ایران و سازمان همکاری شانگهای

چرا باید ایران عضو سازمان همکاری شانگهای شود؟ ؛ دکتر جهانگیر کرمی

تاریخ انتشار : شنبه ۲۲ خرداد ۱۳۹۵ ساعت ۰۱:۳۸
Share/Save/Bookmark
 
دکتر جهانگیر کرمی: هم ایران و هم سازمان همکاری شانگهای فرصتهای مهمی برای یکدیگر دارند. ایران بایستی از تنهایی راهبردی خود در معادلات جهانی و منطقه ای خارج شود و در نبود امکانی برای ایجاد و محوریت یک نهاد موثر خودی و عضویت برابر در یک اتحاد راهبردی، گزینه ای چون این سازمان می تواند راه میانه ای باشد ... عضویت در این سازمان در تعارض با هیچ یک از اصول حقوقی و سیاسی کشور نیست و بلکه تجربه سالهای اخیر نشان می دهد که چگونه ابزارهای نهادی می تواند در دیپلماسی چندجانبه نقش موثری داشته باشد ... در عین حال باید دانست که این سازمان یک اتحادیه امنیتی و نظامی نیست و هنوز هم نمی توان آن را یک نهاد هم گرایی منطقه ای موثر دانست. اما چنانچه روند کنونی تداوم یابد می تواند نقش گسترده ای برای همگرایی منطقه ای و تحقق ابتکار امنیت آسیایی داشته باشد و برای جمهوری اسلامی ایران هم یک فرصت راهبردی تلقی می شود ...
 
عنوان مقاله: چرا باید ایران عضو سازمان همکاری شانگهای شود؟

نویسنده: دکتر جهانگیر کرمی
دانشیار روابط بین الملل دانشگاه تهران و عضو شورای علمی موسسه مطالعات ایران و اوراسیا (ایراس)

تاریخ انتشار: خرداد ماه 1395
کد بازیابی: مقالات-9506

دریافت متن کامل (PDF)

-----------
ایراس - خلاصه مقاله:

نشست سران سازمان همکاری شانگهای در تاشکند هفته آینده برگزار خواهد شد. ایران درحال حاضر به عنوان عضو ناظر در این سازمان فعالیت دارد و درخواست عضویت خود را در سال گذشته مطرح نموده است. با لغو تحریم های بین المللی، و از میان رفتن محدودیت مربوط به قطعنامه شورای امنیت سازمان ملل متحد، مانع مهم عضویت ایران برداشته شده است. از زمان تشکیل سازمان همکاری شانگهای، جمهوری اسلامی ایران آن را یک نهاد مثبت و موثر برای شرایط منطقه ای و بین المللی دانسته و با درخواست عضویت ناظر در سال 2005 و سپس درخواست عضویت کامل در 2008، و تکرار آن در سال گذشته کوشیده است تا نقش موثر تری را در منطقه ایفا نماید.

به دلایلی چون حضور همه کشورهای محیط ایران در اتحادیه های امنیتی و نهادهای همکاری و عدم حضور ایران در هیچ نهاد موثر منطقه ای، عضویت ایران در این سازمان یک ضرورت مهم راهبردی ست. به هیچ وجه باور ندارم که ایران به این نهاد لزوما به عنوان جایگزینی برای روابط با سایر دولتها و احیانا یک سیاست شرق گرایانه تمام و کمال نگاه کند، بلکه به طور جدی باور دارم که سیاست خارجی ایران در تعامل سازنده با جهان باستی بر موازنه گرایی و چند جانبه نگری تاکید نماید و همانند سه قدرت شرقی مهم ( چین، هند و روسیه) نخواهد که فرصتهای تعامل خود را محدود نماید. اما در عین حال، سازمان همکاری شانگهای را راه میانه ای میان حضور در یک اتحاد یا عدم ورود در هیچ نهادی می بینم.

