نويسنده: مارك سميرنوف-ماهنامه شماره -1- تیر ماه 1384

آیا نظریه اوراسیایی آینده دارد؟

تاریخ انتشار : يکشنبه ۵ ارديبهشت ۱۳۹۵ ساعت ۱۱:۲۱
Share/Save/Bookmark
 
آیا نظریه اوراسیایی آینده دارد؟
 
ایراس: نظريه سنت‌گرايانه اورآسيايي كه در حال حاضر در كشورمان بسيار محبوب و متداول شده است، اوايل قرن 20 در روسيه به وجود آمد. پطر نيكلايويچ ساويتسكي (1968-1895)، دانشمند، اقتصاددان، جغرافي شناس و جامعه‎شناس روسي، بنيان گذار آن بود. ايوان ساويتسكي پسر وي كه تاريخدان و مؤلف كتبي در باره مهاجران روس در چكسلواكي است. در اين مصاحبه درباره ميراث پطر ساويتسكي كه سال‎هاي زيادي را در مهاجرت گذرانده و در پراگ در گذشت، توضيحات ارزنده‌اي داده است.
سئوال: چه چيزي اساس جنبش اورآسيايي را تشكيل داده بود؟
جواب: نظريه اوراسيايي بر خلاف جنبش‌هاي عقيدتي ديگر روسي قبل از انقلاب در روسيه شكل گرفته بود. كتاب امير نيكلاي تروبتسكوي تحت عنوان “اروپا و بشريت” كه قبل از انقلاب نوشته شده ولي فقط در سال 1920 در صوفيه به چاپ رسيد، به توسعه اين انديشه تحرك بخشيده بود.
اين كتاب بيشتر به اين موضوع اختصاص داشت كه جهان رمي-آلماني كه اكنون خود را “آتلانتيك“ مي نامد، همه فرهنگهاي ديگر را نابود مي كند. نمايندگان اين جهان فكر مي كنند كه اگر كسي به صورتي متفاوت با آن‎ها زندگي مي كند، اين وضع درست نيست. جهان غربي خود را به عنوان تمام بشريت تصور كرده و معتقد است كه همه جهانيان بايد از غرب الگو بگيرند. ولي تروبتسكوي به اين ادعاها جواب قطعي داد: “خير! هر فرهنگي اصيل و ارزنده است و فرهنگ بزرگتر يا كوچكتر وجود ندارد”.
اين موضوع در شرايط كنوني هم بسیار با اهمیت است. به همين دليل كتاب تروبتسكوي مي تواند بدون دخل و تصرف تجديد چاپ شود. در گذشته نه چندان دور اين كتاب را به زبان فرانسه ترجمه كردند ولي ترجمه آلماني آن بلافاصله بعد از چاپ اول انتشار يافته بود. تروبتسكوي مي خواست كه اوسوالد شپنگلر مقدمه كتاب او را بنويسد ولي به دليلي اين مقدمه نوشته نشد.
پدر من طي تقريظي درباره اين كتاب، به بحث در باره مسأله دفاع در برابر تجاوز فرهنگي غرب پرداخت. وي به اين نتيجه رسيد كه تنها آن كشورهايي كه چيزي براي درج در برابر فرهنگ غرب دارند مي توانند اين كار را بكنند. به عقيده پدرم، تنها فرهنگ اورآسيايي اين توانايي را دارد.
اگر اشتباه نكنم، در تقريظ وي براي اولين بار واژه “اورآسيايي” به وجود آمد و مقوله‌هاي اساسي اين نظريه تشريح شدند.
پدرم كه اقتصاددان و جغرافي شناس بود، روي نظريه اصالت جهان روسي از نظر اقتصادي و جغرافيايي كار مي كرد. وي اعتقاد داشت كه در اروپا مبارزه اساسي بين قدرت‌هاي دريايي ساحل آتلانتيك و كشورهاي واقع در مركز قاره جريان دارد.
