نویسنده: الكس وتنكا و ريچارد گيراگوسيان-ماهنامه شماره 2- مرداد 1384

روابط ايران وآذربايجان

تاریخ انتشار : يکشنبه ۵ ارديبهشت ۱۳۹۵ ساعت ۱۱:۲۶
Share/Save/Bookmark
 
روابط ايران وآذربايجان
 
ایراس: روابط ميان ايران و آذربايجان در 1991 وقتي كه آذربايجان به كشوري مستقل تبديل شد آغاز خوبي نداشت . تهران اميدوار بود با كشوري كه اكثر جمعييت آن را شيعه تشكيل مي دهد اتحادي طبيعي بر قرار كند اما خيلي زود با دولتي در باكو مواجه شد كه ايده ي جدايي آذربايجان ايران را در سر مي پروراند . ايجاد آذربايجاني بزرگ با پيوستن شمال و جنوب آذربايجان به يكديگر و مهم تر از همه اينكه رئيس جمهور آذربايجان يعني ابولفضل الچي بيك كسي نبود  كه ايران بتواند با او كنار بيايد.
 بر اين اساس تهران چاره ايي جز تحت فشار قرار دادن آذربايجان يا در بهترين حالت حفظ بي طرفي خود در درگيري ناگورنو ـ قره باغ  نداشت.
با روي كار آمدن حيدر علي اف در باكو اگر چه تاكيد از موضوع  آذربايجان بزرگ به تاكيد بر منافع ناشي از تقسيم درياي خزر تغيير كرده بود اما بهبود در روابط حاصل نشد . تقسيم درياي خزر براي ايران از نظر پرستيژملي با اهميت است ايران فكر ميكرد ميتواند با روسيه كنار بيايد و باقي كشورها هم  تبعييت كنند  اگرچه اين اتفاق نيفتاد اما حكومت ايران نميتواند به سهم 13 درصدي از خزر رضايت دهد و در مقابل دولتهايي مثل آذربايجان و تركمنستان تسليم شود.
ايران همچنين با مناقشه ارضي در خليج فارس روبرو ست و خط مشي ايران در خليج فارس حفظ آنچه قلمرو خودش ميداند بوده است . اگر تهران در موضع دفاع از قلمرو اش ضعيف ظاهر شود آسيب جدي خواهد ديد .
روند كلي ناسيوناليزم در ايران نشان مي دهد كه عملكرد تهران در مقابل اين دو مسئله حساس است و از دست دادن قلمرو ممكن است آن رابپيش ازپيش ضعيف سازد.
آذر بايجان اغلب ادعا داشته است كه ايران در جنگ آنها با ارمنستان به طور مستقيم همكاري داشته است و به طور كلي هر دو جناح موافق و اپوزوسيون در آذربايجان به نقش ايران در اين جنگ نگاهي منتقدانه داشته اند.
باكو با استمداد از تركيه و گسترش روابط با آمريكا سعي در منزوي ساحتن ايران در منطقه دارد و تهران به دليل غرب گرايي باكو مجبور بوده تا روابط دوستانه ايي با ايروان داشته باشد و اين حقيقت دارد كه روابط با تهران براي ارمنستان بسيار سودمند است . تجارت و همكاري در بخش انرژي  اين موضوع را مشخص ميكند .
باكو با كارت پان تركيسم خود بازي كر دو نه با كارت شيعه و اگر كادر رهبري در باكو با كارت شيعه بازي ميكرد و ايده آذربايجان بزرگ مطرح نمي شد موقعيت و موضع ايران در درگيري كاملا متفاوت مي بود.
اگر تجربه انچه پان تركيسم خوانده شد در دهه 1990( مصادف با مرگ تور گوت اوزال و مشكلات اقتصادي تركيه) ناكار آمد شد  اما حيدر علي اف و پس از او پسرش نيز روند تدريجي فاصله گيري از ايران و روسيه را دنبال كردند.
اين وضعيت انعكاس نا اميدي از تركيه بود اما همچنين  ا اين نگراني روز افزون در باكو وجود داشت  كه ايران ميتوانست به رژيم علي اف ضربه بزند اگر اين را به عنوان استراتژي اوليه اش انتخاب مي نمود.
بهترين نكته براي تبيين توانايي بالقوه تهران در تحريك گرايشهاي ضد رژيم آذربايجان ميتواند  پشتيباني و حمايت مالي ايران از بخش اسلامي آذربايجان  در حوادث سال 2002 در نارداران باشد.( جايي كه روستاييان با پليس و نيروهاي داخلي درگير شدند)
ـآيا ايران واقعا قصد صدور ايدئو لوژي خودش را دارد؟
اهداف ايران در جنوب قفقاز و آسياي مركزي  به حداقل رساندن خطرهاي امنيتي ضمن به حداكثر رساندن شانس نفوذ در بازارهاي جديد اقتصادي بوده است.
صدور اسلام در روابط ايران با كشورهايي كه در 1991 روي كار امده اند نقش حاشيه اي داشته است  و آذربايجان هم از اين قاعده مستثني نيست.
هرگاه تهران مجبور بوده  كه ميان اتحاد دنياي اسلام و منافع مادي خودش دست به انتخاب بزند از منظر رئاليستي به موضوع  نگريسته است و حتي به قانون اساسي خودش كه در ان صريحا ذكر شده : ـ ايران بايد هميشه براي همكاري و مساعدت با ملل ستمديده سراسر جهان بخصوص مسلمانان تحت ستم كوشش نمايد ـ بي اعتنا بوده است .
موضع بي تفاوت و نظاره گر ايران در بحران چچن و يا برخورد آن در برابر هند و موضوع كشمير قابل توجه است . هركس كه ادبيات راديكال سني را مطالعه كرده باشد به سرعت متوجه تفاوت مذهب سني و شيعه اينكه حكومت روحانيون شيعه عدم تمايل به عملگرايي و در عين حال تفاوت‌هاي مذهبي نشان مي‌دهند.
ايران هرگز برنامه ايي ايدئولوژيك براي تاثير و نفوذ در حوادث و اتفاقات آذر بايجان نداشته است . ايران تنها حركاتي براي پيشبرد منافعش داشته است بنابر اين اگر الهام علي اف  به بهبود روابط با تهران بپردازد نيازي ندارد كه از عمليات سازمان يافته ايران مثل تقويت نيروهاي اپوزيسيون بر عليه رژيم خودش هراسي داشته باشد .
آخرين موضوع راجع به ماهيت تكه تكه و چند بعدي فرايند تصميم گيري و سياست خارجي در ايران است.
بحث بر سر اين است كه عناصر افراطي در ايران ممكن است مستقل از وزارت امور خارجه عمل كنند كه اساسا در صدد  آسيب رساندن به رژيم هايي نظير انچه اكنون در آذربايجان است هستند و اين بخشي از بر نامه هاي مشخص آنهاست.
برآمد
ـ ايران به آمريكا و اهدافي كه پشت همپيوندي با باكو وجود داردمظنون است  . چرا  آمريكا از محمود علي چهرگاني و جنبش جدايي طلبانه جنوب آذر بايجان حمايت ميكند؟