پس از خروج بخش مهمی نیروهای غربی افغانستان، و نگرانی از نقش‌آفرینی نیروهای طالبان و نیز ظهور داعش در افغانستان و گروه‌های آسیای مرکزی و نیاز روسیه، چین و دولت‌های منطقه آسیای مرکزی به نقش و اثرگذاری ایران، به نظر می رسد که این قرصت ایجاد شده است که توجه بیشتری به عضویت ایران بشود. همچنین با به نتیجه رسیدن مذاکرات هسته‌ای ایران و غرب، زمینه‌ها برای تعاملات بین‌المللی ایران بیشتر شده و این موضوع حتی در روابط ایران و اعضای سازمان همکاری شانگهای موثر بوده است. علاوه بر اینها باید به نگاه بین المللی جدید به ایران توجه داشت که در طول یکسال گذشته مقامات بلندپایه روسیه، هند و چین و اروپایی برای نخستین بار بعد از دهه ها از ایران دیدار کرده اند.

یک مساله دیگر وضعیتی است که روسیه پس از بحران اوکراین و نیز بر سر گسترش ناتو و استقرار سپر موشکی غرب، و فشارهای غرب و ترکیه، سیاست‌های هجومی‌تری اتخاذ کرده است. همچنین، چین هم بتدریج از سوی غرب احساس خطر بیشتری کرده و سیاست‌های مقابله‌جویانه‌تری در پیش گرفته است. در چنین فضای پر تنشی، فرصت‌ها برای همکاری بیشتر با ایران فراهم خواهد شد.

اما با وجود شرائطي كه موجب نگراني مشترك كشورهايي چون روسيه،چين و ايران از ساختار نظام بين المللي موجود مي شود، اما مجموعه اي از عوامل وجود دارد كه امكان عملي تشكيل يك قطب قدرت را به وسيله سازمان همكاي شانگهاي حداقل تا مدت زماني قابل پيش بيني محدود مي سازد. به طور كلي، تمايل كشورهاي بزرگ به ايجاد موازنه و تجميع قدرت، امري طبيعي است، اما شرائط شكل گيري آن در زمان هاي مختلف يكسان نيست. در حال حاضر نگراني هاي مشتركي ميان برخي قدرت هاي جهاني وجود دارد و نشانه هايي از گرايش به سمت يك جهان چند قطبي وجود دارد، اما موانع و مشكلاتي هست كه آن را كند مي كند.

 در عین حال، سازمان همكاري شانگهاي مي تواند در عرصه منطقه اي و براي منطقه آسياي مركزي و جنوب آسیا بیش از پیش نقش آفرين باشد. به نظر مي آيد با وجود مشكلات بر سر راه شكل گيري يك قطب جديد، اما احتمال تعديل و محدود سازي رفتارهاي امريكا در سطوح منطقه اي و فرا منطقه اي وجود دارد و شكل گيري و تقويت پيمان هايي چون سازمان همكاري شانگهاي، بستر همكاري هاي منطقه اي هدفمند را ميان كشورهاي بزرگ آسيايي تقويت خواهد كرد و بر قدرت چانه زني آنها در معادلات جهاني خواهد افزود، اما اين به معناي آن نيست كه از هم اكنون، سازمان مذكور را يك نهاد همگرايي و يك اتحاد استراتژيك بدانيم.
 

واقعيت و تحولاسازمان همكاري شانگهاي حكايت از تمايل به دگرگوني كاركرد ها از يك سازمان حسن همجواري به اتحاديه امنيتي دارد كه عمدتاً در اظهارات و بيانيه ها نمود پيدا كرده است. اما مسائل موجود در رابطه با اساسنامه و تعاملات اعضا نشان مي دهد كه امكان تحقق آن دگرگوني در عمل با محدوديت روبرو مي شود. با وجود اين، اگر اين سازمان بخواهد از سازمان هاي موفق پيروي كند و اهداف مشترك روشني را در سطح منطقه اي و به صورت تخصصي تر و فني تر دنبال كند، امكان حركت آرام و تدريجي آن به سمت اهداف گسترده تر در بلند مدت فراهم خواهد شد. براي اين كار،‌ به نظر مي رسد كه توجه به موارد زير از اهميت برخوردار است:

الف) واقعيت اين است كه واكنش هاي مقطعي سازمان مشكل مذكور را حل نمي كند، چون براي آن نهاد سازي لازم صورت نگرفته و مكانيسم عملي آن وجود ندارد. سازمان همکاری شانگهای بایستی بطور جدی تری در مسائل مشترک و به شکل نهادی وارد شود.