بعداً دانشمندان به بررسي جوانب ديگر نظريه اورآسيايي پرداختند. تاريخدان گئورگي ورنادسكي، پسر آكادميسين ولاديمير ورنادسكي هم بر ويژگي دنياي روسي تأكيد مي كرد. وي در سال 1914 يا 1915 در مجله “انديشه روسي” مقاله‌اي تحت عنوان “بر خلاف جهت حركت خورشيد” منتشر كرد. در اين مقاله تأكيد شد كه تمدن روسي از غرب به شرق يعني از “غروب” به سمت “طلوع” جريان داشت در حالي كه جريان‌هاي مهاجرتي تمدن‌هاي ديگر از شرق به غرب حركت مي كردند. اين قاعده اساسي تاريخي از زمان جابجايي بزرگ اقوام تا حركت آمريكايي‌‌ها از ساحل شرقي به سوي “غرب وحشي”بود.
تأكيد مي كنم كه جنبه ديني، يكي از جوانب مهم نظريه اورآسيايي بود. به احتمال قوي اينها انديشه‌هاي پاول نوگورودتسف، انديشمند معروف و ساير متفكريني بود كه قبل از انقلاب مقالات خود را در مجموعه‌هايي چون “مسايل آرمانگرايي”، “از اعماق” و “مراحل” درج كرده بودند.
سئوال: آيا جنبه مذهبي، مهمترين جنبه نظريه اورآسيايي است؟
جواب: فكر نمي‌كنم. ابتدا اورآسيايي‌هايي كه هنوز از روسيه مهاجرت نكرده بودند، براي دين ارتدوكس نقش چنداني قايل نبودند. ولي آن‌ها در شرايط مهاجرت، دين ارتدوكس را عامل مهم متحد كننده نظريه خود دانستند. بديهي است كه مهاجران دنبال تكيه‌گاهي مي گشتند. دين ارتدوكس براي آن‎ها حكم اين گونه تكيه‌گاه را داشت. اين بود كه پيروان نظريه اورآسيايي به طرح انديشه ارتدوكس به عنوان ويژگي بارز رسالت ملت روس در جهان پرداختند. اين انديشه بايستي به اتحاد معنوي و فرهنگي فضاي اورآسيايي كمك كند.
سئوال: ولي چرا حتماً دين ارتدوكس؟ به اين دليل كه اين دين از تجربه ديرينه همزيستي با اسلام و بوديسم برخوردار است؟
جواب: حتماً همينطور است. براي مثال، در مدرسه مهاجران در پراگ علوم ديني با جديت تمام تدريس مي شد. من كه فقط دو سال در اين مدرسه تحصيل كردم، اين درس را داشتم. غير از ما، در مدرسه حدود بيست نفر كالميك هم تحصيل مي كردند كه مخصوصاً براي آن‎ها در مدرسه روسي بر اساس اصول اورآسيايي، مباني دين بودايي تدريس مي شد.
اين نشانه آميختگي اديان نبود بلكه يك نوع مسيحيت شرقي (ارتدوكس) بود كه در مرزهاي امپراطوري با اديان ديگر همزيستي مي كند، تسامح به خرج مي دهد و به ملت‌ها و مذاهب ديگر اجازه مي دهد كه توسعه يابند.
سئوال: دين و از جمله دين ارتدوكس، براي پدرتان كه يكي از نظريه‌پردازان مكتب اوراسيايي بود، چه معنايي داشت؟
جواب: جواب دقيق اين سئوال را نمي دانم. مادرم بسيار متدين بود. پدرم به صورت ظاهری دعا مي خواند. يقين ندارم كه او ايمان مذهبي عميقي داشته‌ باشد. او بيشتر نظريه‌پرداز جنبش بود.