ــ  آذري ها ي ايران به جمهوري آذربايجان به عنوان جايي كه در آن فساد بيشتري از ايران وجود دارد و استانداردهاي زندگي در سطح پايين تري وجود دارد نگاه مي كنند.به عبارتي تغيير در آذربايجان به سمت دموكراتيزه شدن ممكن است رويكردهاي سياسي در آذربايجان ايران را تغيير دهد.

 ــ  تمايز: ضد رژيم بودن يا تمايلات جدايي طلبانه؟ گرايش و شور مردم آذربايجان نسبت به شيعه و اسلام و ايران محال است به اين زوديها تغيير كند - اعتراض آذربايجان ايران نبايد جدايي طلبي فرض شود . اين بازتاب يك اپوزوسيون گسترده در دل يك نظام است نه يك جنبش جدايي طلبانه.

ـــ نيازهاي فوري ايران: ايران اكنون در شرق و غرب خود توسط نيروهاي نظامي امريكايي محاصره شده است و بسياري در تهران معتقدند كه مداخلات نظامي اخير واشينگتن در منطقه  همگي به منظور ضعيف كردن جمهوري اسلامي ايران بوده است در نتيجه ديدار اخير مقامات رسمي ايران از باكو با هدف كاهش خطرات احتمالي جنگ شمالي بوده است - بالاخره جمهوري اسلامي در ايران ترجيح مي دهد تا با يك دولت مستبد پيوند دوستي داشته باشد تا اينكه شاهد روي كار امدن يك نظام اصيل دموكراتيك در باكو باشد.
در اين باره توانايي ايران براي به تفاهم رسيدن با رهبري آذربايجان كاهش خواهد يافت و اين شايد دال بر شدت جدايي طلبي يا جنبش آذري در ايران باشد.

نویسنده: الكس وتنكا و ريچارد گيراگوسيان
 ترجمه: الهام حيدري

ماهنامه شماره 2- مرداد 1384
 
کد مطلب: 1161