ب‌)​ توجه به منطق اقتصاد در گسترش سازمانها بسيار اهميت دارد و نمونه های موفق قبلي از اقتصاد و هژموني سرچشمه گرفته اند. در ميان اعضاي سازمان، قدرت هژموني وجود ندارد. روسيه از نظر نظامي و چين از نظر اقتصادي قدرتمند هستند، اما فاقد وجه نرم افزاري لازم براي هنجارسازي و پذيرش آن از سوي ساير دولت ها هستند. ضمن اينكه،‌ كشورهاي چين، هند و روسيه رقابتهايي آشكار و پنهان با هم دارند.

ج) توجه به منطق « تسري عمودي و افقي/spill-over» و سير تدريجي فعاليت ها از كاركرد محدود به گسترده بسيار اهميت دارد.

د‌)​ حل مسائل دوجانبه كشورها اولويت اول آنها بايد باشد.

هـ) ​توجه به توسعه داخلي كشورهاي عضو مهم است. مثلاً چين مي تواند نقش موثري در كشورهاي كوچكتر مثل آسياي مركزي داشته باشد و هند و ايران نيز پتانسيل مهمي براي اين موضوع دارند.

هم ایران و هم سازمان همکاری شانگهای فرصتهای مهمی برای یکدیگر دارند. ایران بایستی از تنهایی راهبردی خود در معادلات جهانی و منطقه ای خارج شود و در نبود امکانی برای ایجاد و محوریت یک نهاد موثر خودی و عضویت برابر در یک اتحاد راهبردی، گزینه ای چون این سازمان می تواند راه میانه ای باشد. ما به ویژه در تحولات ماههای اخیر و مصوبات و بیانیه های سازمانهای شورای همکاری خلیج فارس، اتحادیه عرب و سازمان همکاری اسلامی این تنهایی را مشاهده نموده ایم. عضویت در این سازمان در تعارض با هیچ یک از اصول حقوقی و سیاسی کشور نیست و بلکه تجربه سال های اخیر و به ویژه فشارهای ایجاد شده از سوی عربستان و ترکیه در سه نهاد شورای همکاری خلیج فارس، اتحادیه عرب و سازمان همکاری اسلامی نشان می دهد که چگونه ابزارهای نهادی می تواند در دیپلماسی چندجانبه نقش موثری داشته باشد.

اما برای سازمان هم نقش ثبات آفرین و دولت ساز ایران و تجربیات مهم آن در کمک به صلح، ثبات و امنیت منطقه ای و مبارزه با تروریسم در دهه های اخیر یک فرصت مهم است که در گستره ای از خاورمیانه تا جنوب آسیا و آسیای مرکزی می تواند قابلیتهای این نهاد را افزایش دهد. مجموعه ظرفیتهای جغرافیایی، فرهنگی، اقتصادی و سیاسی ایران به گونه‌ای است که می‌تواند قابلیت‌ها و توانمندی‌های این سازمان را در همکاری و همگرایی منطقه‌ای افزایش داده و محور تعاملات و همکاری‌های تجاری و فرهنگی آسیایی را که از دو قرن پیش متروک شده است، بیشتر و بیشتر احیا نماید.

در عین حال باید دانست که این سازمان یک اتحادیه امنیتی و نظامی نیست و هنوز هم نمی توان آن را یک نهاد هم گرایی منطقه ای موثر دانست. اما چنانچه روند کنونی تداوم یابد می تواند نقش گسترده ای برای همگرایی منطقه ای و تحقق ابتکار امنیت آسیایی داشته باشد و برای جمهوری اسلامی ایران هم یک فرصت راهبردی تلقی می شود. (ادامه دارد) ...

 
دریافت متن کامل (PDF)

 
کد مطلب: 1395
مولف : دکتر جهانگیر کرمی