پدر به سرگي اسقف پراگ (وابسته به حوزه مطراني اروپاي غربي مطران يولوگي) علاقه زيادي داشت. سرگي با تمركز كامل مراسم كليسايي را اجرا مي كرد ولي بعد از پايان مراسم عبادي به آدمي خنده‌رو، خوب و مهربان تبديل مي شد كه به راحتي مي شد با او صحبت كرد. او با كاتوليك‌ها و پروتستان‌ها معاشرت زيادي مي كرد. مي گويند كه در منزل وي كشيش‌هاي مذاهب مختلف جمع مي شدند و با هم گفتگوي دوستانه‌اي داشتند.
يك موضوع جالب را براي شما بگويم: اسقف سرگي پيش يك زن چك كه آوازه‎خوان تئاتر محلي بود، منزل اجاره مي كرد. اين زن هميشه مراقب آن بود كه او مبلمانش را خراب نكند. ولي بالاخره به قدري به او علاقه‌مند شد كه حتي خواست به دين ارتدوكس بگرود. ولي اسقف سرگي گفت: “نخير، شما در طول عمرتان كاتوليك بوديد و در دين كاتوليك بايد به آن دنيا برويد”.
اين برخورد اسقف سرگي با دين كاتوليك بود ولي در كل جنبش اورآسيايي نظر ديگري در اين مورد حكمفرما بود. پيروان اين جنبش اعتقاد داشتند كه مسيحيت شرقي از مسيحيت غربي بهتر و كامل‌تر است. لو كارساوين فرهنگ‌شناس معروف و گئورگي فلوروفسكي شخصيت روحاني، اين انديشه را به نحو متفاوتي تشريح مي كردند.
سئوال: آيا در روسيه معاصر مكتب اورآسيايي مي تواند احيا شود؟
جواب: فكر مي كنم كه اين كار اصولاً امكان‌پذير است ولو اينكه روسيه دوران سختي را طي مي كند و كشور روسيه در واقع وجود ندارد. در اين كشور همه چيز به هم گره خورده است و حتي نمي توان منطقه خالص روس‌نشين را جدا كرد. همه جا جمهوري‎هاي خودمختار به چشم مي خورند. جمعيت تاتار مسكو چقدر است و جمعيت روس قازان چقدر است؟ همه اقوام با هم مخلوط شده‌اند. فكر مي كنم كه اين اقوام و به خصوص روس‌ها بايد بفهمند كه در اين سرزمين نمي توان دولتهاي قومي را برقرار كرد.
گويا كنت پطر والويف به تزار الكساندر دوم گفته بود: “اعليحضرت! بايد فهميد كه شما تزار مسكو نيستيد بلكه امپراطور سراسر روسيه هستيد”. اگر به جاي “سراسر روسيه” كلمه “اوراسيايي” را بگذاريم، مكتب اوراسيايي مي تواند معني و مفهوم معيني پيدا كند. ولي در اين زمينه سئوالات زيادي باقي مانده است.
سئوال: به نظر شما، آيا دين مي تواند عامل اتحاد ملت‌هاي اورآسيا باشد؟
جواب: منازعات مذهبي مي توانند مصايب زيادي را به ارمغان بياورند. ببينيد در ايرلند شمالي چه مناقشه‌اي بين كاتوليك‌ها و پيروان كليساي انگليسي رخ داده است. اوايل سال‌هاي 1990 مناقشه وحشتناكي بين صرب‌ها و كروات‌ها رخ داد. من با وحشت مشاهده مي كردم كه آن‌جا دين در مقام اول قرار گرفته و به عامل نفاق و نه اتحاد تبديل شد. اكنون در جهان اسلام همين وضع مشاهده مي‌شود. لذا اتحاد ملت‌هاي امروزي اورآسيايي بر اساس دين را امكان‌پذير نمي دانم.
سئوال: آيا شما خود را پيرو نظريه اورآسيايي محسوب مي كنيد؟
جواب: نخير، با وجود اينكه براي بسياري از جوانب نظريه اورآسيايي ارزش قايلم، خود را پيرو اين نظريه محسوب نمي كنم.
 
نويسنده: مارك سميرنوف
ماهنامه شماره -1- تیر ماه 1384
کد مطلب: 1160