بازی جدید ولادیمیر پوتین در افغانستان

تاریخ انتشار : دوشنبه ۹ اسفند ۱۳۹۵ ساعت ۰۹:۲۴
Share/Save/Bookmark
 
موضع روسیه در قبال افغانستان نشان می‌دهد که این کشور فصل جدیدی را باز کرده است که می‌ توان آن را بازی جدید در قلب آسیا با حضور چند بازیگر از جمله روسیه، آمریکا، چین، هند، پاکستان و دیگران دانست. اما اقدامات دیپلماتیک روسیه از یک سو و از سوی دیگر حمایت این کشور از طالبان بسیاری را درباره نیت مسکو در قبال افغانستان دچار سردرگمی کرده است.
 
ایراس؛ افزایش دوباره نفوذ روسیه در افغانستان همانند سیاست اتحاد جماهیر شوروی در حمله به افغانستان نیست بلکه اکنون مسکو با گروه‌های بسیار افراط گرایی متحد شده است که زمانی رهبران آنها در راستای شکست تهاجم طولانی شوروی در افغانستان تلاش می‌کردند.در دسامبر سال ۲۰۱۶ مسکو ارتباطش را با طالبان گروهی که به دنبال سقوط دولت کابل است، اعلام کرد.

  در همین راستا سرگئی لاوروف، وزیر امور خارجه روسیه اعلام کرد که اشتراک گذاری اطلاعات و همکاری با طالبان در راستای مبارزه با نیروهای داعش در افغانستان انجام می‌گیرد. مسکو بارها نگرانی خود را از حضور نیروهای داعش به ویژه با بزرگنمایی حضور و قدرت آنها در افغانستان اظهار کرده است. این در حالی است که دولت افغانستان اعلام کرده که روسیه به طالبان سلاح می‌فرستد اما مقامات مسکو این اتهامات را رد کرده‌اند.

در حال حاضر موضع روسیه در قبال افغانستان نشان می‌دهد که این کشور فصل جدیدی را باز کرده است که می‌ توان آن را بازی جدید در قلب آسیا با حضور چند بازیگر از جمله روسیه، آمریکا، چین، هند، پاکستان و دیگران دانست. اما اقدامات دیپلماتیک روسیه از یک سو و از سوی دیگر حمایت این کشور از طالبان بسیاری را درباره نیت مسکو در قبال افغانستان دچار سردرگمی کرده است.


ایده‌های توسعه طلبانه

نفوذ روسیه به افغانستان می‌تواند به عنوان بخشی از ایده‌های توسعه طلبانه ولادیمیر پوتین برای حفظ موقعیت روسیه به عنوان یک بازیگر ژئوپلتیکی باشد. پوتین از زمان بر سر کار آمدن در سال ۱۹۹۹ به دنبال یک سیاست مداخله جویانه از طریق درگیری‌های مسلحانه، حملات سایبری و جنگ‌های تبلیغاتی بوده است. پوتین به شکل موفقیت‌ آمیزی توانسته این جنگ‌ها را برای ارتقای جایگاه روسیه در معاملات سیاسی و بین‌المللی افزایش دهد. اما اکنون سوال این است روسیه در افغانستان چه می‌خواهد؟ به نظر می‌رسد روسیه به دنبال اهداف مختلفی است. 

مسکو با اتحاد خود با طالبان می‌خواهد توانایی چانه زنی خود را در معاملات خارجی با واشنگتن افزایش دهد. همچنین ناامنی و بی‌ثباتی در افغانستان در حال افزایش است که این مساله به طور مستقیم ادامه حضور دولت افغانستان مورد حمایت آمریکا را تهدید کرده و خطر بزرگی برای آمریکا و ناتو در این کشور ایجاد می‌کند. در محاسبات روسیه تهدید علیه ماموریت ناتو و آمریکا در افغانستان و متزلزل کردن جایگاه آنها می‌تواند بهترین فرصت برای کاهش فشار آمریکا بر روسیه به خصوص درباره مساله کریمه و تسهیل تحلیل‌های آمریکایی علیه این کشور باشد.


 ایجاد مشروعیت

به نظر می‌رسد روسیه تلاش می‌کند که امتیازهای بیشتری را برای سهیم شدن در آینده افغانستان جمع می‌کند. یکی از انگیزه‌های اصلی این امر این است که در گذشته روسیه در بسیاری از مباحث مهم افغانستان حذف شده بود. روسیه با حمایت از طالبان خود را برای مدیریت چشم انداز سیاسی جهان و ایجاد دولت آتی افغانستان در صورت سقوط دولت کنونی آماده می‌کند.

مسکو با افزایش تهدید داعش نه تنها تلاش می‌کند برای همکاری خود با طالبان مشروعیت ایجاد کند بلکه ممکن است آنها بخواهند حضور نظامی و نفوذ سیاسی خود را در آسیای مرکزی توجیه کنند. در حالی که کشورهای آسیای مرکزی تحت نفوذ رو به افزایش اقتصادی چین قرار گرفته‌اند روسیه احساس می‌کند که دیگر نقش هژمونیک خود را از دست داده‌ است.

افزایش حضور نظامی روسیه باعث تقویت نقش سیاسی روسیه در منطقه آسیای مرکزی و گسترش وابستگی امنیتی این منطقه به روسیه می‌شود. همچنین به نظر می‌رسد که در پشت پرده این بازی جدید روسیه انگیزه‌های اقتصادی وجود داشته باشد. جمهوری‌های آسیای مرکزی دارای غنی‌ترین ذخایر طبیعی و نفتی در کل منطقه هستند. رهبران این جمهوری‌ها به دنبال یافتن بازارهای جدید به خصوص در منطقه جنوب آسیا که تشنه انرژی است، می‌گردند. بر همین اساس افغانستان کوتاه‌ترین مسیر برای گاز طبیعی آسیای مرکزی به جنوب آسیاست. اتحاد با طالبان روسیه را قادر می‌سازد که گاز کشورهای آسیای مرکزی را به آسیای جنوبی ببرد و بدین شکل آنها را وابسته خود کند.

شکی وجود ندارد که روسیه نگرانی‌های مشروعی درباره رشد افراط گرایی در منطقه دارد زیرا تعداد قابل توجهی از نیروهای داعش از کشورهای آسیای مرکزی می‌آیند.

این در حالی است که روسیه آنها را حیاط خلوت امنیتی خود تلقی می‌کند. اما حمایت از یک گروه تروریستی برای شکست گروه تروریستی دیگر نمی‌تواند یک استراتژی ژئوپلیتیکی پایدار باشد. به خصوص در چشم انداز پیچیده افغانستان که تاریخ نشان داده است بسیاری از محاسبات نظامی و سیاسی در این کشور غلط از آب درآمده است.

بهترین رویکرد همکاری با دولت افغانستان و بازیگران منطقه‌ای و بین‌المللی برای مقابله با افراط گرایی در منطقه است. همکاری با یک گروه غیرقابل پیش بینی و خطرناک تنها می‌تواند همانند بمبی باشد که هر لحظه ممکن است، منفجر شود.


نویسنده: نجیب شریفی

انتهای متن/


منبع: الجزیره


 
کد مطلب: 3056