خیلی تعجب آور نیست که بخش قابل توجهی از نخبگان سیاسی ایران از این که، علیرغم تغییر در جایگاه بین المللی ایران بعد از توافق هسته ای، تمرکزش بر روی روسیه به عنوان یک اولویت اصلی باقی مانده است حمایت می کنند. علاوه بر این آنها همچنین پیش بینی می کنند که همکاری بین دو دولت در خاورمیانه تبدیل به نیروی محرکه ی حمایت بلندمدت مسکو از ایران شود.

ادامه دارد ...

دریافت متن کامل (PDF)


کد مطلب: 3172